پیش ثبت‌نام شناخت توانایی‌ها

دوره‌ی جدید شناخت توانایی‌ها از ۴ و ۵ آبان شروع می‌شه و قرار هست دوباره یک سفر ۴ ماهه را با دو گروه کنار هم داشته باشیم. در طول ۴ سال گذشته برگزاری دو دوره‌ی شناخت تواناییی‌ها در سال بخشی مهمی از برنامه‌ی زندگی من شده. همیشه به شروع هر دوره که می‌رسم کمی نگرانم. نگران کیفیت دوره و توقع‌ها٬ نگران کیفیت مربی‌گری خودم٬ نگران هدف شرکت‌کنندگان در دوره و حتی نگران به‌موقع حاضر بودنشان در کلاس. اگرچه ظاهر همه‌ی این‌ها نگرانی است اما در واقع این نگرانی‌ها از جنس دغدغه است. گاهی فکر می‌کنم وقتی دغدغه‌ی کاری یا کسی را داشته باشی بیشتر نگرانش می‌شوی. وقتی کاری که انجام می‌دهی برایت اهمیت داشته باشد خیلی بیشتر به جزییاتش دقت می‌کنی و برایش دلشوره داری. وقتی به ادامه دادن این دوره فکر می‌کنم به نظرم می‌رسد معیارم را همین نگرانی باید بگذارم. اگر روزی بیاید که برای کاری یا کسی نگران نشوی احتمالا به نقطه‌ی پایانش رسیدی چون نسبت به آن رخداد یا فرد بی‌حس شده‌ای.

دوره‌ی هفدهم شناخت توانایی‌ها نسبت به دوره‌های قبل ویژگی‌های خاص خودش را دارد:

برای اولین‌بار جلسات معارفه شناخت توانایی‌ها برگزار نشد و آشنایی با دوره از طریق مجموعه‌ی ایمیل‌های آموزشی پیش رفت. برای پیش ثبت‌نام بیش از ۲۵۰ نفر نام خودشون رو ثبت کرده بودند که در مجموع و براساس اولویت شرکت‌کنندگان در دو کلاس پذیرش شدند و به‌دلیل محدودیت ظرفیت و زمان شرمنده دوستان دیگر شدم و امیدوارم آنها را در بهار ۹۵ ملاقات کنم.

نکته جالب توجه در این دوره برایم سن شرکت کنندگان بود که نسبت به دوره‌های قبل افزایش قابل توجهی داشت. بیشترین مخاطب من در سال‌ها و دوره‌های قبل محدوده‌ی سنی ۲۵ تا ۳۵ سال بود و انباشتگی شرکت‌کنندگان در محدوده‌ی ۲۵ تا ۳۰. در این دوره این انباشتگی به سمت ۳۰ تا ۳۳ حرکت کرده است. نکته قابل توجه‌تر افزایش زوج‌های شرکت کننده در این دوره نسبت به دوره‌های قبل بوده که جای خوشحالی دارد. در دوره‌ی شناخت توانایی‌ها همیشه تشویق می‌کنم که زوج‌ها و شرکای کاری باهم شرکت کنند تا دید بهتری نسبت به ویژگی‌های هم بدست بیاورند.

معارفه‌ی ایمیلی در مجموع حاوی شش ایمیل بود که در بازه‌های زمانی مشخص برای مخاطب‌ها ارسال می‌شد و هر ایمیل حاوی نکاتی درباره‌ی ساختار٬ تئوری‌ها و محتوای دوره بود.

با شروع دوره دوباره دوشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها روزهای خاصی خواهند بود…

نظرات شرکت‌کنندگان دوره‌های قبل را اینجا می‌توانید بخوانید.

Comments
  • mP
    پاسخ دادن

    واااااااااااااااااااااااااااااای یه اتفاق بامزه. من عاشق کتاب سه شنبه ها با موری بودم. همین طور فیلمش. بارها و بارها وقتی نوجوون بودم خوندمش. همیشه دلم میخواست سه شنبه ها برام یه روز متفاوت باشه. هرجا میرفتم سر کار سه شنبه ها مرخصی میگرفتم به امید یه اتفاق متفاوت و هیجان انگیز که سه شنبه ها بیوفته. بین دو روز دوشنبه و سه شنبه من برای سه شنبه ها ثبت نام شدم. از همه بامزه ترش اینجاست که همیشه دلم میخواست چون اول اسم من مثل اول اسم شخصیت اصلی داستان با میم شروع میشه (میچ-مهدیه)اول اسم اتفاق روزهای سه شنبه ام هم با میم شروع بشه (موری_ مهرانی)!!!!!!بلاخره روزهای سه شنبه متفاوت شد. جسارتا این خاطره رو اینجا نوشتم چون برای من واقعا جالب و بامزه بودگفتم شاید خوندنش برای بقیه هم خالی از لطف نباشه.

Leave a Comment