بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘خلاقیت’

افسانه دریاچه کم عمق

۳۰ آذر ۱۳۹۰ ۸ دیدگاه

دریاچه نئور در اردبیل

طرف به همه چیز ناخنک زده ولی هیچی بلد نیست. شده یک دریاچه وسیع ولی کم عمق. این انتقادی است که ممکن است به شما هم وارد باشد. ممکنه حتی اگر کسی به‌شکل مستقیم هم این موضوع را به شما نگفته باشد، با خودتان که فکر می‌کنید بگویید من در چیزی متخصص و خبره نیستم و خودتان را به‌خاطر این موضوع سرزنش کنید. اما اگر این انتقاد و نوع نگاه اشتباه باشد چه؟ اگر بگویم که ممکن است متخصص نبودن هم یک ویژگی باشد، چه برداشتی می‌کنید؟

همونطور که در مطلب‌های مختلف اشاره کرده‌ام ما افراد متفاوتی هستیم و درک متفاوتی نسبت به دنیا داریم. همین مبنای تفاوت باعث می‌شه تا رویکردهای مختلفی نسبت به کار و زندگی داشته باشیم. و همین مبنای تفاوت باعث می‌شه که دیگران رو درک نکنیم و نتونیم نوع نگاه و برخورد افراد دیگر با یک رویداد را قبول کنیم.

ادامه ی نوشته

فضایی برای پرواز ذهن

۲۱ آذر ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه
Citrix Collaboration Space

Citrix Collaboration Space

آدم‌های خلاق معمولا در چارچوب قرار نمی‌گیرن. فکر می‌کنم این جمله درستی باشه برای این‌که سخت‌ترین کار دنیا اینه که برای آدم‌هایی با توان خلاقیت بالا بخواهید قانون وضع کنید و اونها رو محدود کنید. به این موضوع می‌شه از زاویه‌ دیگه‌ای هم نگاه کرد و اون هم اینه که پس باید برای افزایش توان خلاقیت و ایده‌پردازی، چارچوب‌ها را برداشت و قوانین را پشت سر گذاشت و به اصطلاح Out of box فکر کرد.

اما یک شرکت چطور ممکنه که این کار رو برای پرسنلش انجام بده و فضای خلاقی رو در اختیار اونها بگذاره؟

ادامه ی نوشته

بازی: سه سکه را به شکل مساوی تقسیم کنید

۲۵ آبان ۱۳۹۰ ۹ دیدگاه

بازی کردن محدود به سن خاصی نیست. در هر سنی آدم‌ها از بازی کردن لذت می‌برند. بازی ذهن را آزاد می‌کند و گاهی عاملی می‌شود برای خلاقیت. خیلی وقت‌ها بازی‌ها انجام می‌شوند تا موضوعی را آموزش دهند.

صورت مسئله

فرض کنید که پدر شما برای شما و برادرتان یا خواهرتان سه سکه به‌جا گذاشته. کاری که شما باید انجام بدهید این است که روشی پیدا کنید که بتوانید سکه‌ها را به شکل مساوی بین یکدیگر تقسیم کنید. آیا راهی هست که بتوانید بیشترین بهره را ببرید؟

نکات

عدد سکه‌ها مهم نیست و سکه‌ها ارزش مساوی دارند.

شما نمی‌توانید یک سکه را تقسیم کنید. مثلا یک سکه ۱۰۰ تومانی را نمی‌توانید تقسیم کنید به دو سکه ۵۰ تومانی.

شما نمی‌توانید به این سه سکه اضافه کنید.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

مشاوره شغلی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

صفحات صبحگاهی

۹ آبان ۱۳۹۰ ۷ دیدگاه

وقتی کاری را انجام می‌دهیم می‌توانیم دو نوع نگاه به آن داشته باشیم. نگاه منطقی و نگاه احساسی. می‌توانیم آن کار را مجموعه‌ای از قوانین و دستورالعمل‌ها ببینیم یا می‌توانیم کار را اثری شاعرانه و هنری ببینیم. مهم نیست که نرم‌افزار تولید می‌کنید، ساختمان می‌سازید، طراحی پوستر می‌کنید، سیستم تهویه ساختمان طراحی می‌کنید، بیماری را درمان می‌کنید یا هزاران کار دیگر. می‌توان جریانی از احساس و هنر را در کار خود دید و نگاهی خلاقانه به کار داشت. می‌توان کار را به شکلی متفاوت و جالب انجام داد و به نقطه‌ای رسید که اوج خلاقیت کاری باشد. اما چطور می‌توان این دید خلاقانه را تقویت کرد و پرورش داد؟

چندماه پیش کتابی از دوستی هدیه گرفتم به‌اسم راه‌هنرمند. به نظرم کتاب بسیار جالبی است. وقتی این کتاب رو می‌خوندم به نکته جالبی برخوردم. در کتاب برای پرورش خلاقیت دوابزار بنیادی معرفی می‌کند که اولی‌اش به‌نام صفحات صبحگاهی است. خانم جولیا کامرون نویسنده کتاب پیشنهاد می‌کنه که نوشتن می‌تونه تاثیرزیادی در شکوفا شدن خلاقیت ما داشته باشه. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنه که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوید موضوع‌هایی که به ذهنتون می‌رسه رو بدون فیلتر بنویسید. در کتاب صفحات صبحگاهی اینطور شرح داده شده‌اند:

به طور ساده می‌توان گفت که صفحات صبحگاهی، سه صفحه دست‌خط معمولی و روی هر سطر از برگ دفتر است که به‌طور تداعی آزاد و بدون تفکر می‌نویسید و دست از روی کاغذ برنمی‌دارید. مثلا:”وای خدایا، باز یک صبح دیگر. آخر حرفی ندارم بنویسم…”

قرار نیست صفحات صبحگاهی تبدیل به نوشته‌ای خاص بشوند. این کار به شما کمک می‌کنه تا ذهن خود را تخلیه کنید. در بسیاری از مواقع مواردی در ناخودآگاه ما وجود دارد که مانع خلاقیت می‌شود. صفحات صبحگاهی به شما یاد می‌دهد که هرآنچه در ذهنتان هست را بدون سانسور به بیرون بریزید و ذهن خود را آزاد کنید.

پیشنهاد می‌کنم این کتاب رو بخونید. نکات جالب و آموزنده‌ای داره که در کار و زندگی بسیار کمک می‌کنه.

راه هنرمند نوشته جولیا کامرون ترجمه گیتی خوشدل / نشر پیکان

خرید از آدینه بوک  /   خرید از بخوان دات کام

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

مشاوره شغلی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

 

رولز رویس از کجا پول در می‌آورد؟

۲۷ مهر ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

شما شرکت رولز رویس رو به چه عنوانی می‌شناسید؟ به احتمال زیاد بیشتر شما وقتی این اسم را می‌شنوید یاد ماشین‌های شیک و سفارشی این شرکت می‌افتید. اما یک شرکت در بازار به‌شدت رقابتی جهانی چطور باید نه‌تنها به بقای خود ادامه دهد که باید سودآور هم باشد؟

پاسخ این سوال، نوآوری در مدل کسب و کار هست. وقتی بازار رقابتی می‌شود، الزاما خدمات و محصولاتی که به شکل سنتی ارائه می‌شوند باعث موفقیت نخواهند شد. در این شرایط با نوآوری و دوباره فکر کردن به مدل کسب و کار یعنی شناسایی مشتریان جدید و روش‌های کسب درآمد تازه می‌‌توان جریانی نو در کسب و کار ایجاد کرد.

رولز رویس در مقطعی با همین رویکرد جدید وارد بازار تازه‌ای شد. در حال حاضر این شرکت به‌عنوان یکی از سازندگان برتر موتور هواپیما شناخته می‌شود. اما تا اینجای کار شاید اتفاق خاصی نیافتاده باشد. نوآوری رولز رویس در این است که موتورهای هواپیما را نمی‌فروشد بلکه آنها را اجاره می‌دهد و تمام خدمات تعمیر و نگهداری را برعهده می‌گیرد و براساس میزان ساعت پرواز به موتورها رسیدگی می‌کند. این حرکت باعث شده تا شرکت‌های سازنده هواپیما و شرکت‌های هواپیمایی متحمل هزینه‌های سنگین تعمیر و نگهداری نشوند و رولز رویس نیز جریان درآمدی مناسبی برای خود ایجاد کند.

البته که فرآیند این‌کار پیچیده‌تر از توضیح خلاصه‌ای است که من اینجا ارائه کردم. اما موضوع اصلی اینه که نوآوری در مدل کسب و کار می‌تواند شرایط کاری یک کسب و کار را متحول کند. برای این‌که به نوآوری در مدل کسب و کار برسید باید فضای آن کسب و کار را به‌خوبی بشناسید و خلاء‌ها و نیازهای مشتریان را درک کنید. همیشه کپی‌کردن مدل‌های کسب و کار موجود باعث موفقیت نمی‌شود.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

مشاوره شغلی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

مدرسه خلاقیت را می‌کشد!

این‌روزها که دوباره مدرسه‌ها باز شده یاد روزهای مدرسه خودم افتادم. راستش هرگز دلم نمی‌خواد به دوران مدرسه برگردم. از مدرسه رفتن هیچ‌وقت لذت نمی‌بردم. معمولا جزو شاگردهای شاخص مدرسه بودم اما دلیلش این نبود که درس خوندن رو دوست داشته باشم. بیشتر دلم نمی‌خواست به عنوان شاگرد تنبل شناخته بشم. همین موضوع تنها انگیزه درس خوندن من بود. اما در تمام دوران مدرسه سرم به کارها و کتاب‌ها و موضوع‌های عجیب گرم بود. مثلا یادم میاد تو یه دوره داشتم سعی می‌کردم بفهمم فیزیک کوانتوم چیه. الان به کتاب‌های اون زمان نگاه می‌کنم وحشت می‌کنم و باورم نمی‌شه که اون‌ها رو می‌خوندم. یا مثلا یک دوره برنامه‌ام این بود که مسئله‌های پیچیده ریاضی حل کنم. یک دوره‌ای هم گیر داده بودم به نقاشی و دوره‌ دیگری هم کلا سرم به ساختن کیت‌های الکترونیکی گرم بود. خلاصه حاضر بودم هرکاری بکنم جز درس خوندن. تنها سالی که خاطرم هست درس خوندن به شدت برام جذاب بود، زمانی بود که سوم دبیرستان بودم و یک معلم جبر داشتیم که فوق‌العاده آدم جالبی بود و وقتی مثلا حد و مشتق رو به ما درس می‌داد مثال‌های عملی می‌زد در مورد کاربردهای این مفاهیم و این برای من لذت‌بخش‌ترین قسمت درس خوندن بود. حتی خاطرم هست شب امتحان جبر، من اصلا درس نخوندم و خیلی راحت رفتم امتحان دادم و بالاترین نمره کلاس رو گرفتم. جبر اون سال برام شده بود بازی و همش سعی می‌کردم بفهمم که از فرمول‌ها و مفاهیم تو چه کارهایی استفاده می‌کنند. با این وجود درس خوندن به شکل کلی کاری عذاب‌آور بود برام.

بچه‌های زیادی هستند در مدرسه‌ها که استعدادهای خوبی در کارهای مختلف دارند اما چون برای خانواده‌ها پیشرفت به معنی موفق شدن در درس و مشق است، از طرف خانواده‌ها برای درس خواندن تحت فشار قرار می‌گیرند. این فشار باعث می‌شه تا شخص وقتی رشد کرد، مثلا در ۳۰ سالگی تازه متوجه بشه که کل مسیر رو اشتباه اومده و باید همه‌چیز رو ول کنه و بره دنبال کاری که به اون علاقه داره. ظاهرا تو همه جای دنیا مدارس جای رشدی به خلاقیت بچه‌ها نمی‌دهند اما در ایران این اتفاق چند برابر می‌افته. در ویدئوی زیر که یکی از بهترین سخنرانی‌های TED Talk است و توصیه می‌کنم هرطور که شده اون رو ببینید، Ken Robinson اشاره می‌کنه که آموزش‌های همگانی در دنیا برای دنیای صنعتی طراحی شده‌اند اما ما از این دوره گذشته‌ایم. این درحالی است که آموزش‌ها در ایران هنوز برای دوره اول یعنی داشتن سواد طراحی شده‌اند و حتی سمت‌گیری صنعتی خیلی قوی ندارند.

خیلی بحث رو ادامه نمی‌دم و پیشنهاد می‌کنم ویدئو رو ببینید. خوشبختانه زیرنویس فارسی هم داره. علاوه بر موضوع آموزش که توسط Ken Robinson به اون پرداخته می‌شه. این سخنرانی یک کلاس آموزشی برای ارائه و سخنرانی هم هست. در موردش سعی می‌کنم در مطلب جداگانه‌ای بنویسم.

لینک مستقیم ویدئو

——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

اگر علاقه‌مند هستید مطلب شما در این بلاگ منتشر شود از طریق فرم تماس اطلاع دهید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

دزدیده شدن ایده پایان کار نیست

شما ایده‌ای برای راه‌اندازی یک کسب و کار دارید. به جزییات فکر می‌کنید. برنامه‌ریزی می‌کنید. به نیازهای پیاده‌سازی ایده توجه می‌کنید. اما ایده شما به شکلی دزدیده می‌شود. مثلا ایده‌ خود را برای شخصی تعریف می‌کنید و او می‌رود و دست‌ به‌کار می‌شود. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شما چه کار خواهید کرد؟

در این شرایط به نظر میاد که همه نقشه‌ها بر باد رفته‌اند و تمام شانس‌ها از بین رفته‌اند و دیگر کار بر روی اون ایده ارزشی نخواهد داشت. اما به موضوع می‌توان از زاویه‌ای دیگر نگاه کرد.

۱- اگر موضوع ایده در حوزه تخصص شما باشد، بدون شک شما جزییاتی را برای موفقیت کسب و کار خود در نظر می‌گیرید که دیگران نمی‌توانند آن‌ها را ببینند و اتفاقا همین جزییات می‌تواند به‌عنوان مزیت رقابتی در نظر گرفته شود و کسب و کار شما را موفق‌ کند.

۲- کسی که ایده را اول پیاده می‌کند با ریسک‌هایی مواجه خواهد شد. مثلا عدم پذیرش در بازار. یا ممکن است اشتباهاتی داشته باشد که بتوان از آن‌ها درس گرفت. پیاده‌سازی اولیه یک ایده گاهی مثل راه رفتن در تاریکی است. کسی نمی‌داند چه پیش خواهد آمد. همیشه اولین بودن و تاکید بر اولین بودن الزاما شرط موفقیت نخواهد بود.

۳- ایده‌ها معمولا ارتباطی با شخصیت و روحیه‌ی افراد دارند. یعنی شما به‌عنوان صاحب ایده می‌توانید از ویژگی‌های شخصی خودتون در پرورش و به ثمر رسیدن ایده استفاده کنید که این به‌معنی متمایز شدن کسب و کار شما با دیگران خواهد بود. پس اگر از این ویژگی‌ها درست استفاده کنید، هنوز شانس برنده شدن خواهید داشت.

۴- کسی که ایده‌هایی را کپی می‌کند یا می‌دزدد معمولا به سود مقطعی و کوتاه مدت فکر می‌کند. رویکردهای مدیریتی و داشتن دورنمای کاری است که بین کسب و کارها تفاوت ایجاد می‌کند. داستن خرگوش و لاک‌پشت را که به‌خاطر دارید؟

شکی نیست که این موارد برای همه نوع کسب و کار و همه نوع ایده صادق نیست. ماهیت بعضی از کسب و کارها ایجاب می‌کند تا نه‌تنها اولین ارائه کننده خدمات یا محصولات باشند بلکه تنها ارئه کننده هم باشند. اما موضوع این مطلب در مورد به‌دست آوردن یک دید کلی از ایده و تبدیل آن به کسب و کار است.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

اگر علاقه‌مند هستید مطلب شما در این بلاگ منتشر شود از طریق فرم تماس اطلاع دهید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.