بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘مشاوره’

چطور از شخصی درخواست راهنمایی کنیم؟

واقعیت اینه‌که این مطلب رو می‌نویسم چون می‌بینم که در این مورد مشکل زیاد وجود داره. معمولا در طول هفته ایمیل‌هایی دارم از افراد مختلف که یک کلیتی رو مطرح می‌کنند و تقاضای راهنمایی دارند. معمولا این نوع ایمیل‌ها پاسخی‌براشون وجود نداره و تنها کاری که می‌تونم انجام بدم اینه که از فرستنده ایمیل به‌خاطر عدم توانایی پاسخ به موضوع سوال عذرخواهی کنم. اما وقتی قراره در مورد موضوعی از شخصی راهنمایی بگیریم به نظرم بهتره به موارد زیر توجه کنیم:

۱- شخص درست را انتخاب کنید

قدم اول اینه که مشخص کنید آیا موضوع مورد سوال شما در حوزه دانشی و توانایی شخص مورد نظر هست یا نه. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که سوال رو از شخص اشتباه نپرسید که یا پاسخ نگیرید یا جواب غلط بگیرید. برای این‌که متوجه بشوید شخص مورد نظر شما در چه زمینه‌ای کار می‌کند بهتر است اگر شخص سایت دارد آن را خوب مطالعه کنید و در قدم بعدی از خود شخحص بپرسید که آیا در زمینه موضوع سوال شما تجربه‌ای دارد و می‌تواند به شما کمک کند یا خیر؟ این پرسش از تلف شدن وقت شما و دیگران جلوگیری می‌کند.

۲- با هویت واقعی خود سوال بپرسید

در موارد زیادی هم در مشاوره‌ها و هم در ایمیل‌های دریافتی (البته در فضای ارتباطات اینترنتی)، می‌بینم که آدم‌ها ترجیح می‌دهند هویت خود را فاش نکنند. بدون هویت واقعی صحبت کردن اولا وجهه خوبی ندارد و دوما باعث می‌شود که خود شما راهنمایی مناسبی دریافت نکنید. پاسخ به یک سوال ممکن است به جنسیت، سن، نوع‌کار، رشته تحصیلی و شهر محل سکونت و… مرتبط باشد. پس هم برای احترام به شخص مورد نظر و هم برای دریافت پاسخ مناسب، با هویت واقعی خود سوال بپرسید. اگرچه این نوع ارتباط مجازی است اما در نهایت ارتباط انسانی است بر بستری متفاوت از حالت عادی. این موضوع را در نظر داشته باشید که شخص مورد نظر شما این حق را دارد که به سوال شما در این شرایط پاسخ ندهد.

۳- موضوع را مشخص کنید

یکی از بزرگترین مشکلات این‌است که سوال پرسیده شده کاملا کلی است. مثلا شخص سوال می‌کند که من می‌خوام یک شرکت جدید در زمینه نرم‌افزار تاسیس کنم. به نظر شما خوبه یا بده. واقعا به این سوال نمی‌شه پاسخ داد. سوال‌های کلی، جواب‌های کلی به‌دنبال داره. وقتی موضوع را دقیقا مشخص نکنید، جواب مناسبی دریافت نخواهید کرد.

۴- قبل از سوال بدانید که در چه زمینه‌ای باید جواب بگیرید

این موضوع در ادامه مورد ۳ هست. وقتی سوال خود را مشخص کردید، بهتر است فکر کنید که انتظار پاسخ در چه سطحی و با چه میزان جزییاتی را دارید. راهنمایی گرفتن صرفا موضوع یک‌طرفه نیست. راهنما و راهنمایی شونده در یک ارتباط دو طرفه می‌توانند به نتیجه مطلوب برسند. صرفا بخاطر پرسیدن یک سوال ناواضح انتظار دریافت پاسخ نباید داشته باشید.

۵- انتظار شنیدن حقیقت را داشته باشید

خیلی وقت‌ها این اتفاق می‌افتد که پاسخ با انتظارات شخص سوال کننده مطابقت ندارد و به همین دلیل کاملا عصبی می‌شود. اگر از شخصی راهنمایی می‌خواهید این انتظار را داشته باشید که ممکن است پاسخی که دریافت می‌کنید کاملا متفاوت از چارچوب فکری شما باشد. این موضوع به این معنی است که شخصی از زاویه جدیدی به موضوع شما نگاه می‌کند.

لطفا زیر تخت مشتری را بگردید!

۱۵ خرداد ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

توی بحثها و جلساتی که با رضا داشتیم، یکبار ماجرای یک آقای معمار داخلی را تعریف کرد که ویژگی خاصی داشت. آقای ریچارد فیتز جرالد برای ارائه یک طرح معماری جدید، ابتدا فضای داخلی را بخوبی مشاهده می کنه و بعد از وسایل موجود و حتی وسایل کهنه (مثلا وسایلی که در کمد یا زیر تخت خواب ممکنه پیدا بشه)، استفاده می کنه تا طراحی نویی را ارائه بده.

این ماجرا در این چند وقت به شدت ذهنم رو مشغول کرده بود. داشتم دنبال ربط این ماجرا با کارهای خودم و اصولا با حوزه کاری مشاوره می گشتم. البته خیلی هم بی ربط نبوده.در بیشتر مواقع مشاورها و کسانی که قراره برای صورت مسئله های یک مشتری راه حل ارائه بدهند، اینطور عمل می کنند: اول مسئله را مطالعه میکنند و حرفهای مشتری را می شوند، بعد مسائل را با دانش خودشان و تجربیات گذشته مقایسه می کنند و سپس بر اساس این مقایسه راه حل ارائه می کنند که اغلب راه حلهای ارائه شده از خارج از فضای فکری مشتری به فضای فکری مشتری باید وارد شود. به همین دلیل پذیرش آن همیشه سخت خواهد بود. شما خودتان را بگذارید جای مشتری. در چه شرایطی می توانید عادتهای روزانه خودتان را ترک کنید و بجاش یک روش جدید پیش بگیرید؟ بدون شک کار مشکلی است. چقدر تا بحال با کاریکاتورها و کارتونهایی که برای مشاورها درست کرده اند برخورد کرده اید؟ چقدر در این مورد جوک شنیده اید؟ خوب این موضوع به سادگی مشخص می کنه که حتما یکجای کار ایراد داشته که میشه ایراداتش رو به شکل طنز بیان کرد.

اما این کاری که آقای فیتزجرالد انجام میده چه کمکی به ما می کنه؟ اینبار اگر قرار است مشاوره بدهید به روش آقای فیتزجرالد عمل کنید:

۱- به حرفهای مشتری خوب گوش بدهید. بدون شک شما نمی خواهید از آن دسته از پزشکهایی باشید که در ۳۰ ثانیه اول نسخه را دست بیمار بدهید، می خواهید؟

۲- این حقیقت را در نظر بگیرید که مشاور قرار نیست جادو کند. مشاور پروفوسور بالتازار نیست. با چکاندن چند قطره روی زمین نمی توان معجزه کرد.

۳- حقیقت بعدی اینست که شما هرچقدر به حوزه صنعت مورد نظرتان مسلط باشید، باز هم به خوبی مشتری خود از جزییات کار آگاه نیستید و نمی توانید به آن میزان آشنا باشید.

۴- بعد از اینکه حقایق بالا را پذیرفتید، محترمانه زیر تخت خواب مشتری را بگردید. به این موضوع باور داشته باشید که مشتری راه حلها را برای مشکلات خود دارد اما آنقدر درگیر روزمرگی است که نمی تواند راه حلها را بخوبی کنار هم قرار دهد. حتی ممکن است مشتری بدرستی نداند که آنچه که دارد راه حل است. این هنر شماست که به همه جنبه های مشتری سرک بکشید و نشانه ها را پیدا کنید. این کاری است که آقای فیتز جرالد انجام می دهد. ایجاد یک فضای جدید با قطعات آشنا و موجود در خانه.

۵- شما بعنوان مشاور باید سعی کنید مشکلات و راه حلها را مثل قطعات پازل کنار هم بچینید تا مشتری به یک تصویر مطلوب برسد.

مهمترین مزیت اینکار اینست که مشتری با یک موضوع جدید روبرو نمی شود و پذیرش راه حل تا حدی برایش قابل قبول تر خواهد بود.

دسته هامدیریت برچسب ها: