در جمعی از دوستان بودم و درباره‌ی دوره‌های آموزشی‌ام و مشاوره‌ها صحبت می‌کردیم و بحث‌های مختلفی شکل گرفت. موضوع از نوع زبان و ارائه من شروع شد و به نحوه ارائه خدماتم رسید. از جمع که جدا شدم کماکان ذهنم مشغول بحث‌‌ها و فیدبک‌ها بود. به‌فکرم رسید که من هرگز درباره کارم به‌شکل مشخص بازخوری از شما نگرفته‌ام. البته همواره دوستانی بوده‌اند که در کامنت‌ها و یا با ایمیل نکاتی را گفته‌اند. اما این‌بار فکر کردم سوالاتی را مشخص کنم و از شما بپرسم. همواره در این وبلاگ اینطور بوده من چیزی را بنویسم و سعی کنم نکته‌ای را به شما یاد بدهم. اما لطفا این‌بار جاهایمان را عوض کنیم. می‌خواهم شما به من بگویید و من یاد بگیرم. دانستن پاسخ‌ سوالات زیر برایم ارزشمند است.

قبل از رسیدن به سوالات درباره ساختار آنها هم بد نیست توضیح بدهم. من به‌شکل واضح و مستقیم نخواستم که من را نقد کنیم یا ضعف‌هایم را بنویسید. احتمالا اگر از دنبال کنندگان نوشته‌هایم باشید می‌دانید که مطالب مختلفی درباره رویکرد مثبت داشتن به حل مسائل نوشته‌ام. ترکیب این سوالات هم براساس همین رویکرد است. سوال اول مشخصا درباره زبان ارتباطی من است. در سوال دوم می‌خواهم بدانم ارزشمندی‌های کارم چیست که آنها را با قدرت بیشتری تقویت کنم و در سوال سوم به ضعف‌ها پرداخته‌ام و می‌خواهم بدانم اگر قرار باشد کیفیت بالاتر رود به چه نکاتی باید توجه کنم.

پیشاپیش از زمانی که صرف می‌کنید و پاسخ می‌دهید بسیار ممنونم.

به‌نظر شما زبان نوشتن و صحبت کردن من شفاف و رسا است؟ آیا من ساده و قابل درک صحبت می‌کنم و می‌نویسم؟

در طول زمانی که با این وبلاگ، من و خدماتم آشنا شده‌اید، ارزشمند‌ترین نکته‌ای که برایتان وجود داشته چه چیزی بوده؟ چه‌چیزی را درباره من و کارم ارزشمند می‌دانید؟ مهمترین تاثیری که پذیرفته‌اید چه بوده؟

اگر بخواهم با کیفیت بهتری نسبت به آنچه که هست این وبلاگ را داشته‌ باشم و خدماتم شامل کوچینگ، مشاوره‌ها و آموزش‌هایم را ارائه بدهم به‌نظر شما باید به چه نکاتی توجه کنم و چه خلاء‌هایی را باید پوشش دهم؟

Showing 0 comments
  • مصطفي كنعاني
    پاسخ

    – به‌نظر شما زبان نوشتن و صحبت کردن من شفاف و رسا است؟ آیا من ساده و قابل درک صحبت می‌کنم و می‌نویسم؟
    *من شايد كمتر از يكسال باشه كه دِكُوْچ دات آي آر رو وارد بوكمارك هام كردم .يكي از سرگرمي هاي من خوندن آرشيو مطالب شما و گزاره هاي علي نعمتي شهاب هستش وبه شخصه الان تأثيراتش رو توي زندگي شخصي و حرفه ايم حس مي كنم!در مورد زبان نوشتارتون هم اتفاقا دوسه روز قبل داشتم به اين موضوع فكر ميكردم و بررسي مي كردم انواع لحن هاي منابعي رو كه اين روزها بررسي مي كنم توي دنياي مجازي،نميدونم شايد به خاطر شنيدن چندين و چندباره پادكست هاتون و صحبت رودررومون باشه كه خيلي شبيه به گفتار روزمرتون ارزيابي ميكنم لحن نوشته هاي شما رو.و ازونجايي كه بسيار شيوا ميدونم بيانتون رو(كه شايد تأثيرات همون دوران تئاترتون باشه)شخصا معتقدم حق مطلب مدنظر ذهنتون رو خوب ادا مي كنيد.

    – در طول زمانی که با این وبلاگ، من و خدماتم آشنا شده‌اید، ارزشمند‌ترین نکته‌ای که برایتان وجود داشته چه چیزی بوده؟ چه‌چیزی را درباره من و کارم ارزشمند می‌دانید؟ مهمترین تاثیری که پذیرفته‌اید چه بوده؟
    *اينكه به نظرم شما تونستين توانمندي ها و نقاط ضعف و فرصت ها و تهديدهاي(swot)شخص امير مهراني رو بشناسين و البته تو اين مرحله متوقف نشديد و به دنبال آرمان و ايده آلتون و به اصطلاح passion زندگيتون رفتيد.
    در مورد مهمترين تأثيري هم كه من گرفتم راستش نميدونم دقيق!شايد بشه گفت بيشتر دقت كردن در احوالات شخصيم!قبلن هم دقت ميكردم ولي داره كم كم هدفمندتر ميشه روش كارم!و اين باعث يه اتفاق بزرگ ميشه:احترام گذاشتن بيشتر به خودم!

    -اگر بخواهم با کیفیت بهتری نسبت به آنچه که هست این وبلاگ را داشته‌ باشم و خدماتم شامل کوچینگ، مشاوره‌ها و آموزش‌هایم را ارائه بدهم به‌نظر شما باید به چه نکاتی توجه کنم و چه خلاء‌هایی را باید پوشش دهم؟
    *احساس ميكنم همونطوري كه قبلن هم گفتم به خودتون،به نظرم اون استقبالي كه ازين برنامه و مطالب و دوره ها بايد بشه نميشه بين طيف افراد كمتر از بيست و پنج سال!بخصوص كه زياد ديدم مواردي رو در سطح دانشگاه و قشر دانشجو كه خيلي اقبال و روي خوشي نشون نميدن به اين مباحث،در حالي كه به زعم من مشكل قشر گسترده اي از افراد در اين دوره سني،عدم شناخت مناسب از خود و راه هاي بهتر كردن خود در همه جنبه هاي زندگي هستش!گواه اين حرفم هم ميشه ميانگين سني افراد شركت كننده در دوره هايي كه تا حالا برگزار كردين.
    البته اين ديدگاه هم ميتونه وجود داشته باشه كه آدم تا خودش چيزي رو نخواد و نسبت به مسأله اي احساس نياز پيدا نكنه نميشه خيلي كار خاصي براش انجام داد و شايد لازمه اين احساس نياز پيدا كردن رسيدن به يك كف عددي باشه براي سن افراد و انسان بايد خودش برسه به اين مطلب كه آيا راهي كه داره ميره هموني هستش كه بايد بره يا نه؟در جواب اين نگرش هم من ميگم عليرغم اعتقاد قلبيم به اصل”ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازس” فكر ميكنم بايد مواظب غلبه تفكر “آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه صدوجب” باشيم كه هرچقدر سن بالاتر بره احتمال تاثيرگذاريش بيشتر ميشه اتفاقا!و چه بهتر كه سعي بشه طوري برنامه ريزي صورت بگيره كه استقبال از خدمات كوچينگ و مشاوره ها و آموزش هاي شما از سنين كمتري صورت بگيره!ةفعان همينا به ذهنم رسيده 🙂

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      ممنونم مصطفی‌جان بابت زمانی که گذاشتی و نوشتی.

    • shima shahraz
      پاسخ

      -حتما یادتون میاد که گفته بودم من داستان می نویسم،و خودم طرفدار نوشتن و نویسندگانی هستم که به زبان هر چه ساده تر می نویسن،شما سر کلاس ها هم همین طور هستین،حتی وقتی حس کنین کسی متوجه حرفهاتون نشده باز هم ساده تر و البته با مثال زدن توضیح میدین که به نظر من باعث می شه اون مطلب بهتر توی ذهن بمونه
      -در مورد شما قبل اومدن به جلسه ی معارفه تعریف هایی از همکارم (نیلوفر نوید) شنیده بودم،به من درباره ی تاثیر گذاریتون روی آدم،و اینکه فن بیان قوی دارین،گفته بود اما من هنوز دو دل بودم که یعنی این اون چیزیه که بتونه به من کمک کنه بتونم بفهمم توی زندگیم کجا وایستادم،خودمو بشناسم,,,
      و واقعا شما اولین کسی بودید که به قول نوید خیلی از چیزهایی رو که شاید خودم می دونستم رو یک جوری -برای من لااقل-باز کردید،یه راهنمایی هایی کردید که هیچ کس دیگه نمی تونست !
      من یکی فهمیدم که قبل از این می بایست دنبال یک مربی می گشتم،که چه خوب با شما و کلاس ها آشنا شدم و البته ناراحتم که نیمه کاره مونده !!
      به نظر من کاری که شما می کنید تعریف کاملی از یک مربی،یک راهنما(و خب گاهی یک مشاور)هست.چیزی که توی ایران ما خیلی کم می بینیم و تعریف درستی ازش وجود نداره؛آموزش ها،راهنمایی ها و تست های شما یک امتیاز بزرگی به نظر من داره و اون اینه که هیچ چیزی تحمیلی به اجبار نیست؛همه چیز آروم آروم برای ما روشن میشه و بستگی به خودمون داره که چطور ازشون استفاده کنیم
      -به نظر من مسیری که طی می کنید برای شناسوندن خودتون و فعالیت هاتون خیلی خوب هست اما کم !
      یعنی فکر می کنم و حتی اطمینان دارم که خیلی از هم سن و سال های من هستن که به جای دکتر روان شناس و روان پزشک و کلاس های چرت و پرتی که می شنوم میرن به کسی مثل شما،به یک راهنما احتیاج دارن،چون آموزه ها و راهنمایی هاتون مجموعی از چند علمه!
      اما حس می کنم تبلیغات شما کمه !
      مثلا برای برگزاری کلاس ها،یا همایش ها و…
      فکر می کنم در حد ارایه ی کار شما نیست !
      به نظر من شما جاهای دیگه هم باید کلاس ها رو برگزار کنین (منظورم همین داخل تهران و اطراف اون هستش)
      فکر می کنم کوچک ترین کاری بود که از دستم بر میومد مربی 🙂

  • لیدا
    پاسخ

    آدما همیشه با یه مشخصه خاص تو ذهن دیگران میان که توی همون لحظه ی خاص آدم خود به خود به یاد اون شخص میفته.بنظرم این ویژگی بارز اون فرد رو نشون می ده در مورد شما من یه ویژگی بارز رو کاملا متوجه شدم اونم توجه به زمان حاله.لحظه ای که توش هستید رو خیلی خوب بهش توجه می کنید. ما خیلی از وقتا چشممون داره می بینه اما اصلا توی اون لحظه حضور نداریم.من خیلی دارم روی این موضوع تمرین می کنم هر سری خود به خود یاد شما میفتم آقای مهرانی شما خیلی توی این قضیه قوی هستید بهتون تبریک می گم.

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      ممنون جالب بود برام این موضوع. شاید به‌خاطر اینه که حضور داشتن دغدغه‌ام است.

    • shima shahraz
      پاسخ

      من دقیقا صحبت لیدا خانم رو قبول دارم
      و باید بگم روی من هم این تاثیر رو گذاشتین
      البته هم شما هم اتفاقی که از لحاظ جسمی برام افتاد !!

  • مینو
    پاسخ

    سلام. ممنون از اینکه فیدبک می گیرید.
    سوال اول: بله، به اندازه کافی رسا و قابل فهم هست و با اینکه همیشه آدم منتقد و ریزبینی هستم واقعا چیز خاصی به ذهنم نمی رسه. کاملا بیان خوبی دارید.
    سوال دوم: من 93 توانمند رو دنبال می کردم و واقعا برام کمک کنند بود. پادکست ها رو گوش کردم و ازشون نوت برداشتم و برام فوق العاده خوب و اثربخش بود. مطالب سایت رو درباره کارآفرینی هم دنبال می کنم ولی اثرگذارترینش همون پادکست بود که توصیه میکردین به پرسیدن سوالهای امکان محور و … به من واقعا کمک کرد و در حال یک شروع جدید هستم.
    سوال سوم: واقعا من ضعف بخصوص و چشمگیری ندیدم. فقط خیلی به انرژی مثبت نیاز داریم همیشه. امیدوارم این توی نوشته هاتون باشه همیشه.
    خوشحالیم، از بودنتون و نوشته هاتون. ممنون و خدا قوت 🙂

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      سپاس از لطف شما. به‌نظرتون اگر قرار باشه این محتوا به دست افراد بیشتری برسه چه‌کارهایی می‌شه انجام داد؟ مثلا چه‌چیزی ممکنه شما رو ترغیب کنه که پادکست‌ها یا مطالب مفید برای خودتون رو با دیگران به اشتراک بگذارید؟

  • سجاد محمدی نیا
    پاسخ

    زبان نوشتن و صحبت کردن شما شفاف و رسا است 🙂 از زمان آشنایی بنده با وبلاگ شما 10 دقیقه هم نمی گذرد اما در این مدت کم پشتکار و توانایی شما رو از بدو ورودم به وبلاگ حس کردم 🙂

  • بهناز
    پاسخ

    به نظرم زبان نوشتنان رساست اما می تواند رساتر باشد. خودم جذب مطالبی می شوم که زبان خودمانی تری داشته باشند. به نظرم یک مقدار از نثر سنگین و ادبی استفاده می کنید که خواندن را کند می کند. مقدمه چینی های اکثر پست هایی که در این سایت هست، یه خورده طولانی هست.
    ارزشمند ترین نکته ای که از مطالب شما و شخصیت شما یادگرفتم همان یادگرفتن نحوه ی هدف گذاری و کوله پشتی بود. به نظرم بهترین قسمت سایتتان از وقتی که با شما و سایتتان آشنا شدم همان پادکست های کوله پشتی بود که خیلی دوست داشتم و برایم مفید بود. به نظرم بهترهست مطالبی را که می گذارید به نوعی خواننده را با آن درگیر کنید. مثلا از خواننده ها بخواهید کاری را انجام دهند و نتیجه اش را به شما بگویند. پادکست های صوتی تان را بیشتر کنید. چون به نظرم جذابتر و متفاوت تر از نوشتن در وبلاگ هست.وبلاگ را همه می نویسند اماکمتر کسی می تواند یک پادکست درست درمون و خوب و پرفایده بیرون بدهد و به نظرم شما از همان کسانی هستید که می توانید در این زمینه پیشرو باشید. راستی بهتر هست که قسمتی برای پاسخ گویی به سوالات مخاطبان ایجاد کنید و هر از گاهی به یک سوال پاسخ داده و در وبلاگ بذارید تا بقیه هم استفاده کنند. زمینه ی کاری خودتان را مشخص تر و واضح تر معرفی کنید. من اعتراف می کنم که از فروردین امسال مخاطب شما بوده ام اما هنوز دقیقا نفهمیده ام شما در چه زمینه ای کوچینگ انجام می دهید و … .نمیدانم شاید مشکل از بی دقتی من هم باشه. :))

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      خانم بهناز واقعا ممنونم که خیلی شفاف توضیح دادید. در مورد نثر من فکر می‌کنم حق با شما باشه. شاید این تاثیر مدت‌ها درگیر نوشتن ادبی بودنم باشه. شاید کمی طولانی بودن و مقدمه چینی هم بابت وسواسی باشه که من دارم در این‌که سعی کنم مخاطب رو عمیق‌تر با موضوع روبرو کنم که قبول دارم برای مخاطبی که علاقه‌مند هست به‌سرعت به نتیجه برسه حوصله سربر می‌شه. امیدوارم که بتونم پادکست‌ها رو در قالب درست و موثر بیشتر ارائه بدم. در مورد خدمات کوچینگ هم دلیل این‌که شما براتون واضح نبوده این بوده که من به‌وضوح تعریفش نکردم و خوب مجموعه‌ای از دلایل برای این موضوع وجود داشته. اما الان نمی‌دونم صفحه کوچینگ در منوی بالای سایت رو کامل مطالعه کردید یا نه. اونجا توضیح کامل دادم. اگر فکر کردید که گنگ هست اطلاع بدید که هم من اصلاحش کنم و هم به‌شما بیشتر توضیح بدم. سپاس.

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      در مورد سوالات خوانندگان فراموشم شد بگم که قبلا چنین مکانیزمی در وبلاگ وجود داشت اما به‌دلیل مشغله من مجبور شدم متوقفش کنم. اما برای هفته آینده درباره چگونگی ارسال مجدد سوالات مطلبی می‌نویسم و توضیح می‌دم.

  • Shaghayegh
    پاسخ

    به‌نظر شما زبان نوشتن و صحبت کردن من شفاف و رسا است؟ آیا من ساده و قابل درک صحبت می‌کنم و می‌نویسم؟
    To me, the answer is YES.
    Most of your addressed are the same range of age, education and culture.
    Do you want to broaden your audience? Then you have to reach different classes and see how you fair.

    در طول زمانی که با این وبلاگ، من و خدماتم آشنا شده‌اید، ارزشمند‌ترین نکته‌ای که برایتان وجود داشته چه چیزی بوده؟
    Believe is a very strong concept, our beliefs rules us and make us persons that we are. To change someone’s genuine belief may be impossible. But the thing most people don’t realize is that belief changes with point of view. You my “Sensei” change the point of view, in that sense you sculpture a new being with all the potential and powers that it holds.
    چه‌چیزی را درباره من و کارم ارزشمند می‌دانید؟
    While I may not subscribe to any deity, I do find Consciousness of the universe appealing. I believe each of us much like a drop of water make the ocean. In that sense the most significant aspect of your work is that enrich consciousness by teaching self-awareness and seeking.
    مهمترین تاثیری که پذیرفته‌اید چه بوده؟
    I remembered what a powerful thing is to yearn to desire to want! And what a drive is to dream.
    So thank you for fanning the fire under the ashes.

    اگر بخواهم با کیفیت بهتری نسبت به آنچه که هست این وبلاگ را داشته‌ باشم و خدماتم شامل کوچینگ، مشاوره‌ها و آموزش‌هایم را ارائه بدهم به‌نظر شما باید به چه نکاتی توجه کنم و چه خلاء‌هایی را باید پوشش دهم؟
    There are a lot of gender differences as much we have in common there are whole lot that we do not have in common. We did not evolve to have the same brain and there are vast universe of gender difference in the brain.
    Because female parts of the brain are better connected women tend to be web thinkers, we tend to collect more pieces of the data when we think and put them into more complex pattern see more options and outcome hence being contextual, holistic thinkers.
    Men tend to get rid of what they regard extraneous, focus on what they do and move it on more step by step thinking pattern. Maybe the reason that you cannot pierce shells of some of our classmates is these differences.
    What I really want to say is you would benefit from collaboration with female version of yourself.

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      ممنونم خانم شقایق. در مورد بخش آخر می‌شه شفاف‌تر توضیح بدید؟

  • mehdi
    پاسخ

    سلام
    اول به خاطر تمام چیزهایی که از شما یاد گرفتم سپاسگزارم.
    جواب سوال اول:
    به نظرم شما در نوشته هایتان لحن رسمی تری دارید تا در فضاهای رو در رو. چرا این اتفاق می افتند نمی دانم؟! سبک نوشتاری شما کاملا امروزی ست. جملات کوتاه. پاراگراف هاکوتاه و بدون تشبیهات و استعاره های پیچیده و در یک کلام ساده.
    اما انچه در سایت می خوانم گاهی اوقات بوی معلمی می دهد، اگر چه می فهمم که سعی شده با زیرکی به یک تجربه شخصی پیوند بخورد تا بوی مربی گری بگیرد، اما گاهی اوقات نمی شود. شاید به نظر بی ربط برسد اما کتاب مستطاب آشپزی نوشته نجف دریابندری الهام بخش من در نوشتن برای کار خودم بوده، شما هم بچشیدش. به نظرم در انتقال مفاهیم کاملا رسا و قابل مفهم می نویسید. اما گاهی اوقات در جلسات حضوری حوصله ام سر می رفت. تقریبا در کل ترم سه شناخت تواناییها منتظر یک مفهوم تازه بودم اما بیشتر به هجی کردن مفاهیم قبلی گذشت. شاید ایراد از من باشد، کمی عجولم!
    جواب سوال دوم:
    مهمترین تاثیری که من از شما گرفتم تلاش برای خوب شنیدن است. شنیدنی که منجر به دیالوگ و یا گفتگو می شود و گفتگویی که در آن روایت آدمها شکل می گیرد. شما عالی گوش می کنید. حتی به صدای درونی خودتان. به همین خاطر است که برخی از نوشته های شما دست پرده ی یک گپ و گفت درونی با خودتان است. خوش به حال آنهایی که گوش شما را دربست اجاره می کنند.

    جواب سوال سوم:
    اما برای بهتر شدن از نظر من، شاید بد نباشد که آدم بعضی وقتها آزمایشگاهی که با تئوریها در مغزش ساخته کنار بگذارد، همینطور کلاس و درس و تخته و گچ را. واجب می شود بعضی وقتها بزند بیرون. کمی در خیابان و محله های خسته ی شهر پرسه بزند، داد بزند فکرهایش را و بعد اجازه دهد پیرمردی که در حال رد شدن است او را مسخره کند! شاید بد نباشد یک وقتهایی ببینیم آیا ایده های مان چقدر همه جا جواب می دهند؟ مگر نه این که در باره انسان است و آدمها ویژگیهای مشابه دارند؟ توی روستا، نانوایی، مکانیکی، کوره آجرپزی نظر بقیه درباره آنها چیست؟
    شاید بد نباشد بعضی وقتها فقط از شکست بگوییم بدون هپی اند. فکر می کنم اینجوری آدم واقعی تر می شود و قابل اعتماد تر. به نظرم در نوشته هایتان بعضی وقتها زیادی همه چیز ختم به خیر می شود.
    من عاشق شخصیت جرج کلونی هستم در فیلم جاذبه. جایی که سوپر استار سینمای جهان در اوایل فیلم بر خلاف عرف سینمای هالیوود در فضا غیب می شود. در سیاهی گم می شود برای همیشه. ولی کلمات مربی وارش در کل فیلم به شخصیت زن نیرو می دهد و او را به زمین آرام می رساند. به نظرم جرج کلونی یک جورایی د کوچ فیلم بود.

    دو مورد ته مانده:
    یکی اینکه ممنونم که داوطلبانه و بی اجر و مزد سایتتان را آپ می کنید و کارتان مداوم است نه مثل فواره ای که سر می کشد و زود فرود می آید.
    دوم اینکه خیلی خوب است که یک نگاهی هم به هنر دارید ولی آرتیست بازی در نمی آورید…

    سرتان سلامت

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      مهدی‌جان بسیار ممنونم بابت نظراتت. خیلی جالب بود برام این موضوع برو تو کوچه و خیابون. شاید این کار رو قبلا زیاد انجام می‌دادم اما الان کم شده. مثلا خودم همیشه گپ و گفت‌هام با راننده تاکسی‌ها رو دوست داشتم. در مورد معلمی و مربی‌گری راستش مرزی که تو سعی کردی پررنگش کنی رو خیلی متوجه نشدم. اگر امکانش هست در این‌باره بیشتر بهم بگو. درباره ریتم ارائه مطالب هم قبول دارم و فکر می‌کنم در دوره‌های جدید بسیار بهبود پیدا کرده و بهتر شده و این اصولا ربط داشت به ریتم درونی من که فکر می‌کنم الان ضرب‌آهنگش بهتر شده اما جای کار داره. در مورد شکست‌ها هم درست می‌گی داستان زیاده. شاید به‌شکل ناخودآگاه همه از شکست صحبت می‌کنند و من خواستم خلاء طرف دیگه رو پر کنم اما موافقم که همیشه همه‌چیز خوب و جذاب نیست. من هم آدمی نیستم که همیشه خوشحال و خندان باشم. در مورد تجربه‌هام باید بیشتر بنویسم. شاید خیلی از نوشته‌ها نتیجه یک تجربه عملی باشه اما من این قسمت رو حذف می‌کنم و به خود موضوع می‌پردازم که نمی‌دونم این خوبه یا بد. از نکات مثبتی که گفتی هم بسیار ممنونم.

  • mehdi
    پاسخ

    ببخشید اگر می شود از خانم شقایق بپرسید این “کولبوریشن با بخش زنانه وجودتان” چه مصداقهایی دارد؟ برایم جالب شد!

  • هانیه همتی
    پاسخ

    من کمبودی در سایت شما نمی بینم و متاسفانه ایده ای هم برای کارآمد تر شدنش-هنوز-ندارم!
    فقط خواستم از شما یک تشکر خیلی بزرگ بکنم به خاطر این که این همه مطالب مفید رو توی سایتتون قرار میدید.
    نوشته هاتون به من خیلی کمک میکنه.

  • Shaghayegh
    پاسخ

    It’s not always easy to simplify thing
    To cut away branches
    To wind up with the core
    Focus on one step ahead
    It’s always a big picture
    There’s always a map
    And “what ifs” are always part of planning
    Even in self-discovery others are always there, it’s not like there are separate boxes for everything.
    Everything are connected and that makes a very female perspective of self, dreams, life and goals.
    It is my opinion that in what you teach you would benefit from perspective of a female peer.
    Mehdi: Not a female part of himself. A female partner.

  • far
    پاسخ

    سلام. شاید این پاسخی نباشه برای سئوال های شما. و شاید هم جای مناسبی برای مطرح کردن نباشه… ولی من یاد چیزی افتادم…
    من حس خوبی نسبت به نوشته های شما ندارم متاسفانه و به همین دلیل هر چند به صفحه تان سر میزنم ولی خیلی دقیق و پیوسته مطالعه و دنبال نمی کنم… به دلیل یک اتفاق..
    چند سال پیش از شما مشاوره خواستم. خواستید که براتون بنویسم و حق مشاوره رو بپردازم. اینکار رو انجام دادم. خیلی هم مفصل و با حوصله نوشتم. ولی جواب شما این بود که نمیشه از طریق ایمیل راهنمایی کرد! خب من خودم نخواستم که هزینه رو که زیاد هم نبود از شما پس بگیرم. حتی به نظرم شاید درست هم می گفتید. ولی متاسفانه حس ناخوشایندی موندگار شد…

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      سلام. ممنون که گفتید. من هرگز دینی رو به گردنم نمی‌ذارم. از این بابت هم بسیار متاسفام. برای جبران هم می‌تونم مبلغ رو به‌شما برگردونم و هم می‌تونم برای مشاوره در خدمتتون باشم. واقعیت اینه که این موضوع هرگز در ذهنم نبود. اما الان که کامنت گذاشتید یادم اومد که این مسئله برای من پرونده باز بوده و از این بابت واقعا شرمنده هستم. هرجور که شما دستور بدید من در خدمتم.

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      خانم قزوینی من معمولا ایمیل‌ها رو پاک نمی‌کنم و در آرشیوم نگه می‌دارم. مجموعه 14 ایمیلی که بین من و شما رد و بدل شده رو مطالعه کردم که اگر کوتاهی از من بوده حتما جبران کنم. شما در یک ایمیل گفتید که مبلغ 25هزارتومن واریزی باشه که اگر در کارگاه‌ها شرکت کردید تخفیف بگیرید من هم به شما ایمیل زدم و خواهش کردم شماره حساب بدید که پول رو بهتون برگردونم اما از شما پاسخی نگرفتم تا این کامنتی که برام گذاشتید. فکر می‌کنم کمی بی‌انصافی کردید در مورد نوع برداشتتون نسبت به من. جهت یادآوری مجدد ایمیل‌ها رو براتون فوروارد می‌کنم و خواهشم اینه که شماره حسابتون رو اعلام بفرمایید که مبلغ رو براتون واریز کنم.

      • far
        پاسخ

        سلام. متاسفانه از کامنتم سوء برداشت شد. من که نوشته بودم خودم نخواستم. مبلغ زیادی نبود. الان هم اون مهم نبود و چنانچه اونچه برداشت کردید در نظرم بود همون زمان و خیلی قبل از اینها می گفتم و نه چند سال بعد و اینجا. متاسفم.

  • javad
    پاسخ

    امیر جان
    انصافاخیلی چیزها یاد گرفتمو واقعا ممنونم.
    شما چیزهایی که می‎شوداحساس کرد را در قالب کلمات و جملات بخوبی می‎نویسید که من لذت می برم.
    راستی… یکی از چیزهایی که در ذهنم نقش بسته “من تاثیر گذارهستم”

    من چند پیشنهاد دارم:
    – rss وبسایت بهینه شود.( مطالب شما در فیدخوانی مثل فیدلی به صفحات پیوند منتقل می شود.برای flipboard هم بهینه شود عالی است.)
    – صفحه وب سایت سنگین است.
    – بیشتر کتاب معرفی کنید.
    من دوست دارم چیزهایی را یاد بگیرم که در دانشگاه باید یاد می دادند و نداده‎اند.
    مثلا طریقه ارتباط موثر برقرار کردن، چطور لباس پوشیدن و…

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      جواد جان ممنونم بابت نظرات. در مورد بهینه شدن RSS و flibboard و شبک شدن صفحات شما می‌دونی مشخصا چه‌کاری باید انجام بدم؟ از این بابت می‌پرسم که فنی نیستم و نمی‌تونم مسئله رو خودم ارزیابی کنم.

  • علی
    پاسخ

    سلام آقای مهرانی.امیدوارم خوب باشید.شما در جهت بهبودخودتان نظر دیگرانی که وبلاگ شما را می خوانند خواسته اید ولی قبل از آن شما خودتان فکر می کنید برای بهبود دیگرانی که وقت صرف می کنند و وبلاگ شما را می خوانند آن چه که ارائه می دهید کافی است؟ یا آن چه که کافیست را ازای هزینه در اختیارشان قرار می دهید؟ من اعتقاد دارم برای بهبود باید هزینه کرد چه این هزینه از سمت شما باشد و چه دیگرانی که به تاثیر بهبود خود واقفند و برای آن هزینه می کنند.
    ولی آیا شما هم برای بهبود خود حاضرید هزینه کنید؟ در گستره نت فارسی آن قدر مطالب متنوع و رایگان برای یادگیری زیاد است که بسیاری از حرفها و تجربیات تکراری به نظر می رسند.حرف جدید چه داریم؟
    آقای مهرانی بزرگی می گوید اگر می توانی بهتر از دیگران باشی باش ولی لازم نیست آن را یادآوری کنی. در یکی دو برخورد ایمیلی که از شما داشتم غرورتان را زیاد یافتم و اینکه به نظر می رسد خود را فراتر می دانید.این مسیر آنی نیست که من میخواهم و بسیاری دیگر. کمی شاید بیرحمانه گفتم ولی فکر می کنم اگر هرکدام از ما تاثیری که از خود به جا می گذاریم را بدانیم و در صدد اصلاح تصویر برآئیم شاید بهترین مسیر بهبود خود را بیابیم.شاید!اگر بخواهیم.

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      سلام علی جان. ممنونم که حوصله کردی و نوشتی. از این‌که باعث شدم چنین احساسی در تو شکل بگیره متاسفم و اگر صلاح می‌دونی از طریق ایمیل درباره حسی که داشتی و رویکردی که من داشتم صحبت کنیم. راستش براساس توضیحی که دادی کمی مسئله برام گنگ هست و نیازه که شفاف‌تر صحبت کنیم. نمی‌دونم موضوع گفتگومون چی بوده.
      در مورد هزینه کردن راستش من مدعی کامل بودن و بی‌نقص بودن نیستم اما درباره این‌که سعی می‌کنم به خودم و اطرافم نگاه کنم حرف دارم. در طول سال‌های گذشته سعی کردم خودم رو تمرین بدم که ردپام رو بهتر ببینم. سعی کردم از مشورت بزرگ‌ترها و باتجربه‌ها استفاده کنم. شاید اگر مغرورانه می‌خواستم برخورد کنم همچین مطلبی رو هم منتشر نمی‌کردم. شاید هم مغرورانه برخورد می‌کردم و الان با انتشار این مطلب دارم می‌گم که من هم اشتباه داشتم. در مورد محتوا هم ممکنه حرف‌های من چیز جدیدی برای شما نباشه اما این اندازه عقل و سواد فعلی من هست. هرچقدر بیشتر یاد بگیرم بیشتر در اختیار دیگران قرار می‌دم. اگر دوست داشتی کمی باهم بیشتر صحبت کنیم و تو هم بیای از زاویه دید من به مسائل نگاه کن. خواهشم اینه که نه من رو و نه دیگران رو خیلی قهری و قطعی قضاوت نکن. آدم‌ها خاکستری هستند. من در کنار اشتباهات و نقاط تاریکم خوبی‌هایی هم دارم همونطور که تو هم اینگونه هستی. من آماده‌ام که اگر علاقه‌مند بودی بیشتر در این‌باره باهم گپ بزنیم چون می‌دونم حرف‌هایی برای گفتن دارم که شاید کمی بتونه من و تو رو به نقطه متعادلی نسبت به هم برسونه.

  • نسترن امین فر
    پاسخ

    سلام آقای مهرانی منهم نظر خودم رو در مورد شما میگم:
    1) شما شفاف و صریح و موجز و تاثیر گذار صحبت میکنید و کاریزمای قوی و تاثیر گذاری دارید. در اداره کلاسهایتان مسلط و هدفمند هستید و کلاسهایتان و مطالبی که ارائه می کنید کش دار و خسته کننده نیست. سادگی و قابل فهم بودن مطالبتان هم کاملا مشهود است. من شخصا قلم شما را دوست دارم و از نوشته هایتان لذت می برم
    2)شما شخصیت تاثیر گذاری دارید اهل مطالعه هستید و کتابهایی که معرفی می کنید برای من در اولویت خواندن قرار دارد. من تاثیر خوب و مثبتی از کلاسهایتان گرفتم مخصوصا در شناسایی تمهایم و آرزو هایم.نکته بارز کلاسهای شما رویکرد مثبت و در عین حال واقع گرایانه است و برای من بسیار مفید بود.
    3)من فکر میکنم علرغم اینکه انتقاد پذیری کار بسیار سختی است اما در جایگاهی که هستید نیازمند آنید. با عرض پوزش شما از انتقاد خیلی خوشتان نمی آید و خیلی از آن استقبال نمی کنید و من فکر می کنم تقویت این مساله می تواند به شما کمک کند. همچنین کلاسهای شما بهتر است بسط بیشتری پیدا کند تا بتوانید عمق بیشتری به مطالبتان بدهید شما کارگاههای جذاب و موفقی برگزار می کنید اما به نظر من بخش تئوری آن هنوز جای بسط دارد و شما علم و توانایی اینکار را دارید.
    ممنونم از همه زحماتتان و برایتان آرزوی موفقیت دارم

    • امیر مهرانی
      پاسخ

      نسترن جان بسیار ممنونم. درباره انتقاد که معمولا در کلاس‌ها هم صحبتش رو می‌کردیم موضوع این بوده که انتقاد بدون درخواست معمولا اثرگذار نیست و همینطور انتقاد خالی به‌کسی نمی‌گه که شرایط چطور باشه بهتره. من حساسیتم روی کلمه انتقاد هست که بار منفی داره. اما در هر صورت الان که خودم درخواست کردم که فید‌بک بگیرم با جون دل نظرات رو می‌شنوم. در مورد محتوای کلاس و محتوای کلی مواردی که مطرح می‌شه عقیده دارم که همیشه جای بهتر شدن وجود داره چون دنیای انسان‌ها نامتنهایی هست. تعهدم به خودم اینه که هر از گاهی دوره‌ها رو متوقف کنم و محتوا رو بازنگری کنم. شاید برات جالب باشه که اگر دوباره در کلاس‌ها شرکت کنی تفاوت‌های بسیار چشم‌گیری رو چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ اجرا با زمان خودت احساس خواهی کرد. همینطور شکل‌گیری کامیونیتی از شرکت‌کنندگان که فرصت نشد در جلساتی که برگزار باشه خدمتت باشم بخش عمده‌ای از رسالتش گسترش همین مفاهیم هست. اما عمیق‌شدن همیشه در ذهنم خواهد بود. سپاس.

  • حمیدرضا شربتیان
    پاسخ

    سلام
    من خیلی اتفاقی با شما، کارتان و نوشتنتان آشنا شدم و از آن زمان تا به حال همچنان ایمیل هایی که از طرف سایتتان ارسال می شود را می خوانم، منظورم از گفتن این حرف این است که من با تمام مشغله ای که دارم به این خاطر که می دانم می توانم چیز جدیدی از شما فرا بگیرم ایمیلتان را باز می کنم و وقت صرف خواندنتان می کنم. از این بابت خوشحالم.
    کار من ترکیب ایده ها، انسان‌ها، موقعیت‌ها و سرمایه های آشکار و پنهان با نسبت‌های مناسب است، کاری که برایم بسیار لذت بخش است.. احساس می کنم شما با رسا نوشتن تجربه‌هایتان به کار من کمک می کنید.
    سعی می کنم اگر نکته ای را برای بهبود وبلاگ و ارتباطاتتان با مخاطبان یافتم، متذکر شوم.
    امیدوارم روز به روز موفق تر باشید.

  • نوید سرابی
    پاسخ

    طرز نوشتن شما خیلی ساده و قابل فهمه که همین دلیلی هست واسه اینکه حداقل هفته ای چند بار به اینجا بیام.
    مطالب رشد فردی هم خیلی خوبه

  • مسلم میرزایی
    پاسخ

    سلام آقای مهرانی
    من مدت بسیار کمی هست که با وبلاگ شما آشنا شدم.بنابراین نمی‌توانم و انصاف نیست که درباره وبلاگ شما ارزیابی یا انتقاد داشته باشم.

    بنابراین یک نکته درباره وبلاگ نویسی می‌گویم

    نوشتن به صورتی که بتواند مخاطب را درگیر کند و او را وادار به مشارکت و ارایه بازخورد کند، ضعف تکنیکی بسیاری از وبلاگ نویسان ایرانی است که به نظرم می‌رسه وبلاگ شما هم علیرغم موضوع خوبی که داره ،از این نقیصه رنج می‌بره.

    اما راه حل چیه؟
    کمی باید از قالب داستانی و قصه‌گویی استفاده کنید.از شیوه نوشتاری طنزآمیز و فکاهی غافل نشید.داستاپ موفقیت و شکست‌هاتون را بیان کنید.احساساتتون را در قالب نوشته‌هاتون بیان کتید و….

    به زودی در یک پست به طور کامل در این باره در «لذت وبلاگ نویسی» خواهم نوشت.

  • shima shahraz
    پاسخ

    عذر می خوام که جای درستی نظرمو ننوشتم مربی

  • بهرنگ بینش
    پاسخ

    سوال 1 : به‌نظر شما زبان نوشتن و صحبت کردن من شفاف و رسا است؟ آیا من ساده و قابل درک صحبت می‌کنم و می‌نویسم؟

    پاسخ 1:
    بله.ساختار زبانی به گونه ای است که قابل فهم است.
    مثال های موجود در نوشتار، باعث همذات پنداری شده و عملاً باعث بهبود در فهم مطالب می شود.

    سوال2: در طول زمانی که با این وبلاگ، من و خدماتم آشنا شده‌اید، ارزشمند‌ترین نکته‌ای که برایتان وجود داشته چه چیزی بوده؟

    پاسخ 2: پرسنال برند یا همان برند شخصی.

    سوال 2-2 : چه‌چیزی را درباره من و کارم ارزشمند می‌دانید؟
    پاسخ 2-2: عشق به یاددادن به دیگران و ثابت قدمی در این راه

    سوال 2-3 : مهمترین تاثیری که پذیرفته‌اید چه بوده؟
    پاسخ 2-3: منصرف نشدن ازادامه راه.
    نا امید نشدن از وضعیت موجود
    تلاش در جهت بهبود وضع موجود به اندازه بضاعت خودمان

    سوال 3: اگر بخواهم با کیفیت بهتری نسبت به آنچه که هست این وبلاگ را داشته‌ باشم و خدماتم شامل کوچینگ، مشاوره‌ها و آموزش‌هایم را ارائه بدهم به‌نظر شما باید به چه نکاتی توجه کنم و چه خلاء‌هایی را باید پوشش دهم؟

    پاسخ 3: پیشنهادات بنده :
    3.1 = اگر در مورد نرم افزاری صحبت میکنید، یک لینک هم برای آن معرفی کنید
    3.2= اگر در مورد واقعه ای صحبت میکنید، عکس یا فیلم مرتبط با آن هم وجود داشته باشد
    3.3 = المان های تصویری بیشتری در وبلاگ خود استفاده کنید
    3.4 = نسبت به ایجاد خبرنامه در وبلاگ خود اقدام کنید
    3.5= برای معرفی خود، رزومه ای آماده فرمایید

    به قول معروف
    زیاده جسارت است
    با احترام
    بهرنگ بینش

Leave a Comment