زندگی مشترک مسالمت‌آمیز با یک کارآفرین

۲۶ فروردین ۱۳۹۱ ۴ دیدگاه

همیشه موضوع راه‌اندازی کسب و کار شخصی یکی از بحث‌های داغ کلاس‌هایی است که دارم و همیشه یکی از توصیه‌هایی که به شوخی به همه می‌کنم اینه که هیچ‌وقت همزمان با ازدواج یک کسب و کار را راه‌اندازی نکنند و برعکس. واقعیت اینه که شاید این موضوع خیلی هم جنبه شوخی نداشته باشد. شروع یک زندگی و راه‌اندازی کسب و کار هردو موضوع‌هایی هستند که متسلزم صرف زمان و انرژی هستند. وقتی شما زندگی زناشویی را می‌خواهید شروع کنید درگیر کارهای زیادی می‌شوید و طبیعتا هزینه‌هایی هم باید صرف کنید. از طرفی راه‌اندازی یک کسب و کار هم چیزی است که تمام زمان و انرژی یک شخص را می‌گیرد.

فرقی نمی‌کند که خانم یا آقا کارآفرین باشند. هرکدام که بخواهند روی یک ایده جدید سرمایه‌گذاری کنند و بخواهند کسب و کار تازه‌ای را راه‌اندازی کنند، زمان کمتری برای بودن در جمع خانواده خواهند داشت. مثلا می‌توانیم بگوییم که یک فرد شاغل ممکن است بعد از ۸ ساعت کار روزانه به خانه برگردد. اما یک فرد کارآفرین (شاید هم در شرایط بد اقتصادی باید بگوییم دو شغله) زمان بیشتری را کار می‌کند. حتی ممکن است بخشی از کارهایش را در خانه انجام بدهد و باز هم ممکن است که کاری انجام ندهد اما فکرش پی‌مجموعه‌ای از کارها باشد.

خلاصه کتاب ۱۲ نکته برای زندگی مشترک مسالمت‌آمیز با یک کارآفرین حاوی ۱۲ نکته برای زندگی بهتر در کنار یک فرد کارآفرین است. در زیر من خلاصه ۵ نکته را برای این‌که با فضای این موضوع بهتر آشنا بشوید آورده‌ام. طبیعی است که شاید برخی از این نکات در فرهنگ کشور ما چندان تعریف شده نباشد:

۱- انتظارات را کم کنید اما تعریف کنید

زندگی با یک کارآفرین متفاوت است. شاید سخت‌باشد که بخواهید انتظار حضور هر روزه کامل در کنار یک کارآفرین را داشته باشید. بهتر است که زمان‌های مشخصی را به یکدیگر اختصاص بدهید اما انتظار زمان‌های طولانی نداشته باشید. مهم تخصیص زمانی‌است که به یکدیگر بگویید حضور دارید. هماهنگی بین زندگی کاری و شخصی مدیریت زمان‌های کوتاهی است که به وفور به‌دست می‌آیند.

۲- موبایل را خاموش کنید

شما زمان‌ها را ایجاد کردید و می‌خواهید در کنار خانواده باشید. بسیار مهم است که این زمان به‌شکل کامل به خانواده اختصاص داشته باشد. تماس‌های تلفنی کاری هنگامی که شما در کنار خانواده هستید همه‌چیز را خراب می‌کند. بهتر است به همکاران خود هم این موضوع را یاد بدهید که زمان‌هایی که در کنار خانواده هستید فقط به آنها اختصاص دارد.

۳- اولویت ارتباطی یکدیگر را بشناسید

بسته به نوع کار هرکسی به‌روشی با دیگران ارتباط برقرار می‌کند. بعضی‌ها بیشتر از به‌وسیله ایمیل با دیگران در ارتباط هستند و بعضی‌های دیگر بیشتر با تلفن. شناختن بهترین روش ارتباطی کمک می‌کند تا به زمان‌های یکدیگر اهیمت بدهید و بتوانید در زمان مناسب مسائل را با یکدیگر مطرح کنید. اگر هردو شاغل هستید ممکن است زمانی برای گفتگوهای طولانی در روز کاری نداشته باشید. اما مهم است که با یکدیگر در ارتباط بمانید.

۴- مسافرت بروید

وقتی کسب و کار تازه راه‌اندازی می‌شود، رفتن به سفر و پرداخت هزینه‌های مربوطه کار مشکلی می‌شود. در این شرایط یک کارآفرین از نظر روحی به‌سختی می‌تواند از کار خود جدا شود و حتی هزینه‌های مالی یک سفر مناسب را تامین کند. اما جدا شدن از کار و اختصاص زمان برای تعطیلات می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. رفتن به شهر یا مکانی غیر از محل زندگی می‌تواند انرژی خوبی به زندگی بدهد.

۵- اهداف اصلی زندگی را به تاخیر نیاندازید

حقیقت این‌است که وقتی کسب و کاری را راه‌اندازی می‌کنید همیشه، کارهای مهم آن باعث می‌شود تا اهداف زندگی را به حاشیه ببرید. در این شرایط همیشه پول ندارید، خانه نمی‌توانید بخرید، به تعطیلات نمی‌توانید بروید، پس‌انداز نمی‌توانید بکنید و …

اگر به کسب و کار خود – حتی اگر کسب و کار موفقی باشد – اجازه بدهید که شرایط خود را بر زندگی شما تحمیل کند، شما فرصت‌های سرمایه‌گذاری در زندگی شخصی را از دست خواهید داد. این واقعیت را باید قبول کرد که زندگی شخصی شما باید به موازات کسب و کارتان پیش برود.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

برای آگاهی از دوره‌های آموزشی در خبرنامه آموزشی عضو شوید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

تیم جیگر و فامیل دور

۱۹ فروردین ۱۳۹۱ ۱۶ دیدگاه

اولین نوشته سال ۹۰ در این وبلاگ، مطلبی بود با عنوان ۵ نکته کاری که می‌توان از کلاه‌قرمزی آموخت. در آن مطلب توضیح داده بودم که چطور شخصیت کلاه‌قرمزی تبدیل شد به یک محصول برای ایرج طهماسب و حمید جبلی. امسال کلاه‌قرمزی ۹۱ هم ساخته و پخش شد و جذابیت‌های ویژه خودش را داشت. شخصیت‌های جدیدی که اضافه شدند و ایده‌های جالب برنامه (مثل تئاتر بازی‌کردن عروسک‌ها) دوباره این برنامه را به اتفاق خوب تعطیلات برای کوچک و بزرگ تبدیل کرد.

برای من که همه شاخک‌هام به کلمات استعداد و توانایی حساس است، بخشی از این برنامه که در آن صحبت استعداد شد بسیار جذاب بود. در قسمتی، فامیل دور به آقای مجری می‌گه که “من استعدادهای جیگر رو کشف کردم و بخاطر استعدادهای جیگر افق‌های دوری رو در مقابل خودم می‌بینم.” در صحنه بعد می‌بینیم که استعداد (زور) جیگر در جابه‌جا کردن اشیاء باعث شده تا یک ماشین پراید وارد آپارتمان شود و بعد هم که با شخصیت آقای همساده آشنا می‌شویم.

ادامه مطلب…

دو قدم برای شروع سال جدید

۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۳ دیدگاه

همیشه شروع سال جدید بهانه خوبی است برای برنامه‌ریزی و تعیین اهداف و گرفتن تصمیم‌های جدید. بسیاری از ما با افکار و ایده‌هایی که از قبل در ذهن داشته‌ایم با خودمان می‌گوییم: “از اول سال جدید برنامه‌های جدید رو شروع می‌کنم”. ممکن است در تعطیلات خلوتی برای خود ایجاد کنیم و به برنامه‌های سال جدید فکر کنیم. در هر صورت خاتمه یک‌سال و شروع سال جدید، معمولا مصادف است با رویکردها و تصمیم‌های جدید. بخشی از این تصمیم‌ها هم مربوط می‌شود به کار، شغل و پیشه ما. اگر می‌خواهید برنامه‌ریزی مناسبی برای شروع سال جدید داشته باشید، بد نیست به دو قدم زیر توجه کنید.

۱- به درون خود گوش کنید

همیشه موثر‌ترین و بهترین روش برنامه‌ریزی و انتخاب مسیر کاری، همانی است که با روحیات، استعدادها و توانایی‌های شما همخوان باشد. و بدترین روش برنامه‌ریزی هم فقط گوش کردن به نسخه‌ای است که دیگران برای شما می‌پیچند. بسیاری از افراد مسیری را برای حرکت خود انتخاب می‌کنند چون دیگران به آنها گفته‌اند خوب است و به این‌که آیا خودشان آدم طی کردن مسیر هستند یا نه توجهی نمی‌کنند. به همین دلیل قدم در راهی می‌گذارند که ممکن است انرژی و زمان آن‌ها را تلف کند و در نهایت در نقطه‌ای بایستند که باعث شود احساس رضایت از مسیر طی شده نداشته باشند.

ادامه مطلب…

آرزویی برای سال نو

۲۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷ دیدگاه

می‌خواستم آرزویی کنم برای شروع سال جدید. مثلا آرزوی شادی و سلامتی و خوشحالی. همانی که همیشه در تبریک‌ها به یکدیگر می‌گوییم. به‌نظرم بیشتر این نوع آروز کردن به یک عادت تبدیل شده و به‌صورت ناخودآگاه آن را بازگو می‌کنیم. من گاهی اما حساس می‌شوم و نمی‌توانم به همین سادگی آرزویی کنم و ماجرا را خلاصه کنم. به همین دلیل نمی‌توانم به‌راحتی بگویم همیشه سلامت باشید، شاد باشید و خوشحال باشید.

می‌خواهم بگویم امسال ممکن است از هر سال دیگری سخت‌تر باشد. ممکن است فشارهای بیشتری وجود داشته باشد. ممکن است هزاران موضوع نگران کننده ذهن هرکدام از ما را مشغول کند. اما می‌خواهم آرزو کنم برای تک تک شما که وقتی با سختی‌ها روبرو شدید، وقتی فکر کردید اوضاع آنقدرها هم خوب نیست، بخاطر بیاورید که ممکن است در همین شرایط سخت، فرصت‌هایی وجود داشته باشند. آرزو می‌کنم بتوانید در اوج خستگی سمت و سوی حرکت خود را گم نکنید. آرزو می‌کنم در پایان سال ۹۱ به گذشته خود نگاه کنید و بیش از پیش از خود راضی باشید.

سال نوی تک‌تک شما مبارک…

پی‌نوشت: عکس از Zoopier Studio

دسته هاجامعه هنر و زندگی برچسب ها:

مطالبی برای خاتمه سال ۹۰ و آغاز سال ۹۱

۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ۶ دیدگاه

در یک سال گذشته مطالب زیادی نوشته‌ام. از این‌که متوجه شدم این مطالب باعث شده تا خواننده‌های این وبلاگ فکر کنند و گاه رویکرد جدیدی در کار و زندگی خود داشته باشند بی‌نهایت خوشحالم.

از بین مطالبی که در یک سال گذشته نوشته‌ام تعدادی را انتخاب کرده‌ام که شاید مرور مجدد آنها برای شروع سال جدید مفید باشد.

فروردین ۹۰

۵ نکته کاری که می‌توان از کلاه‌قرمزی آموخت

اردیبهشت ۹۰

اولویت بندی فعالیت‌ها

وقتی از تفاوت حرف می‌زنیم، از چی حرف می‌زنیم؟

۱۰ تخم مرغ در چند دقیقه آب‌پز می‌شود

چرا باید تیم بسازیم؟

خرداد ۹۰

لیونل مسی به پرسپولیس پیوست

چطور تنهایی به مغز شما کمک می‌کند

تیر ۹۰

اوتاکو

تناقض استوک دیل

مرداد ۹۰

از شرکت در دوره‌های آموزشی چه انتظاری داریم؟

شهریور ۹۰

ایده‌هایی که به ذهن حمله می‌کنند

حمله ایده دوم

نقش تئوری‌ها و تاریخ در پردازش ایده

و من پیکاسو شدم

توانایی بیش از نیاز شغلی

Calibre ابزار مدیریت کتابخانه الکترونیک

به‌جای زمان، انرژی خود را مدیریت کنید

مهر ۹۰

دزدیده شدن ایده پایان کار نیست

مدرسه خلاقیت را می‌کشد

مزیت رقابتی شغلی

۵ سوال مهمی که بعد از شکست باید از خود بپرسید

آبان ۹۰

رفتن به وضعیت جدید

زندگی مینیمال یا الگوی زندگی آینده ما چگونه است

سدهای پیش‌رو

۸ درس از اصغر فرهادی برای موفقیت در کسب و کار

آذر ۹۰

چطور یک دیس برنج بخوریم؟

خودتان را قدم به قدم بسازید

افسانه دریاچه کم‌عمق

دی ۹۰

۷ ابزار رایگان ایجاد نقشه‌های ذهنی

بودن در مسیر درست

بهمن ۹۰

آوای فور برادرز در شب سرد تهران

کلاه تمرکز را بر سر خود بگذارید

مهم نیست چقدر تلاش کنی

مورد کاربرد داستان و فیلم در زندگی حرفه‌ای

اسفند ۹۰

نقش اول شما

نمی‌خواهم هر روز بدوم

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

برای آگاهی از دوره‌های آموزشی در خبرنامه آموزشی عضو شوید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

دسته هاعمومی برچسب ها:

۱۰ روز

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۷ دیدگاه

رسیدیم به هفته آخر سال ۹۰ . اول داشتم فکر می‌کردم که عملا باید سال ۹۰ را تمام شده دانست که یاد یک جمله‌ای افتادم که این موضوع را نقض می‌کند. ۱۰ روز هم برای خودش زمان قابل توجهی است. کلاس بازیگری تئاتر که می‌رفتم، استادی داشتیم که می‌گفت: “تئاتر یعنی زندگی در کسری از ثانیه. باید در لحظه حضور داشته باشی و حس آن لحظه را بگیری. اینطوری می‌شود که در مقابل عمل بازیگر نقش مقابل، تو عکس‌العملی طبیعی خواهی داشت.”

حالا اگر بخواهم سال ۹۰ را تمام شده بدانم، به این معنی خواهد بود که موقعیت و اتفاق‌های ۱۰ روز باقی‌مانده را نادیده بگیرم و چشمم را روی همه اتفاق‌های ریز و درشت روزهای آینده ببندم. کسی چه می‌داند شاید سرونوشت آدم در همین روزها تغییر کند!

ادامه مطلب…

نمی‌خواهم هر روز بدوم

۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ۲۲ دیدگاه

هاروکی موراکامی

هرچقدر که با دیویدن دمخور باشم باز نافی آن نیست که برخی روزها دچار رخوت و سستی نشوم و حال و حوصله دویدن نداشته باشم. از شما چه پنهان بسیاری روزها همین حال را دارم. در آن مواقع به هر توجیهی متوصل می‌شوم تا برنامه دویدن را تعطیل کنم. یک‌بار با توشیهیکو سکو، دونده‌ی المپیک، مصاحبه‌ای می‌کردم. تازه بازنشسته شده بود و او را مربی تیم S&B کرده بودند. از او پرسیدم: “تابه‌حال پیش آمده دونده‌ای در سطح شما روزی بخواهد بدود و به‌جایش دوست داشته باشد در خانه بخوابد؟”

لحظاتی خیره نگاهم کرد و سپس با صدایی که از طنینش پیدا بود چه سوال احمقانه‌ای را باید جواب دهد، گفت: “مسلما هر روز!”

- هاروکی موراکامی، کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

چند روز پیش داشتم با یکی از خوانندگان وبلاگ چت می‌کردم که ازم پرسیدن شما هر روز برای همه کارها برنامه‌ریزی دقیق انجام می‌دید؟ جواب من قطعا منفی بود. بعد از این جواب قطعی منفی آن شخص گفت خیالم راحت شد.

ادامه مطلب…