بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نکات کاربردی’

چیزی به اسم نقد سازنده وجود ندارد

در روزهای گذشته به شکل عجیبی درگیر ماجرای نقد بوده‌ام و به شکلی عجیب‌تر در بسیاری از سایت‌ها همزمان در مورد نقد مطالبی منتشر شد. جمعه شبی بود که  داشتم برنامه هفت رو نگاه می‌کردم. سیروس الوند به آقای فراستی (منتقد برنامه) خرده گرفت که انتقادهایی که می‌کنی مهر و محبتی درش نداره و این باعث می‌شه شخصی که اثرش رو آورده ارائه کرده انگیزه ادامه کار رو از دست بده.

بحث نقد سازنده و مخرب سال‌های ساله که مطرح هست و دست آخر هم معلوم نشده چه نقدی سازنده‌‌ است و چه نقدی مخرب و انگار این موضوع ادامه هم خواهد داشت. نقد جدای از اصول کلی‌اش بحث برداشت شخصی رو هم به‌همراه داره و نمی‌شه برداشت‌های شخصی رو از اون جدا کرد. به همین دلیل هست که افراد مختلف نسبت به یک اثر، یک فیلم مثلا، واکنش‌های مختلفی را نشان می‌دهند.

ادامه ی نوشته

۸ درس از اصغر فرهادی برای موفقیت در کسب و کار

۲۱ آبان ۱۳۹۰ ۱۱ دیدگاه

افراد موفق، فرای زمینه کاری، رویکرد متفاوتی نسبت به کار دارند. این گروه نکاتی را در کارشان مد نظر قرار می‌دهند که باعث می‌شود در جایگاه متفاوتی نسبت به دیگران بیاستند. اگرچه هرکدام از ما، آدم‌های متفاوتی با ویژگی‌ها و توانایی‌های متفاوتی هستیم. همانطور که انیشتین، دکتر حسابی، پروفوسور سمیعی، استیوجابز، بیل‌گیتس، علی حاتمی و هزاران آدم بزرگ یکتا هستند و مشابه ندارند، اصغر فرهادی و خود شما هم یکتا هستید و مشابه ندارید. اما همیشه توجه به نکات انگیزه‌های برای پیشرفت می‌دهند.

لازم به ذکر است که این نکات صرفا برداشت شخصی من از رویکرد کاری اصغر فرهادی است که از میان مصاحبه‌ها، گفتگوها و نقدها جمع‌بندی شده است.

۱- توجه به مبانی

اصغر فرهادی

اصغر فرهادی

آمادگی بازیگران در فیلم‌های فرهادی به سبک تئاتر است. در تئاتر دورخوانی و اتود زدن (بازی‌کردن موقعیت‌ها) یک تمرین پایه‌ای است برای رسیدن به نقش اصلی. کمتر پیش می‌آید که در سینما گروهی به این شکل برای رسیدن به نقش‌ها تمرین کند. توجه به مبانی بازیگری و توجه به ریشه‌های شخصیتی هر نقش باعث می‌شود که کاراکترهای منحصر به فردی در فیلم جلوی چشم تماشاگر جلوه کنند.

توجه به مبانی و اصول در هر زمینه کاری کمک می‌کند تا بتوانید خدمات و محصولاتی با کیفیت و البته با اصالت ایجاد کنید.

۲- فیلم‌سازی به مثابه راه‌اندازی یک کسب و کار جدید

اصغر فرهادی تاکنون فیلم‌هایی را کارگردانی کرده که فیلم‌نامه‌اش را هم خودش نوشته. فرهادی ایده را پرورش می‌دهد، طرح را می‌نویسد، فیلم‌نامه را آماده می‌کند، تیم می‌سازد و کار را شروع می‌کند. این روند تشابه زیادی با راه‌اندازی یک کسب و کار دارد. در واقع فرهادی مثل یک کارآفرین، از ایده تا اجرا و نتیجه درگیر تمام روال‌های کاری می‌شود و به جزییات اهمیت می‌دهد.

۳- توجه به جزییات

ممکن است ایده ساختن فیلمی در مورد دروغ به ذهن خیلی از کارگردان‌ها برسد اما چه اتفاقی می‌افتد که در بین همه این فیلم‌ها، چهارشنبه سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین تبدیل می‌شود به سه‌گانه‌ای ماندگار؟

پاسخ توجه به جزییات است. این جزییات است که باعث بروز تفاوت در یک کار با یک کار دیگر می‌شود. چه آن کار یک اثر هنری باشد و چه ایده راه‌اندازی یک کسب و کار. چه یک کارگردان توجه به جزییات را مهم بشمارد و چه یک متخصص فنی.

در تمام دنیا محصولات و خدمات مشابهی وجود دارد. اما توجه به جزییات در یک محصول یا خدمت عامل موفقیت آن می‌شود.

۴- جهان‌بینی

البته که جزییات بسیار مهم است اما نگاه به جزء از نگاه به کل سرچشمه می‌گیرد. نگاه کلی جهان‌بینی ماست. در فیلم‌های اصغرفرهادی با نوع نگاه کارگردان به دنیا آشنا می‌شویم. فرهادی در نقطه‌ای می‌ایستند و به دنیا نگاه می‌کند که شاید برای بسیاری تازگی داشته باشد. فرهادی یک نگاه کلی به دنیا دارد و بعد به جزییات بخشی از این دنیا می‌پردازد. این نوع نگاه ناشی از جهان‌بینی است.

جهان‌بینی در کار به ما کمک می‌کند تا فلسفه انجام کاری را به‌دست بیاوریم. این‌که چرا حرفی را می‌زنیم و چرا کاری را انجام می‌دهیم.

۵- قضاوت نکردن

جهان‌بینی به ما نوعی نگرش و نگاه را می‌دهد. به‌دست آوردن دید این تهدید را نیز با خود به‌همراه می‌آورد که ممکن است باعث شود که در مورد مسائل و آدم‌ها قضاوت کنیم و این قضاوت را به دیگران نیز عرضه کنیم. در فیلم‌های فرهادی چه کسی می‌تواند به جد بگوید که حق با چه شخصیتی است؟ فرهادی جهان‌بینی خود را دارد و جزییاتی را می‌بیند. اما قضاوت در مورد درست و غلطی موضوع را واگذار می‌کند به بیننده. او برشی از یک زندگی را نشان می‌دهد که آبستن اتفاقاتی است.

در کار و زندگی به شکل تکراری این اتفاق می‌افتد که به آدم‌ها و اتفاقات برچسب سیاه و سفید می‌زنیم و در مورد اونها قضاوت می‌کنیم. اما ممکن است اتفاق‌ها جنبه دیگری هم داشته باشند که از دید ما پنهان باشد. ماه نیمه‌تاریکی دارد که ما نمی‌بینیم. برداشت ما از یک موضوع دلیلی بر درستی آن و محق بودن ما نخواهد بود.

۶- ره‌بری و موفقیت گروهی

تفاوت کلاسیک مدیریت و ره‌بری که همیشه به آن اشاره می‌شود در این است که یک ره‌بر علاوه برمدیریت و کنترل وظایف، تعریف دورنما و ایجاد انگیزه در تیم برای رسیدن به هدف را نیز برعهده دارد. فرهادی تصویر کار مورد نظرش را برای بازیگران توصیف می‌کند و آنها را برای درک موقعیت آماده می‌کند. خواسته‌اش را واضح می‌گوید و حرکت بازیگران را اصلاح می‌کند. با این روش نه‌تنها بازیگران که کل عوامل فیلم می‌دانند که به چه نقطه‌ای می‌خواهند برسند.

۷- ایجاد فرصت

ممکن است از شرایط این‌طور به نظر برسد که نمی‌توان فیلمی با بعد جهانی ساخت، یا در این شرایط نمی‌توان کاری با کیفیت انجام داد. می‌توان پنداشت که اوضاع سیاسی و اقتصادی نامناسب است و همین موضوع دلیل کافی است برای این‌که حرکتی نکرد. می‌توان برای وجود ضعف‌ها و کاستی‌ها زمین و زمان را متهم کرد. اما فرهادی از تهدیدها و محدودیت‌ها استفاده می‌کند و روش خلاقانه‌ای را برای بیان موضوع مورد نظر خود پیدا می‌کند.

۸- دوری از حاشیه‌ها

بسیاری از افراد حرفه‌ای بزرگترین شکست‌ها را وقتی متحمل می‌شوند که خود را درگیر حاشیه‌ها کنند. وقتی درگیر بحث‌های لفظی می‌شوند و شروع به صحبت درباره دیگران می‌کنند. این افراد بزرگترین ضربه‌ها را وقتی می‌خورند که خود را درگیر جریان‌ها و بازی‌های عجیب و غریب می‌کنند. اما یک فرد حرفه‌ای – فرهادی – که رویکردش رسیدن به هدف است، خود را از حاشیه‌ها دور می‌کند و وارد بازی‌ها و درگیری‌های لفظی نمی‌شود.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

مشاوره شغلی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

Calibre ابزار مدیریت کتابخانه الکترونیک

۲۶ شهریور ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

به خانه پدری که می‌رم، کتابخانه‌ام همونطور که قبلا بود، هنوز هم هست. کتاب‌های زیادی داشتم که برای پیدا کردنشان مثل کتاب‌فروش‌ها دسته بندی مشخصی در نظر گرفته بودم. مثلا یک طبقه مربوط به ادبیات ایرانی بود، طبقه دیگر ادبیات خارجی، طبقه‌ای کتاب‌های فنی و … کتاب‌ها هم از هر نویسنده کنار هم بود. مثلا کتاب‌های کالوینو، شهریار مدنی پور، ریموند کارور و … با این دسته‌بندی دسترسی به کتاب‌ها برام خیلی ساده بود. اما وقتی پای کتاب‌های الکترونیک به‌میون اومد ماجرا کمی تغییر کرد. تعداد کتاب‌های الکترونیک که داشتم در زمان کوتاهی رشد زیادی پیدا کرد. در واقع دچار سندرم دانلود کتاب و نخوندن شده بودم. از طرفی دسته‌بندی فولدری کتاب‌ها هم خیلی کمکی نمی‌کرد چون جستجوی اونها سخت بود و بسیار اتفاق می‌افتاد که فراموش می‌کردم در زمینه خاصی کتابی دارم. ایبوک ریدر که خریدم مجبور شدم به شکل بهتری کتاب‌ها را مدیریت کنم. با کمی جستجو متوجه شدم که Calibre ابزار رایگانی برای ایجاد و مدیریت کتابخانه الکترونیک است.

Calibre چه ویژگی‌هایی دارد؟

Calibre مثل یک Media Player، تمام ایبوک‌های شما را مدیریت می‌کند. یعنی شما می‌توانید روی هارد خود یک مسیر برای Calibre مشخص کنید و این برنامه‌ بصورت خودکار بر اساس دسته‌بندی مشخصی (نام نویسنده) تمام ایبوک‌ها رو سازماندهی می‌کند. Calibre این کار را بر اساس متادیتاهای ایبوک انجام می‌دهد. متادیتا برای ایبوک اطلاعاتی است شامل نام نویسنده، ناشر، تاریخ نشر و …

وقتی یک ایبوک وارد Calibre می‌شود، یک تصویر برای روی جلد آن ساخته می‌شود. در نسخه آخر Calibre اطلاعات کتاب از سایت آمازون دریافت می‌شود و متادیتاها بروز می‌شوند. شما می‌توانید کتاب‌ها را توسط برچسب‌ها (Tag) دسته بندی کنید. یک کتاب می‌تواند چندین برچسب داشته باشد. این مشکلی است که در حالت عادی وقتی کتاب‌ها را با فولدر طبقه‌بندی می‌کنیم به ‌آن برمی‌خوریم. در طبقه‌بندی فولدری اگر موضوع یک کتاب گسترده باشد شما نمی‌دانید که کتاب را در چه فولدری قرار بدهید بهتر است. اما برچسب‌ها این موضوع را حل می‌کنند. شما حتی می‌توانید دسته‌بندی براساس نویسنده و ناشر هم داشته باشید که این امکان دسترسی به کتاب‌ها رو فوق‌العاده آسان می‌کند.

امکان دیگری که بسیار قابل اهمیت است، موضوع تبدیل کتاب‌ها برای ایبوک‌ریدرها است. شما می‌توانید کتاب‌ها را مثلا از فرمت PDF به فرمت EPUB که فرمت استاندارد ایبوک‌ریدرها است تبدیل کنید و البته این تبدیل می‌تواند براساس نوع کتاب‌خوان باشد. یعنی بسته به این‌که شما از نوک، آمازون کیندل، ایبوک‌ریدر سونی یا … استفاده می‌کنید می‌توانید نوع تبدیل را تنظیم کنید تا صفحات کتاب مطابق دستگاه مورد نظر تبدیل شود. Calibre حدود ۳۰ فرمت ایبوک‌ها را می‌شناسد.

Calibre تقریبا بیشتر ابوک‌ریدرها را می‌شناسد. به محض اتصال Calibre به کامپیوتر، این ابزار نوع دستگاه را تشخیص می‌دهد. شما می‌توانید از Calibre مستقیم کتاب‌ها را بر روی ایبوک ریدر خود منتقل کنید و Calibre لیست‌ کتاب‌هایی که منتقل شده‌اند را به شما نشان می‌دهد و آنها را از دیگر کتاب‌ها متمایز می‌کند.

امکانات Calibre هنوز تمام نشده! با نصب این ابزار، یک Web Server شخصی روی کامپیوتر شما فعال می‌شود و شما می‌توانید به کتابخانه خود از طریق وب هم دسترسی داشته باشید. البته به شرط انجام تنظیمات شبکه‌ای مناسب برای دسترسی از طریق وب.

Calibre برروی سیستم‌عامل‌های Windows، Linux و Mac OSx کار می‌کند. شما می‌توانید Calibre را بصورت پورتابل هم استفاده کنید.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

اگر علاقه‌مند هستید مطلب شما در این بلاگ منتشر شود از طریق فرم تماس اطلاع دهید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

۵ نکته کاری که می‌توان از “کلاه‌قرمزی” آموخت

۱۵ فروردین ۱۳۹۰ ۹ دیدگاه

در طول تعطیلات تنها برنامه‌ای که از تلویزیون تماشا کردم، کلاه قرمزی و پسرخاله بود. برنامه‌ای که برای هم سن و سال‌های من هم نوستالژی دوران کودکی و نوجوانی داره و هم این‌که همین حالا اجازه می‌ده دوباره احساس کودکی را تجربه کنیم. فکر نمی‌کنم کسی با موفق بودن این برنامه مخالفت داشته باشه. حتی اجرای ساده و بدون حاشیه ایرج طهماسب به‌عنوان مجری هم کاملا مناسب این برنامه است.

اما سوالی که در زمان دیدن این برنامه مدام از خودم می‌پرسیدم این بود که چطور چنین برنامه‌ای می‌تواند در طول چند سال موفق و موفق‌تر باشد. هر سال با رو کردن شخصیت‌های تازه و ایده‌های تازه، جذابیت‌های جدیدی به برنامه اضافه شده. پارسال پسرعمه‌زا اومد، امسال ببعی و فامیل دور. به نظرم می‌شه از این برنامه درس‌هایی گرفت و نکاتی را آموخت که در شرایط کاری ما هم تاثیر خواهد داشت:

۱- محصول (خدمات) خود را بشناسید

ایرج طهماسب و حمید جبلی با کلاه قرمزی به شهرت رسیدند و همین عروسک با این ویژگی‌ها را تبدیل به محصول خود کردند که این محصول در فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی عرضه شد.

۲- نوآوری داشته باشید

نوآوری الزاما به معنی خلق محصول جدید و شروع یک مسیر تازه کاری نیست. نوآوری حتی می‌تواند اعمال تغییرات هرچند جزیی در محصول (خدمات) پیشین یا تکمیل آنها با محصولات (خدمات) جدید باشد. در این برنامه محور اصلی همان کلاه‌قرمزی است اما اضافه شدن شخصیت‌های جدید، کلاه‌قرمزی را پررنگ تر می‌کند.

۳- روی نقاط قوت خود تمرکز کنید

بدون شک ایرج طهماسب و حمید جبلی طنز خاص خود را دارند. این را در فیلم‌هایی که با هم بازی کرده‌اند هم دیده‌ایم. این نوع طنز که بسیار ساده است از نقاط قوت آنهاست. توانایی صدا سازی حمید جبلی و توانایی مجری‌گری بسیار ساده ایرج طهماسب، از ویژگی‌هایی است که روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند و محصول (خدمات) خود را بر آن اساس ارائه می‌دهند. قرار نیست برای موفق بودن مثل دیگر آدم‌های موفق بود. فقط باید بر اساس توانایی‌ها کار کرد و ویژگی‌های منحصر به‌فرد را شناخت.

۴- برند شخصی خود را بسازید

ایرج طهماسب و حمید جبلی برند خود را ساخته‌اند. بیشتر از هرچیزی همه ما می‌دانیم که آنها در حوزه کودک فعالیت می‌کنند و عمده توانایی‌شان در این بخش است. و البته عروسک‌ها با آن صداها و حرکات محصول آنها است. وقتی قرار است برند خود را با موفقیت بسازید باید بتوانید پیام خود را واضح، بدون واسطه و با تداوم در طول زمان به مخاطب برسانید.

۵- یک‌بار در سال

شما می‌توانید یک‌بار در سال کاری را انجام دهید اما آن را درست انجام دهید. به نظرم نیاز به توضیح بیشتر ندارد.

در همین رابطه:

کلاه قرمزی پدیده نوروز ۹۰ است

کلاه قرمزی را دریابیم

——————————————————————————————————————————————

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

آیا می‌دانید در چه کاری بیشترین میزان موفقیت را کسب خواهید کرد؟

اگر قرار باشد تخصص و دانش شما محصول شما باشد، چطور آن را عرضه می‌کنید؟ آیا شما در جامعه کاری خود شناخته شده و صاحب اعتبار هستید؟

۷ ابزار غیرکامپیوتری که کارایی شما را افزایش می‌دهد

اگرچه نرم‌افزارهای زیادی برای نوشتن، مدیریت زمان وفعالیتها، بهتر فکر کردن و بطور کلی افزایش کارایی وجود داره اما ممکنه که خیلی‌ها معتقد باشند که هنوز هم ابزارهای غیر کامپیوتری می‌توانند بهتر کار کنند. استفاده از دفتر و خودکار و کاغذ هنوز هم ممکنه که کاربرد بیشتری داشته باشه. چند وقت پیش کتابی می‌خوندم در زمینه تهیه Presentation و نویسنده گفته بود: “در مرحله‌ای که می‌خواهید ایده‌های خود را شکل بدهید بجای اینکه درگیر جزییات ابزارها و نرم‌افزارها شوید، کامپیوتر لعنتی را خاموش کنید و ازش فاصله بگیرید و ایده‌هایتان رو روی کاغذ بیاورید.”

تجربه شخصی من می‌گه خیلی مواقع یک کامپیوتر روشن و متصل به اینترنت می‌تونه کارایی و روند تفکر شما را کاملا از بین ببره و به کشتن بده. ابزارهایی که معرفی می‌کنم، مواردی است که می‌تونه به افزایش کارایی و بهتر فکر کردن کمک کنه.

۱- استیکی نوت (Sticky Note)


اسمهای مختلفی داره، بهش Post-It هم می‌گن. به نظرم استیکی نوت یک ابزار کاملا جادوییه.  در رنگها و اندازه‌های مختلف وجود داره. تنوع این ابزار اینقدر زیاده که مثلا می‌تونید در فروشگاه هایپراستار در قسمت لوازم و التحریر انواع و اقسامش رو پیدا کنید. کاربردهای این ابزار اینقدر زیاده که نمی‌تونم توضیح بدم. شما می‌تونید فعالیتهای روزانه را روی آنها بنویسید و به هرجا که مایل هستید بچسبانید. می‌توانید یک جدول روی وایت‌بورد بکشید و از استیکی نوت برای قراردادن موضوعی در هر بخش از جدول استفاده کنید. مثلا لیست فعالیتها را داشته باشید به تفکیک شروع نشده، در دست اقدام و خاتمه یافته و بعد استیکی نوت‌ها را روی هرکدام از این بخش‌ها حرکت دهید. تفکیک رنگی می‌تواند خیلی وقت‌ها به تفکیک موضوعی هم کمک کند. مثلا برای موضوعی خاص از رنگی مشخص استفاده کنید. شما می‌توانید یک دیوار بزرگ را با استیکی نوت کاغذ دیواری کنید!

۲- دفتر یادداشت



استفاده از دفتر برای یادداشت برداری می‌تواند کمک بزرگی باشد. خیلی وقتها من دفترم را باز می‌کنم و شروع می‌کنم به نوشتن هرآنچه که به ذهنم می‌آید. می‌توان برای موضوعهای مختلف دفتر داشت یا با استفاده از استیکی‌نوتهای باریک بخش‌های مختلف را نشانه گذاری کرد. اینکه از چه نوع دفتری استفاده می‌کنید هم مهم است. دفتریادداشتهای کوچک جیبی می‌تواند همیشه همراه شما باشد تا اگر ایده‌ای یا موضوعی به ذهنتان می‌آید،‌ درجا یادداشت کنید. دفترهای بزرگتر معمولا دفترهایی است که کمتر همراه خودمان داریمشان. این دفترها می‌تواند برای نکته برداری، نوشتن ایده‌ها، یادداشت کردن نکات جلسات و مواردی از این دست استفاده شود. از آنجایی که این دفترها حاوی اطلاعاتی خواهند بود که ممکن است در طول زمان دوباره به‌کار بیاید، بهتر است که از دفترهای مقاوم استفاده کنید. پیشنهاد مشخص من دفترهای پاپکو مدل NB-620 است که جلد پلاستیکی و مقاومی دارد. من از دو سال پیش از این نوع دفتر استفاده می‌کنم و کماکان همه آنها را نگه‌ داشته‌ام. یک نوع دفتر هم پیدا کردم که مربوط به سری Dummies بود با عنوان Notebook for Dummies که اول از اینکه سری Dummies دفترچه یادداشت داره هیجان زده شدم و خریدم، اما بعد متوجه شدم که جنس کاغذش فوق‌العاده است. اما بزرگترین ایرادش اینه که جلد مقوایی داره.

۳- سررسید


یکی از ابزارهای پرکاربرد برای یادداشت براداری و ثبت فعالیتهای روزانه استفاده از سررسید است که بسیاری از آن استفاده می‌کنند. نکته مثبت سررسید اینه که شما می‌توانید هر موضوع را در تاریخ مرتبطش یادداشت کنید و با این قابلیت سیر تاریخی کارتان را هم کنترل نمایید. اما به چند دلیل سررسید ابزار مورد علاقه من نیست. اول اینکه معمولا سررسیدها به دلیل وجود اطلاعات اضافه در آنها بزرگ و حجیم و سنگین هستند. استفاده از سررسید به معنی پذیرفتن کار در قالب محدود سررسید است. شما می‌توانید دفتر را به هر شکلی که بخواهید طبقه بندی کنید و در آن بنوسید اما فرمت از پیش تعریف شده سررسید این امکان را از شما می‌گیرد. ضمن اینکه در صورتیکه مطالب شما برای یک روز بیش از یک صفحه شود در بسیاری از سررسیدها به مشکل برخواهید خورد. این درحالی است که شما می‌تونید بازه تاریخی مطالب را در دفتر خیلی راحت مشخص کنید.

۴- وایت بورد


به نظرم وجود یک وایت بورد در محل کار یک نقطه قوت است. شما می‌توانید آزادانه روی وایت بورد به هر شکلی که می‌خواهید بنوسید. بزرگ بودن فضای وایت بورد به شما این امکان را می‌دهد که فضای زیادی برای تبدیل فکر به متن و تصویر داشته باشید. همچنین استفاده از ابزارهای نشانه گذاری روی وایت بورد و چسباندن استیکی نوت روی آن در بخش‌های مختلف می‌تواند به شما انعطاف زیادی بدهد.

۵- شیشه


اگر اطراف شما شیشه وجود داره می‌تونید از اون مثل وایت بورد استفاده کنید. شیشه‌ هم کاربردی مثل وایت بورد داره و همون کارکرد رو می‌تونه داشته باشه.

۶- انواع نوشت افزار


وقتی قراره از روشهای غیرکامپیوتری استفاده کنید، ابزاری که با آن می‌نویسید هم بسیار مهم است. همیشه از نوشت افزاری استفاده کنید که دستتان با آن راحت باشد، زیاد سنگین نباشد و روان بنوسید (الزاما منظورم روان نویس نیست.) تجربه به من ثابت کرده که نوع نوشت افزاری که استفاده می‌کنید با جنس کاغذی که استفاده می کنید رابطه مستقیم دارد. مثلا روی نمونه دفترهایی که معرفی کردم روان نویس‌های Steadler که به اندازه مداد رنگی رنگ داره انتخاب خوبی است. استفاده از ماژیکهای Highlight هم بسیار کاربرد داره و می‌توان باهاش کارهای زیادی انجام داد.   نوع ماژیک وایت بورد هم بسیار مهمه. من تجربه خوبی در استفاده از ماژیک‌های Artline داشته‌ام.

۷- استارباکس


همه برای چیزهایی که نمی‌تونیم داشته باشیم حسرت می‌خوریم. یکی از حسرتهای من عدم وجود شعبه استارباکس در ایران است. در مورد استارباکس سعی می‌کنم در یک مطلب جداگانه توضیحاتی بنویسم. استارباکس در چند سال اخیر فعالیتهای زیادی کرده برای اینکه فروشگاه‌های خود را به محلی برای اجتماعات کاری تبدیل کند. بسیاری از افراد، جلسات کاری خود را در استارباکس برگذار می‌کنند. صندلی‌های راحت، محیط گرم، برخورد خوب فروشندگان همه باعث می‌شود تا شما ابزارهای خود را به یک شعبه استارباکس ببرید، قهوه مورد علاقه‌تان را سفارش بدهید و در کمال آرامش فکر کنید، کار کنید و ایده‌هایتان را گسترش دهید. در هر صورت ما که استارباکس نداریم اما کافی‌شاپهایی هستند که محیط مناسبی برای آرامش داشتن و فکر کردن در اختیار بگذارند.

——————————————————————————————————————————————

در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.

خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.

نکته هایی که کارآفرینی شما را در ۳۰ ثانیه متحول می کند

۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ۹ دیدگاه

وقتی ۶ مرداد روز ملی کارآفرینی باشه بعد فرداش توی تلویزیون، ایرانسل خودش رو کارآفرین برتر استان تهران معرفی کنه این سوال رو از خودت می پرسی که حتما من هم باید یه چیزی تو اندازه ایرانسل باشم که بتونم کارآفرینی کنم؟ بعد می مفهمی که حتما باید از آفریقای جنوبی اومده باشی، پشتوانه میلیارد دلاری داشته باشی و یک مجموعه عظیم دولتی داخلی کلی از سهامت روبخره. ایده نو و شخصیت کارآفرین و این چیزارو هم بریز دور. بهترین کارآفرینی اینه که بقالی بزنی تازه اون هم تو حلقه دریانی ها.

اما خیلی ناراحت نشین. این نکته ها رو اگر در نظر بگیرین در ۳۰ ثانیه کارآفرینیتون متحول میشه.

۱- یک شرکت چند ملیتی باشید که با خودتان تعداد زیادی نیروی کار وارد کنید و پستهایی هم برای نیروهای داخلی ایجاد کنید.

۲- ۵۱% از سهام خود را در اختیار یک مجموعه عظیم دولتی بگذارید.

۳- مجموعه ای از رانتها را در اختیار داشته باشید یا خودتون کلا رانت باشید.

۴- ایده های کوچک که ممکن است زندگی را بهتر کند ارزشی ندارند. بهتر است دلالی نوآورانه داشته باشید.

۵- باید در یک جشنواره مبلغ مشخصی بپردازید تا تندیس بهترین چیز رو به شما بدن. (این مورد کاملا واقعیه)

۶- ممکنه بخاطر گل فروشی سرچهار راه از شما بعنوان کارآفرین برتر تقدیر شود. خیلی حساب و کتاب نداره امیدتون رو از دست ندید.

۷- بیشتر از اینکه کارآفرین باشید باید بتوانید در مورد کارآفرینی فلسفه بافی کنید و آن را یک طرح ملی و عظیم معرفی کنید.

۸- چه معنی داره تو فضای اینترنت بخوای کارآفرینی کنی. اصلا کارآفرینی رو چه به این قرطی بازیا. اینترنت مال چت این دختر پسرای از خدا بی خبره که حتما تا چند وقت دیگه کلا جلوشو می گیریم.

۹- همیشه رو کمک بانکی حساب کنید ولی بعد از سالها دوندگی.

۱۰ – کلا کارآفرینی رابطه مستقیم با TRIZ داره. کارآفرینی بدون TRIZ بی معنیه. بعد که TRIZ رو یاد گرفتی می تونی ادعا کنی که مدرک کارشناسی ارشد کارآفرینی از بهترین دانشگاه رو داری بعد بری بازار ایده هات رو تو کسب و کار پدرت پیاده کنی و گند بزنی به اکوسیستم بازار.

۱۱- کتابهای تحلیل شخصیت بر اساس ماه تولد بخونید تا بتونید منابع انسانی رو بخوبی مدیریت کنید. (این مورد رو در بعضی دوره های کارآفرینی درس دادن)

۱۲- سازمان فنی حرفه ای متولی جشنواره کارآفرینی بوده. می تونی از اونجا یه مدرک خال جوش زنی بگیری و بعنوان کارگر بری کانادا یا همینجا بمونی تا یه روزی بعنوان کارآفرین برتر انتخاب بشی یا کلا بیخیال شبها فارسی وان ببینیم و جوجه بزنیم بیشتر حال میده.

——————————————————————————————————————————————

در قسمت بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

در ووزلای فناوری می توانید من را دنبال کنید و از اخبار مربوط به Thecoach.ir مطلع شوید.

بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.

خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.

دسته هاکارآفرینی برچسب ها:

چرا شرکتهای ایرانی بلاگ ندارند؟

۲۷ بهمن ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت سوم: مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت چهارم: اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

برای اینکه به سوال موضوع این مطلب پاسخ بدم می خواهم که کمی فکر کنید و خودتان را ببرید به زمان تحصیلتان در دوره دبیرستان، راهنمایی یا حتی دبستان. بعد یاد زنگهای انشا بیافتید. آیا اصلا همچین درسی داشته اید؟ آیا زنگهای انشا جزو زنگ تفریح حساب نمی شد؟ آیا برای اینکه انشا بنویسیم از هرجایی سعی می کردیم مطالب را کپی کنیم یا در آخرین لحظه ها، وقتی که زمان زیادی تا شروع کلاس باقی نمانده بود هرچیزی که به کله مان می زد را می نوشتیم؟ بعد بیاید در دوره دانشگاه. وضعیت نوشتن تحقیقها و ارائه مطالب و پروژه ها چطور بوده؟

واقعیت اینست که نوشتن را باید جزو آموخته های یک فرد دانست. در واقع نوشتن، فرقی نمی کند که در زمینه ادبیات باشد یا مطالب فنی، درباره هر موضعی که بخواهید بنویسید باید توانایی  و دانش این کار را داشته باشید. باید بتوانید که افکارتان را در غالب کلمات روی کاغذ بیاورید. باید بدانید که نوشتن هم زمان دوباره یادگیری است. نوشتن مثل بسیاری از کارهای دیگر از روی علاقه و داشتن شور و هیجان این کار شکل می گیرد. شخص باید عقیده داشته باشد که نوشتن مفید است هم برای دیگران و هم برای خودش.

این مقدمه را گفتم تا پاسخ را در موارد زیر بررسی کنم:

۱- کسی برای نوشتن نیست: با توجه به مواردی که گفتم در بسیاری از مواقع کسی وجود ندارد که بتواند در شرکت بنویسد.

۲- بلاگ جای خاطرات شخصی است: شاید وقتی اسم از بلاگ بیاورید بسیاری گمان کنند که منظور همان سایتی است که قرار است در آن از خاطرات و غم و غصه ها و دلمشغولی ها بنویسید. در واقع بسیاری تصور نمی کنند که بلاگ یک نوع ابزار ارتباطی نوین است که می تواند کاربردهای دیگری غیر از مقاصد شخصی هم داشته باشد.

۳- کمبود وقت: معمولا درگیر بودن با کارهای روزمره بهانه خوبی است تا به فعالیتهای دیگر که می تواند مکمل کار ما باشد نرسیم. معمولا در طول روز وقت نمی سازیم چون اصولا وقت را مصرف می کنیم.

۴- هویت شرکتی: اگر شرکت و افرادش دارای هویت نباشند، از دل چنین شرکتی هیچگاه بلاگی متولد نخواهد شد. به شرکتهای ایرانی نگاه کنید! کمتر شرکتی است که یک برچسب مشخص بخاطر ویژگی هایش داشته باشد.

۵- انگیزه: یک نفر که مسئول نوشتن در بلاگ شرکت می شود اول این سوال را می پرسد. من که سرم به اندازه کافی شلوغ هست. اینجا بنویسم که چی؟ این سوال را خودتان باید جواب بدهید.

۶- حقیقت: حقیقت اینه که معمولا در بازار کار، شرکتها اینقدر درگیر فعالیت برای بقا هستند که فرصت پرداختن به نوآوری را ندارند. حقیقت بعدی اینه که چه بخواهیم و چه نخواهیم هنوز خودمان به آن اندازه از بلوغ نرسیده ایم که بتوانیم سطح توقع مخاطب را بالا ببریم. بازار کارمان آنقدر رقابتی نیست که ما را وادار کند از هر روش نوینی برای جذب بیشتر مشتری  و مخاطب استفاده نماییم در نتیجه پایبند روشهای سنتی می مانیم.

۷- حقیقت آخر: یک حقیقت دیگر هم وجود دارد و آن هم اینست که در کشورهای پیشرفته ارزش اطلاع رسانی از طریق اینترنت به اندازه ارزش اطلاع رسانی از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه است. به این دلیل که عموم مردم از اینترنت به عنوان رسانه استفاده می کنند. اما در ایران با توجه به ضریب نفوذ اینترنت و سن مصرف کنندگان اینترنت شرکتها با مخاطبین کمتری روبرو خواهند بود. اگرچه نکته باریکی اینجا وجود دارد و آن اینکه همان مخاطب محدود خود می تواند عامل انتقال بسیار موثری به جامعه ای بزرگتر از مخاطبان باشد.

موارد دیگری( حقایقی) اگر هست شما اضافه کنید. تمام نظرات در مورد این مجموعه مطالب در یک مطلب دیگر منتشر خواهد شد.