
برج بابل
در ابتدا مردم جهان همه به یک زبان سخن میگفتند. مردم بابل تصمیم گرفتند تا با ساخت برجی که ارتفاعش به ابرها میرسید پا بر بهشت (جهان خدایان اساطیری) بگذارند. اما دچار خشم خدایان شدند. صاعقهای زده شد و مردم به خواب رفتند. بعد از بیداری انسانها متوجه شدند که دیگر نمیتوانند باهم صحبت کنند و دچار عذابی بزرگ شدهاند. هرکدام از انسانها به گوشهای از دنیا رفتند و ملل مختلف را شکل دادند. اکنون میبینیم که عدم توانایی در برقراری ارتباط حتی برای جوامع همزمان هم تبدیل شده به مشکلی بزرگ. این جدا افتادگی انسانی و عدم توان برقراری ارتباط در فیلم بابل آلخاندرو ایناریتو به زیبایی به تصویر کشیده شده بود. اگر این فیلم را ندیدهاید به شدت آن را توصیه میکنم.
ادامه ی نوشته
شما یک کسب و کار دارید و به طبع آن یک سایت. قصد دارید با شخص یا اشخاصی از طریق ایمیل ارتباط برقرار کنید. پس از آدرس ایمیل info@yourbusiness.com به مخاطبهای خود ایمیل میزنید، با آنها صحبت میکنید و در نهایت برای امضا هم عنوان کسب و کار خود را مینویسید. شاید این ارتباط یکطرفه برای اطلاع رسانی درخصوص کسب و کار خودتان ایرادی نداشته باشد. اما مشکل آنجایی پیش میآید که شخص دریافت کننده باید پاسخی ارسال کند. در این شرایط من بهعنوان دریافت کننده ایمیل نمیدانم که باید با چه شخصی صحبت کنم. خودتان را در این موقعیت فرض کنید. ایمیلی از سایتی دریافت کردید که میخواهید پاسخ بدهید. باید بنویسید سلام سایت …. !؟ شما نمیدانید که مخاطب خانم هست یا آقا و چه سمتی دارد. در نتیجه زبان صحبت خود را هم بهسختی میتوانید تنظیم کنید.
به همین دلیل اگر قرار است برای مخاطبهای خود از طرف کسب و کار و سایتی که دارید ایمیلی ارسال کنید که ممکن است پاسخ داده شود این ایمیل از طرف شخص و نه سایت، با سمت مشخص ارسال شود که شخص پاسخدهنده هم بتواند زبان مناسب را انتخاب کند و پاسخ خود را بهشکل صحیح ارسال نماید. اینکار حس صحبت با یک انسان را بیشتر تقویت میکند.
——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
کارگاه پرسنال برندینگ به شما کمک میکند تا جایگاه کاری ویژهای در کسب و کار خود بهدست آورید. ثبتنام کنید!
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
معرفی دوره
موفقیت هر شخص، در ذهن دیگران شکل میگیرد. برای اینکه به موفقیت برسیم تنها متخصص بودن و کار تخصصی انجام دادن کافی نیست. برای اینکه موفق باشیم باید بدانیم در ذهن مخاطبهای ما نسبت به ما چه میگذرد. باید از تصویر و تاثیر بیرونی خود، آگاه باشیم و بدانیم که دیگران بر چه مبنایی ما را مورد قضاوت قرار میدهند. آیا اتوموبیل بنز میتواند بدون وجود مشتریانش و بدون تایید آنها تبدیل به یک محصول موفق بشود؟ آیا ممکن است شما موفق باشید بدون اینکه دیگران شما را موفق بدانند؟
پرسنال برندینگ فرآیندی است که در آن شخص بر اساس استانداردها و راهکارهای برندسازی شرکتهای بزرگ، بر ویژگیهای خود آگاه میشود، جامعه مخاطب خود را میشناسد و نحوه ایجاد و معرفی برند خود را میآموزد. ایجاد برند شخصی میتواند منجر به جذب مشتریان بیشتر، پیدا کردن کار مورد علاقه و کسب درآمد بیشتر شود.

ادامه ی نوشته
سایت شخصی جایی است که قراره شما را معرفی کنه. تخصص شما و رزومه کاری شما در سایت شخصیتون میتونه وجود داشته باشه. لینک سایت شخصی شما میتونه در روزمهای که برای کارفرما ارسال میکنید وجود داشته باشد تا کارفرما آشنایی بیشتری با شما پیدا کند. اگر مقالهای نوشتهاید یا مطلبی در جایی منتشر کردهاید میتونید لینک آن را در سایت شخصی خود قرار دهید. اگر نمونه کاری دارید میتوانید آن را در سایت شخصی خود معرفی کنید. سایت شخصی بخشی از هویت آنلاین شما خواهد بود.
وبلاگ اما جایی است که شما در آن از تجربیات، وقایع و دیدهها و شنیدههای خود مینویسید. وبلاگ با خواننده ارتباط برقرار میکنه و به شما هویتی زندهتر از سایت شخصی میدهد. اگر توان نوشتن دارید و میتوانید نکاتی را از طریق نوشتن با دیگران به اشتراک بگذارید، درنگ نکنید.
وبلاگ شما میتواند تبدیل به سایت شخصی شما هم بشود. در وبلاگ خود میتوانید رزومه خود را قرار دهید، میتوانید درباره خدمات خود توضیح بدهید و با مخاطبهای خود در ارتباط باشید. میتوانید حتی یک صفحه داشته باشید که سایت شخصی شما باشد و مخاطب از آنجا به بلاگ شما و به دیگر بخشها
هدایت شود.
در نهایت داشتن هویت آنلاینی که معرف تواناییهای شما باشد در شرایط کاری امروز یک ارزش محسوب میشود. اگر توان نوشتن دارید، وبلاگ ابزار مناسب شماست و اگر از نوشتن به شکل مداوم لذت نمیبرید، سایت شخصی خود را ایجاد کنید و گاهی در بلاگها و مجلههای آنلاین مطلبی منتشر کنید و لینک مطالب را در سایت شخصی خود هم قرار دهید.
——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
مشاوره شغلی به شما کمک میکند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
حرفهایها هرگز پشت سر رقبای خود حرف نمیزنند.
پنجشنبه گذشته در جلسه کاری بودم که دو متخصص برجسته هم در آن حضور داشتند. صحبت از یکی دیگر از افراد شناخته شده در زمینه کاری شد و این گفتگو شکل گرفت:
متخصص اول:نظرت در مورد فلان شخص (شخص غایب) چیست؟
متخصص دوم:خوب ایشون هم تو زمینه کار خودشون شناخته شده هستند.
متخصص اول:نه میخوام بدونم قبولش داری یا نه؟
متخصص دوم: من نمیتونم بگم قبولشون دارم یا نه. تو چند پروژه باهاشون کار کردم. ایشون هم مثل همه هم ویژگیهای مثبت داره و هم منفی.
متخصص اول:خیالت راحت باشه. من باهاش هیچنوع رابطه کاری ندارم. میخوام حرف دلت رو بدونم؟
متخصص دوم: سوال شما مثل اینه که در مورد یک متخصص پزشکی از من بپرسید. من اصلا نمیتونم در موردش نظر بدم.
….
در این شرایط متخصص اول سعی داشت تا متخصص دوم رو در موقعیتی قرار بده که بگه شخص سوم آدم بیسوادی است و الکی اسم در کرده. اما متخصص دوم با هوشمندی پاسخ میداد و در نهایت هم بهشکل رسمی اعلام کرد که از اینکه درباره دیگران در غیابشون صحبت کنه احساس خوشایندی نداره.
خواستم بگم گاهی حواسمون به چیزهایی که میگیم نیست و راجع به دیگران شروع میکنیم به قضاوت کردن. آدمها رو سفید و سیاه میبینیم. اونهایی که سفید هستند همیشه سفید میمونند و سیاهها هم بههر شکلی حذف میشوند. آدمها در کارهای مختلف میزان تخصص متفاوتی دارند. اما این موضوع دلیل نمیشه که در موردشون قضاوت صددرصد بکنیم. و مسئله دیگه اینه که لجولجبازیهای کاری و ضایع کردن یکدیگر در فضای کسب و کار از همین صحبتها شروع میشه.
در همین رابطه مطلب آقای واحد در بلاگ رادمان با عنوان دیدار با رقیب را مطالعه کنید.
——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

پیکاسو نقل جالبی داره از مادرش. میگه:
وقتی بچه بودم مادرم بهم میگفت اگر تو کشیش بشی باید پاپ بشی، اگر سرباز بشی باید فرمانده بشی ولی من نقاش شدم و شدم پیکاسو!
حالا سوال اینجاست. شما چه کسی میخواهید باشید؟
پینوشت: برای این مطلب دنبال عکس بودم و Pablo Picasso را در Google Image جستجو کردم. انتظار داشتم که تعداد زیادی از تصاویر خود پیکاسو رو ببینم. اما تعداد زیادی از نقاشیهایش را دیدم. میشه از این موضوع یک نتیجه گرفت و اون هم اینه که کارهای پیکاسو به او هویت میدهند. در واقع از یک جایی به بعد در زندگی کارهای ماست که به ما هویت میدهد و دیگران ما را با کارهایمان خواهند شناخت.
——————————————————————————————————————————————————
این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما میتوانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.
اولین نشست مدیران ایران با موضوع چگونگی طراحی کمپین تبلیغاتی
اهدای کامپیوترهای دست دوم - موسسه خیریه مهر گیتی
من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.
بلاگرهای مختلفی در مورد گوگل پلاس مطلب نوشتهاند و از جنبههای مختلف به این شبکه اجتماعی جدید پرداختهاند. من هم قصد دارم از یک جنبه جدید به گوگل پلاس بپردازم.
نمیدونم از خودتون سوال کردید که چرا برقراری ارتباط در این سرویس جدید به شکل حلقه است یا نه؟ این موضوع برمیگرده به مفاهیمی که در حوزه ارتباطات شخصی مطرح میشه. درباره اهمیت ارتباطات در شرایط فعلی قبلا مطلب نوشتهام و البته شک ندارم شما هم ازاهمیت این موضوع مطلع هستید. ممکنه شما تخصصی داشته باشید، یا توانایی ویژهای داشته باشید. زمانی میتونید از این تخصص و توانایی بهرهبرداری کنید که بتونید با ایجاد ارتباطات موثر و مناسب، تخصص و توانایی خودتون رو معرفی کنید. وقتی در مورد گسترش ارتباطات صحبت میکنیم، مفهوم حلقهای ارتباطی پررنگ میشه. هرچقدر ارتباطات شما در حلقههای ارتباطی مختلف گسترش پیدا کنه، شانس شناخته شدن تخصص و خدمات شما افزایش پیدا میکنه. معنی این موضوع این هست که شما بهعنوان یک برند در حوزه تخصصی خودتون کمکم شناخته میشوید و امکان کسب درآمد بیشتری هم خواهید داشت. بهعنوان مثال یک گرافیست، برنامهنویس، طراح وب، مهندس عمران و … میتونه با ایجاد و گسترش حلقههای ارتباطی شانس موفقیت کاری خودشون رو افزایش بدهند. برای درک بهتر این موضوع به شکل زیر توجه کنید:

همونطور که در شکل میبینید، دایره ارتباطی از نزدیکان شروع میشه و سمت دنیای بیرون که افرادی هستند که نمیشناسیمشان گسترش پیدا میکند. حلقههای ارتباطی ما در خانواده و فامیل شکل میگیره و از طریق همکاران گسترش پیدا میکنه. هرکدام از افراد در این حلقهها، افراد دیگری را میشناسند که میتوانند باعث آشنایی ما با دیگر آدمها شوند. در ارتباطات واقعی، دامنه آشنایی ما به همین شکل گشترش پیدا میکند. ما به واسطه آشنایان، با افراد جدید آشنا میشویم.
حلقههای ارتباطی گوگل هم به نظر میرسد که براساس همین تئوری و مفهوم ساخته شده. اینکه ما بتوانیم حلقههای ارتباطی مختلفی را شکل دهیم و محتوای مورد نظر را با این حلقهها به اشتراک بگذاریم. در عمل هم میبینیم که گوگل امکان گسترش ارتباطات در حلقههای مختلف را به راحتی فراهم کرده. اگرچه ممکن است از نظر حریم خصوصی انتقادهایی به این سیستم وارد باشد اما چیزی که گوگل پلاس تا الان نشان داده، فضای کاملا متفاوتی با فیسبوک دارد. فضای فیسبوک به شدت حول لایه اول و دوم ارتباطی، مطابق شکل بالا میگردد اما در گوگل پلاس شما تا بیرونیترین لایه هم میتوانید حرکت کنید. به همین دلیل است که عقیده دارم فضای گوگلپلاس فضای حرفهایتری (به معنای کاری) نسبت به فیسبوک دارد. شما در فیسبوک ممکن است تجربیات شخصی و خانوادگی و در نهایت تجربیاتی از محیط کار خود را به اشتراک بگذارید اما در گوگل پلاس میتوانید محتوای مرتبط با حرفهکاری خود را مطابق حلقهها به اشتراک بگذارید و یک فضای باز برای معرفی تخصصها و تواناییهای خود در اختیار دارید.