زمان کارگاه پرسنال برندینگ که قرار بود ۱۳ بهمن آغاز شود بهدلیل مشکل شخصی یک هفته جابهجا شد و در تاریخ ۲۰ بهمن برگزار خواهد شد. فکر میکنم برای یک یا دو نفر ظرفیت ثبتنام باقی مانده باشد. اگر علاقهمند هستید میتوانید با موسسه که اطلاعات آن در صفحه کارگاه پرسنال برندینگ قرار دارد تماس بگیرید.
دوره دوم کارگاه پرسنال برندینگ در روز پنجشنبه ۱۳ بهمن برگزار میشود. اطلاعات بیشتر دوره و شرایط ثبتنام را میتوانید در صفحه کارگاه ملاحظه نمایید. برای آشنایی بیشتر با پرسنال برندینگ میتوانید این مطلب را بخوانید و مطالب مرتبط را دستهبندی پرسنال برندینگ مطالعه کنید.
——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
برای آگاهی از دورههای آموزشی در خبرنامه آموزشی عضو شوید.
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
معرفی دوره
موفقیت هر شخص، در ذهن دیگران شکل میگیرد. برای اینکه به موفقیت برسیم تنها متخصص بودن و کار تخصصی انجام دادن کافی نیست. برای اینکه موفق باشیم باید بدانیم در ذهن مخاطبهای ما نسبت به ما چه میگذرد. باید از تصویر و تاثیر بیرونی خود، آگاه باشیم و بدانیم که دیگران بر چه مبنایی ما را مورد قضاوت قرار میدهند. آیا اتوموبیل بنز میتواند بدون وجود مشتریانش و بدون تایید آنها تبدیل به یک محصول موفق بشود؟ آیا ممکن است شما موفق باشید بدون اینکه دیگران شما را موفق بدانند؟
پرسنال برندینگ فرآیندی است که در آن شخص بر اساس استانداردها و راهکارهای برندسازی شرکتهای بزرگ، بر ویژگیهای خود آگاه میشود، جامعه مخاطب خود را میشناسد و نحوه ایجاد و معرفی برند خود را میآموزد. ایجاد برند شخصی میتواند منجر به جذب مشتریان بیشتر، پیدا کردن کار مورد علاقه و کسب درآمد بیشتر شود.

ادامه ی نوشته
روز جمعه مورخ ۹۰/۳/۶ کارگاه شناخت تواناییها و نقاط قوت با همکاری مجموعه مدیران ایران در فرهنگسرای فناوری اطلاعات برگزار شد. قبل از اینکه بخوام در مورد سمینار توضیحی بدم، جا داره از خانم مفاخری و شاهین شاکری عزیز در مدیران ایران تشکر ویژه کنم به این دلیل که بدون همکاری و پشتیبانی این دو عزیز امکان برگزاری این کارگاه فراهم نمیشد. بسیار خوشحالم که با مجموعهای آشنا شدم که رویکردی مثبت در کار دارند و این موضوع باعث شد تا تجربهای ارزشمند در برگزاری این کارگاه شکل بگیره.
اما این کارگاه در دو بخش صبح و بعد از ظهر برگزار شد. در بخش صبح به تشریح هدف و نیاز به درک از لزوم داشتن مسیر حرکت کاری اختصاص داشت. شرکت کنندگان به تبادل تجربه از شرایط کاری و اهداف آینده خود پرداختند و بصورت عملی اقدام به ترسیم مسیر کاری خود نمودند.
در بخش دوم کارگاه شرکت کنندگان به بازی عملی پرداختند. در این بازی افراد در نقشهای مدیرعامل، مدیران تیم و کارشناسان تولید وظیفه تولید محصول با امکاناتی که در اختیار آنان قرار گرفته بود را داشتند. هدف از اجرای این بازی درک نوع رفتار ما در محیط کار، دلایل انتخاب کار و دلایلی که باعث میشود کارمان را تغییر بدهیم بود. پس از این مرحله به تشریح دلایل انتخاب کار، شناخت باورهای درست و غلط در مسیر کار و زندگی پرداخته شد.
اصلاح باورها بصورت عمده بر این موضوع تمرکز داشت که برای پیشرفت در کار باید روی نقاط قوت سرمایهگذاری کرد و نه از بین بردن نقاط ضعف. اصلاح باورها شرکتکنندگان را به شناسایی استعدادهای پایه رساند. در این بخش براساس مدلی از شرکت Gallup شرکتکنندگان به انتخاب استعدادهای پایه خود پرداختند و این استعدادها با شرایط واقعی کار و نقشی که افراد در بازی ایفا کردند، مقایسه شد تا ویژگیهای اصلی شرکتکنندگان مشخص گردد.
در پایان هم برنامه هفتگی و نحوه پشتیبانی یکماهه که برای شرکت کنندگان وجود دارد ارائه گردید. توضیح اینکه این کارگاه پیشنیاز کارگاه پرسنال برندینگ خواهد بود.
این از قسمت رسمی گزارش. اما حالا اگر با زبان همیشگی خودم بخوام بنویسم باید بگم که از کیفیت کارگاه راضی بودم. فضای رسمی کارگاه خیلی زود شکسته شد و شرکتکنندگان در جوی دوستانه ادامه کارگاه رو تجربه کردند. بخصوص در قسمت بازی انرژی خوبی در کارگاه وجود داشت. جالبه که با چندبرگ کاغذ رنگی، چسب و قیچی طرحهای خلاقانهای از قاب عکس، تا لوستر که میتوانست به شکلهای مختلف آویخته شود توسط شرکتکنندگان ساخته شد. در این کارگاه یک مدیرعامل داشتیم که با سخنرانی خود بدون آمادگی قبلی همه را شگفتزده کرد. اگرچه در کارگاه من بهعنوان مدرس حضور داشتم اما اتفاق جالبی افتاد که برای من درس بزرگی داشت که در اینباره در مطلبی جداگانه حتما مینویسم.





کلاس پنجم دبستان که بودم، قرار شد برای مدرسه تیزهوشان امتحان بدیم. من که همیشه (غیر از سوم دبستان) درسم خوب بود و جزو شاگرد اولها (این عنوان منزجر کننده) بودم با خوشحالی تمام رفتم سر جلسه. فکر میکنم امتحان ناامید کنندهای بود. تا اونجا که یادمه نمیتونستم به راحتی سوالها رو بفهمم و جواب بدم. همینطور که دفترچه امتحانی رو ورق میزدم به این سوال رسیدم:
یک تخم مرغ در ۱۰ دقیقه آبپز میشود، ۱۰ تخممرغ در چند دقیقه آبپز میشود؟
پاسخها: ۱۰ دقیقه ۱۰۰ دقیقه و ….
با خوشحالی تمام جواب ۱۰۰ دقیقه رو انتخاب کردم. امتحان تموم شد، خوشحال بودم که حداقل یک سوال رو بهراحتی جواب دادم. بعد از امتحان از همکلاسیهام پرسیدم که جواب تخممرغ رو چیدادید؟ منتظر بودم اونا جواب غلط بدن و من جواب درست خودم رو به رخشون بکشم. وقتی سوال رو پرسیدم همه کاملا عادی گفتن خوب معلومه دیگه ۱۰ دقیقه!!!!
دنیا یک دفعه برام سیاه شد. باورم نمیشد آخرین امیدم هم از بین بره. یه جورایی برای قبولشدن در مدرسه تیزهوشان تمام امیدم به همین سوال بود. مدتها به اینکه چرا این جواب غلط هست فکر نکردم، بلکه به این فکر میکردم که بهره هوشی کمی دارم و به تناقض رسیده بودم. نمیفهمیدم چرا درسم خوبه ولی جواب اون سوال رو غلط دادم. نمیفهمیدم چرا همه میگن امیر بچه باهوشیه اما من از پس یک سوال ساده برنیومدم!؟ تقریبا تا همین حالا هم موضوع به همین شکل هست. من تو تستهای هوش مثل همین تخممرغ آبپز امتیاز خوبی نمیگیرم. مثلا برای مصاحبه استخدامی به یکی از شرکتهای بزرگ رفته بودم. ازم تست هوش گرفتن که حدود ۱۰۰ سوال بود. از سوال ۱۰ به بعد همه جوابها رو الکی انتخاب کردم. اما درعوض در مصاحبه حضوری اینقدر خوب بودم که اون موضوع رو پوشش داد!
اعتراف میکنم که تا همین سه چهار سال پیش هم درگیر این تناقض بودم. واقعا اینطور بود! این اتفاق یکی از بزرگترین نقاط تاریک دوران کودکی من بود همیشه. تا همین سه چهار سال پیش همه میگفتند امیر باهوشه اما من نمیتونستم موضوع تناقض این باهوشی و جواب تخممرغ آبپز رو در کنار هم بذارم. راستش گاهی فکر میکنم همین جواب غلط و تاثیربدش برای من، باعث شد که برم دنبال اینکه بفهمم پس موضوع این باهوش بودن و اون جواب غلط چه چیزی نهفته است. گاهی فکر میکنم این بلاگ، کارگاه و همه اتفاقهایی که دارن میافتن در جهت رسیدن به پاسخ همین سوال بوده.
اولین کارگاه کشف تواناییها رو که برگزار کردم، اتفاق جالبی افتاد. وقتی کارگاه رو برگزار میکردم، همونقدر که در حال ارائه مطالب بودم، به همون اندازه هم خودم مخاطب و شرکت کننده بودم. کارگاه که تموم شد، دوباره یادم افتاد که قرار نیست فقط از پس تستهای هوش بربیای تا بتونی خوب کار کنی. مسیر موفقیت (هر تعریفی میتواند داشته باشد) از مدرسه تیزهوشان نمیگذره. یادم افتاد که قرار نیست تو همه جنبهها کامل باشی. لازم نیست که از پس همه کارها بر بیایی. اصلا قرار نیست کسی همه فن حریف باشه. هرکسی در یک زمینهای خوبه و در یک زمینه دیگری خوب نیست. اصلا لازم نیست به تست تخم مرغ جواب درست داد. زندگی و کار و رضایت از هر دوی آنها، چیزی فراتر از پاسخ به تست تخممرغهاست.
پینوشت: بعدها فهمیدم که در کنار IQ چیزی به اسم EQ (هوش هیجان) وجود داره که اتفاقا عامل مهمتری در زندگی و کار میتونه باشه. این موضوع کمی خیالم رو راحت کرد.
دیروز در تاریخ ۱۳۹۰/۲/۹ اولین کارگاه کشف نقاط قوت را برگزار کردم. در این کارگاه ۴ ساعته روشهای شناسایی تواناییهای ذاتی و مدیریت نقاط ضعف آموزش داده شد. کارگاه شامل بخشهای تئوری، گفتگوی شرکتکنندگان و تمرین عملی بود.
کارگاه کشف نقاط قدرت به شرکتکنندگان کمک میکند تا ویژگیهای اصلی خود را بشناسند و برنامهریزی شغلی خود را بر مبنای این ویژگیها انجام دهند. در واقع حضور در این کارگاه یک پیشنیاز برای کارگاه پرسنال برندینگ است. در بحث پرسنال برندینگ ما بهدنبال پررنگ کردن ویژگیهایی هستیم که ما را از دیگران متمایز میکند. در این کارگاه شرکتکنندگان روشهای شناسایی این ویژگیها را میآموزند.
زمان برگزاری مجدد این کارگاه از طریق همین بلاگ اعلام خواهد شد و علاقهمندان میتوانند برای شرکت در این کارگاه ثبت نام کنند.


——————————————————————————————————————————————
می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.
آیا میدانید در چه کاری بیشترین میزان موفقیت را کسب خواهید کرد؟
آیا شما در جامعه کاری خود شناخته شده و صاحب اعتبار هستید؟