
The social network movie
شاید همه عادت داشته ایم تا فیلمهایی در مورد شرکتهای بزرگ یا آدمهایی که تغییرات بزرگی در زندگی بشر ایجاد کرده اند، ببینیم. اما هیچکدام از این فیلمها در مورد شرکتهای نوپایی نبوده که دانشجویان یک دانشگاه پایه گذار آن باشند و کارشان از یک پروژه دانشجویی تبدیل به تحولی بزرگ در زندگی آدمها شود. با معرفی فیلم فیسبوک ما شاهد نوع جدیدی از فیلمها خواهیم بود که تابحال در تاریخ سینما وجود نداشته اند. فیلمهایی از صنعتی که بسیار نوپا است.
فیلمThe Social Network یا شبکه اجتماعی، فیلمی است درباره فیسبوک که در تاریخ ۱ اکتبر بر پرده سینماها نقش خواهد بست. ظاهرا به دنبال ساخت این فیلم، فیلمهایی هم درمورد توییتر و یوتیوب در حال ساخت است. احتمالا کم کم فیلمهایی هم درباره شرکتهایی مثل گوگل و اپل و … هم در راه باشد.
در هر صورت باید منتظر این تجربه جدید باشیم. باید ببینیم که تنها یک فیلم می بینیم یا فیلمهایی خواهیم دید که به شکلی نو دوباره ما را به شبکه های اجتماعی متصل می کنند. رسم است که برای همه فیلمها یک وب سایت طراحی شود که معمولا یک قالب مشخص دارند. اما باید دید فیلمهایی که از دل داستانهای مبتنی بر تکنولوژی شکل می گیرند، چه تاثیری در شبکه های اجتماعی و تعاملات آدمها خواهد داشت.
——————————————————————————————————————————————
در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.
می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.
بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.
خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.
اگر مطلب آیا باید در محل کار به سوشیال نتورکها دسترسی داشت؟ را مطالعه کرده باشید، حتما متوجه شده اید که پیدایش شبکه های اجتماعی موضوع جدیدی برای شرکتها و مدیران IT مطرح کرده اند و آنها را دچار چالشی جدید نموده اند. ظاهرا بحث جدی در این خصوص راه افتاده و گروهی از مدیران عقیده دارند که دسترسی به این سایتها باید محدود شود و عده ای هم از آزادی دسترسی به این سایتها حمایت می کنند.
اما گزارش جدیدی منتشر شده که نشان می دهد ۶٫۸% درصد از آدرسهای اینترنتی در شرکتها به فیس بوک ختم می شود و ۱۰% از کل پهنای باند اینترنت در شرکتها برای دسترسی به یوتیوب صرف می شود. این گزارش بر اساس آنالیز ۱۳بیلیون آدرس اینترنتی که در ترافیک اینترنتی شرکتها ثبت شده، تهیه گردیده است. این گزارش نشان می دهد که مجموعه استفاده از فیس بوک و یوتیوب از مجموع استفاده از گوگل و یاهو بیشتر است.
در کل ۳٫۴% از آدرسهای اینترنتی توسط کاربران شرکتی به گوگل می رسد، ۲٫۸% به سرویس تصویری یاهو و ۲٫۴% به سایت یاهو. همچنین ۱٫۷% از آدرسهای اینترنتی ناشی از کلیک بر روی بنرهای تبلیغاتی سایتها است.
در طبقه بندی میزان پهنای باند صرف شده اینترنت در شرکتها هم شرایط اینگونه است:
فیسبوک ۴٫۵%
سرویس ویندوز آپدیت ۳٫۳%
سرویس عکس یاهو ۲٫۷%
گوگل ۲٫۵%

Social Media ban
ظاهرا این مطلب در گوگل ریدر درست نمایش داده نمیشه. شاید بخاطر وجود قسمت نقل قول باشه. اگر در خواندن این مطلب دچار مشکل شده اید از شما عذرخواهی می کنم و خواهش می کنم مطلب اصلی را در صفحه بلاگ بخوانید.
داشتم این مطلب رو می خوندم درباره اینکه چرا اعمال محدودیت دسترسی به سایتهای سوشیال مدیا مشکلی را حل نمیکنه و برعکس بیشتر افراد را تحریک به استفاده می کنه. در این مطلب به دو گزارش خیلی جالب اشاره شده بود که بیشتر از خود مطلب این گزارشها نظرم را جلب کردند.
گزارش اول درباره سیاستهای دسترسی به Facebook، Twitter، Myspace و LinkedIn در سازمانها است. بر اساس این گزارش ۵۴% از شرکتها دسترسی به این سایتها را برای کارکنانشان محدود کرده اند. ۱۹% از شرکتها استفاده از این سایتها را تنها در زمینه موضوع فعالیت کاری مجاز می دانند و ۱۶% هم اجازه استفاده محدود شخصی از این سایتها به کارکنانشان می دهند و تنها ۱۰% از شرکتها استفاده از چنین سرویسهایی را برای کارکنانشان آزاد گذاشته اند. آنچه که Dave Willmer مدیر موسسه Robert Half Technology که یک موسسه کاریابی در زمینه IT است و این تحقیق را انجام داده مطرح می کند اینگونه است:
استفاده از سایتهای سوشیال نتورک باعث می شود توجه کارکنان از کار اصلی منحرف شود و این منطقی است که دسترسی به چنین سایتهایی محدود شود. اگرچه این نکته را هم باید در نظر داشت که این سایتها برای بعضی از شرکتها ابزار کسب و کار است.
اما در همین زمینه گزارش دیگری مشخص می کنه که در شرکتهایی که دسترسی کامل به سوشیال نتورکها دارند گاهی پرسنل بیش از ۲ ساعت از زمان کاری خود را در این سایتها صرف می کنند. اما محدود کردن کامل دسترسی هم باعث می شود تا افراد زمان بیشتری برای دور زدن سیاستهای محدود کننده شرکت صرف کنند.
گزارش دوم هم اما جالب است. در این گزارش مشخص شده که دسترسی به سایتهایی مثل Facebook در تصمیم گیری کارکنان برای انتخاب کار در یک شرکت تاثیر دارد. بر اساس این گزارش ۳۹% از کارکنان بین ۱۸ تا ۲۴ سال حتی به دلیل عدم دسترسی به این سایتها محیط کار خود را تغییر می دهند. ۲۱% از افراد در این فاصله سنی از محدودیتهای در این زمینه ناراحت هستند. اما در سنین بالاتر، کمتر به این موضوع اهمیت می دهند.
بیشتر شرکتها به دو دلیل زیر دسترسی به سوشیال نتورکها را محدود کنند:
- از بین رفتن تمرکز کارکنان
- مصرف شدن پهنای باند اینترنت شرکت بخصوص در شرایطی که استفاده از ویدئو و دانلود آن مطرح شود
نکته جالب در این گزارشها اینست که بسیاری از کارکنان شرکتها عقیده دارند اگر محدود کردن دسترسی به این سرویسها، باعث افزایش کیفیت دیگر خدمات مبتنی بر شبکه شود، آنها هم از این سیاست استقبال خواهند کرد.
مطلب بعدی راجع به سیاستهای دسترسی به اینترنت در شرکتهای ایرانی خواهد بود. از دست ندهید!
پی نوشت:
- درباره گزارش دوم توییت کردم، یکی از دوستان گفت حالا باید تحقیق کرد که عدم دسترسی به فیسبوک چقدر باعث مهاجرت از کشور میشه!

قبل تر درباره ابزارهای رومیزی برای توییتر نوشته بودم. اینجا را بخوانید. ۱۰ ابزاری که در این مطلب معرفی می شود که اصل مطلبش اینجاست، در واقع وب سایتهایی هستند که قابلیتهای جدیدی به تویتتر اضافه می کنند.
۱- Bit.ly
حتما اگر از توییتر استفاده می کنید با این سرویس کوتاه کننده URL آشنا هستید. اما تفاوت این سرویس با دیگر سرویس های مشابه اینست که به شما اجازه دنبال کردن لینکها را می دهد و همچنین گزارشاتی از ReTweet شدن لینک و کلیکها به شما ارائه می دهد.
۲- Twitpic
این سرویس هم جزو سرویسهای آشنا برای توییتر است که اجازه انتشار عکسها در توییتر را می دهد. با استفاده از این سایت می توانید از طریق موبایل عکس گرفته آن را به آدرس ایمیلی که برای شما ساخته می شود ارسال کنید و به این ترتیب عکس را در توییتر به اشتراک بگذارید.
۳- Tweetscan
اگر از Google Alert استفاده کرده باشید بخوبی با کار Tweetscan آشنا خواهید بود. شما می توانید Alertهایی برای کلمات خاص تنظیم کنید و گزارشات روزانه و هفتگی را در ایمیل خود دریافت کنید. البته این سرویس رایگان نیست.
۴- Twitterfeed
اگر می خواهید هروقت که بلاگتان را بروز می کنید بصورت خودکار توییترتان بروز شود می توانید از این سرویس استفاده کنید.
۵- TwInbox
برای کسانی که تمام کارهایشان را با Outlook انجام می دهند TwInbox می تواند گزینه خوبی باشد. این ابزار امکانات توییتر را در Outlook برای شما فراهم می کند.
۶- CoTweet
این سرویس برای شرکتهایی مناسب است که از توییتر می خواهند برای فعالیتها شرکتی استفاده کنند. این سایت این امکان را می دهد تا بتوانید با چند حساب کاربری یک اکانت توییتر را بروز نمایید یا در یک گردش کار تعریف شده بتوانید توییت ها را بصورت وظیفه به افراد تخصیص دهید.
۷- TweetStats
این سایت امکان دریافت گزارشاتی از عملکرد شما در توییتر را فراهم می کند. فقط کافیست که نام کاربری توییتر خود را به این سایت بدهید.
۸- Twuffer
این سرویس کاربرد جالبی دارد. اگر به این موضع فکر کرده اید که چطور می توان توییت ها را طبق یک برنامه زمانبندی شده ارسال کرد این سایت پاسخ شماست.
۹- Twtpoll
آیا تا کنون به برگزاری یک نظرسنجی در توییتر فکر کرده اید. Twtpoll به شما این امکان را می دهد تا نظر سنجی های دلخواه خود را در توییتر ایجاد کنید.
۱۰ – Twendz
اگر می خواید روند کاربرد یک کلمه را در توییتر دنبال کنید این سایت به شما چنین امکانی می دهد.
پی نوشت:
مطالب مرتبط درباره توییتر و مایکروبلاگینگ در این سایت را اینجا ببنید.

در دوره ای که زندگی می کنیم دانش بیش از هر چیز دیگر در زندگی روزمره و فعالیتهای کاری ما خود نمایی می کند. همه ما برای بدست آوردن اطلاعات مورد نظر خود از اینترنت و رسانه های سنتی استفاده می کنیم. اما اکنون اتفاق جدیدی افتاده است. تا چند سال پیش دریافت اطلاعات محدود به پایگاه هایی که این اطلاعات را منتشر می کردند. خبرگزاریها، پیاگاه های علمی مثل دانشگاه ها و یا مجلات مختلف. اما با ورود بحثWeb 2.0 به زندگی روزمره مردم، بحث انتشار اطلاعات از ویژگی انحصاری به یک ویژگی شخصی تبدیل شد. ابزارهای مختلف در اینترنت افراد را قادر به اطلاع رسانی و انتشار دانش کرد. امکاناتی مثل بلاگ و یا مایکروبلاگ این امکان را فراهم آورد تا افراد به ثبت تجربیات خود در زمینه های مختلف مورد علاقه نمایند و ابزارهایی مثل شبکه اجتماعی به افراد این امکان را داد تا بدون در نظر گرفتن فاصله ها بیشتر با یکدیگر در ارتباط باشند و از تجربیات هم بهره ببرند. بطور واضح باید اینطور بگویم که اکنون به اشتراک گذاشتن دانش از طریق ابزارهای آنلاین تبدیل به یک فرهنگ جهانی شده است.
اکنون این مسئله ارتباطات و به اشتراک گذاری دانش از سطح افراد به سطح سازمانها کشیده شده و این مقوله در لایه کسب و کار با نام Enterprise 2.0 شناخته می شود. Enterprise 2.0 به افراد یک سازمان این امکان را می دهد تا با تکیه بر تکنولوژیهای مبتنی بر Web 2.0 در محیط کار خود بتوانند بهتر با دیگر افراد در ارتباط باشند و هرچه بهتر امور روزانه خود را انجام دهند. البته برای رسیدن به اهداف نهایی Enterprise 2.0 یا یک سازمان Enterprise 2.0 راه زیادی درپیش است چرا که برای داشتن یک سازمان Enterprise 2.0 به غیر از بکارگیری تکنولوژی Web 2.0 باید سازمان از نظر فرهنگی نیز آمادگی پذیرش این مقوله را داشته باشد. به واقع فرهنگ به اشتراک گذاری دانش در سازمان باید تبدیل به یک ارزش شود.
جدول زیر مقایسه بین ویژگیهای Enterprise 2.0 و Enterprise 1.0 می باشد:

همانطور که قبلا هم اشاره کردم Enterprise 2.0 بیشتر به مسئله آسان کردن ارتباطات می پردازد. هدف مهم Enterprise 2.0 هرچه آسان تر نمودن ارتباطات بین افراد یک سازمان، اعضای تیمها، مشتریان، تامین کنندگان و شرکای تجاری می باشد. از این طریق اطلاعات در سیلوهای بسته ذخیره نمی گردد و شناور می شود. هنگامی که اطلاعات شناور می شود افراد می توانند بازخوردهای مرتبط را دریافت کنند و نسبت به آنها سریعتر تصمیم بگیرند. این موقعیتی است که Enterprise 2.0 فراهم می آورد.
در آینده سعی می کنم بیشتر در مورد این مقوله و تاثیراتش بر کسب و کار مطلب بنویسم.