اگر مطلب آیا باید در محل کار به سوشیال نتورکها دسترسی داشت؟ را مطالعه کرده باشید، حتما متوجه شده اید که پیدایش شبکه های اجتماعی موضوع جدیدی برای شرکتها و مدیران IT مطرح کرده اند و آنها را دچار چالشی جدید نموده اند. ظاهرا بحث جدی در این خصوص راه افتاده و گروهی از مدیران عقیده دارند که دسترسی به این سایتها باید محدود شود و عده ای هم از آزادی دسترسی به این سایتها حمایت می کنند.
اما گزارش جدیدی منتشر شده که نشان می دهد ۶٫۸% درصد از آدرسهای اینترنتی در شرکتها به فیس بوک ختم می شود و ۱۰% از کل پهنای باند اینترنت در شرکتها برای دسترسی به یوتیوب صرف می شود. این گزارش بر اساس آنالیز ۱۳بیلیون آدرس اینترنتی که در ترافیک اینترنتی شرکتها ثبت شده، تهیه گردیده است. این گزارش نشان می دهد که مجموعه استفاده از فیس بوک و یوتیوب از مجموع استفاده از گوگل و یاهو بیشتر است.
در کل ۳٫۴% از آدرسهای اینترنتی توسط کاربران شرکتی به گوگل می رسد، ۲٫۸% به سرویس تصویری یاهو و ۲٫۴% به سایت یاهو. همچنین ۱٫۷% از آدرسهای اینترنتی ناشی از کلیک بر روی بنرهای تبلیغاتی سایتها است.
در طبقه بندی میزان پهنای باند صرف شده اینترنت در شرکتها هم شرایط اینگونه است:
فیسبوک ۴٫۵%
سرویس ویندوز آپدیت ۳٫۳%
سرویس عکس یاهو ۲٫۷%
گوگل ۲٫۵%

Social Media ban
ظاهرا این مطلب در گوگل ریدر درست نمایش داده نمیشه. شاید بخاطر وجود قسمت نقل قول باشه. اگر در خواندن این مطلب دچار مشکل شده اید از شما عذرخواهی می کنم و خواهش می کنم مطلب اصلی را در صفحه بلاگ بخوانید.
داشتم این مطلب رو می خوندم درباره اینکه چرا اعمال محدودیت دسترسی به سایتهای سوشیال مدیا مشکلی را حل نمیکنه و برعکس بیشتر افراد را تحریک به استفاده می کنه. در این مطلب به دو گزارش خیلی جالب اشاره شده بود که بیشتر از خود مطلب این گزارشها نظرم را جلب کردند.
گزارش اول درباره سیاستهای دسترسی به Facebook، Twitter، Myspace و LinkedIn در سازمانها است. بر اساس این گزارش ۵۴% از شرکتها دسترسی به این سایتها را برای کارکنانشان محدود کرده اند. ۱۹% از شرکتها استفاده از این سایتها را تنها در زمینه موضوع فعالیت کاری مجاز می دانند و ۱۶% هم اجازه استفاده محدود شخصی از این سایتها به کارکنانشان می دهند و تنها ۱۰% از شرکتها استفاده از چنین سرویسهایی را برای کارکنانشان آزاد گذاشته اند. آنچه که Dave Willmer مدیر موسسه Robert Half Technology که یک موسسه کاریابی در زمینه IT است و این تحقیق را انجام داده مطرح می کند اینگونه است:
استفاده از سایتهای سوشیال نتورک باعث می شود توجه کارکنان از کار اصلی منحرف شود و این منطقی است که دسترسی به چنین سایتهایی محدود شود. اگرچه این نکته را هم باید در نظر داشت که این سایتها برای بعضی از شرکتها ابزار کسب و کار است.
اما در همین زمینه گزارش دیگری مشخص می کنه که در شرکتهایی که دسترسی کامل به سوشیال نتورکها دارند گاهی پرسنل بیش از ۲ ساعت از زمان کاری خود را در این سایتها صرف می کنند. اما محدود کردن کامل دسترسی هم باعث می شود تا افراد زمان بیشتری برای دور زدن سیاستهای محدود کننده شرکت صرف کنند.
گزارش دوم هم اما جالب است. در این گزارش مشخص شده که دسترسی به سایتهایی مثل Facebook در تصمیم گیری کارکنان برای انتخاب کار در یک شرکت تاثیر دارد. بر اساس این گزارش ۳۹% از کارکنان بین ۱۸ تا ۲۴ سال حتی به دلیل عدم دسترسی به این سایتها محیط کار خود را تغییر می دهند. ۲۱% از افراد در این فاصله سنی از محدودیتهای در این زمینه ناراحت هستند. اما در سنین بالاتر، کمتر به این موضوع اهمیت می دهند.
بیشتر شرکتها به دو دلیل زیر دسترسی به سوشیال نتورکها را محدود کنند:
- از بین رفتن تمرکز کارکنان
- مصرف شدن پهنای باند اینترنت شرکت بخصوص در شرایطی که استفاده از ویدئو و دانلود آن مطرح شود
نکته جالب در این گزارشها اینست که بسیاری از کارکنان شرکتها عقیده دارند اگر محدود کردن دسترسی به این سرویسها، باعث افزایش کیفیت دیگر خدمات مبتنی بر شبکه شود، آنها هم از این سیاست استقبال خواهند کرد.
مطلب بعدی راجع به سیاستهای دسترسی به اینترنت در شرکتهای ایرانی خواهد بود. از دست ندهید!
پی نوشت:
- درباره گزارش دوم توییت کردم، یکی از دوستان گفت حالا باید تحقیق کرد که عدم دسترسی به فیسبوک چقدر باعث مهاجرت از کشور میشه!

وب ۲
اوایل که تازه مفهوم وب ۲ مطرح شده بود من خیلی به موضوعهای محدوده وب علاقمند نبودم و بیشتر مشغول کارهای مربوط به شبکه بودم. اما خوب بخاطر دارم که تو هر بلاگی که می رفتم راجع به وب ۲ حرف می زد و شکلی از آیکونهای بزرگ و نوشته های درشت را معرفی می کرد و من واقعا فکر می کردم که وب ۲ یکجور شکل طراحی سایته. اما حالا که موضوع کاری من بیشتر به سمت رسانه اجتماعی و مفاهیم همکاری تیمی معطوف شده به طبع بیشتر مفاهیم این حوزه را دنبال می کنم.
مطلبی در بلاگ آقای مزیدی با موضوع فرومها را به موزه بسپارید و کامنت من برای آن مطلب و نظرات دیگران باعث شد تا فکر کنم شاید بد نباشه حالا که ۴-۵ سالی از مطرح شدن مفهوم وب۲ گذشته، یک بازنگری درباره مفاهیم پایه ای وب۲ داشته باشیم. به نظرم گاهی در تعریفی که از وب۲ داریم دچار اشتباه می شویم.
حقیقت وب۲ چیزی فرای استفاده از تکنولوژی در طراحی وب سایتها است. به نظرم میرسه مفهومی که از وب ۲ در ایران خیلی رایج شده بیشتر به تکنولوژی وابسته شده تا به کاربردهای درست آن. به همین دلیل هم مجموعه ای از سایتهایی را می بینیم که با تکیه بر عنوان وب ۲ شروع به کار می کنند اما قابلیتهای اصلی وب ۲ را ندارند.
یکی از پایه ای ترین مفاهیمی که وب۲ بر آن تاکید دارد، قدرت بخشیدن به افراد است. یعنی بجای اینکه سیستمها بصورت متمرکز مدیریت شوند و یک یا چند نفر سیاست گذاری باشند یا تولید محتوا کنند و بازدیدکننده ها فقط وظیفه بازدید را داشته باشند، این سیستمها امکاناتی را در اختیار افراد قرار می دهند تا بوسیله این امکانات آنها قدرت تولید محتوا یا مشارکت در تولید محتوا را بدست آورند. این جنبه Social وب ۲ است: قدرت بخشیدن به افراد برای مشارکت در فعالیتها. عمده سایتها مثل فیس بوک، توییتر، گوگل ویو، گوگل رید و یا سایتها اشتراک لینک و … بر همین مبنا فعالیت می کنند.
مورد دیگه در مفهوم وب ۲ بحث طبقه بندی اطلاعات است. در سیستمهای قبل از وب ۲ طراحان به دسته بندی اطلاعات فکر می کردند و آنرا طراحی می کردند که به این کار طراحی Taxonomy می گفتند. اما در سیستمهای وب ۲ Taxonomy به Folksonomy تبدیل شده. Folksonomy طبقه بندی از پیش تعریف شده نیست، بلکه به افراد این امکان را می دهد تا بصورت مشارکتی، اطلاعات را طبقه بندی نمایند. سیستمهای تعریف تگ در سایتها و ابزارهای مختلف از این دسته هستند.
مسئله دیگر در مفهوم وب ۲ بحث سیگنالهاست. یعنی هر سایت دارای سیگنالهایی است که کاربران با دنبال کردن این سیگنالها از تغییرات سایت مورد نظر آگاه می شوند. سیگنالها در قالب RSS در سایتها منتشر می شوند. وجود API (Application Programming Interface) از دیگر قبلیتهای وب ۲ است. API ها به توسعه دهندگان نرم افزار این امکان را می دهد تا تا سرویسهای جدید بر اساس دیگر سرویسها وب ۲ ایجاد نمایند. در سایتها فیس بوک و توییتر و موارد دیگر این قابلیتها وجود دارد و بر اساس آن می توان مجموعه ای از نرم افزارها و خدمات جدید را ایجاد کرد. APIها تنها از نظر ایجاد سرویسهای جدید پراهمیت نیستند بلکه APIها این امکان را فراهم می کنند تا کاربران بتوانند هرچه بیشتر و گسترده تر فعالیتهای اجتماعی در سطح وب داشته باشند. بعنوان مثال شما می توانید از روشهای مختلف اکانت توییتر خود را بروز کنید. می توانید چندین سرویس را به هم متصل کنید مثلا با بروز کردن فرند فید، توییتر و فیس بوک هم بروز شوند و مواردی از این دست.
در مطلب بعدی سعی می کنم بررسی کلی درباره سایتهای وب ۲ ایرانی داشته باشم و نقاط ضعف و قوت آنها را بصورت کلی بررسی کنم.

اگر بخواهم به تاریخچه مایکروبلاگینگ بپردازیم، ابتدا این موضوع توسط فیس بوک در مارچ ۲۰۰۶ با ایجاد قابلیت Status Update مطرح شد و در جولای همان سال Twitter بعنوان اولین سرویس مایکروبلاگینگ دنیا شروع به فعالیت کرد. مایکروبلاگینگ در ابتدا بعنوان Life Streaming یا شرح وقایع روزانه بصورت کوتاه مورد استفاده قرار می گرفت اما کم کم با مطرح شدن مباحث Web 2.0 و Enterprise 2.0 از حدود یکسال پیش، استفاده از مایکروبلاگینگ به سازمانها هم وارد شده تا بتواند باعث همکاری نزدیک تر بین افراد تیمها در سازمان شود. قبل تر درباره ابزار Yammer نوشته بودم که می توانید اینجا بخوانید.
اما نکاتی که می خواهم مطرح کنم ایده های خودم است که از نتیجه کار با ابزار شیرپوینت و نیازمندی سازمانها در استفاده از ابزارهای همکاری تیمی بدست آورده ام. به نظرم به پنج دلیل زیر مایکروبلاگینگ می تواند آینده همکاری تیمی در سازمانها را دستخوش تغییر کند:
۱ – مایکروبلاگینگ بجای گزارشات روزانه: شاید خیلی از شماها نیز با من هم عقیده باشید که در انجام امور کاری روزانه نوشتن گزارش کار سخت ترین قسمت باشد. نوشتن گزارشات رسمی یا پر کردن قالبهای از پیش تعریف شده گزارشات یا تایم شیتهای پیچیده همیشه افراد را سردرگم می کند و بعنوان یک کار خسته کننده شناخته می شود. مایکروبلاگینگ باعث می شود تا افراد بتوانند فعالیتهای روزانه خود را به شکلی غیر رسمی و با جملاتی که بیشتر با آنها احساس راحتی می کنند ثبت نمایند. مایکروبلاگینگ می تواند یک جایگزین برای گزارشات روزانه باشد.
۲- مایکروبلاگینگ بجای انجمنها و چت: مایکروبلاگینگ را می توان بعنوان نسل بعدی انجمنهای سوال و جواب دانست. با توجه به سادگی مطرح کردن سوالات و ایده ها، مایکروبلاگینگ می تواند بعنوان یک انجمن سوال و جواب همزمان کار کند. بدلیل محدودیت استفاده از کلمات در مایکروبلاگینگ این امکان مانند چت نخواهد بود و تمرکز کاربران را با بکاربردن جملات غیرمرتبط از بین نخواهد برد.
۳- مایکروبلاگینگ و جستجوی سازمانی: ابزارهایی مانند شیرپوینت و یا پورتالهای درون سازمانی عموما دارای قابلیت جستجو در اطلاعات و منابع مختلف در سازمان را دارا می باشند. گسترش قابلیت جستجو در سیستم مایکروبلاگینگ می تواند این بستر را بعنوان یک محیط ذخیره دانش مطرح نماید. امکان تخصیص برچسب به موضوعات مطرح شده می تواند نمایانگر موضوعات داغ در سازمان باشد.
۴- مایرکوبلاگینک و مدیریت فعالیتها: ممکنه این سوال برای شما مطرح بشه که من از ابزارهای مدیریت فعالیتها استفاده می کنم چه دلیلی داره که درباره فعالیتم از مایکروبلاگینگ استفاده کنم؟ وجود این دو موضوع هیچ منافاتی با هم ندارند و می توانند تکمیل کننده یکدیگر باشند. همانطور که در مورد اول ذکر کردم مایکروبلاگینگ می تواند تبدیل به بستر گزارشات سازمانی شود. نوشتن ایده ها و فعالیتها در لحظه باعث می شود تا بتوان ایده های دیگران را نیز جذب کرد و از عقاید آنها در خصوص کاری که انجام می شود بهره مند شد. در متدولوژی های مدیریت پروژه مثل PRINCE2 و یا راه کارهای PMBOK، قالبهای مستنداتی برای ثبت تجربیات پروژه وجود دارد. تجربیات پروژه معمولا بعد از خاتمه یک فاز یا تحویل یک محصول ثبت می گردند. حال تصور کنید یک ابزار با نام مایکروبلاگینگ در لحظه تولد یک تجربه امکان ثبت آن را می دهد.
۵- مایکروبلاگینگ و قوانین سازمانی: مثل استفاده از دیگر تکنولوژیها سیاست گذاری و وضع قوانین برای استفاده از مایکروبلاگینگ یک الزام می باشد. مایکروبلاگینک باعث نزدیکی افراد به یکدیگر می شود که این به معنی تاثیر پذیری بیشتر افراد از یکدیگر نیز می باشد. مطرح کردن احساسات و مسائل شخصی می تواند یک تهدید برای مایکروبلاگینگ و در نهایت برای سازمان به حساب آید. همچنین منتشر کردن مباحث سری و یا انتقادهای مستقیم می تواند نتیجه های منفی در بر داشته باشد.
مطالب مرتبط:
یک تصویر از تاریخچه مایکروبلاگینگ
بلاگ Geek & Poke با کارتونهای گیکی
توییتر یا قاتل بلاگ