بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘رفتار کاری’

رفتار حرفه‌ای در قبال رقبای کاری

حرفه‌ای‌ها هرگز پشت سر رقبای خود حرف نمی‌زنند.

پنج‌شنبه گذشته در جلسه کاری بودم که دو متخصص برجسته هم در آن حضور داشتند. صحبت از یکی دیگر از افراد شناخته شده در زمینه کاری شد و این گفتگو شکل گرفت:

متخصص اول:‌نظرت در مورد فلان شخص (شخص غایب) چیست؟

متخصص دوم:‌خوب ایشون هم تو زمینه کار خودشون شناخته شده هستند.

متخصص اول:‌نه می‌خوام بدونم قبولش داری یا نه؟

متخصص دوم: من نمی‌تونم بگم قبولشون دارم یا نه. تو چند پروژه باهاشون کار کردم. ایشون هم مثل همه هم ویژگی‌های مثبت داره و هم منفی.

متخصص اول:‌خیالت راحت باشه. من باهاش هیچ‌نوع رابطه کاری ندارم. می‌خوام حرف دلت رو بدونم؟

متخصص دوم: سوال شما مثل اینه که در مورد یک متخصص پزشکی از من بپرسید. من اصلا نمی‌تونم در موردش نظر بدم.

….

در این شرایط متخصص اول سعی داشت تا متخصص دوم رو در موقعیتی قرار بده که بگه شخص سوم آدم بی‌سوادی است و الکی اسم در کرده. اما متخصص دوم با هوشمندی پاسخ می‌داد و در نهایت هم به‌شکل رسمی اعلام کرد که از این‌که درباره دیگران در غیابشون صحبت کنه احساس خوشایندی نداره.

خواستم بگم گاهی حواسمون به چیزهایی که می‌گیم نیست و راجع به دیگران شروع می‌کنیم به قضاوت کردن. آدم‌ها رو سفید و سیاه می‌بینیم. اون‌هایی که سفید هستند همیشه سفید می‌مونند و سیاه‌‌ها هم به‌هر شکلی حذف می‌شوند. آدم‌ها در کارهای مختلف میزان تخصص متفاوتی دارند. اما این موضوع دلیل نمی‌شه که در موردشون قضاوت صددرصد بکنیم. و مسئله دیگه اینه که لج‌ولج‌بازی‌های کاری و ضایع کردن یکدیگر در فضای کسب و کار از همین صحبت‌ها شروع می‌شه.

در همین رابطه مطلب آقای واحد در بلاگ رادمان با عنوان دیدار با رقیب را مطالعه کنید.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

دسته هاپرسنال برندینگ برچسب ها:

کار تمام کن حرفه‌ای

Photo by: Saleh Kh

چند سال پیش بود که رفته بودم سمت خیابان لاله‌زار یا باغ سپه سالار و همینطور که راه می‌رفتم توجهم به تعداد زیادی آگهی با عنوان کار تمام کن جلب شد. اگر اشتباه نکنم کار تمام کن به کسی می‌گویند که در کارگاه‌های کفش‌دوزی، مرحله آخر تولید کفش رو انجام می‌دهد. داشتم مقاله چطور کارتمام کن بزرگی باشیم رو می‌خوندم که یاد این موضوع افتادم. همیشه در بحث‌های مختلف مدیریت اهداف و اجرای برنامه‌ها، در مورد چگونگی شروع یک کار صحبت می‌شه، اما در مورد چکونگی خاتمه کار بحثی نمی‌شه. همیشه ما برای شروع یک کار هیجان زده می‌شویم اما در طول مسیر انگیزه خود برای پایان دادن به اون کار رو از دست می‌دهیم و این درحالی است که موقعی می‌تونید بگید در کاری موفق بوده‌اید که اون کار رو به‌شکل کامل تموم کرده باشید.

من مدت‌ها درگیر این مسئله بودم. یک کاری رو با هیجان بالا شروع می‌کردم و در طول مسیر از انجامش دلسرد می‌شدم و همیشه برام این سوال پیش‌ میومد که چرا جذابیت‌های اولیه کار از بین می‌ره. کم‌کم متوجه شدم که افراد زیادی هستند که دچار این مسئله می‌شوند. در مقاله‌ای که به اون اشاره کردم، در مورد تحقیقی صحبت شده که دلایل این موضوع رو تاحدی مشخص می‌کنه و من خلاصه‌ای از اون مطلب رو اینجا آورده‌ام:

به پایان رساندن یک کار یعنی در طول زمان انجام اون کار به اندازه زمان شروع انگیزه داشته باشیم. در واقع این قدرت انگیزه است که ما رو به سمت تمام کردن کاری پیش می‌برد. در تحقیقی که روانشناسان دانشگاه شیکاگو انجام داده‌اند مشخص شده که ما پیشرفت یک کار رو به دو روش اندازه می‌گیریم. در روش اول نگاه می‌کنیم ببینیم چقدر کار انجام شده و در روش دوم نگاه می‌کنیم ببینیم چقدر کار پیش‌رو باقی مانده. در هر لحظه ممکنه ما یکی از این دو روش رو انتخاب کنیم. مثلا کسی که می‌خواهد ۲۰ کیلو وزن کم کند برای این‌که انگیزه خود را حفظ کند به این توجه می‌کند که ۱۲ کیلو کم کرده و ۸ کیلو باقی مانده.

هرکدام از این روش‌ها می‌تونه در جایگاه خودش موثر باشه. اما تمرکز زیاد برای روی این موضوع که تاکنون چقدر کار انجام شده ممکنه باعث از بین رفتن انگیزه‌ها بشه. در این تحقیق مشخص شده که وقتی همه توجه ما به میزان کاری که انجام داده‌ایم معطوف می‌شه، ذهن ما احساس ناتوانی در رسیدن به نتیجه می‌کنه و همه انگیزه‌ها از بین می‌ره. به‌عنوان مثال روی دو گروه از دانشجویان آزمایشی انجام شده. به گروه اول گفته‌اند که ۵۲% از درسی که باید بخوانند باقی مانده و به گروه دوم گفته‌اند که ۴۸% درس‌ خوانده‌اند. گروه اول در این شرایط انگیزه بیشتری برای ادامه درس‌خواندن داشته ‌اند.

توجه به میزان کار با‌قی‌مانده به ما این حس را می‌دهد که وضعیت فعلی خود را بسنجیم و وضعیت هدف را هم ببینیم و متوجه بشویم چه‌کاری باید انجام بدهیم تا به هدف برسیم. در‌حالی‌که توجه به کارهای انجام داده‌شده اگرچه ممکن است احساس خوبی از پیشرفت به ما بدهد اما انگیزه‌ی ادامه راه را نمی‌دهد.

در یک تیم تقدیر و تشکر زمانی انجام می‌شود که کار به معنای واقعی تمام شده باشد. یکی از هنرهای مدیران و ره‌بران بزرگ در این است که می‌توانند همیشه تصویری مناسب از نقطه‌ پایانی به افراد ارائه بدهند و انگیزه آنان را تقویت کنند. یک کارتمام کن حرفه‌ای زمانی کارش را متوقف می‌کند که آن کار تمام شده باشد. آیا شما یک کارتمام کن حرفه‌ای هستید؟

لیونل مسی به پرسپولیس پیوست!

۱۷ خرداد ۱۳۹۰ ۱۸ دیدگاه

لینول مسی به پرسپولیس پیوست به این دلیل که من پرسپولیسی هستم. شاید اگر استقلالی بودم لینول مسی الان آبی می‌پوشید. اما حالا تیم مهم نیست. این عنوان بهونه‌ای بود برای اینکه مفهومی رو توضیح بدم.

اگر مسی در خط حمله پروسپولیس جای بگیره چه اتفاقی می‌افته؟ لحظه‌ای به این موضوع فکر کنید! گذشته از این‌که در دنیای واقعی هرگز همچین اتفاقی نمی‌افته، اولین چیزی که به ذهن میاد اینه که مسی از پرسپولیس که هیچ از کل لیگ برتر و تیم ملی و کل آسیا بزرگتره. مثل این می‌مونه که یک بشکه آب رو بخوای در یک لیوان جای بدی. خیلی از موارد در زندگی و کار و اطراف ما هستند که بزرگتر از ظرف مورد نظر ما هستند. مثلا متخصص‌هایی هستند که توانشون بیشتر از یک سازمان هست و بکارگیری اونها هم خود متخصص و هم سازمان رو دچار چالش می‌کنه. اما مدیران هیجان زده می‌شوند که حتما فلان شخص رو وارد بازی خود کنند. یا وقتی شخصی به آموزش خاصی نیاز داره، بیش از اندازه نیازش بهش آموزش می‌دیم و بعد یک مدرک می‌زنیم زیربغل طرف و می‌گیم شما فارغ‌التحصیل شده‌اید. جالبه که بدونید با یکی از مدیران ارشد دانشگاهی صحبت می‌کردم و داشت اشاره می‌کرد که آموزش در دانشگاه‌های ما چون در بسیاری از موارد، هدف مشخص از نظر شغلی رو دنبال نمی‌کنه باعث می‌شه که آموزش بیش از نیاز شخص بهش ارائه بشه و این شخص رو نابود می‌کنه.

از طرفی لیونل مسی برای این‌که به لیونل مسی تبدیل بشه به زمین بازی و به تیم مناسب احتیاج داره. اگر همین مسی رو در زمین ناهموار قرار بدیم نمی‌تونه عملکردی که ازش انتظار داریم رو داشته باشه. مسی برای مسی شدن نیاز به این داره که ژاوی و اینیستا پشت سرش بازی کنند و نیاز به تیمی داره که حرکات مسی رو در قالب یک روح در تیم درک کنه. هرکدوم از این شرایط جور نباشه مسی، مسی مورد انتظار ما نخواهد بود. در نهایت این‌که:

  • وقتی به توانایی‌ها خود فکر می‌کنید، به زمین بازی هم باید فکر کنید. این‌که زمینی که در آن هستید محل بروز توانایی‌های شما هست یا نه.
  • وقتی قرار است از امکانی شامل استفاده از ابزار، استفاده از آموزش، مطالعه، و هر چیزی که به‌عنوان وسیله به پیشرفت شما یا سازمان شما کمک می‌کنه استفاده کنید، به این فکر کنید که آیا آن امکان به اندازه شما است یا نه. امکان بزرگتر از ظرفیت شما، شما را به عقب می‌برد نه به جلو! در سازما‌ن‌ها زیاد می‌بینیم که فکر می‌کنند خواستن بهترین و بزرگترین امکانات می‌تونه اون‌ها رو به بهره‌وری برسونه. ایده آل گرایی کارایی شما را از بین می برد.
  • وقتی قرار است تیمی را هدایت کنید، باید ببینید که چطور می‌توانید با نفرات موجود خود بهترین بازی را ارائه بدید و بهترین نتایج را در اندازه توانایی تیم کسب کنید.
  • وقتی قرار است کاری را انجام بدهید به اندازه آن کار برایش انرژی صرف کنید. بیش از اندازه انرژی صرف کردن باعث می‌شود که خودتان دست آخر بگویید چه دلیلی داشت این‌همه زحمت بکشم؟ و چون پاسخی برای این موضوع پیدا نمی کنید شروع می کنید به متهم کردن عوامل خارجی.

بروزرسانی: در همین زمینه علی نعمتی شهاب مطالبی با عنوان درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار می‌نویسد که می‌توانید آن را دنبال کنید.

دسته هامدیریت برچسب ها:,

از نیروی تازه‌کار مهره سوخته نسازیم!

۱۰ خرداد ۱۳۹۰ ۸ دیدگاه

محیط کار برای افراد تازه‌کار مثل محیط خانواده‌ای می‌مونه که شخصیت کودکان در اون شکل می‌گیره. کار کردن با باسابقه‌ترها در محیط کار و القای دید از طرف اونها به تازه‌کارها باعث می‌شه که نوع نگاه این گروه به موضوع کار، محیط کار، روابط افراد و شکل برخوردها شکل بگیره. به همین دلیل وقتی شخصی در محیطی وارد می‌شه که مثلا رفتارها براساس سیاست بروز پیدا می‌کنه با شخصی که در محیط کاملا صمیمی و حمایت‌گر کار می‌کنه، شخصیت کاری متفاوتی پیدا می‌کنه و در نهایت نوع رفتار این افراد در طول سال‌های آینده هم بر اساس همین تفاوت شکل می‌گیره.

به نظرم مدیران نقش مهمی رو در حمایت از نیروی تازه‌کار دارند اما متاسفانه اون چیزی که به تجربه ثابت شده اینه که عده‌ای از مدیران از عدم آگاهی و کمبود تجربه نیروهای جوان و تازه‌کار برای اجرای سیاست‌های خود که عموما در جهت مثبت هم نیستند، استفاده می‌کنند و این باعث می‌شه که نیروهای تازه‌کار در همون ابتدای مسیر،  تبدیل به مهره‌‌ی سوخته بشوند.

این موضوع رو مطرح کردم که بگم ممکنه این شرایط وجود داشته باشه تا هم مدیران کمی به این موضوع دقت کنند و هم نیروهای تازه‌کار متوجه باشند که روابط در محیط کار کمی پیچیده‌تر از آن چیزی است که به چشم می‌آید و بهتر است همانطور که به کسب تجربه در زمینه‌ تخصصی اهمیت می‌دهند به کسب تجربه در زمینه ارتباطی هم اهمیت بدهند.

بحث و گفتگو:‌ تعادل بین کار و زندگی

۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۰ دیدگاه

موضوع تعادل بین کار و زندگی حدود ۳۰ سال است که در دنیا مطرح شده و کارشناسان و موسسات و پزشکان زیادی در این زمینه تحقیق کرده‌اند و راه‌کارهای زیادی ارائه شده. این موضوع در دسته‌بندی‌های مختلفی مطرح می‌شود. مثلا شرایط کار و زندگی برای خانم‌ها متفاوت از آقایان است. یا تاثیر استرس محیط کار در زندگی شخصی یا برعکس موضوعی است که همیشه بصورت جدی بررسی می‌شود. جنبه دیگری که همیشه مورد توجه قرار می‌گیرد، میزان ساعات کاری است. بصورت معمول در همه‌جای دنیا ساعت کاری استاندارد ۸ ساعت در روز است اما تعداد زیادی از آدمها بیش از این میزان کار می‌کنند.

حال سوال اینه که اگر ما کار مورد علاقه خود را انجام بدیم آیا به مفهومی تعادل بین کار و زندگی می‌رسیم؟ آیا می‌توان اصلا مرزی بین کار و زندگی گذاشت؟ آیا شما با این عقیده موافق هستید که شرایط کاری ما شیوه زندگی (Life Style) ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ آیا شما روش خاصی برای مدیریت کار و زندگی خود دارید؟

تجربیات خود را در این زمینه با دیگران به اشتراک بگذارید.

——————————————————————————————————————————————

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

آیا می‌دانید در چه کاری بیشترین میزان موفقیت را کسب خواهید کرد؟

آیا شما در جامعه کاری خود شناخته شده و صاحب اعتبار هستید؟

مدیریت زمان با تکنیک Time Boxing

۳۱ فروردین ۱۳۹۰ ۱۷ دیدگاه

برای این‌که کاری را انجام بدیم می‌تونیم سخت کار کنیم تا کار تموم بشه. یا این‌که کار رو به فعالیت‌های کوچکتری تقسیم کنیم و برای هرکدام محدوده زمانی مشخص کنیم. Time Boxing روشی است که بیشتر توسط مهندس‌های نرم‌افزار برای انجام کارها استفاده می‌شه اما بصورت عمومی به‌عنوان یک روش مدیریت زمان هم مطرح شده.

یکی از مشکلاتی که بسیاری در مدیریت زمان روزانه به آن دچار می‌شوند اینه که تصمیم می‌گیرند کاری را انجام بدهند و هیچ ایده‌ای ندارند که زمان تخمینی انجام کار چقدر است. این موضوع باعث می‌شه که شما زمان زیادی را برای انجام کار صرف کنید، در زمان انجام کار تمرکز خود را از دست بدهید و در نهایت دچار خستگی از کار شوید. Time Boxing به شما کمک می‌کنه تا بتونید برای یک کار محدوده های زمانی کوتاه تعریف کنید. مثلا برای ۳۰ دقیقه روی کار مشخصی متمرکز شوید و آن را به بهترین نحو ممکن انجام بدهید. سپس برای کار بعدی به همین شکل یک محدوده زمانی دیگر تعریف کنید و کار را انجام بدهید.

این روش برای کسانی که دچار اختلال تمرکز یا ADD هستند هم روش بسیار مناسبیه. به این دلیل که می‌توانند با این سبک کار در زمان‌های کوتاه میزان تمرکز خود را افزایش بدهند.

آیا Time Boxing مجموعه‌ای از تکنیک‌هاست که باید یاد گرفت؟

نه Time Boxing به همین سادگی است که توضیح دادم. فقط کافی است کارها را به ترتیب اولیت مرتب کنید و برای انجام هرکدام زمان محدود تعیین کنید.

آیا برای اجرای روش Time Boxing به ابزار خاصی نیاز است؟

نه. اگر شما از آن دسته از افراد هستید که وقتی کاری را انجام می‌دهید در آن غرق می‌شوید (Hyper Focus هستید) بهتر است از یک تایمر برای اعلام پایان زمان کار استفاده کنید. بعضی از افراد وقتی درگیر کاری می‌شوند گذشت زمان را احساس نمی‌کنند و این ممکن است بر کیفیت کاری آنها تاثیر بگذارد.

بعضی از کارها تمامی ندارند. Time Boxing برای این کارها مفید است؟

تمام نشدن یک کار ممکن است به دلیل کمال گرایی شخص باشد. افراد در این شرایط از نتیجه کار راضی نمی‌شوند و همیشه در حال ادامه دادن کار هستند. Time Boxing کمک می‌کند تا برآوردی از میزان کار انجام شده در اختیار شخص قرار بگیرد و اهداف ملموس و دستیافتنی برای کار تعریف کند.

آیا Time Boxing به خوشحالی آدم کمک می‌کند؟

بله. خیلی از افراد در پایان روز کاری خود وقتی احساس می‌کنند به دستاوردی نرسیده‌اند احساس خوبی ندارند. Time Boxing به شما کمک می‌کنه تا در طول روز دستاوردهایی داشته باشید و پیشرفت خود را بصورت ملموس ببینید و خوشحال باشید.

آیا Time Boxing به افزایش میزان تفریح کمک می‌کند؟

بله. این روش به شما کمک می‌کند تا برنامه‌ریزی زمانی مناسبی برای روز کاری خود داشته باشید و در پایان ساعت کاری خود بیشتر کارهایی که باید را به سرانجام رسانده باشید. در این شرایط شما می‌توانید با خیالی راحت با دوستانتان قرار بگذارید، سینما برید، در رستوران غذای مورد علاقه خود را بخورید، شنا کنید، پیاده‌روی کنید، از خواندن اخباری مثل کتک خوردن زن نیکولاس کیج توسط نیکلاس کیج در تاکسی لذت ببرید، سریال‌های مورد علاقه خود را دنبال کنید، کتاب بخوانید یا هر آن کاری که شما اسم تفریح روی آن می‌گذارید را انجام بدهید.

——————————————————————————————————————————————

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

آیا می‌دانید در چه کاری بیشترین میزان موفقیت را کسب خواهید کرد؟ مشاوره شغلی به شما کمک خواهد کرد که به توانایی‌های خود آگاه شوید.

اگر قرار باشد تخصص و دانش شما محصول شما باشد، چطور آن را عرضه می‌کنید؟ آیا شما در جامعه کاری خود شناخته شده و صاحب اعتبار هستید؟

پست مهمان:‌رفتار مالی کارآفرین به زبان خودمانی-مقدمه

۳ اسفند ۱۳۸۹ ۱۵ دیدگاه

دکتر مجید تهرانی قبل از این‌که برای من یک دوست باشد، یک معلم است. من همیشه در ۱۰ سال گذشته توانسته‌ام از مشاوره‌ها و راهنمایی‌های بی‌دریغ و ارزشمند او استفاده کنم. حالا که فرصتی دست داد و من افتخار انتشار مطالبی از وی را دارم خواستم به‌خاطر همه کمک‌های او تشکر کنم. مجید تهرانی به‌عنوان مشاور در پروژه‌های بزرگ IT در کشور حضور داشته و دارد.

مجموعه‌ مطالبی که منتشر خواهد شد در مورد رفتارمالی کارآفرینان و اهمیت شناخت این موضوع است. رفتار مالی کارآفرینان یک راز پنهان است که کشف آن یکی از عوامل بحرانی شکست کارآفرین را حذف می‌کند. این مجموعه در ۶ قسمت تنظیم شده که به مرور منتشر خواهد شد.

“اگر خود رانمی شناسید، بازار جای گران قیمتی برای خودشناسی است” آدام اسمیت

سلام.قصدم از این یادداشت اشتراک گذاشتن دانش در مورد یکی از عوامل کلیدی موفقیت کارآفرینی است: “رفتار مالی کارآفرین” و امیدم آنست که بحث و نقد آن را بالغ کند. فعلا بالغ بر هفتاد کتاب به زبان فارسی در مورد کارآفرینی داریم و پیش بینی میکنم این تعداد تو دو سال آینده دوبرابر بشه! دو دو تا کنیم میشه گفت الان حداقل ده هزار صفحه فارسی نوشته شده در مورد یک کلمه:کارآفرینی!اگر حداقل تیراژ ۱۰۰۰ جلد رو هم در نظر بگیریم میشه ده میلیون صفحه کاغذ. دانشگاه تهران و دانشگاه شریف هم دست در کار آموزش دارند.اما در ایران سرفصلهای آموزشی صحبتی از این موضوعی که میخواهم با شما به بحث بگذارم تهی هستند.چرا؟

چون “رفتار مالی کارآفرین” یک راز است و کشف آن یکی از عوامل بحرانی شکست(Critical Failure Factor) را حذف میکند.

تجربه برتر(Best Practice) در کارآفرینی یک امر بومی و محلی است. فرض کنیم تجربه کارآفرینی بومی نیست یعنی اگر یک نفر در یکجای دنیا یک طرح موفق داشت این طرح با همان کیفیت همه جای دنیا قابل اجراست.مثال نقض این ادعا مثلا اگر از هشتاد و سه سال پیش، شما در آمریکا میتونستید یک مغازه را باز نگهدارید مثل کافه نادری(تاسیس ۱۳۰۶) الان یک برند بین المللی داشتید که استارباکس (تاسیس ۱۹۷۱)رو گذاشته بود جیبش.

به بیان دیگر “رفتار مالی کارآفرین” یک راز محلی و بومی است.یعنی احتمال میدهم این حرفا تو جای دیگه همین کاربردی را که الان در ایران میتونه داشته باشه را نداشته باشه.تو ایران این راز هم ناشناخته است. یک نگاه به گرایش های تحصیلی هیئت علمی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران بندازید متوجه میشید که کلاً تخصص مالی کارآفرینی بومی نداریم.

بومی بودن مهم است. یادمه ۱۷ سال پیش اولین کتاب آنتونی رابینز به ترجمه مهدی مجردزاده کرمانی به نام “به سوی کامیابی(نیروی بیکران)” تقریبا اولین کتابی بود که میشد به نوعی در خانواده روانشناسی خودیاری آن را جا زد و روی من خیلی تاثیر گذاشت و در خواندن چندین و چند باره فارسی و انگلیسی آن همت و وقت گذاشتم. یکی از نکات محوری که  در این کتاب ترویج می شود اینست که چون ما ساختار جسمی و ذهنی یکسانی داریم اگر کسی در یک جای جهان کاری را انجام داده باشد کافیست ما همان مراحل جسمی و ذهنی را عینا تکرار کنیم تا به نتیجه مشابه برسیم. یعنی موفقیت را میتوان با مدل سازی افراد موفق به دست آورد.

خب بومی بودن یعنی اینکه حداقل دو تا نکته را در نظر داشته باشیم. اول اینکه موفقیت در فرهنگ آمریکا کلاً در “داشتن/to have” ترویج شده است.”داشتن” یک رابطه، “داشتن” یک دارایی، “داشتن” یک ویژگی،..، ابزار عمده “داشتن” هم پول است.در این فرهنگ پول موجود در دستان شما شعاع دایره حرکتیتان را در دستیابی به اهداف تعیین میکند.اما در فرهنگ ما،هنوز که هنوزه، “بودن/To Be” بر داشتن ارجحیت داشته و مطلوبیت اجتماعی دارد.یعنی شما در نمایش “داشته ها” که سهل است در نمایش رویاهایتان پیرامون دارایی ها نیز باید احتیاط کنید.یادمه وقتی مجوز PAP تازه در برنامه سوم توسعه مطرح شده بود که یکی از کارآفرینان موفق وقت(آقای اردشیر منتصری موسس عصر دانش افزار) به ترویج فواید و آورده های اقتصادی دسترسی به اینترنت پر سرعت در محافل صنفی ، تخصصی و فنی پرداخت و اینکه اگر این مجوز به عصر دانش داده شود چه زیرساخت ارتباطی موثری برای بازارهای مالی خواهد شد.مثلا پانزده هزار شعبه بانک که تراکنشهای مالی را جا به جا میکنند حاضرند چه پولی بابت این خدمات بدهند و …روزی که ایشان مجوز را گرفت دوازده تا شرکت دیگر هم با ارائه یک و نیم میلیارد تومان ضمانتنامه ، مجوز گرفته بودند. عصردانش افزار یک طرح کسب و کار داشت دنبال تامین منابع مالی و آوردن تجهیزات کیفی و ارائه خدمات به قطاع هایی از بازار تقاضا بود که تقاضای مستمر و غیر قابل وقفه و به نوعی بحرانی-ماموریتی یا بحرانی –اقتصادی داشتند، اما به جرات بقیه رقبا دنبال این بودند که از عصر دانش افزار عقب نیفتند و تمرکزشان روی کاهش هزینه ها و رقابت قیمتی و سیاسی بود و فرضشان این بود که عصر دانش که اشتباه نکرده ما عقب نیفتیم. حالا تو این فضای شدید رقابتی با توجه به شتاب تغییرات این فناوری شما ببینید که چنین طرحی به چه روزی میافتد. یادمه وقتی که فهمیدم دیتا روی خطوط گاز و برق هم منتقل میشوند یا وقتی “وای مکس” اومد و مخابراتی ها میخواستند رو دکلهای موبایل تجهیزات انتقال دیتا بگذارند، یا وقتی که شرکتهای دیتای بیسیم دنبال گرفتن مجوز VoIP بودند که عملا شبکه موبایل روی شبکه دیتا راه بندازند و خلاصه تکنولوژی ارتباطی جوری مرزهایش با  NGNو تجهیزات و پروتکلهای نوین ادغام شده بود که حتی تقسیم بندی جدید سازمانی مخابرات هم بی‌معنی شده بود یعنی تفکیک دیتا و سیار و زیرساخت و شرکتهای استانی نماد عقب افتادگی بود، همش فکر میکردم پس نقطه سر به سر در یک فناوری با شتاب بالا در جایی که تنظیم بازار نیست یعنی چی؟ تو ایران حتی سلمانی ها حریم دارد.یعنی شما اگه مغازه سلمانی داشته باشی کسی حق ندارد در دویست متری شما سلمانی بازکند اما یک کارآفرین فاوا یکدفعه خودش را در بین دوازده رقیب خصوصی، چهار پنج رقیب تکنولوژیک و رقبای دولتی به علت چرخش سیاست های اجرایی میبیند.با این شرایط طرح “سر به سر” می شود؟ طرح “سر به ته” هم نمیشود در این فضا.

دوم آنکه در مدلسازی یک فرد موفق باید به منابع او هم نگاه کرد. منابع را اگر نداشته باشیم نمیتوانیم عین همان عمل و ذهن را پیاده سازی کنیم.نحوه تخصیص منابع در فرهنگ ما با آمریکا فرق دارد. اینجا یک دفعه دولت تصمیم میگیرد بیست و دو میلیارد دلار تسهیلات زودبازده را تو یکسال در جامعه تزریق کند به امید کاهش نرخ بیکاری. قبل و بعدش شما به عنوان کارآفرین در تامین منابع مالی ول معطل هستید. زمانی هم که این تسهیلات داده می‌شود هم انحراف دارد ، هم به کارآفرین واقعی نمی رسد هم در عمل نرخ بیکاری و نرخ تورم افزایش می یابد و کسی هم دنبال “چرا” نمی رود و هم سالهاپس از آن در بانک ها قفل می‌خورد. پس اینجا منابع وجود دارد ولی دسترسی به آن شیوه خاص خودش را دارد.

به عبارت ساده به عنوان یک مثال اگر این ایده رابینز را بومی کنیم میشود: شما با شبیه سازی عملکرد و ذهنیت و داشتن منابع یک فرد موفق در همان جامعه میتوانید موفق شوید.

خلاصه آنکه در این مقدمه ما درباره مدل بومی رفتار مالی کارآفرین صحبت میکنیم. برای سادگی انتقال مطلب رفتار مالی کارآفرین را به دو دسته تقسیم میکنیم: رفتار مالی در دارایی بلند مدت، رفتار مالی در دارایی کوتاه مدت. چرا تمرکز را بر دارایی گذاشتیم؟ چون کارآفرینی از نظر مالی یعنی ایجاد دارایی مولد درآمد که در میان مدت(حداکثر ده سال) مستقل از منابع کارآفرین کار کند.اینجا منظورم از منابع جسم، دانش، زمان است، به عبارت دیگه باید پس از ده سال سیستمی که کارآفرین ساخته است بدون منابع کارآفرین پابرجا باقی بماند و از تله موسس خارج شود.

در ابتدا بر دارایی جاری و رایج ترین شکل آن یعنی نقدینگی تمرکز میکنیم. یعنی فرض ما اینست که کارآفرین ما در فاوا پا به عرصه عمل گذاشته است و می‌خواهد در مورد درآمدش تصمیم بگیرد.این کارآفرین ریسک(Risk) عمل کردن را پذیرفته است و فرق ریسک و خطر(Danger) را را میفهمد.

ابتدا انواع الگوهای درآمدی و جریان نقدی را بررسی میکنیم و سپس به معرفی سوگیریهای شناختی می پردازیم و در نهایت تاثیر سوگیریها را در نحوه برخورد کارآفرین با درآمد و مدیریت دارایی جاری و مدیریت جریان نقدینگی بحث می گذاریم. عیناً همین شیوه در مورد دارایی های غیر جاری پیگیری خواهد شد.

سوگیری/Bias که به آن تورش هم گفته شده است، یک نوع اشتباه سیستماتیک در تفکر کارآفرین است.نگاهی به لیست سوگیریهای شناختی و لیست سوگیریهای مالی میتواند شما در این تصمیم که این سلسله از مباحث را پیگیری کنید یا نه یاری خواهد کرد.بحث های ما با ادبیات خودمانی، مثالهای ایرانی و به شرح خواهد بود:

  • قسمت اول- انواع مدلهای کسب و کار فاوا در ایران و جریان نقدینگی هر کدام
  • قسمت دوم- سوگیریهای شناختی و معرفی آنها(۲۰ سوگیری منتخب)
  • قسمت سوم- رفتار مالی کارآفرین در مدیریت دارایی جاری با توجه به سوگیریهای شناختی
  • قسمت چهارم- نوع شناسی الگوی دارایی غیر جاری در مدلهای کسب و کار فاوا در ایران
  • قسمت پنجم- رفتار مالی کارآفرین در مدیریت دارایی غیرجاری با توجه به سوگیریهای شناختی
  • قسمت ششم- “ده فرمان” رفتار مالی کارآفرین