Profile photo of SAMANEHSAMANEH asked 4 ماه ago

سلام چناب مهرانی عزیز
ی  سئوال داشتم توی بحث وضعیت فلو گفتیم که تجربه کردن فلو به مدت ۳ تا ۴ ساعت در روز زمان مطلوبیه ولی اگ کشدار بشه ممکنه جنبه های دیگر مدل شکوفایی ما رو تحت تاثیر قرار بده … حالا سئوال من اینه اگ این زمان طولانی تر بشه ولی در موقعیت ها و موضوعات مختلف این تجربه اتفاق بیوفته مثلا بحث مطالعه . نواختن موسیقی. تماشای فیلم  و … باشه و زمانش از ۴ ساعت بیشتر بشه بازم این کشدار بودن زمان جنبه های دیگرمدل شکوفایی را تحت تاثیر قرار میده؟
ی موضوع دیگ اینکه من با این که کند هستم در انجام تکالیف ولی با این حال تکالیف را تا اینجای کار طبق سرعت خودم پیش رفتم ولی اون ارتباطی که باید با گروه و گفتگو با همکلاسی برقرار کنم رو نکردم …انصافا مطالبی که گذاشته میشد بسیار کمک کننده بود و مطالعه شون می کنم مرتب ولی اینکه خودم بتونم حضور اکتیو داشته باشم واسم به جز اون یک بار میسر نشد مثلا بحث کشف توانایی ها که تمرینهاش روانجام داد دیگ رغبتی به ارسال پاسخ سئوالات و تجربه هام نداشتم و ندارم و متوجه دلیل اصلیش نشدم و خوب این آزار دهنده است چون همیشه کار گروهی انجام دادن رو بخصوص توی سالهای اخیر دوست داشتم و حتی یکی از تجربیات وضعیت فلو در گذشته همین انجام کار گروهی در سال گذشته بوده ولی الان توی بحث این دوره این اتفاق نیوفتاده و اذیتم می کنه این موضوع…میدونم دیگ آخرای دوره است و مطرح کردنش شاید خیلی دیر باشه ولی توی این مدت سعی می کردم با این موضوع کنار بیام ولی نشد احساس غریبه بودن توی گروه بهم دست میده و هنوزم این حس هست

1 Answers
Best Answer
Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت answered 4 ماه ago

سمانه جان ادامه دار بودن شرایطی مثل وضعیت فلو رو از این بابت گفتم که می‌تونه آسیب زندده باشه که مثلا باعث می‌شه خیلی درگیر خودت و کارهایی که انجام می‌دی بشی و مثلا این موضوع روی روابط تو تاثیر بذاره. بصورت کلی زیاد شدن مثبت‌های زندگی و از تعادل خارج شدنش به اندازه زیاد شدن منفی‌های زندگی می‌تونه اثر بد داشته باشه. در هر صورت معمولا آدم‌ها انتخاب می‌کنند که چطور زندگیشون و یا روزشون رو بگذرونند. مثلا وقتی تو خیلی با کارهایی که علاقه داری می‌پردازی می‌شه به این فکر کرد که ممکنه عوامل دیگه شکوفایی رو تحت تاثیر قرار بده این موضوع و خوبه بهش آگاه باشی تا در زمان مناسب به اون قسمت‌هایی که نپرداختی هم بپردازی.
اما در مورد احساس حضور در کلاس. طبیعتا خیلی دیر این موضوع رو داری مطرح می‌کنی و اگر زودتر می‌گفتی می‌تونستیم باهم روش کار کنیم. شاید خود این موضوع هم نکته‌ای برای یادگیری داشته باشه که مسائلت رو در زمان درست مطرح کنی و با یک احساس ناخوشایند مدت زیادی زندگی نکنی. تو متنت نوشته بودی که همون یک‌بار که توانایی‌هات رو گفتی بعدش دیگه مشارکتی نداشتی. آیا در اون زمان اتفاقی افتاد که فکر کردی دیگه مشارکت نداشته باشی؟ آیا احساس خاصی داشتی که دوست نداشتی دیگه صحبت کنی. مثلا چیزی شبیه مقایسه خودت با دیگران؟ یا موارد دیگه‌ای بوده؟ 

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام مجدد… در مورد وضعیت فلو و توضیحاتی که دادین می تونم بگم الان توی همین مرحله درگیر خود شدن و کارهایی که انجام میدم به شدت گیر کردم و حتی تاثیر منفیش رو دارم می بینم…به حدی که انقدر بی انگیزه شدم که الان از کارهایی هم که علاقه مند به انجامش بودم هم لذتی نمی برم و واسشون وقتی نمیگذارم به ویژه طی دو هفته اخیر … نشانه هایی ک خود واقعی داره بهم نشون میده رو احساس می کنم اعتیاد به شبکه های اجتماعی و بی حوصلگی و گذر ایام بدون انجام کار خاصی و …می تونیم بگیم دقیقا به دلیل همین موضوعه؟
در مورد بحث اینکه مسائل رو در زمان درست مطرح نمی کنم دقیقا جزء نقاط ضعفم حین انجام تمرین نقاط ضعف و قوت نوشتمش و بارها همین موضوع آسیب زا بوده واسم…نسبت بهش آگاهی دارم ولی اینکه چرا تکرار میشه توی رفتارهام نمی دونم شاید این موضوع که الان مطرحش کردم اون اوایل دوره خیلی اهمیتی نداشت و الان اهمیتش چشمگیر تر شده به ویژه بعد از ارسال توانایی ها بود … دلیلش رو دقیق نمی دونم شاید اینکه انتظار داشتم بازخوردهای دوستان رو و همینطور شما رو نسبت به نوشته هام و بحث توانایی ها داشته باشم و خوب این اتفاق به دلیل ارسال دیر هنگام تمرین ها از سمت من عملی نشد و خوب بعد از اون ذهنم درگیر این شد که خوب این دیر استارت زدنها رو وقتی ی مروری توی زندگی می کنم داشتم و دارم و چرا باید باشه و چون جوابی واسش پیدا نکردم دیگ کلا دلسردتر شدم و کار و وقت گذاشتنم برای بحث دوره کندتر و کندتر شد و مثلا هفته پیش هیچ گونه پیگیری برای ادامه فرایند کارم ندادم و همین الان عصبیم میکنه که هیچ فعالیت مثبتی در طول روز ندارم ن صرفا بحث دوره حتی موارد دیگ…نمونه اش امروز امتحان فاینال زبان داشتم ولی انقدر خلقم پایین بود و بی حوصله بودم که تموم وقتم صرف آشپزی، دور زدن تو شبکه های اجتماعی و دانلود فیلمو امسال این شد و نخونده رفتم سر جلسه و امتحانم رو هم چندان خوب ندادم و به قدری از دست خودم عصبانی بودم که چندتا سئوالی که شاید اگ تمرکز داشتم جوابی براش می تونستم بنویسم خالی گذاشتم و بلند شدم از جلسه امتحان… و خو ب بحث مقایسه خودم با دوستان هم میتونه یکی از دلایل بود ولی بیشتر درگیری با خودم که میونی دنبال چی هستی مو می خای چیکار کنی ولی برای رسیدنشون اون قدرها که باید تلاش نمی کنی …و این بیشتر آزارم میده که در جایگاه مشاور شغلی تحصیلی خودم دارم به مرجعین میگم چکار کن ولی خودم از دانسته های خودم استفاده ای نمی کنم و این آگاهی داشتنه نسبت به این موضوع اذیتم می کنه
ببخشید خیلی طولانی شد میخاستم واستون ایمیل بزنم که دیگ همینجا تایپش کردم.

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

فرض کن سمانه یکی از مراجعانت هست. وقتی چنین شرایطی رو مطرح می‌کنه چطور راهنماییش می‌کنی؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

خوب نمی دونم راهنمایی هایی که بهش می کنم چقدر اجرایی باشه و درست ولی با شناختی که از سمانه دارم ی شخصیت مهربون و کمکی داره و به برقراری ارتباط و بودن با سایرین بیشتر از هرچیزی اهمیت میده و حمایت و کمک بدون چشمداشت آنها باعث میشه گاهی از خودش غافل بشه و کارهای خودش ناتمام بمونه وچون دو ویژگی کمال طلبی منفی ومردد بودن وعدم اطمینان به خودش و توانایی هاش رو داره استارت زدن کارها دیر اتفاق میوفته و دچار سندرم فردا یا همون اهمالکاری میشه و برنامه و راهنمایی که براش می تونم داشته باشم صرفا تمرکز روی یکی از این موارد نیست و هر سه مشکل کمال طلبی.تردید بر ویژگی های خود و در نهایت اهملکاری در جهت بهبودشون وقت بگذاره اینکه اولویت رو با کدوم بگذاره دقیق نمیدونم ولی راهنماییش می کنم که اولا کمال طلبی منفیش رو به کمال طلبی مثبت تبدیل کنه با تمرینهایی مشابه اینکه هر موقع افکار منفی به سراغش اومد به جای تمرکز کردن روی ویژگی منفیش سه ویژگی مثبت از خودش رو یاد آوری کند و به جای فکر کردن به اشتباهها و اغراق کردن در اونها به خودش اجازه اشتباه کردن بدهد و از اون اشتباهها درس بگیره وکارهایش رو به بخش های کوچکتر تقسیم کند…در مورد بحث مردد بودن به خود و توانایی هایش و اینکه خودناباوری و عدم اطمینانش باعث می شود که شروع تکالیف سخت را به تعویق بیندازد ازش میخام مولقعی رو که توی گذشته اش کاری رو که در عین حال که عدم اطمینان از توانایی انجام آن کار را داشته و یا ترس از شکست داشته ولی در انجام آن کار موفق بوده و تحسین شده رو یادآوری کند که آیا چنین تجربه هایی داشته یا نه و بعد بررسی کنه دلیل موفقیتش توی اون لحظه چی بوده و ارزشمند بودن خودش را در گرو موفقیت ها و پیشرفت هایش نگذارد وهمه چیز را امتحان کند حتی اگر ندایی در ذهنش بگوید که ممکن نیست. و در بخش رفع اهمالکاری و دیر استارت زدن علاوه بر اشکال کمالطلبی و مردد بودن به خودش چون زمان را نامحدود فرض می کنه و به تصور اینکه هنوز فرصت داره کارها را به بعد موکول می کنه و در طول روز کارهایی رو شاید انجام بده که نه ضرورتی دارند و ن فوری هستند جایگزین کارهای دیگ می کنه ازش میخوام که کارهایش رو اولویت بندی کنه به ترتیب از فعالیت های خیلی فوری و ضروری، فعالیتهای فوری غیر ضروری، فعالیتهای ضروری غیر فوری و فعایتهایی که نه فوری هستند و نه ضروری و بسته به نوع اولویتها برنامه ریزیهای روزانه اش رو داشته باشه و در صورت انجام اولویت های اصلی، ضروری و فوری تر به بقیه فعالیتها بپردازدو خود را متعهد به انجام آن کارها کند. از همین الان شروع کند و منتظر فردا و فرصت مناسب تر نباشد و بهترین زمان را الان بداند و برای ایجاد انگیزه در خود برای انجام و ادامه آن با تصور اینکه پس از اتمام کار چه نتیجه مثبت و ارزشمندی به دست خواهد آورد تلاش برای اتمام کار کند، محدوده زمانی برای خودش تعیین کند که تا پایان فلان ساعت از روز فلان کار را انجام داده باشد وسعی کند کمتر درگیر مسائل عاطفی و روابط با دوستان و مشکلاتشان شود و آنها را در اولویتهای بعدی قرار دهد… ولی اینکه چطور متقاعدش کنم برای اجرایی کردن کارهاش نمی دونم شاید لازمه اش اینه که یک نفری به عنوان پشتیبان هر از گاهی پیگیر اجرایی شدن برنامه اش باشه و گاهی یک تلنگری نسبت به بحث اهمالکاری و موکول کردن کارهایش به بعد بزند و مسیر و تقسیم کارهایش رو در برنامه گوشزد کند و یادآوری کند و نقش انگیزشی برای سمانه داشته باشه

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

خوب نمی دونم راهنمایی هایی که بهش می کنم چقدر اجرایی باشه و درست ولی با شناختی که از سمانه دارم ی شخصیت مهربون و کمکی داره و به برقراری ارتباط و بودن با سایرین بیشتر از هرچیزی اهمیت میده و حمایت و کمک بدون چشمداشت آنها باعث میشه گاهی از خودش غافل بشه و کارهای خودش ناتمام بمونه وچون دو ویژگی کمال طلبی منفی ومردد بودن وعدم اطمینان به خودش و توانایی هاش رو داره استارت زدن کارها دیر اتفاق میوفته و دچار سندرم فردا یا همون اهمالکاری میشه و برنامه و راهنمایی که براش می تونم داشته باشم صرفا تمرکز روی یکی از این موارد نیست و هر سه مشکل کمال طلبی.تردید بر ویژگی های خود و در نهایت اهملکاری در جهت بهبودشون وقت بگذاره اینکه اولویت رو با کدوم بگذاره دقیق نمیدونم ولی راهنماییش می کنم که اولا کمال طلبی منفیش رو به کمال طلبی مثبت تبدیل کنه با تمرینهایی مشابه اینکه هر موقع افکار منفی به سراغش اومد به جای تمرکز کردن روی ویژگی منفیش سه ویژگی مثبت از خودش رو یاد آوری کند و به جای فکر کردن به اشتباهها و اغراق کردن در اونها به خودش اجازه اشتباه کردن بدهد و از اون اشتباهها درس بگیره وکارهایش رو به بخش های کوچکتر تقسیم کند…در مورد بحث مردد بودن به خود و توانایی هایش و اینکه خودناباوری و عدم اطمینانش باعث می شود که شروع تکالیف سخت را به تعویق بیندازد ازش میخام مولقعی رو که توی گذشته اش کاری رو که در عین حال که عدم اطمینان از توانایی انجام آن کار را داشته و یا ترس از شکست داشته ولی در انجام آن کار موفق بوده و تحسین شده رو یادآوری کند که آیا چنین تجربه هایی داشته یا نه و بعد بررسی کنه دلیل موفقیتش توی اون لحظه چی بوده و ارزشمند بودن خودش را در گرو موفقیت ها و پیشرفت هایش نگذارد وهمه چیز را امتحان کند حتی اگر ندایی در ذهنش بگوید که ممکن نیست. و در بخش رفع اهمالکاری و دیر استارت زدن علاوه بر اشکال کمالطلبی و مردد بودن به خودش چون زمان را نامحدود فرض می کنه و به تصور اینکه هنوز فرصت داره کارها را به بعد موکول می کنه و در طول روز کارهایی رو شاید انجام بده که نه ضرورتی دارند و ن فوری هستند جایگزین کارهای دیگ می کنه ازش میخوام که کارهایش رو اولویت بندی کنه به ترتیب از فعالیت های خیلی فوری و ضروری، فعالیتهای فوری غیر ضروری، فعالیتهای ضروری غیر فوری و فعایتهایی که نه فوری هستند و نه ضروری و بسته به نوع اولویتها برنامه ریزیهای روزانه اش رو داشته باشه و در صورت انجام اولویت های اصلی، ضروری و فوری تر به بقیه فعالیتها بپردازدو خود را متعهد به انجام آن کارها کند. از همین الان شروع کند و منتظر فردا و فرصت مناسب تر نباشد و بهترین زمان را الان بداند و برای ایجاد انگیزه در خود برای انجام و ادامه آن با تصور اینکه پس از اتمام کار چه نتیجه مثبت و ارزشمندی به دست خواهد آورد تلاش برای اتمام کار کند، محدوده زمانی برای خودش تعیین کند که تا پایان فلان ساعت از روز فلان کار را انجام داده باشد وسعی کند کمتر درگیر مسائل عاطفی و روابط با دوستان و مشکلاتشان شود و آنها را در اولویتهای بعدی قرار دهد… ولی اینکه چطور متقاعدش کنم برای اجرایی کردن کارهاش نمی دونم شاید لازمه اش اینه که یک نفری به عنوان پشتیبان هر از گاهی پیگیر اجرایی شدن برنامه اش باشه و گاهی یک تلنگری نسبت به بحث اهمالکاری و موکول کردن کارهایش به بعد بزند و مسیر و تقسیم کارهایش رو در برنامه گوشزد کند و یادآوری کند و نقش انگیزشی برای سمانه داشته باشه

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

تو سمانه رو خیلی خوب تحلیل کردی. پیشنهادم اینه که بهش اینقدر برچسب نزن. به‌نظرم اینقدری که داری می‌گی من کمال طلبم خودت این موضوع رو کردی یه غول گنده و گذاشتی جلوی پات. به‌نظر می‌رسه تو خودت خوب می‌دونی چی‌کار باید بکنی و من هم چندتا نکته اضافه می‌کنم: اصولا راه درست و غلط نداریم. حتما این رو در درس‌ها هم شنیدی. اگر نشنیدی هنوز فصل رویا رو گوش کن. بهترین راه برای غلبه بر این حالت اینه که کارهای کوچیک کوچیک انجام بدی هنونطور که خودت گفتی. به‌نظرم شیرجه بزن تو یکی از کارهایی که می‌خوای. مثلا تو دکتری. انتظار هم نداشته باش که معجزه رخ بده. نکته مهم اینه که یکی از اهدافی که می‌خواستی رو بهش رسیدی. تصور کن سمانه داستان خودش رو روزی برای آدم‌ها تعریف می‌کنه که تونسته از این حال دربیاد و به‌خیلی چیزها برسه. سمانه شرایطی که تو الان داری نیاز به یکسری عادت جدید داره. باید آروم آروم خودت رو به شرایط جدید عادت بدی. یعنی آروم آروم کارهات رو انجام بدی. برنامه‌ریزی شخصی برای روزت داشته باشی که بسیار مهمه و همینطور بهش متعهد بمونی. پیشنهاد بعدیم هم اینه که درس‌های این دوره رو یک‌دور کامل گوش کنی و بعدش دوباره از اول گوش کنی و تمرین‌ها رو انجام بدی.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام. نسبت به سمانه آگاهی و شناخت دارم خوشبختانه و همونطور که قبل هم گفتم بیشتر از این عصبی می شدم که دقیقا می دونم چشه و راهکارشم به واسطه رشته ام میدونم چیه ولی استارته رو نمیزنم البته تحلیل و بررسی یک روزه ای که انجام دادم تا هم خودم ببینم چکار باید کنم هم جواب شما رو بدم خیلی کمک کننده بود…من ی ایرادم دقیقا همینه که همه کارها رو در آن واحد میخام بهش برسم و چون گریزی به همه شون میزنم در اصل هیچ کدوما به نتیجه نمی رسونم و همین سبب میشه کلا بی خیال بشم…
ممنون از توضیحاتتون … کمک بزرگی بود فقط دوتا سئوال چند قسمتی:
1) پیشنهاد آخری که کردید برای گوش کردن کامل دوره و بعد دوباره گوش دادن و انجام تمرین را دلیلی و هدفی پشتش هست آیا؟ و خوب با انجام این کار من از دوره عقب تر از اینی که هستم نمیوفتم؟ و اگر به زمان دوره آنلاین دوره رو به اتمام نرسونم احیانا برای تمدید کردن چه باید کنم؟
2) این بحث همین درگیر خود شدن وتوضیحش دادم ، بحث بی انگیزه شدنم و نشانه هایی ک خود واقعی داره بهم نشون میده رو احساس می کنم اعتیاد به شبکه های اجتماعی و بی حوصلگی و گذر ایام بدون انجام کار خاصی و …می تونیم بگیم دقیقا به دلیل همین موضوعه وضعیت فلوست یا چیز دیگه ایه؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

3) منظورتون ازنیاز داشتن به عادت جدید توی شرایط اکنونم دقیقا چه عادتهاییه ؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

ی چیز دیگ من الان تو مرحله آشفتگی ام یا پیله بستن؟ گاهی بین این دوتام انگار گاهی فقط آشفتگیه و گاهی پیله بستن نمیتونم بگم دقیقا توی کدوم مرحله ام

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

پیشنهادم اینه که اینقدر دنبال برچسب زدن به خودت نباش. فرقی نمی‌کنه که الان پیله بستی یا آشفتگی داری. مسئله اینه که باید از این موقعیتی که بهت احساس خوب نمی‌ده خارج بشی.
هدفم از اینکه گفتم دوره رو یک‌بار کامل گوش کن اینه که احساس می‌کنم یه جاهایی گیر می‌کنی و بعضی از جواب‌ها برات در درس‌های جلوتر مشخص می‌شه. هرچی فایل دانلود کردی رو بذار همینجوری پخش بشه و فقط گوش کن. بعد دوباره که گوش کنی بهتر می‌تونی مسائل رو درک کنی.
وضعیت فلو خروجی داره و به‌معنی زمان گذروندن یا زمان هدر دادن نیست. وضعیت فلو یعنی احتمالا احساسی که هنگام صحبت با یک مراجع داری و رضایتی که اون از گفتگو با تو داره. دقیقا اون زمانی که غرق می‌شی در پروسه‌ی گفتگو. وقت گذروندن در شبکه‌های اجتماعی فلو نیست. بیشتر اسمش تنبلیه 🙂

درباره نیاز به عادت جدید یعنی دقیقا همه‌چیز رو باهم نخوای و تمرین کنی یکسری کارها رو رها کنی و با یک کار کوچیک که زود به نتیجه می‌رسی شروع کنی.

در مورد ادامه دوره ایمیل نحوه تمدید تو هفته آینده ارسال می‌شه.

بنابراین به من بگو که چه کاری رو تا پایان روز دوشنبه انجام می‌دی و نتیجه‌اش رو معلوم می‌کنی و خبرش رو هم اینجا می‌دی؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

ی چیزی که جالبه اینه که این احساس خوب ندادنه لحظه ایه و انقدر عصبیم می کنه که باید راهی برای بهبودش پیدا می کنم روی خودم کار میکنم و درست میشه بعد از اکی شدن دوباره رها میشه دنبالش و از خودم غافل میشم و وقتی مجدد حس خوب نداشتنه برمیگرده دوباره یادم میوفته که حواسم به خودم و احساساتم باشم و وقتی ریشه یابی می کنم دقیقا همین موضوعاته که سبب شده احساس خوبی نداشته باشم ولی زمانشش رسیده که به قول شما عادتهای جدید ایجاد کنم و روی اونها کار کنم کم کم…
منظورتون از اینکه چه کاری رو تا پایان روز دوشنبه انجام میدم در جهت اینکه از این موقعیت بیام بیرونه و تجربه عاداته جدیده یا برنامه های مختلفی که برای رسیدن به یکی از اهدافم میخام انجام بدم؟

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

برای این‌که این‌بار اگر احساس خوب ماندگاری سر کار و هدف رو بیشتر تجربه کنی، چه کاری رو متفاوت از قبل انجام می‌دی؟

تا روز دوشنبه کارهای اجرایی برای حرکت به سمت یکی از اهدافت رو انجام بده.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

برای اینکه این باراحساس خوب ماندگاری سرکار و هدف رو بیشتر تجربه کنم، چه کاری رو متفاوت از قبل انجام میدم؟ هممم…نمیدونم واقعا که چه کاری باید بکنم زیاد بهش توی این مدت فکر کردم ولی واقعا نمیدونم چه کار متفاوتی باید انجام بدم شاید اولین کار اینکه انقدر برنامه شلوغ و درهمی برای رسیدن به اهدافم نداشته باشم و از این شاخه به اون شاخه نپرم و تمرکز کنم روی یک هدف و قدم به قدم پیش برم و انتظاری بیشتر از توانم در مدت زمان کم نداشته باشم ولی اینکه چطور باید مدیریتش کنم رو نمی دونم واقعا… اگ توی این زمینه بتونید کمکم کنید ممنون میشم چون واقعا نمیخام چنین الگوی تکراری رو داشته باشم…خسته شدم دیگ
اینکه تا روز دوشنبه کارهای اجرایی برای حرکت به سمت یکی از اهدافم رو انجام بدم اینه که دوتا مقاله ای که دارم یکیشون به مرحله اصلاح اشکالات رسیده و اصلاحات به مقدار زیادیش انجام شده و یکسری خورده کاری داره که باید انجام بدهم و مجدد به مجله ارسال کنم و مقاله دوم هم باید فرمتش رو بر مبنای مجله ای که مدنظره برای ارسال تغییر دهم و ارسال برای استاد قبل از ارسال نهایی به مجله که در صورت داشتن ایراد رفع کنم و سپس ارسال کنم برای مجله شاید مقاله دوم رو بهتر باشه تا روز دوشنبه به مرحله ای که دست خودمه برسونمش چون برنامه استادم رو نمیتونم پیش بینی کنم و ممکنه تا دوشنبه در مورد ایرادات احتمالیه مقاله بهم بازخورد ندهند ولی میتونم فرمت مقاله رو که دست خودمه تا دوشنبه تغییر بدهم…دیگ استارت زدن بحث مطالعه زبان انگلیسیه حداقل نیم ساعت در روز تا یواش یواش برم تو فاز درس خوندن و عادت مطالعه رو برای دکترا خوندن رو در خودم ایجاد کنم…
بحث اینکه گفتم بازخورد دادن استادم بر روی مقاله رو نمی تونم پیش بینی کنم یاد موضوعی افتادم که شاید گفتنش بد نباشه من یکی از دلایلی که احساس می کنم الان احساس خوب ماندگاری رو ندارم به خاطر واکنش های استادم هم هست…این مقاله ای که الان رفع اصلاحات و ایرادات نهاییش مونده تا مجدد بفرستم برای مجله باید تا دو هفته پیش برای مجله ارسال میشد ولی به دلیل تاخیر استادم برای خواندن مقاله و بازخورد دادن در مورد اینکه اصلاحات انجام شده خوبه یا نه دو هفته طول کشیده و مقاله دوم هم دو سال پیش انجام شد ولی هربار خواستم ارسالش کنم برای مجله ای یا صحبتشو کردم استادم گفته دست نگه دار و تا الان طول کشیده و خوب من چون خودمو متکی کردم به استادم و دایره ارتباطاتم رو قوی نکردم و با افراد دیگری غیر از استادم برای کار مقاله نویسی لینک نشدم و چون مقاله هام توی این مدت به نتیجه نرسیدند و به دلیل این دقیقه 90 بودن و پرحوصله بودن استادم و البته شاید به دلیل اینکه دقیقا استادم مثل خود من در آن واحد همه کار رو میخاد انجام بده و به نتیجه برسونه و چون برنامه شلوغی داره اصولا یکی از کارهاش دیرتر به نتیجه برسه و خوب یکی از اون کارها بحث مقاله هاشونه و کار با دانشجوهاشون، هی عقب افتاد و منو بی انگیزه تر کرد هم شاید سبب این احساس منفیه بوده و هست…چون هنوزم من نسبت به این قضیه حرص می خورم و کاری واقعا از دستم بر نمیاد
شاید یکی دیگر از کارهای متفاوتی که باید برای تجربه کردن احساس خوب ماندگاری چه سرکار چه هدفهام انجام بدم این باشه که دایره روابطم رو محدود به یک نفر نکنم و سعی کنم لینک شدن با افراد جدید رو هم در برنامه ام داشته باشم ن صرفا بحث مقاله حتی بحث کارم و بالا بردن خودباوریم و متکی شدن به خودم

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

به نظرم الان در جای خوبی هستیم و توضیحاتی که نوشتی یک برنامه‌ریزی خوب برای شروع می‌تونه باشه. پس بر اساس چیزهایی که خودت گفتی:

برنامه‌ات رو خلوت نگه می‌داری و چند کار رو همزمان انجام نمی‌دی.
دایره ارتباطاتت رو گسترش می‌دی و سعی می‌کنی با آدم‌های بیشتری در ارتباط باشی. طبیعتا منتظر یک نفر موندن داره به تو حس بدی می‌ده و بهتره بجای کنترل احساست در خارج این کنترل رو در اختیار خودت داشته باشی.
مقاله‌ای که باید تکمیل بشه رو تا دوشنبه انجام می‌دی.

پیشنهاد می‌کنم کارهات رو مثل یک پروژه ببینی و تا وقتی یک پروژه تموم نشده پروژه بعدی رو استارت نزنی یا اگر مجبور هستی استارت بزنی باید یکی رو با اولویت بالاتر و یکی رو با اولویت کمتر دنبال کنی ک معنیش تقسیم نسبت زمانی بین هر کدوم هست.

پیشنهاد بعدیم هم اینه که به یک روش ساده هر روز صبح قبل از شروع کارهات نیم ساعت وقت بذاری و برنامه روزت رو مشخص کنی. همینطور اگر می‌تونه یکم جلوتر برنامه هفته‌ات رو مشخص کن و تمرین کن که سر این برنامه صبح‌گاهی بمونی. بهت تضمین می‌دم که کم‌کم کمکت می‌کنه احساس کنی کارها در کنترلت هستن.

منتظر خبر دوشنبه هستم.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام مجدد…
منظورتون رو از اینکه گفتید بهتره بجای کنترل احساست در خارج این کنترل رو در اختیار خودت داشته باشی. متوجه نشدم میشه بیشتر توضیح بدین…ممنون میشم
پس برنامهمن تا روز دوشنبه کار روی مقاله ام شد + تمرین در جهت ابنکه صبح به صبح برنامه روزانه برای خودم تدوین کنم و به آن متعهد شم برای اجرای اون و اینکه چند کار رد همزمان انجام ندم…درسته؟

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

برنامه‌های کاری درست هستن. خیلی عالی.

در مورد کنترل احساس منظورم این بود که باید تمرین کنی که مثلا تاخیر کار استادت روند تو رو متوقف نکنه. یا مواردی که خارج از کنترل تو هستن روی تو تاثیر اینقدر عمیق نذارن که از کار و زندگی بیافتی.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام جناب مهرانی
دوشنبه شد و زمان گزارش دهی…
خوب از بین مقاله ها که گفتم یکیش یکسری خورده کاری داره انجام بدم و بفرستم برای مجله .انجام خورده کاری ها که مربوط به کار خودم بود انجام شد خواستم ارسال کنم برای مجله که تماس گرفتم با مجله و گفتند هفته آینده ارسال کنید.
مقاله دوم هم بعد از صحبت با استادم به نظر اومد ک یکسری تغییرات اساسی احتمال زیاد باید داده بشه که ترجیح دادم فرمتش رو فعلا تغییر ندم تا تغییرت اعمال بشه بعد ولی پیدا کردن مقاله های 2015 و 2016 که یکی از کارهایی بود که در ایجاد تغییرات بود را تا حدودی انجام دادم
و اما در مورد بحث برنامه ریزی روزانه داشتن این برنامه ریزی توی ذهنم انجام میشد ولی روی کاغذ نیوردم و هنوز عادت به یادداشت آنها نکردم … عادت کردن به این کار و الزام کردن خودم به انجامش به نظر زمان لازم داره
در زمینه مطالعه زبان هم متاسفانه انجام نشد دلیلش هم صرفا برخی از عادتهای منفی مثل وقت زیاد صرف شبکه های اجتماعی بود و البته مشغولیت های مربوط به کارم بوده که صرفا بهونه تراشی است و همون عدم یادداشت برنامه روزانه البته… خودم میدونم و تنبیه لازمم

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام مجدد
خواستم یک نکته رو اضافه کنم و اون اینکه احساس می کنم زمان را نامحدود تصور می کنم و چون فکر می کنم هنوز زمان و فرصت دارم کارها رو شروع نمی کنم تا جایی که دقیقه نود و با استرس زیاد به انجام برسسونمش یا گاها فرصت استفاده از زمان رو از دست دادم…امروز حین صحبت کردن با همکارم در مورد فراخوان استخدامی آموزش و پرورش بودیم از اونجایی که من تصور می کردم هنوز وقت دارم برای ثبت نام و اقدامی نکرده بودم و به تاخیر انداخته بودم زمان ثبت نام رو امروز در کمال ناباوری متوجه شدم که دیروز آخرین مهلت بود و من هنوز نه دفترچه راهنما رو دقیق خوندم و نه ثبت نام کردم…البته نمیدونم به دلیل اینکه این روزها این احساس خوب نداشتنه هم وجود داشت و تجربه شرکت در این آزمونها و بی نتیجه بودنش هم سبب بی تفاوت شدن نسبت به این موضوع هم بود و خوب حس خوبی نبود شنیدن این خبر و این الگوی تکراری اینبار به شیوه دیگ خودشو نشون داد…من این نامحدود قلمداد کردنه زمان رو چطور میتونم رفعش کنم ؟ مسلما جزء مواردی باید باشه که توی عادتهای جدید بگنجونمش ولی راه حلی واسش ندارم

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

درباره نامحدود فرض کردن زمان راهکارش همون کاریه که داری تلاش می‌کنی انجام بدی. لطفا لطفا لطفا دنبال راه‌های خاص برای مسائل نباش. پیشنهادم اینه که یک راه‌کار ساده مثل نوشتن کارها رو برای یک مدت بصورت منظم انجام بده.
در مورد گزارش دوشنبه، پیشنهادم اینه که حتما برنامه‌هات رو بنویس. ذهنی لیست کردن برنامه‌ها باعث همین اتفاق ثبت‌نام استخدامی آموزش و پرورش می‌شه. برنامه‌هایی که تا دوشنبه‌ی آینده باید بهشون برسی چه مواردی هستند؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

چشم چشم چشم … ببخشید دیگه دنبال راههای خاص برای مسائل نخواهم بود 🙂
در مورد نوشتن کارها هم بعد از اتفاق استخدامی واقعا به ضرورتش پی بردم و حتما به طور منظم انجامش خواهم داد.
و برنامه هایی که تا دوشنبه آینده باید بهش برسم کارهایی است که در راستای رسیدن به هدف دکتراست بجز یکیشون که جزء کارهای ضروری و فوری است و حتما باید انجام بشه طی سه روز آینده اونم آماده کردن پروژه ای مربوط به کلاس زبان و تحویل دادنش به درسم هست…کارهای دیگه که باید انجام بدم تماس به مجله برای فعال کذدن پروفایلم برای ارسال مقاله اصلاح شده برای مجله است.سرچ مقاله های مربوط به مقاله دوم و افزودن مطالب مورد نیاز به مقاله است. چون توی برنامه ام هست که آزمون MSRTرو شرکت کنم تا دوشنبه 20 صفحه ای از جزوه مربوط به این مبحث رو بخونم و دیروز مباحث ارزشها رو در مباحث قسمت کشف خود رو گوش دادم و تا دوشنبه اگه بتونم انجام تمرینهای بخش کشف خود را انجام بدم میدونم نمیتونم کل تمرینهاش رو انجام بدم و پرونده کشف خود رو ببندم ولی یکم از جایگاهی که الان هستم جلوتر برم هم رضایتبخش خواهد بود …

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

عالی

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سپاس
فقط یک سئوال به نظرتون با توجه به اینکه قبلا پیشنهاد کردید که کل فایل های دوره را یک دور گوش کنم بعد مجدد تمرینها رو گوش کنم و تمرینها رو انجام بدم الان که توی برنامه ریزیم تا روز دوشنبه بحث انجام تمرین های بحث کشف خود را گذاشتم طبق همین چیزی که گفتید پیش برم یا فای ها رو کامل گوش کنم بعد بیام سراغ تمری ها؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سپاس
فقط یک سئوال به نظرتون با توجه به اینکه قبلا پیشنهاد کردید که کل فایل های دوره را یک دور گوش کنم بعد مجدد تمرینها رو گوش کنم و تمرینها رو انجام بدم الان که توی برنامه ریزیم تا روز دوشنبه بحث انجام تمرین های بحث کشف خود را گذاشتم طبق همین چیزی که گفتید پیش برم یا فای ها رو کامل گوش کنم بعد بیام سراغ تمری ها؟

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

هر جا می‌تونی تمرین‌ها رو انجام بدی، انجام بده و هرجا فکر می‌کنی باید رد بشی و بری جلو توقف نکن.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سپاس

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام.دوشنبه شد و من باز نصف کارهایی که باید انجام میدادم انجام شده ولی یکسری نه … تا شنبه عصر خوب پیش رفتم پروژه ای که باید تحویل مدرس زبانم میدادم انجام شد.مقاله ها به نتیجه رسید حداقل تا اونجایی که من باید کار انجام میدادم واسشون و تا حدودی تمرینهای بخش کشف خود انجام شد و ی اتفاقی که افتاد و واسه خودم ارزشمند بود من تا به حل بحث ژورنال نویسی رو مرتب انجام نمیدادم و توی این سه چهار روز اخیر نوشتنش با نظم بهتری داره اتفاق میوفته شاید چون لزوم انجامشواسم معلوم و احساس شد ولی شنبه ی تماسی گرفته شد و کل برنامه یکشنبه ام رو بهم زد و تا این بهم ریختگیه اتفاق افتاد دوباره گیر کردم توی همون و پیگیر شدن برای ادامه برنامه ای ک مدنظرم بود منتفی شد… خودمو اینجوری قانع می کنم که قبلا در همین حد هم کاری انجام نمیدادم و این نقطه قوت این قضیه است که بالاخره قدمی برداشته شده … احساس می کنم ک برنامه ام و کارهایی که انتظار داشتم تا امروز انجام بدم کمال گرایانه و فراتر از توان بوده و شاید بهتر باشه یکم برنامه رو منطقی تر و در حد توانتر بچینم…
خواستم ی گزارش کاری داده باشم

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

بسیار عالی سمانه جان. طبیعتا همیشه اتفاق‌هایی می‌افته که از کنترل ما خارجه و ممکنه باعث بشه برنامه‌ریزی‌های ما بهم بریزه. این کاملا طبیعیه. حالا برنامه هفته بعدت رو می‌تونی به نحوی تنظیم کنی که اگر اتفاق غیرقابل کنترلی افتاد براش جا داشته باشی؟ مشخصا منظورم اینه که اونقدری کار برای خودت تعریف کنی که یک زمان یا زمان‌هایی خالی داشته باشی. اگر همه کارهات رو انجام بدی و اون زمان‌ها خالی بمونه می‌تونی انتخاب کنی کار جدید انجام بدی یا از اون تایم‌ها لذت ببری و اگر هم اتفاق غیرمنتظره‌ای پیش بیاد باز زمان داری که بهش بپردازی. نظرت چیه؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

کاملا موافقم و عملیاتیش می کنم … امروز هدیه ای از یدوست گرفتم که واسم جالب بود چون کاملا کاربردی بود برای این روزهای من که درگیر برنامه ریزی کردن و … هستم … ی دفتر planner برای برنامه ریزی ماهانه هفتگی و روزانه … کلی ذوقشو کردم و انگیزه برنامه ریختن رو واسم بیشتر کرد
برنامه هفته دیگه ام ادامه بحث تمرینهای بخش کشف خود خواهد بود و برنامه ای که برای روز یکشنبه و دوشنبه داشتم و اجرایی نشد انجام بدهم و 10 صفحه دیگر به زبان اختصاص خواهم داد.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام. این هفته اصلا برنامه هام پیش نرفت…مقاله ام رو بعد از اصلاحات و ارسال مجدد رو کردن و اینبار دلیل منطقی نیوردن و واقعا نمیدونم چیو اصلاح باید بکنم تماس هم گرفتم و اصلا جوابی که منو از سردرگمی بیارند بیرون ندادند متاسفانه و همین امر سبب شد دوباره همه چیز متوقف بشه و انرژی زیادی ازم گرفته الان هم با اینکه اون مواردی که فکر می کردم ممکنه مدنظر بودهه باشه واسه اصلاح که البته هیچ اطمینانی نیست که دقیقا همین مد نظر بوده رو انجام دادم ولی جرئت ارسال مجددش رو ندارم چون اگر ارسا کنم و باز هم اون چیزی که مدنظرشونه و ن نفهمیدم دقیقا چیه نباشه به کل مقاله رد میشه … من واقعا دیگه خسته شدم از همه چیز و از این عدم اجرای برنامه ها و درست پیش نرفتن کارها و تنبلی و عدم انجام کارهام طبق چیزی که مدنظرمه و در راستای رسیدن به هدفمه مجدد با شدت بیشتری داره تکرار میشه
از این الگوهای اشتباه تکراری هم همینطور تا میام یکم بیوفتم رو روال کاری مدنظر هی یکسری انرژی گیرنده ها همه چیز رو خراب می کنه تا بیام دوباره انرژی رفته رو برگردونم مدتها زمان برده و این زمان از دست رفته اونم بیهوده منو داره اذیت می کنه :'( 🙁 🙁

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام. این هفته اصلا برنامه هام پیش نرفت…مقاله ام رو بعد از اصلاحات و ارسال مجدد رو کردن و اینبار دلیل منطقی نیوردن و واقعا نمیدونم چیو اصلاح باید بکنم تماس هم گرفتم و اصلا جوابی که منو از سردرگمی بیارند بیرون ندادند متاسفانه و همین امر سبب شد دوباره همه چیز متوقف بشه و انرژی زیادی ازم گرفته الان هم با اینکه اون مواردی که فکر می کردم ممکنه مدنظر بودهه باشه واسه اصلاح که البته هیچ اطمینانی نیست که دقیقا همین مد نظر بوده رو انجام دادم ولی جرئت ارسال مجددش رو ندارم چون اگر ارسا کنم و باز هم اون چیزی که مدنظرشونه و ن نفهمیدم دقیقا چیه نباشه به کل مقاله رد میشه … من واقعا دیگه خسته شدم از همه چیز و از این عدم اجرای برنامه ها و درست پیش نرفتن کارها و تنبلی و عدم انجام کارهام طبق چیزی که مدنظرمه و در راستای رسیدن به هدفمه مجدد با شدت بیشتری داره تکرار میشه
از این الگوهای اشتباه تکراری هم همینطور تا میام یکم بیوفتم رو روال کاری مدنظر هی یکسری انرژی گیرنده ها همه چیز رو خراب می کنه تا بیام دوباره انرژی رفته رو برگردونم مدتها زمان برده و این زمان از دست رفته اونم بیهوده منو داره اذیت می کنه :'( 🙁 🙁

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

سلام. این هفته اصلا برنامه هام پیش نرفت…مقاله ام رو بعد از اصلاحات و ارسال مجدد رو کردن و اینبار دلیل منطقی نیوردن و واقعا نمیدونم چیو اصلاح باید بکنم تماس هم گرفتم و اصلا جوابی که منو از سردرگمی بیارند بیرون ندادند متاسفانه و همین امر سبب شد دوباره همه چیز متوقف بشه و انرژی زیادی ازم گرفته الان هم با اینکه اون مواردی که فکر می کردم ممکنه مدنظر بودهه باشه واسه اصلاح که البته هیچ اطمینانی نیست که دقیقا همین مد نظر بوده رو انجام دادم ولی جرئت ارسال مجددش رو ندارم چون اگر ارسا کنم و باز هم اون چیزی که مدنظرشونه و ن نفهمیدم دقیقا چیه نباشه به کل مقاله رد میشه … من واقعا دیگه خسته شدم از همه چیز و از این عدم اجرای برنامه ها و درست پیش نرفتن کارها و تنبلی و عدم انجام کارهام طبق چیزی که مدنظرمه و در راستای رسیدن به هدفمه مجدد با شدت بیشتری داره تکرار میشه
از این الگوهای اشتباه تکراری هم همینطور تا میام یکم بیوفتم رو روال کاری مدنظر هی یکسری انرژی گیرنده ها همه چیز رو خراب می کنه تا بیام دوباره انرژی رفته رو برگردونم مدتها زمان برده و این زمان از دست رفته اونم بیهوده منو داره اذیت می کنه :'( 🙁 🙁

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 3 ماه ago

سمانه با خودت صحبت کن! این سوال‌ها رو درون خودت بپرس و به جواب‌هایی که میاد گوش کن و جواب‌هات رو بنویس.

از خودت بپرس چه چیزی داره حالم رو بد می‌کنه؟
از این حال بد چه احساسی در من شکل گرفته؟
وقتی حالم بد می‌شه دوست دارم چی‌کار کنم؟

اگر سوال دیگه‌ای هم اومد بپرس. این گفتگو رو با خودت ادامه بده تا کم کم بفهمی اون احساسی که مانع حرکتت داره می‌شه چیه؟

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 3 ماه ago

ی چیزی سرجاش نیست نمی دونم چیه در ظاهر همه چیز خوب پیش میره کلاسها و کار مشاوره و اینکه مدیرمرکز یجور دیگه داره روی من حساب باز می کنه اینا یعنی تا به حال خوب پیش رفته همه چیز و این اون موفقیتست که از بیرون و از دید بقیه اکیه و درسته ولی حال منو خوب نمی کنه …
از بهمن ماه سال 92 دارم همینجور درجا میزم یکیش توی بحث مقاله هام انگار توی ی گردآبی گیر کردم همینجور دارم دور خودم میچرخم و گیر ی سری چیزهای مشخصم که انگار طلسم شدن و هیچ جوری ازشون خلاصی پیدا نمی کنم در جهت مثبتش که نتیجه اون کار انگیزه ای بشه برای ادامه کار…مقاله ای بعد از دو سال هنوز همینجور گیر داره ی سری ایرادتی که میگیرند و توضیحی نمیدن دقیقا منظور چیه…مقاله دیگه ای ک کلا از اولش ی سری گیرهایی داشت و الان که باید بفرستمش مقال رو چون تجربه مقاله قبلی بوده جسارت ارسالشو ندارم و…ن صرفا مقاله ها هرکاری که استارتش زده شده ی جورایی با تلاشهایی که کردم و دیگ با خیال راحت میخام بذارمش کنار که برم سراغ برنامه و کار جدید ی جوری گیرم انداخته ک صرفا محدود شم به اون…شاید سخت گرفتن همه چیز برای خودم اینو سبب شده بحث دوره شکوفایی هم همین شد هرچی بیشتر تلاش می کنم به نتیجه برسونمش بیشتر عقب میوفته … مثلا هرچی بیشتر تلاش می کنم کتاب خوندنه رو به نوان عادت جدید توی برنامه ام بگنجونم بیشتر ازش دور میشم … این مدلیشودیگ خودمم ندیده بودم … چیزی که مانعه فکر می کنم همین قضیه است و اینکه هرچی تلاش می کنی که بیای بیرون از این حالت انگار بیشتر گیر میوفتی توش …
اون انگیزه هایی که 4 یا 5 سال پیش وجود داشت.اون مصمم بودنه دیگ نیست … میدونم چیا رو میخام ولی دریغ از یک قدم پیش رفتن … ی ترسی از اینکه نکنه نشه و باز گیر بیوفتم توی ی جریانی که حالمو بدتر از این کنه … هی عقبش میندازم و ازشون فرار می کنم…همه کارهام دقیقه نودی و صرفا رفع تکلیفی شده و لذتی نمیبرم…
از بس فکر کردم و سئوال کردم و دنبال راه حل بودم و آخرش همون بن بست بوده ترجیح دادم بی خیال همه چی بشم و این بی خیالی ن تنها بهتر نکرده حالمو انگار نتیجه عکسم داشته….
بازم باید برم تو خلوت خودم بلکه ی چیزی از توش پیدا شه هرچند تو خلوت رفتنه حالمو مطمئن نیستم بهتر کنه یا نه ولی واسش وقت میگذارم ببینم چی میشه
ببخشید همش مزاحم شما هم میشم و آیه یاس می خونم ولی دیگ وقتی به نقطه صفر میرسم اینجا و نوشتن دغدغه ام یکم آرومم می کنه و خیلی وقتها اون انگیزه برای استارت زدنه واسه بهتر کردن حالم و جرقه اش از همینجا میخوره حتی اگر به بن بست بخوره

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 2 ماه ago

قطعا کار خوبی می‌کنی اینجا می‌نویسی. خودت کارت مشاوره‌ هست و قطعا می‌دونی آدم‌ها گاهی تو چرخه منفی می‌افتن. یعنی می‌خوان کاری انجام بدن، نمی‌شه بعد به خودشون می‌گن دیدی نشد و بعد کار رو رها می‌کنن و دوباره به‌خودشون می‌گن دیدی ول کردی و این دعوای با خود می‌تونه ادامه داشته باشه. من پیشنهادم اینه که شروع کنی با خودت حرف زدن.
پیشنهاد نمی‌کنم در این شرایط عادت جدید مثل کتاب خوندن اجباری به خودت اضافه کنی. اگر کار جدیدی که می‌خوای انجام بدی فقط برای این باشه که چون خوبه باید انجامش داد بار تو رو بیشتر می‌کن و باعث نمی‌شه که حال بهتری داشته باشی.
شروع کن با خودت صحبت کردن. از خودت بپرس سمانه چی ناراحتت می‌کنه؟ بذار ناخودآگاهت جواب بده. بپرس چی داره باعث می‌شه که کارهات رو پیگیری نکنی سمانه؟ اجازه بده جوابش بیاد. بعد بپرس سمانه برای این‌که آروم آروم شروع کنی و از این حال دربیای دوست داری چی کار کنی؟ بپرس سمانه با کار مشاوره خوشحالی؟ این کار باعث می‌شه چه احساسی داشته باشی؟ بپرس سمانه وقتی کاری رو که می‌خوای انجام بدی پیگیری نمی‌کنی چه احساسی پیدا می‌کنی؟ باعث می‌شه چه فکری بیاد تو سرت؟ اون فکر باعث می‌شه چه اقداماتی بکنی؟ بعد بپرس سمانه به نظرت کار دیگه‌ای توی این شرایط می‌شه انجام داد؟

این سوال‌ها رو بپرس از خودت و ببین سمانه چه جواب‌هایی می‌ده. به خودت و جواب‌هات اعتماد کن. اگر دوست داشتی اینجا بنویس تا ببینیم سمانه اصولا دنبال چی هست.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 4 هفته ago

سلام سلام سلام
ايام به كام
زودتر از اينها بايد مي نوشتم اينجا ولي هم مشغله كاري نگذاشت هم اينكه نياز داشتم به زمان تا ببينم واقعا چي ناراحتم مي كنه و باعث ميشه كارهامو پيگيري نكنم.
سئوالاتي بود كه قرار شد از خودم بپرسم و بگذارم ناخوداگاهم جواب بده واسه همش تا حدودي ي جوابي پيدا كردم جز يكيشون كه به ترتيب مطرح مي كنم:
1) چي داره حالم رو بد مي كنه و ناراحتم مي كنه؟ والا خيلي چيزها بود كه به ذهنم اومد و يادداشت كردم پيش رفتن كارهام، نااميد شدنها و در راستاي اون اهمالكاريها و در نتيجه اش دقيقه 90 شدنم كه نتيجه اش عقب افتادن خيلي از كارها و اتفاقاتي كه خيلي زودتر از اين ميتونست اتفاق ميوفتاد و نيفتاده، بلاتكليفي و سردرگمي ها، روزمرگي، اتفاقاتي كه غيرمنتظره اند و گاها انرژي زيادي مي گيرند ازم و منو از كار باز ميدارند و يا باعث مي شن كارها خوب پيش نره، احساسي كه الان بيش از همه احساس مي كنم حالمو بد مي كنه اينه ك بعد از مدتي احساس مي كنم روياها و برنامه هايي كه توي ذهنم داشتم و حتي توي تمرينهاي قسمت اول دوره مطرحش كردم واقعا اونچيزي هست كه ميخام هست يا نه؟ علاوه بر اون اينكه خيلي خودمو فراموش كردم و گاهي احساس مي كنم وقت براي خودم و كارهايي كه دوست دارم انجام بدم و به آرامش بدم رو نمي گذارم به دليل اينكه كارهايي وقتمو مي گيره و انرژي بره واسم كه ديگ توان كارهاي ديگه رو نميده و اين قضيه اذيتم مي كنه. گاهي احساس مي كنم از بعد زنونگيم خيلي فاصله گرفتم با وجود اينكه كارم و فعاليتهام خييلي مردونه نيست ولي حسس مي كنم روحيه زنونه رو خيلي كم دارم و اين فاصله گرفتنه عامل اين قضيه بوده
2) از اين حال بد چه احساسي در من شكل گرفته؟ انزجار، بي عرضگي، بي كفايتي و در جا زدن ها و حس بي خاصيتي، مثل تراكتور كار كردنه كه يكي دوتاش اصلا همراه با حس رضايت و خوشحالي نيست و به زور واسش وقت ميگذارم
3) وقتي حالم بد ميشه دوست دارم چكار كنم؟ حركتي رو به جلو داشتن، وقت گذاشتن روي تموم كارهايي كه دوست داشتم و دارم بهش برسم و وقت بيشتري بگذارم و به همه اون دلايل و توجيه ها دير اتفاق افتادند ديرتر از اين نشه و تلاش در جهت رسيدن بهشون،حالا ممكنه به واسطه شركت در كارگاهها و سمينارهاي آموزشي وعلمي لاززمه اش باشه يا خوندن كتاب و تحقيق و پژوهش
4) اون احساسي كه مانع حركتت ميشه چيه؟ ياس و نا اميدي، بي انگيزگي، كارهاي زيادي كه در حال انجامه كه حتي جاهايي بوده خود واقعيم جوابش به درخواست انجام اون كار منفي بوده ولي خود اجتماعيه مقاومتر بوده و من جسارت نه گفتنه رو نداشتم در موردش با وجود اينكه اصولا نه رو راحت ميگم اين اواخر اينطور نبوده و يا گاها كارهايي پيش اومده كه مجبوز به انجامش بودم به دليل فوريتش و از كارهاي مدنظر دور ميشم، ي جاهايي انتظارات ديگران ازم براي انجام يكسري كارها مانع وقت گذاشتن روي كارهاييه كه دوست دارم به انجام برسه، علاوه بر اين ها اون چيزي كه باعث ميشه پيگيري نكنم كارهامو بي تفاوتي و كم شدن خواسته ها و روياهام و ترديد توي اين مورده و امكانپذير بودن اون روياهاست و اينكه گاها ميدونم ي سري كارها بايد انجام بشه در راستاي چيزي كه مدنظرمه حالا درست يا نادرست ولي اولويتهاش رو نمي دونمو اينكه دقيق كدومش بايد رخ بده و اينها همون كارهايي اند كه ميخام انجام بدم و بايد واسش سرمايه گذاري كرد يا نه… از اينكه مسير اشتباه برم و بعد دوباره بخام برگردم به همين نقطه و …مثلا نمونه عينيش بحث مشاوره شغلي است كه ديگ الان به اين نتيج رسيدم توي اين حيطه مي تونم موفق باشم ولي لازمه اش انجام ي كارهايي است و بايد ب روز شم و اطلاعات الانم كافي نيست و احساس درجا زدن تو اين حيطه رو دارم كه لازمه ارتقا داده اينه كه گاهي ي وقتي واسه خودم داشتم بدون دغدغه و نگراني و كار ديگ و برنامه ديگ اي نباشه و بتونم يكمم استيبل شم ولي اون وقته نيست، اون اولويته گذاريه رو نميدونم چطور باشه، چي بايذ كنم و … ولي چون ترديدها هست عدم تواناييهايي كه بايد روش كار بشه و وقتشو ب هر دليلي ك ميخاد بهونه باشه يا هرچيز ديگ نميتونم اختصاص بدم بهش و چون دارم همينجور درجا ميزنم سبب ميشه و نتيجه بهتر از ايني كه انتظار دارم كه حس رضايته واسم باشه كه كارهام پيگيري نشه
5) براي اينكه آروم آروم شروع كني و از اين حال در بياي دوست داري چه كني؟ در درجه اول وقتم رو آزاد كنم و ي مدتي رو براي خودم وقت بگذارم و به خودم برسم و خالي از تنش و در كمال آرامش و از لحظات لذت ببرم ،شايد لازم باشه ي مشاور رو ببينم و باهاش صحبت كنم تا يكم سردرگمي ها كم شه، پيدا كردن اولويتها كه مسلما كار سختي خواهد بود و انجام دادن يكسري كارهايي كه لازمه انجام كارهاي بعديه، ..بيشتر از اين ديگ چيزي به ذهنم نميرسه كه براي شروع چه كارهايي ميشه كرد 🙁
6) با كار مشاوره خوشحالي؟ اين كار باعث ميشه چه احساسي داشته باشي؟ با كار مشاوره خوشحالم وو حين درگير شدن بهش حالم خوبه ولي احساس مي كنم در وجودم ي چيزي براي كارمشاوره كمه كه بايد روش كار بشه، نياز به بروز شدن دارم، لازمه اش ويس گوش دادنه، گاهي احساس مي كنم بيشتر از اينها نياز به جستجو گري دارم اينكه چي سبب اين شده كه دغدغه ايجاد كرده اينه كه گاها عليرغم اينكه حس آرامش را بعد از رفتن مراجع و ديدن رضايتش از فرايند كار به دست ميارم ولي گاه نگاه سردرگم مراجع و اينكه احساس مي كنم ي جاي كار ايراد داره بايد رفع بشه و چراييش رو بايد پيدا كنم.گاهي حس مي كنم اونقدري كه بايد مفيد باشم نيستم و دنيايي فراتر از ايني كه در اختيارم هست به عنوان مشاور . كار مشاور لازم دارم… وقتي سردرگمي هاي دانشجوها و جوونها رو مي بينم دلم به درد مياد بخصوص كه خودم در حال حاضر گرفتارشم و انقدر مفيد بودنه احساس نميشه كه بخوام هم به خودم كمك كنم هم اونها كه باز لزوم به روز شدنه رو نشون ميده و شايد گذروندن دوره هايي توي اين زمينه كه حس مفيد بودنه برگرده.
7) وقتي كاري كه ميخاي انجام بدي پيگيري نمي كني چه احساسي پيدا مي كني؟ باعث ميشه چه فكري بياد توي سرت؟ اين فكر باعث ميشه چه اقداماتي بكني؟وقتي كه كاري كه ميخام انجام بدم پيگيري نمي كنم عصبي ميشم،خودمو سرزنش مي كنم به خصوص وقتي مي بينم زمانم همينجور داره ميگذره و من هنوز توي همون نقطه اولم كه به خاطرش حالم خوب نيست؟ به تلاطم و تكاپو مي افتم كه بايد فلان كارها انجام بشه. طبق برنامه تا حدودي بعضي هاش انجام ميشه بعضي ها دست نخورده مي مونه يكم شرايط خوب پيش ميره بعد دوباره روال سابق … نه كه خودم بخام اهمالكاري كنم سرم به كلاسها و تدريس و … گرم ميشه همينطور درگير مشكلات مراجع ميشم و انرژي براي وقت گذاشتن بيشتر واسم نمي مونه.
8) به نظرت كار ديگه اي توي اين شرايط ميشه انجام داد؟ راستش به اين سئوال خيلي فكر كردم ولي ناخودآگاه جوابي واسش نداشت و جوابي واسش پيدا نكردم واقعا

ببخشيد خيلي طولاني شد هم زمان ارسالش و هم كل متن ارسالب ولي دوست داشتم مطرح كردنشو و اميدوارم بالاخره كشف كنم دنبال چي ام و سردرگمي ها كم شه

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 4 هفته ago

من شديدا خودم واسه اين دير به دير سرك زدن و پيام دادنها توي سايت ناراحتم كه به موقع انجام نميشه ولي ديگه واقعا نميشد زودتر از اين … شايدم بهونه تراشيه
ممنون از صيوري تون
ان شاءا… بتونم اين تمرينهات دوره رو توي اين دو سه هفته اي كه ميتونم وقت بگذارم واسه خودم جبرا عقب ماندگيه رو بكنم…

Profile photo of امیر مهرانیامیر مهرانی عضو سایت replied 4 هفته ago

ارزیابی خوبی داشتی سمانه جان و پاسخ‌هات رو خوندم. اولویت‌ها رو که مشخ کردی اینجا بنویس. ضمن این‌‌که کسی که دغدغه داره برای کارش قطعا می‌تونه اون رو با کیفیت خوبی انجام بده چون عشق و انرژیش به آدم‌های دیگه سرایت می‌کنه. در کار مشاوره قطعا نیاز به مطالعه مداوم هست و این موضوع باید بخشی از زندگیت باشه. اما مهم‌ترین اتفاقی که باعث می‌شه تو مشاور بهتری بشی اینه که مدام درگیر کار مشاوره به مخاطب‌ها باشی.

Profile photo of SAMANEHSAMANEH replied 4 هفته ago

سلام.
ي چيزي كه هست اينكه مي گين مهم ترين اتفاقي كه باعث ميشه تو مشاور بهتري باشي اينه كه مدام درگير كار مشاوره به مخاطب ها باشي…در حال حاضر تنها جايي كه من كار مشاوره رو دارم مركز مشاوره دانشگاهه كه صرفا دارم اونم دو تا نيم روزه و كيس ها محدود.مشاوره براي افرادي دارم كه ترديد در تغيير رشته دارند و امثال اين … و جالبه كه من حيطه ام كاملاً تخصصي تو حيطه انتخاب شده چه رشته تحصيلي چه شغل نمي دونم اين مشاوره صرف و تخصصي شدنه خوبه يا نه ولي ي جاهايي نياز به تنوع دارم و كم ميارم. روش كار مشاورم نياز به تغيير داره چون با اينكه ممكنه مراجع حس رضايته رو داشته باشه ولي من خودم حس رضايت كامل رو ندارم…دنبال كار متفاوتي بودم مثلاً توي همين سردرگمي هايي ك داشتم سر كلاس روانشناسي كار كه ازآتش نشان ها هم توي كلاس بودن يكيشون بعد دو سه جلسه در مورد برگزاري كارگاهي در مورد تيم وركينگ و اينا اومد باهام صحبت كرد ك چيزي بود كه واقعا اگ اتفاق ميوفتادد كار متفاوتي بود كه در راستاي اون چيزي بود كه هميشه دنبالش بودم كه به نتيجه نرسيديم و ديگ صحبتش نشد كلا گسترده شدنه خيلي اتفاق مهمه م بايد بيوفته و صرفا تك بعدي بودنه اذيتم مي كننن…واسه همينم بود كه دوست داشتم دوره هاي كوچينگ بالندگي رو شركت كنم كه شايد كمكي باشه براي ايجاد تنوع و امتحان روش هاي ديگ …
كارهاي روتين وتكراري خستم مي كنه الان ي چيز جديد دوست دارم ياد بگيرم
ي ايراد اساسي كه من دارم همين مطالعه نداشتنست خسته ام مي كنه و تمام نميتونم بكنم كتابو نصفه مي مونه توي بحث يادگيري حضور توي كارگاهها حال و هواش واسم خيلي بهتره تا بخوام خودم ممطالعه داشته باشم…كه خوب بايد راهي واسش پيدا كنم.
ي نكته ديگ اينك من توي اولويت ها نمي دونم واقعاچي در درجه اول اهميته بارها نشستم بررسي كنم ولي نميتونم تفكيكشون كنم … اصلي ترين مشكل من همينه و بعد عادت مطالعه و حوصله خوندن مداوم جهت اتمام كتاب مگر اينكه روون باشه متنش و تند پيش بره…حال و انگيزش هم باشه…
سعي ميكنم اولويتها رو كشف كنم اگ بشه
ممنون از وقتي ك گذاشتيد