
ما آدمهای متفاوتی هستیم. ما بر حسب معیارهای مختلفی، آدمهای متفاوتی هستیم. مثلا اینکه چه نوع تیپ شخصیتی داشته باشیم رفتار و درک ما از دنیا را متفاوت از دیگران میکند. یا مثلا اینکه بیشتر احساسی هستیم یا منطقی رویکرد ما به مسائل را متفاوت میسازد. در کارگاه شناخت تواناییها هم به یکی از این مبناهای تفاوت میپردازیم. مثلا آدمهای مختلف تمهای متفاوتی دارند، (تم مجموعه چند استعداد همسو است) که باعث میشود ما در کارهایی عملکرد خوبی داشته باشیم و در کارهایی عملکرد ماکزیمم نرمال داشته باشیم.
یک
یکی دیگر از این مبناهای تفاوت درونگرایی و برونگرایی است. این مفهوم اولینبار توسط کارل یونگ در سال ۱۹۲۰ ارائه شد. یونگ عقیده داشت که هر انسانی دو جنبه درونگرا و برونگرا دارد که یکی از این جنبهها از دیگری قویتر است. بهزبان ساده کسانی که برونگرا هستند انرژی خود را از بیرون خود دریافت میکنند. مثلا بودن در جمع و شلوغی، بودن در کنار دوستان و آشنایان. این دسته از افراد در جمعهای ناآشنا هم بسیار راحت حضور دارند و از تنهایی لذت نمیبرند. اما در مقابل افراد درونگرا انرژی خود را از درون خود دریافت میکنند.
ادامه ی نوشته
دسته هاشناخت تواناییها برچسب ها:ایده پردازی, برونگرا, تفکر خلاق, تیپ شخصیت, خلاقیت, درونگرا, رفتار کاری, سوزان کین, طوفان مغزی, موفقیت, یونگ
حتما زمانهایی را تجربه کردهاید که دچار آشفتگی فکری میشوید. مخصوصا اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که کارهای زیادی را باید انجام بدهید، آشفتگی ذهنی بیشتر شما را تهدید میکند. در چنین شرایطی میزان کارایی بهشدت کاهش پیدا میکند. کارها را نمیتوانید درست انجام بدهید، تمرکزتان از بین میرود و دچار حس نارضایتی و گیر افتادن در موقعیتی غیر قابل مدیریت میشوید. در چنین شرایطی چه کاری باید انجام بدهید؟
ادامه ی نوشته

احتمالا افرادی که تجربه بیشتری در کار دارند و سالهای بیشتری کار کردهاند زمانهایی را تجربه کردهاند که از نظر کاری دچار افول شدند و در این شرایط نیاز بوده تا یک حرکت جدید یا یک ایده تازه را بکار بگیرند تا شرایط یکنواخت و رو به افول را دوباره به اوج برگردانند. در این شرایط که احساس میکنیم کارم مورد علاقه را از دست دادهایم یا انتظارات مالی و غیرمالی ما برآورده نمیشود، اولین کاری که میتوان انجام داد کنار هم قرار دادن داشتهها، تجربهها و تواناییها است. وقتی یک ارزیابی از شرایط خود با وضعیت موجود انجام میدهیم، میتوانیم بهتر در مورد اینکه چه کاری میتوانیم انجام بدهیم تصمیم بگیریم یا حتی میتوانیم بهتر شانس ایجاد موقعیتها را بررسی کنیم.
ادامه ی نوشته
بازی کردن محدود به سن خاصی نیست. در هر سنی آدمها از بازی کردن لذت میبرند. بازی ذهن را آزاد میکند و گاهی عاملی میشود برای خلاقیت. خیلی وقتها بازیها انجام میشوند تا موضوعی را آموزش دهند.
صورت مسئله
فرض کنید که پدر شما برای شما و برادرتان یا خواهرتان سه سکه بهجا گذاشته. کاری که شما باید انجام بدهید این است که روشی پیدا کنید که بتوانید سکهها را به شکل مساوی بین یکدیگر تقسیم کنید. آیا راهی هست که بتوانید بیشترین بهره را ببرید؟
نکات
عدد سکهها مهم نیست و سکهها ارزش مساوی دارند.
شما نمیتوانید یک سکه را تقسیم کنید. مثلا یک سکه ۱۰۰ تومانی را نمیتوانید تقسیم کنید به دو سکه ۵۰ تومانی.
شما نمیتوانید به این سه سکه اضافه کنید.
——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
مشاوره شغلی به شما کمک میکند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
وقتی کاری را انجام میدهیم میتوانیم دو نوع نگاه به آن داشته باشیم. نگاه منطقی و نگاه احساسی. میتوانیم آن کار را مجموعهای از قوانین و دستورالعملها ببینیم یا میتوانیم کار را اثری شاعرانه و هنری ببینیم. مهم نیست که نرمافزار تولید میکنید، ساختمان میسازید، طراحی پوستر میکنید، سیستم تهویه ساختمان طراحی میکنید، بیماری را درمان میکنید یا هزاران کار دیگر. میتوان جریانی از احساس و هنر را در کار خود دید و نگاهی خلاقانه به کار داشت. میتوان کار را به شکلی متفاوت و جالب انجام داد و به نقطهای رسید که اوج خلاقیت کاری باشد. اما چطور میتوان این دید خلاقانه را تقویت کرد و پرورش داد؟
چندماه پیش کتابی از دوستی هدیه گرفتم بهاسم راههنرمند. به نظرم کتاب بسیار جالبی است. وقتی این کتاب رو میخوندم به نکته جالبی برخوردم. در کتاب برای پرورش خلاقیت دوابزار بنیادی معرفی میکند که اولیاش بهنام صفحات صبحگاهی است. خانم جولیا کامرون نویسنده کتاب پیشنهاد میکنه که نوشتن میتونه تاثیرزیادی در شکوفا شدن خلاقیت ما داشته باشه. به همین دلیل پیشنهاد میکنه که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشوید موضوعهایی که به ذهنتون میرسه رو بدون فیلتر بنویسید. در کتاب صفحات صبحگاهی اینطور شرح داده شدهاند:
به طور ساده میتوان گفت که صفحات صبحگاهی، سه صفحه دستخط معمولی و روی هر سطر از برگ دفتر است که بهطور تداعی آزاد و بدون تفکر مینویسید و دست از روی کاغذ برنمیدارید. مثلا:”وای خدایا، باز یک صبح دیگر. آخر حرفی ندارم بنویسم…”
قرار نیست صفحات صبحگاهی تبدیل به نوشتهای خاص بشوند. این کار به شما کمک میکنه تا ذهن خود را تخلیه کنید. در بسیاری از مواقع مواردی در ناخودآگاه ما وجود دارد که مانع خلاقیت میشود. صفحات صبحگاهی به شما یاد میدهد که هرآنچه در ذهنتان هست را بدون سانسور به بیرون بریزید و ذهن خود را آزاد کنید.
پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونید. نکات جالب و آموزندهای داره که در کار و زندگی بسیار کمک میکنه.
راه هنرمند نوشته جولیا کامرون ترجمه گیتی خوشدل / نشر پیکان
خرید از آدینه بوک / خرید از بخوان دات کام
——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
مشاوره شغلی به شما کمک میکند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
این مطلب در ادامه دو مطلب قبل یعنی ایدههایی که به ذهن حمله میکنند و حمله ایده دوم است. بهتر است قبل از مطالعه این مطلب ابتدا دو مطلب قبلی را مطالعه کنید.
سرانجام شما مصائب رسیدن به ایدهای که قصد دارید آن را به سرانجام برسانید را پشتسر گذاشتهاید. از شر ایدهی دوم خلاص شدهاید و به این نتیجه رسیدهاید که ایدهای که در حال حاضر در اختیار دارید همانی است که باید برایش زمان بگذارید. اما چه مواردی ممکن است در پردازش بهتر ایده نقش داشته باشد؟ بهترین جوابی که به این سوال میشه داد اینه که هرچقدر اطلاعات بیشتر در مورد موضوع ایده داشته باشید، شانس موفقیت خود را بالا میبرید. فرض کنید که ایده راهاندازی یک کسب و کار جدید را دارید. برای به نتیجه رسیدن این ایده باید از بازار، مشتریان بالقوه، شرایط اقتصادی، تسهیلات مورد نیاز، هزینهها و … اطلاعات کاملی بهدست بیارید. اما دو مورد هست که خیلی وقتها آنها را نادیده میگیرم. نگاه ما در این شرایط همیشه رو به جلو و به سمت آینده است. اما در پشتسر و در گذشته اطلاعاتی وجود دارند که میتوانند نقش حیاتی در موفقیت ما داشته باشند.
باید قبول کنیم که احتمال وجود یک ایده کاملا نو و ناب که نمونهاش توسط هیچکسی در هیچکجای دنیا اجرا نشده نزدیک به صفر است. اگر به همه ابداعات و اختراعات و خدمات جدید نگاه کنید متوجه میشوید که هر ایده در امتداد یک ایدهی دیگر شکل میگیرد. یعنی یک نوآوری باعث میشود یک ایده جدید در ذهن شخصی در جایی از دنیا شکل بگیرد. بنابراین ما همیشه به احتمال بسیار بسیار بالا میتوانیم از جستجو و مشاهده کارهای مشابه انجام شده اطلاعاتی را بهدست بیاوریم که در موفقیت ما نقش بسیار کلیدی داشته باشند. خیلی وقتها ایدهها قرار نیست دنیا را تکان بدهند بلکه قرار است نوآوری برای مخاطب خاص داشته باشند. در واقع ایدهها هر روز جزییتر میشوند. به همین دلیل برای کلیات یک ایده تئوریهایی وجود دارد که آگاهی از آنان میتواند در روند به سرانجام رساندن ایده به ما کمک بزرگی کند.
اجازه بدهید دوباره مثالی بزنم. فرض کنید که ایده کسب و کار شما مربوط به راهاندازی یک فروشگاه است، اینترنتی یا غیراینترنتی. آیا شما از تئوریهای فروش و بازاریابی آگاهی دارید؟ آیا در مورد جذب مشتری و برخورد با مشتری چیزی میدانید؟ آیا درباره ایجاد فضای مناسب برای جذب مشتری چه در فروشگاه فیزیکی و چه در فروشگاه اینترنتی اطلاعات دارید؟ اینها مواردی است که در گذشته به آنها پاسخ داده شده ولی در بسیاری از مواقع ما فقط میخواهیم یک فروشگاه راه بیاندازیم.
مورد بعدی توجه به تاریخچه است. وقتی میخواهید فروشگاه خود را راه بیاندازید و محصولاتی را بفروشید، به احتمال زیاد در صنف کاری شما فروشگاههای مشابه وجود دارد. یا بودند افرادی که کار مشابه شما را انجام دادهاند. بهتر است به تاریخچه کار آنها توجه کنید. از کجا شروع کردهاند و چه مسیری را طی کردهاند؟ چه اشتباهاتی داشتهاند؟ چه نوآوریهایی داشتهاند؟ اصولا این نوع از کسب و کار در طول زمان دستخوش چه تغییراتی شده؟
داشتن این اطلاعات به شما کمک میکند تا با جزییات بیشتری آشنا بشوید و بتوانید قطعات پازل کار خود را کنار هم بچینید و معمای کسب و کار خود را حل کنید. در مرور این اطلاعات شما متوجه خواهید شد که چه خلاءهایی در کار وجود دارد و شما چه نیازهایی هست که تاکنون به آنها پاسخ داده نشده. با داشتن این اطلاعات است که میتوانید دقیقا به هدف بزنید.
آگاهی از تئوریها و تاریخچهها به شما کمک میکند تا در ارتفاع و بلندی یک کوه بایستید و افقی از کسب و کار خود بهدست آورید.
——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
اولین نشست مدیران ایران با موضوع چگونگی طراحی کمپین تبلیغاتی
اهدای کامپیوترهای دست دوم - موسسه خیریه مهر گیتی
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
اگر مطلب قبل را نخواندهاید ابتدا آن را مطالعه کنید و سپس به سراغ این مطلب بیاید.
گاهی وقتی ایدهای ظهور میکنه و ذهن و فکر رو کاملا به خودش درگیر میکنه اتفاق جدیدی میافته که من اسمش رو میذارم حمله ایده دوم. حمله ایدهدوم یعنی شما درگیر ایدهاول بودید اما ایده دومی ناگهان به سراغ شما میاد و ذهن و فکر شما رو منحرف میکنه. این ایده دوم میتونه شاخهای از ایده اول باشه یا یک ایده کاملا نو باشه. اما در این شرایط شما فکر میکنید که ایده دوم نابتر است و باید بهجای ادامه دادن ایده اول به سراغ دومی بروید. ولی مشکل اینجاست که این اتفاق به احتمال زیاد باعث خواهد شد که شما نه به ایده اول برسید و نه به ایده دوم. در واقع ایده دوم میتونه نقش تخریبی داشته باشه و شبیه یک دشمن روند تمرکز شما را بهم میریزه. شما میخواهید آن را کنار بگذارید اما این ایده دودستی به شما چسبیده است و شما را وسوسه میکند که به آن توجه کنید. اسکار وایلد نویسنده مشهور، جمله معروفی داره که میگه: “بهترین راه خلاصی از وسوسه تن دادن به آن است.” بنابراین به نظر راهی برای شما باقی نمیماند مگر اینکه به وسوسه توجه به ایده دوم تن بدهید.
کاری که شما باید انجام بدهید این است که مثل قبل ایده را ثبت کنید. از آنجایی که احتمال بهم خوردن تمرکز شما توسط ایده دوم بسیار بالا خواهد بود، بهتر است که کمی در مورد ایده دوم تحقیق کنید. اطلاعات اولیهای جمعآوری کنید و چارچوبهای کلی را بسنجید. هیچ قانونی وجود ندارد که بر مبنای آن بخواهیم بگوییم که در این شرایط باید حتما به ایده اول رسیدگی کرد یا به ایده دوم. اما یک قانون برای موفق شدن وجود دارد و آن تمرکز است. در واقع ریسکی که در این شرایط شما را تهدید میکند از دست دادن تمرکز است. بنابراین بهترین کار این است که سعی کنید تمرکز خود را حفظ کنید. اگر ایده دوم ذهن شما را زیاد درگیر کرده، بهتر است کمی به آن توجه کرده، ایده را کمی پردازش کنید و به نقطهای برسانید که بتوانید تکلیف آن را با خودتان روشن کنید. در بسیاری از مواقع ایده از ایده متولد میشود و در بسیاری از مواقع روند نوآوری با زایش ایدهها از دل ایدهها شکل میگیرد. نکته مهم تنها حفظ تمرکز است.