بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘رفتار کاری’

سدهای پیش‌رو

۲۳ آبان ۱۳۹۰ ۱۱ دیدگاه

کارهای زیادی هست که می‌خواهیم انجام بدیم. کارهایی که می‌دونیم انجام دادنشون چه تاثیری مثبتی می‌تونه داشته باشه. اما انجام نمی‌دیم. دست روی دست می‌گذاریم. وقتی به مسیر پیش‌رو نگاه می‌کنیم، موانع زیادی می‌بینیم و همین موانع کافی است برای این‌که به اندازه کافی بترسیم و حرکتی نکنیم. می‌خواهیم کتاب بنویسم اما از خودمون می‌پرسیم اگر با استقبال روبرو نشه چی؟ یک کتاب دیگه بنویسم که چی‌بشه؟ می‌خواهیم کسب و کار راه بیاندازیم و از خودمون می‌پرسیم اگر شکست بخورم چی می‌شه؟ می‌خواهیم تغییری در شرایط شغلی خود ایجاد کنیم و از خودمون می‌پرسیم که اگر همه چیز اونطوری که فکر می‌کنم جلو نره چی؟ هزاران کار هست که می‌خواهیم انجام بدیم و از خودمون سوال می‌کنیم که اگر نشه چی؟

بله موانع زیادی در پیش رو وجود داره. موانعی که بزرگ و سخت هستند. اما همه موانع در ذهن شما متولد شده‌اند. همه سدهای پیش‌رو در تخیل شما ساخته‌‌شده‌اند. همه این سوالات زاییده ذهن شما هستند. اگر گوش کنید می‌‌شنوید که همه کتاب‌ها، همه فیلم‌ها، نمایش‌ها، نقاشی‌ها، همه آدم‌های اطراف زمزمه می‌کنند که باید حرکت کرد. باید این سد را شکست. برای نوشتن کتاب باید جمله اول را نوشت. خیلی ساده نوشت. برای ایجاد کسب و کار و تغییر در وضعیت کار باید اولین جلسه را برگزار کرد. ممکنه همه چیز در اولین قدم خوب پیش‌نره. اما برداشتن اولین قدم بسیار مهمه. شکستن یک سد بزرگ از ضربه‌های کوچک شروع می‌شود.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

مشاوره شغلی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

کار، کار میاره

احتمالا همه، جمله‌ای که برای عنوان این مطلب نوشته شده رو شنیده‌اید. بله! کار، کار میاره. اما در چه شرایطی این اتفاق میافته؟

کسب و کارهایی هستن که خیلی شناخته شده نیستند. یعنی اینطور نیست که تبلیغات گسترده داشته باشن. در عوض مشتریهایی دارن که براشون تبلیغ می‌کنن. چطوری این تبلیغ رو انجام می‌دن؟ خیلی ساده! مشتری‌ها خدمات باکیفیت دریافت می‌کنن و چون راضی هستن با اطمینان خاطر این خدمات یا حتی محصولات رو به دیگران معرفی می‌کنن.

اگر بین کسب و کارهای (به‌خصوص کسب و کارهای خدماتی) مختلف بگردید متوجه خواهید شد که تبلیغات اون‌ها بیشتر برای اینه که نشون بدن زنده هستن و دارن کار می‌کنن. اما بیشترین فروش اون‌ها از معرفی دیگر مشتریان شکل می‌گیره و نه از تبلیغات. دو سال پیش با مدیرعامل یکی از شرکت‌های شناخته شده نرم‌افزاری صحبت می‌کردم و می‌گفت در طول بیست سال فعالیت ما، مشتری‌ها از معرفی دیگر مشتری‌ها به ما مراجعه کردند. دوستی دارم که مزون لباس عروس داره و مشتری‌های زیادی رو از همین راه کسب می‌کنه. از توصیه دیگران مشتریان!

برای موضوع مشتری مداری و ارتباط با مشتریان تئوری‌ها و کتاب‌های زیادی وجود داره. اما قبل از این‌که لازم باشه درگیر همه کتاب‌ها و مفاهیم و تئوری‌ها بشید، به‌نظرم بد نیست دو مفهوم رو همیشه در نظر داشته باشید. به‌خصوص این‌نکته در کارهای خدماتی خیلی بیشتر کاربرد داره:

کیفیت کار = شخصیت + تخصص

در کارهایی مثل مشاوره و ارائه خدمات این شخصیت حقیقی یا حقوقی است که در کنار تخصص و علم می‌تونه یک کار رو با کیفیت کنه. خیلی وقت‌ها بخاطر شخصیت حرفه‌ای، کارفرماها این اجازه رو به شما می‌دن تا در صورت بروز خطا (که در کار اجتناب ناپذیر هست)، فرصت جبران داشته باشید. کارفرماها علاقه‌مند خواهند بود با شما کار کنند و در کنار شما باشند و شما رو معرفی کنند چون احساس خوبی از کنار شما بودن داشته‌اند.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

رفتار حرفه‌ای در قبال رقبای کاری

حرفه‌ای‌ها هرگز پشت سر رقبای خود حرف نمی‌زنند.

پنج‌شنبه گذشته در جلسه کاری بودم که دو متخصص برجسته هم در آن حضور داشتند. صحبت از یکی دیگر از افراد شناخته شده در زمینه کاری شد و این گفتگو شکل گرفت:

متخصص اول:‌نظرت در مورد فلان شخص (شخص غایب) چیست؟

متخصص دوم:‌خوب ایشون هم تو زمینه کار خودشون شناخته شده هستند.

متخصص اول:‌نه می‌خوام بدونم قبولش داری یا نه؟

متخصص دوم: من نمی‌تونم بگم قبولشون دارم یا نه. تو چند پروژه باهاشون کار کردم. ایشون هم مثل همه هم ویژگی‌های مثبت داره و هم منفی.

متخصص اول:‌خیالت راحت باشه. من باهاش هیچ‌نوع رابطه کاری ندارم. می‌خوام حرف دلت رو بدونم؟

متخصص دوم: سوال شما مثل اینه که در مورد یک متخصص پزشکی از من بپرسید. من اصلا نمی‌تونم در موردش نظر بدم.

….

در این شرایط متخصص اول سعی داشت تا متخصص دوم رو در موقعیتی قرار بده که بگه شخص سوم آدم بی‌سوادی است و الکی اسم در کرده. اما متخصص دوم با هوشمندی پاسخ می‌داد و در نهایت هم به‌شکل رسمی اعلام کرد که از این‌که درباره دیگران در غیابشون صحبت کنه احساس خوشایندی نداره.

خواستم بگم گاهی حواسمون به چیزهایی که می‌گیم نیست و راجع به دیگران شروع می‌کنیم به قضاوت کردن. آدم‌ها رو سفید و سیاه می‌بینیم. اون‌هایی که سفید هستند همیشه سفید می‌مونند و سیاه‌‌ها هم به‌هر شکلی حذف می‌شوند. آدم‌ها در کارهای مختلف میزان تخصص متفاوتی دارند. اما این موضوع دلیل نمی‌شه که در موردشون قضاوت صددرصد بکنیم. و مسئله دیگه اینه که لج‌ولج‌بازی‌های کاری و ضایع کردن یکدیگر در فضای کسب و کار از همین صحبت‌ها شروع می‌شه.

در همین رابطه مطلب آقای واحد در بلاگ رادمان با عنوان دیدار با رقیب را مطالعه کنید.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

دسته هاپرسنال برندینگ برچسب ها:

کار تمام کن حرفه‌ای

Photo by: Saleh Kh

چند سال پیش بود که رفته بودم سمت خیابان لاله‌زار یا باغ سپه سالار و همینطور که راه می‌رفتم توجهم به تعداد زیادی آگهی با عنوان کار تمام کن جلب شد. اگر اشتباه نکنم کار تمام کن به کسی می‌گویند که در کارگاه‌های کفش‌دوزی، مرحله آخر تولید کفش رو انجام می‌دهد. داشتم مقاله چطور کارتمام کن بزرگی باشیم رو می‌خوندم که یاد این موضوع افتادم. همیشه در بحث‌های مختلف مدیریت اهداف و اجرای برنامه‌ها، در مورد چگونگی شروع یک کار صحبت می‌شه، اما در مورد چکونگی خاتمه کار بحثی نمی‌شه. همیشه ما برای شروع یک کار هیجان زده می‌شویم اما در طول مسیر انگیزه خود برای پایان دادن به اون کار رو از دست می‌دهیم و این درحالی است که موقعی می‌تونید بگید در کاری موفق بوده‌اید که اون کار رو به‌شکل کامل تموم کرده باشید.

من مدت‌ها درگیر این مسئله بودم. یک کاری رو با هیجان بالا شروع می‌کردم و در طول مسیر از انجامش دلسرد می‌شدم و همیشه برام این سوال پیش‌ میومد که چرا جذابیت‌های اولیه کار از بین می‌ره. کم‌کم متوجه شدم که افراد زیادی هستند که دچار این مسئله می‌شوند. در مقاله‌ای که به اون اشاره کردم، در مورد تحقیقی صحبت شده که دلایل این موضوع رو تاحدی مشخص می‌کنه و من خلاصه‌ای از اون مطلب رو اینجا آورده‌ام:

به پایان رساندن یک کار یعنی در طول زمان انجام اون کار به اندازه زمان شروع انگیزه داشته باشیم. در واقع این قدرت انگیزه است که ما رو به سمت تمام کردن کاری پیش می‌برد. در تحقیقی که روانشناسان دانشگاه شیکاگو انجام داده‌اند مشخص شده که ما پیشرفت یک کار رو به دو روش اندازه می‌گیریم. در روش اول نگاه می‌کنیم ببینیم چقدر کار انجام شده و در روش دوم نگاه می‌کنیم ببینیم چقدر کار پیش‌رو باقی مانده. در هر لحظه ممکنه ما یکی از این دو روش رو انتخاب کنیم. مثلا کسی که می‌خواهد ۲۰ کیلو وزن کم کند برای این‌که انگیزه خود را حفظ کند به این توجه می‌کند که ۱۲ کیلو کم کرده و ۸ کیلو باقی مانده.

هرکدام از این روش‌ها می‌تونه در جایگاه خودش موثر باشه. اما تمرکز زیاد برای روی این موضوع که تاکنون چقدر کار انجام شده ممکنه باعث از بین رفتن انگیزه‌ها بشه. در این تحقیق مشخص شده که وقتی همه توجه ما به میزان کاری که انجام داده‌ایم معطوف می‌شه، ذهن ما احساس ناتوانی در رسیدن به نتیجه می‌کنه و همه انگیزه‌ها از بین می‌ره. به‌عنوان مثال روی دو گروه از دانشجویان آزمایشی انجام شده. به گروه اول گفته‌اند که ۵۲% از درسی که باید بخوانند باقی مانده و به گروه دوم گفته‌اند که ۴۸% درس‌ خوانده‌اند. گروه اول در این شرایط انگیزه بیشتری برای ادامه درس‌خواندن داشته ‌اند.

توجه به میزان کار با‌قی‌مانده به ما این حس را می‌دهد که وضعیت فعلی خود را بسنجیم و وضعیت هدف را هم ببینیم و متوجه بشویم چه‌کاری باید انجام بدهیم تا به هدف برسیم. در‌حالی‌که توجه به کارهای انجام داده‌شده اگرچه ممکن است احساس خوبی از پیشرفت به ما بدهد اما انگیزه‌ی ادامه راه را نمی‌دهد.

در یک تیم تقدیر و تشکر زمانی انجام می‌شود که کار به معنای واقعی تمام شده باشد. یکی از هنرهای مدیران و ره‌بران بزرگ در این است که می‌توانند همیشه تصویری مناسب از نقطه‌ پایانی به افراد ارائه بدهند و انگیزه آنان را تقویت کنند. یک کارتمام کن حرفه‌ای زمانی کارش را متوقف می‌کند که آن کار تمام شده باشد. آیا شما یک کارتمام کن حرفه‌ای هستید؟

لیونل مسی به پرسپولیس پیوست!

۱۷ خرداد ۱۳۹۰ ۱۸ دیدگاه

لینول مسی به پرسپولیس پیوست به این دلیل که من پرسپولیسی هستم. شاید اگر استقلالی بودم لینول مسی الان آبی می‌پوشید. اما حالا تیم مهم نیست. این عنوان بهونه‌ای بود برای اینکه مفهومی رو توضیح بدم.

اگر مسی در خط حمله پروسپولیس جای بگیره چه اتفاقی می‌افته؟ لحظه‌ای به این موضوع فکر کنید! گذشته از این‌که در دنیای واقعی هرگز همچین اتفاقی نمی‌افته، اولین چیزی که به ذهن میاد اینه که مسی از پرسپولیس که هیچ از کل لیگ برتر و تیم ملی و کل آسیا بزرگتره. مثل این می‌مونه که یک بشکه آب رو بخوای در یک لیوان جای بدی. خیلی از موارد در زندگی و کار و اطراف ما هستند که بزرگتر از ظرف مورد نظر ما هستند. مثلا متخصص‌هایی هستند که توانشون بیشتر از یک سازمان هست و بکارگیری اونها هم خود متخصص و هم سازمان رو دچار چالش می‌کنه. اما مدیران هیجان زده می‌شوند که حتما فلان شخص رو وارد بازی خود کنند. یا وقتی شخصی به آموزش خاصی نیاز داره، بیش از اندازه نیازش بهش آموزش می‌دیم و بعد یک مدرک می‌زنیم زیربغل طرف و می‌گیم شما فارغ‌التحصیل شده‌اید. جالبه که بدونید با یکی از مدیران ارشد دانشگاهی صحبت می‌کردم و داشت اشاره می‌کرد که آموزش در دانشگاه‌های ما چون در بسیاری از موارد، هدف مشخص از نظر شغلی رو دنبال نمی‌کنه باعث می‌شه که آموزش بیش از نیاز شخص بهش ارائه بشه و این شخص رو نابود می‌کنه.

از طرفی لیونل مسی برای این‌که به لیونل مسی تبدیل بشه به زمین بازی و به تیم مناسب احتیاج داره. اگر همین مسی رو در زمین ناهموار قرار بدیم نمی‌تونه عملکردی که ازش انتظار داریم رو داشته باشه. مسی برای مسی شدن نیاز به این داره که ژاوی و اینیستا پشت سرش بازی کنند و نیاز به تیمی داره که حرکات مسی رو در قالب یک روح در تیم درک کنه. هرکدوم از این شرایط جور نباشه مسی، مسی مورد انتظار ما نخواهد بود. در نهایت این‌که:

  • وقتی به توانایی‌ها خود فکر می‌کنید، به زمین بازی هم باید فکر کنید. این‌که زمینی که در آن هستید محل بروز توانایی‌های شما هست یا نه.
  • وقتی قرار است از امکانی شامل استفاده از ابزار، استفاده از آموزش، مطالعه، و هر چیزی که به‌عنوان وسیله به پیشرفت شما یا سازمان شما کمک می‌کنه استفاده کنید، به این فکر کنید که آیا آن امکان به اندازه شما است یا نه. امکان بزرگتر از ظرفیت شما، شما را به عقب می‌برد نه به جلو! در سازما‌ن‌ها زیاد می‌بینیم که فکر می‌کنند خواستن بهترین و بزرگترین امکانات می‌تونه اون‌ها رو به بهره‌وری برسونه. ایده آل گرایی کارایی شما را از بین می برد.
  • وقتی قرار است تیمی را هدایت کنید، باید ببینید که چطور می‌توانید با نفرات موجود خود بهترین بازی را ارائه بدید و بهترین نتایج را در اندازه توانایی تیم کسب کنید.
  • وقتی قرار است کاری را انجام بدهید به اندازه آن کار برایش انرژی صرف کنید. بیش از اندازه انرژی صرف کردن باعث می‌شود که خودتان دست آخر بگویید چه دلیلی داشت این‌همه زحمت بکشم؟ و چون پاسخی برای این موضوع پیدا نمی کنید شروع می کنید به متهم کردن عوامل خارجی.

بروزرسانی: در همین زمینه علی نعمتی شهاب مطالبی با عنوان درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار می‌نویسد که می‌توانید آن را دنبال کنید.

دسته هامدیریت برچسب ها:,

از نیروی تازه‌کار مهره سوخته نسازیم!

۱۰ خرداد ۱۳۹۰ ۸ دیدگاه

محیط کار برای افراد تازه‌کار مثل محیط خانواده‌ای می‌مونه که شخصیت کودکان در اون شکل می‌گیره. کار کردن با باسابقه‌ترها در محیط کار و القای دید از طرف اونها به تازه‌کارها باعث می‌شه که نوع نگاه این گروه به موضوع کار، محیط کار، روابط افراد و شکل برخوردها شکل بگیره. به همین دلیل وقتی شخصی در محیطی وارد می‌شه که مثلا رفتارها براساس سیاست بروز پیدا می‌کنه با شخصی که در محیط کاملا صمیمی و حمایت‌گر کار می‌کنه، شخصیت کاری متفاوتی پیدا می‌کنه و در نهایت نوع رفتار این افراد در طول سال‌های آینده هم بر اساس همین تفاوت شکل می‌گیره.

به نظرم مدیران نقش مهمی رو در حمایت از نیروی تازه‌کار دارند اما متاسفانه اون چیزی که به تجربه ثابت شده اینه که عده‌ای از مدیران از عدم آگاهی و کمبود تجربه نیروهای جوان و تازه‌کار برای اجرای سیاست‌های خود که عموما در جهت مثبت هم نیستند، استفاده می‌کنند و این باعث می‌شه که نیروهای تازه‌کار در همون ابتدای مسیر،  تبدیل به مهره‌‌ی سوخته بشوند.

این موضوع رو مطرح کردم که بگم ممکنه این شرایط وجود داشته باشه تا هم مدیران کمی به این موضوع دقت کنند و هم نیروهای تازه‌کار متوجه باشند که روابط در محیط کار کمی پیچیده‌تر از آن چیزی است که به چشم می‌آید و بهتر است همانطور که به کسب تجربه در زمینه‌ تخصصی اهمیت می‌دهند به کسب تجربه در زمینه ارتباطی هم اهمیت بدهند.

بحث و گفتگو:‌ تعادل بین کار و زندگی

۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۰ دیدگاه

موضوع تعادل بین کار و زندگی حدود ۳۰ سال است که در دنیا مطرح شده و کارشناسان و موسسات و پزشکان زیادی در این زمینه تحقیق کرده‌اند و راه‌کارهای زیادی ارائه شده. این موضوع در دسته‌بندی‌های مختلفی مطرح می‌شود. مثلا شرایط کار و زندگی برای خانم‌ها متفاوت از آقایان است. یا تاثیر استرس محیط کار در زندگی شخصی یا برعکس موضوعی است که همیشه بصورت جدی بررسی می‌شود. جنبه دیگری که همیشه مورد توجه قرار می‌گیرد، میزان ساعات کاری است. بصورت معمول در همه‌جای دنیا ساعت کاری استاندارد ۸ ساعت در روز است اما تعداد زیادی از آدمها بیش از این میزان کار می‌کنند.

حال سوال اینه که اگر ما کار مورد علاقه خود را انجام بدیم آیا به مفهومی تعادل بین کار و زندگی می‌رسیم؟ آیا می‌توان اصلا مرزی بین کار و زندگی گذاشت؟ آیا شما با این عقیده موافق هستید که شرایط کاری ما شیوه زندگی (Life Style) ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ آیا شما روش خاصی برای مدیریت کار و زندگی خود دارید؟

تجربیات خود را در این زمینه با دیگران به اشتراک بگذارید.

——————————————————————————————————————————————

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

آیا می‌دانید در چه کاری بیشترین میزان موفقیت را کسب خواهید کرد؟

آیا شما در جامعه کاری خود شناخته شده و صاحب اعتبار هستید؟