بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘وب و اینترنت’

روانشناسی توییتر

۱۱ آبان ۱۳۹۰ ۷ دیدگاه

دیروز در توییتر بعد از اینکه نوشتم “توییت یه‌جور مونولوگه. صحبت درونی با خود.” به شوخی بحثی با جواد افتاده شکل گرفت که در زیر می‌بینید:

بعد از این بحث کنجکاو شدم ببینم آیا ارتباطی بین توییتر و موضوع روانشناسی وجود داره یا نه. در بین نتایج جستجو به این مقاله رسیدم که در سال ۲۰۰۹ در سایت Psychologytoday.com منتشر شده. برداشتی آزاد از مقاله رو اینجا میارم.

منبع تصویر:‌bamdadi.com

آبراهام مازلو یک تئوری بسیار معروف داره درباره نیازها‌ی انسان. براساس هرم مازلو نیازهای انسان در موضوع‌های مختلف طبقه‌بندی می‌شه. در انتهای هرم نیازهای پایه‌ای مثل نیاز به غذا، خواب و … وجود دارد و هرچقدر به سمت نوک هرم حرکت می‌کنیم نیازها پیچیده‌تر می‌شوند. وقتی نیازها پایه‌ای و ابتدایی برطرف می‌شه آدم‌ها به سمت برطرف کردن دیگر نیازها حرکت می‌کنند که این نیازها بیشتر جنبه روحی پیدا می‌کنه مثل نیاز به عشق، امنیت و دوستی. در نهیات در انتهای هرم مازلو به  خودشکوفایی می‌رسیم.

جایگاه توییتر در پرکردن نیازهای انسانی در هرم مازلو از مرحله سه به بالاست. احساس متصل شدن به آدم‌های دیگه، نیاز مورد قبول واقع شدن، شنیده شدن و حضور در جامعه‌ای خاص رو برای ما برطرف می‌کنه. در درجه بالاتر نیازها، اعتماد به نفس و شناخته شدن در اجتماع جزو نیازهای اصلی قرار می‌گیره. در این لایه هم توییتر به کمک افراد میاد. توییتر به آدم‌های عادی اجازه می‌ده تا تبدیل به افراد مشهوری بشن. اگرچه می‌تونه یک جنبه دیگه هم داشته باشه. توییتر اجازه سرک کشیدن در زندگی دیگران و آگاه شدن از چگونه گذشتن روز آنها رو هم فراهم می‌کنه. توییتر در مرحله بالایی هرم مازلو یعنی خودشکوفایی نیز می‌تونه تاثیر بزرگی داشته باشه. از طریق توییتر شما می‌توانید به آدم‌هایی با هویت واقعی متصل شوید و چیزی را دنبال کنید که برای شما ارزشمند است. در حال حاضر بسیاری از متخصص‌ها، نکات مختلفی در زمینه‌های کاری و حرفه‌ای را از طریق توییتر برای دنبال کننده‌های خود منتشر می‌کنند. یک شخص می‌تواند از طریق توییتر با دنبال کردن خوراک لازم و یا انتشار تجربیات ارزشمند در مرحله خودشکوفایی بسیار موفق عمل کند. (قابل ذکر است که توییتر در حال حاضر به‌عنوان یکی از ابزارهای آموزشی مهم هم شناخته‌ می‌شود). در نهایت باید در نظر داشت که این یک روی سکه توییتر است و ممکن است در روی دیگر نکاتی دیگر قابل مطرح کردن باشد.

در مورد این مقاله من نمی‌خوام به درستی یا غلطی‌اش اشاره کنم. به نظرم نکات جالبی در اون مطرح شده و از طرفی نقدهایی هم به اون وارده. اما این نوع نگاه به تکنولوژی برام جالب بود. تکنولوژی و فضای وب و اینترنت تاثیر بزرگی در زندگی ما داره که بخش بزرگی از این تاثیر روانی است و باید به اون توجه کرد.

جمع‌بندی موضوع این‌که ظاهرا گفته من که “توییت یک‌جور مونولوگه” براساس این مقاله جمله درستی نیست. یا اگر هم باشه، ما با یک گفتگوی درونی در صدد رفع نیازهای اجتماعی‌ خود هستیم.

پی‌نوشت: تصویر هرم مازلو را از سایت بامدادی برداشتم به این دلیل که برگردان کاملی بود.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

مشاوره شغلی به شما کمک می‌کند تا بتوانید شرایط کاری بهتری را تجربه کنید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

امروز بلاگ نویسی را شروع کنید!

۹ شهریور ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه

اگرچه این مطلب رو برای روز جهانی بلاگ در ۳۱ آگوست ۲۰۱۱ می‌نویسم اما این متن را در هر روزی که مطالعه می‌کنید، همان موقع بهترین روز برای شروع بلاگ نویسی است. اما چرا؟

چند سال پیش  که بلاگ‌نویسی در ایران رواج پیدا کرد بیشتر بلاگ‌ها از تجربه‌های شخصی و اجتماعی می‌نوشتند و اگر اشتباه نکنم کم‌کم بلاگ‌های ادبی و سیاسی موج جدیدی رو در بلاگستان فارسی ایجاد کردند. پس از این دوره شاهد حضور بلاگ‌های تخصصی بخصوص در زمینه آی‌تی بودیم که جلوه جدیدی به فضای بلاگی ایران دادند. در حال حاضر تعداد زیادی بلاگ و بلاگ‌نویس هستند که از نقاط مختلف کشور در مورد هر موضوعی که دلشان بخواهد می‌نویسند و مخاطب‌های کم و زیادی ممکن است داشته باشند. اما چرا شما امروز باید یک بلاگر دیگر باشید؟ چرا امروز باید یک بلاگ راه‌اندازی کنید؟

برای جواب به این سوال ابتدا بهتره به این سوال‌ها پاسخ بدید:

آیا شما حرفی برای گفتن دارید که می خواهید آن را به تعداد زیادی از آدم‌ها به اشتراک بگذارید؟

آیا دغدغه‌ای دارید که نوشتن می‌تواند به تحقق آن کمک کند؟

آیا علاقه دارید که مفاهیمی را با دیگران به اشتراک بگذارید؟

آیا دوست دارید آثار خود در زمینه‌های مختلف را به دیگران معرفی کنید؟

آیا عقایدی دارید که دوست دارید آنها را در جمعی بزرگتر از دوستان خود مطرح کنید؟

آیا می‌خواهید در زمینه کاری خود یک متخصص شناخته شوید؟

سوال‌های دیگری هم برای پاسخ دادن وجود دارد که اگر بخواهم ادامه‌‌اش بدم به یک لیست بلند و بالا می‌رسم. اما اگر جوابتان به هرکدام از این سوالات مثبت است، بهتره همین حالا دست به کار بشید.

اما در نظر داشته باشید که به محض شروع بلاگ‌نویسی شما تعهدی به خود و مخاطب‌های خود می‌دهید. به نظرم هیچ اتفاقی از این بدتر نیست که بلاگی ایجاد کنیم و بعد به حال خودش رهاش کنیم. بلاگ شما از روزی که متولد می‌شه،‌ بخشی از هویت و زندگی شخصی شما خواهد بود. همونطور که به امور معمول زندگیتون می‌رسید باید به بلاگ‌ هم رسیدگی کنید. بنابراین تعهد شما به بلاگتون و مخاطب‌ها بسیار پراهمیت است. اگر فکر می‌کنید آنقدر مطلب برای نوشتن ندارید می‌تونید به‌عنوان نویسنده مهمان در بلاگ‌ها حضور داشته باشید و با ایجاد یک سایت شخصی مطالب خودتون رو در اون سایت جمع‌آوری کنید. (البته اگر مطالب تخصصی می‌نویسید)

تولید محتوا در حال حاضر یکی از بهترین و قوی‌ترین ابزارهایی است که می‌تونه به معرفی افراد،‌محصولات و خدمات کمک کنه. تداوم در تولید محتوا تاثیری فوق جادویی خواهد داشت. برای شروع بلاگ‌نویسی به نکات زیر دقت کنید:

  • در آغاز می‌تونید از سرویس‌های بلاگ نویسی رایگان استفاده کنید و بعد از افزایش میزان مخاطب به یک هاست شخصی نقل مکان کنید.
  • انتخاب نام مناسب بخش مهمی از بلاگ شما خواهد بود. بهتر است نامی متناسب با نوع محتوا انتخاب کنید.
  • اگرچه شما می‌تونید در بلاگ خودتون از هر موضوعی بنویسید، اما بهتره که خط مشی اصلی بلاگ رو مشخص کنید و در کنار موضوع‌های اصلی که بخش عمده مطالب بلاگ شما را تشکیل می‌دهند، مطالب فرعی هم داشته باشید.
  • به صفحه درباره اهمیت بدهید. خوانندگان علاقه‌دارند شما را بشناسند. زمانی می‌تونید صفحه درباره را نادیده بگیرید که با هویت مجهول می‌نویسید.
  • اگر قصد کپی کردن مطالب از دیگران را دارید بهتر است همین حالا دست نگه‌دارید.
  • آنچه که یک بلاگ را ویژه می‌کند اضافه شدن تفکرات و احساس‌های خاص و منحصر بفرد نویسنده به مطلب می‌باشد. ساده‌تر اینکه با عینک خودتون دنیا رو ببینید و مطالب را بنویسید. خود شما باید در مطالب جریان داشته باشید.
  • با دیگر بلاگرها در ارتباط باشید. بهترین اتفاق برای یک بلاگ نوپا این است که لینک مطالبش وارد بلاگ‌های پربازدید شود.
  • از ابزارهای به اشتراک گذاری مطالب استفاده کنید. تاچند سال پیش معرفی یک بلاگ کار سختی بود اما حالا به لطف ابزارهایی مثل گوگل ریدر و سوشیال نتورک‌ها جذب مخاطب بسیار آسان‌تر شده.
چطور وبلاگ بنویسیم، کجا وبلاگ بنویسیم؟ در وبلاگینا را مطالعه کنید.
پی‌نوشت: یکی از اتفاق‌های خوبی که در وبلاگ‌هاب فارسی افتاده اینه که نسبت  به سال گذشته می‌بینم تعداد وبلاگ‌های تخصصی بیشتر شده. حداقل خوشحالم که تعداد بیشتری از بلاگرها در مورد شغل و بهتر کارکردن می‌نویسند.

——————————————————————————————————————————————————

این مطلب در وبلاگ thecoach.ir منتشر شده است. شما می‌توانید مشترک خورا ک این بلاگ شوید.

من را در توییتر و گوگل+ دنبال کنید.

حلقه‌های گوگل پلاس

۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

بلاگر‌های مختلفی در مورد گوگل پلاس مطلب نوشته‌اند و از جنبه‌های مختلف به این شبکه اجتماعی جدید پرداخته‌اند. من هم قصد دارم از یک جنبه‌ جدید به گوگل پلاس بپردازم.

نمی‌دونم از خودتون سوال کردید که چرا برقراری ارتباط در این سرویس جدید به شکل حلقه است یا نه؟ این موضوع برمی‌گرده به مفاهیمی که در حوزه ارتباطات شخصی مطرح می‌شه. درباره اهمیت ارتباطات در شرایط فعلی قبلا مطلب نوشته‌ام و البته شک ندارم شما هم ازاهمیت این موضوع مطلع هستید. ممکنه شما تخصصی داشته باشید، یا توانایی ویژه‌ای داشته باشید. زمانی می‌تونید از این تخصص و توانایی بهره‌برداری کنید که بتونید با ایجاد ارتباطات موثر و مناسب، تخصص و توانایی خودتون رو معرفی کنید. وقتی در مورد گسترش ارتباطات صحبت می‌کنیم، مفهوم حلقه‌ای ارتباطی پررنگ می‌شه. هرچقدر ارتباطات شما در حلقه‌های ارتباطی مختلف گسترش پیدا کنه، شانس شناخته شدن تخصص و خدمات شما افزایش پیدا می‌کنه. معنی این موضوع این هست که شما به‌عنوان یک برند در حوزه تخصصی خودتون کم‌کم شناخته می‌شوید و امکان کسب درآمد بیشتری هم خواهید داشت. به‌عنوان مثال یک گرافیست، برنامه‌نویس، طراح وب، مهندس عمران و … می‌تونه با ایجاد و گسترش حلقه‌های ارتباطی شانس موفقیت کاری خودشون رو افزایش بدهند. برای درک بهتر این موضوع به شکل زیر توجه کنید:

همونطور که در شکل می‌بینید، دایره ارتباطی از نزدیکان شروع می‌شه و سمت دنیای بیرون که افرادی هستند که نمی‌شناسیمشان گسترش پیدا می‌کند. حلقه‌های ارتباطی ما در خانواده و فامیل شکل می‌گیره و از طریق همکاران گسترش پیدا می‌کنه. هرکدام از افراد در این حلقه‌ها، افراد دیگری را می‌شناسند که می‌توانند باعث آشنایی ما با دیگر آدم‌ها شوند. در ارتباطات واقعی، دامنه آشنایی ما به همین شکل گشترش پیدا می‌کند. ما به واسطه آشنایان، با افراد جدید آشنا می‌شویم.

حلقه‌های ارتباطی گوگل هم به نظر می‌رسد که براساس همین تئوری و مفهوم ساخته شده. این‌که ما بتوانیم حلقه‌های ارتباطی مختلفی را شکل دهیم و محتوای مورد نظر را با این حلقه‌ها به اشتراک بگذاریم. در عمل هم می‌بینیم که گوگل امکان گسترش ارتباطات در حلقه‌های مختلف را به راحتی فراهم کرده. اگرچه ممکن است از نظر حریم خصوصی انتقادهایی به این سیستم وارد باشد اما چیزی که گوگل پلاس تا الان نشان داده، فضای کاملا متفاوتی با فیسبوک دارد. فضای فیسبوک به شدت حول لایه اول و دوم ارتباطی، مطابق شکل بالا می‌گردد اما در گوگل پلاس شما تا بیرونی‌ترین لایه هم می‌توانید حرکت کنید. به همین دلیل است که عقیده دارم فضای گوگل‌پلاس فضای حرفه‌ای‌تری (به‌ معنای کاری) نسبت به فیسبوک دارد. شما در فیسبوک ممکن است تجربیات شخصی و خانوادگی و در نهایت تجربیاتی از محیط کار خود را به اشتراک بگذارید اما در گوگل پلاس می‌توانید محتوای مرتبط با حرفه‌کاری خود را مطابق حلقه‌ها به اشتراک بگذارید و یک فضای باز برای معرفی تخصص‌ها و توانایی‌های خود در اختیار دارید.

تجربه آنلاین دیدن فوتبال

از اون جایی که اصولا آدم آرومی هستم، بیشترین هیجاناتم سر دیدن بازی های حساس فوتبال تخلیه می شه. داد و بیداد می کنم، بالا پایین می پرم یا حسابی حرص می خورم. تا قبل از ازدواج، پدرم و برادرم هم پایه دیدن فوتبال با هیجان بالا بودن اما حالا دیگه کمتر چنین فرصتی پیش میاد. از طرفی هماهنگی با دوستان فوتبالی هم تو این شلوغی و فشارهای کاری وسط هفته خیلی آسون نیست. حتی یکی از دوستان خیلی خوب که فوتبال دیدن باهاش لذت بخشه (هم پایه کل کل هست هم بالا پایین پریدن و …) ایران نیست. یکی از اتفاق هایی که از بازی بارسلون – رئال مادرید شروع شده تجربه دیدن فوتبال و به اشتراک گذاری هیجانات همزمان در فیسبوک هست. شروع می کنیم به دیدن و همزمان استتوس آپدیت می کنیم و هرچی دلمون می خواد می گیم. تجربه فوق العاده جالبیه.

الان که ایران بازی با عراق رو برده ما قرار بازی بعدی با کره شمالی رو گذاشتیم و دوباره تو فیسبوک برنامه به راهه. اگر شرایط مشابه داشتین تست کنید شاید جواب داد!

دسته هاوب و اینترنت برچسب ها:

روی ابرها کار کنید!

این مطلب توسط شرکت پارس پک، اولین ابر سرور ایرانی حمایت شده است.

رایانش ابری یا Cloud Computing یکی از موضوع‌های داغ در سال ۲۰۱۰ بود و بر همین مبنا سرویس‌های زیادی متولد شدند. برای درک بهتر مفهوم رایانش ابری بد نیست به این مطلب سری بزنید. اما گسترش و پیشرفت سرویس‌های ابری همزمان با کاربرد آن برای شرکت‌ها، پیشرفت چشمگیری برای استفاده شخصی داشته و حتی به نظر من کاربردهای شخصی خدمات ابری جلوتر از کاربردهایی است که شرکت‌ها می‌توانند برای خود تعریف کنند. سرویس‌های ابری وابستگی به مکان فیزیکی برای کار کردن را از بین می‌برند و شما با دسترسی به اینترنت در هر نقطه می‌تونید به راحتی به برنامه‌های مورد نظر خودتون دسترسی پیدا کنید و کار کنید. این هم از ویژگی‌های کار در این دور و زمونه است که محدود به محل فیزیکی خاصی نمی‌شه.

موارد زیر ایده هایی است برای کار روی ابر!

روی ابرها ثبت کنید!

وقتی سایت Techcrunch یک استارت‌آپ جدید با نام Evernote را معرفی کرد من در آن ثبت نام کردم و بعد از مدتی نام کاربری من تایید شد تا جزو اولین کاربرانش باشم و بتونم اون رو آزمایش کنم. بدون شک یکی از بهترین ابزارهای یادداشت برداری که تا کنون ایجاد شده همین Evernote است. شما با این سرویس می‌توانید اطلاعات را در غالب‌های مختلف ذخیره کرده و در فضایی که به شما اختصاص داده می‌شود ذخیره کنید. Evernote نرم افزاهایی برای Windows و iPhone هم دارد که به شما اجازه می‌دهد در هر شرایطی بتوانید یادداشت کنید یا تصاویر را ذخیره کنید یا حتی بخش‌هایی از یک وب سایت را در دفترچه‌تان ثبت کنید.

روی ابرها فکر کنید!

وقتی صحبت از فکر کردن و ایده پردازی می‌شه، موضوع مکان از بین می‌ره. شما در هر نقطه‌ای که هستید باید بتونید فکر کنید، ایده پردازی کنید و موضوع را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. قبلا سایت Mindmeister را معرفی کرده بودم. با استفاده از این سایت می‌توانید نقشه‌های ذهنی ایجاد کنید و دوستان و همکارانتان را هم همزمان در فکر کردن شریک کنید. از آنجایی که تمام نقشه‌های ذهنی شما روی این سایت ذخیره می‌شه، شما می‌توانید از هرجایی به آنها دسترسی داشته باشید. البته این سایت امکان Export به فرمت‌های مختلف فایل رو هم می‌ده که بسیار کاربردی خواهد بود.

روی ابرها ذخیره کنید!

سرویس‌های زیادی برای ذخیره سازی فایل روی ابر تا کنون ایجاد شده اند. اما اگر من حاضر باشم برای استفاده بیش از فضای ۲GB به یک سایت غیر ایرانی پول پرداخت کنم، بدون شک این سایت DropBox خواهد بود. DropBox یک فضای ذخیره سازی و به اشتراک گذاری فایل در اختیار شما قرار می‌دهد که هم می‌تونید بصورت خصوصی فایل‌ها رو نگهداری کنید و هم آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید. از طرف دیگه DropBox یک نرم افزار در اختیار می‌گذاره که می‌تونید اون رو روی چند کامپیوتر نصب کنید و با قراردادن فایل‌ها در فولدری که برای شما ایجاد می‌کنه، آنها را با سرور Sync کنید و به این ترتیب می‌تونید یک فایل را از چند نقطه ویرایش کنید. البته نرم‌افزار iPhone هم در این بین وجود داره که می‌تونید با استفاده از اون فایل‌ها را روی iPhone ببینید. در حال حاضر بسیاری از ابزارها وجود دارند که بصورت خودکار محل ذخیره سازی فایل خود را روی DropBox قرار می‌دهند تا شما بتوانید نتیجه کارتان را روی ابر ذخیره کنید. برای اینکه ببینید چه کارهای جالبی می‌توان با DropBox انجام داد این مطلب و این مطلب را ببینید.

روی ابرها داکیومنت بسازید!

سرعت پیشرفت گوگل در زمینه های مختلف اعجاب انگیز است. سرویس Google Doc به شما این امکان را می‌ده تا Word، Excel، PowerPoint و Visio را آنلاین داشته باشید یا به سرعت فرم‌های تحت وب ایجاد کنید و از آنها در سایت و بلاگ استفاده کنید یا بصورت مستقیم لینک استفاده آن را برای دیگران ارسال کنید. مهمترین ویژگی سرویس اسناد گوگل این است که امکان ویرایش همزمان را به شما و دوستان و همکارانتان می‌دهد.

روی ابرها برنامه ریزی کنید!

با حجم کارهایی که این روزها هر کدام از ما انجام می‌دهیم، برنامه ریزی و مدیریت فعالیت‌ها یک اصل است و ممکن است اگر این کار را انجام ندهیم نتوانیم از زمان درست استفاده کنیم. سایت‌های زیادی برای این موضوع وجود دارند اما HiTask سایتی است که به شما این امکان را می‌دهد تا با هر سیستم عاملی و با هر نوع موبایلی کارهایتان را تعریف کنید، زمانبندی کنید و انجام دهید. شما می‌توانید برای کارهای مختلف تیم تشکیل دهید و وظایف را به افراد مختلف بسپارید.البته این کار آخر کمی خرج داره!

روی ابرها حساب و کتاب کنید!

آیا برای مدیریت دخل و خرج مشکل دارید؟ آیا لازم است که بتوانید هم فعالیت‌های مالی کاریتان را مدیریت کنید و هم فعالیت‌های مالی شخصیتان را؟ سایت Buxfer به شما این امکان را می‌دهد تا بتوانید تمام فعالیت‌های مالی خود شامل درآمدها و هزینه‌ها را ثبت کنید و از عملکرد مالی خود در طول زمان گزارش بگیرید. همچنین این سایت به شما این امکان را می‌دهد تا برای اهداف مالی برنامه ریزی کنید و بودجه مشخصی تعیین کنید و ببینید که وضعیت هزینه‌ها و در آمدها نسبت به بودجه تعیین شده در چه شرایطی قرار دارد. نکته خوب در مورد این سایت پشتیبانی از ریال است.

روی ابرها کار کنید!

شاید اگر کمی جستجو کنید، متوجه بشوید که تقریبا برای هر نوع نیاز و سلیقه‌ای در فضای اینترنت سرویسی ایجاد شده باشه. اما در هر صورت هر کاری ویژگی خاصی داره و شما ممکنه لازم باشه ابزارهای مخصوص خودتون رو داشته باشید و فضای اختصاصی تعبیه کنید. سرورهای مجازی یکی از امکاناتی است که شما می‌توانید با استفاده از آنها نرم‌افزارها و ابزارهای مورد نظر خود را روی آن نصب کنید، فضای ذخیره سازی اختصاصی داشته باشید و از امکانات کامل یک سیستم عامل (ویندوز یا لینوکس یا هر سیستم عامل دیگر) روی ابر استفاده کنید.

——————————————————————————————————————————————

در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.

خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.

خاطره‌هایی برای شادگویی شبانه یلدا

شایان شلیله من رو به بازی وبلاگی شاد‌گویی شبانه که صادق جم پیشنهادش رو داده بود دعوت کرده. داشتم به همه اتفاق‌های بامزه‌ای که تو ذهنم بود فکر می‌کردم و چندتایی به ذهنم رسید.

۱- فکر کنم سال ۸۱ بود که طالبان از آمریکا شکست خورد و افغانستان از وضعی که داشت در اومد. حالا موضوع به من چه ربطی داره؟ یک روز در شرکتی که اون روزها اونجا کار می‌کردم به من گفتن که باید بری وزارت امور خارجه ۱۰ نفر دیپلمات افغان هست که باید بهشون ویندوز و اینترنت یاد بدی. من هم هیجان زده شدم و قبول کردم. رفتم و دو سه جلسه‌ای طول کشید تا با یکسری کلماتشون آشنا بشم. مثلا دم در می‌ایستادن می‌گفتن مهربانی استاد. مهربانی معنی‌اش این بود که شما اول بفرمایید. ولی آدمای جالبی بودن. طرف فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه مسکو داشت و یه مدت تو تهران جوشکاری می‌کرد. من برای اینکه مفهوم اینترنت رو بهشون نشون بدم و بگم که چه کارایی می‌شه با اینترنت انجام داد، سرچ کردم و یک خواننده معروفشون رو پیدا کردم یک‌سری عکس و ویدئو ازش به آقایون دیپلمات نشون دادم. اون زمان هم چیزی به اسم فیلترینگ وجود نداشت و خلاصه خوشحال و خندان می‌شد همه کار کرد. وقتی تصاویر خواننده از دنیا گذشته رو دیدن کلی نوستالژی زدن و رفتن تو فضای کابل و قندهار و روحیه‌ها لطیف شد. خلاصه که این روش جواب داد و این‌ها فهمیدن که تو اینترنت می‌شه دنبال همه چیز گشت. یکی دو روز بعد که داشتم ادامه درس رو می‌دادم، دیدم یکی از آقایون بدجوری رفته تو مانیتور و اصلا حواسش به دور و اطراف نیست. همینطور که حرف می‌زدم رفتم بالا سرش و گلاب به روتون بقیه ماجرا رو نمی‌شه اینجا گفت که چه صحنه‌ای رو من دیدم. بعد اون آقا وقتی فهمید من بالای سرشم خیلی خونسرد برگشت و زل زد تو چشمام و گفت درسمو خوب یاد گرفتم نه؟ من هم یک دفعه ترکیدم از خنده و بهش گفتم کارت حرف نداشت.

۲- برای یک پروژه رفته بودم یک سازمان دولتی که هم خودم و هم مسئولیتم به کارفرما معرفی بشه. بعد از حال و احوال و چاق سلامتی، آقای کارفرما عکسی رو روی مانیتورش باز کرد که یکسری خانم یونیفرم پوشیده احتمالا چینی در حال چیدن فنجان روی میزهای سالن کنفرانس هستند و دو نفر دیگه تو سر بندی را گرفته‌اند و مطمئن می‌شوند که فنجان‌ها روی تمام میزها در یک راستا چیده شده اند. متاسفانه خیلی گشتم اما عکس پیدا نشد. خلاصه که مضمون عکس دقت و کیفیتی بود که در کار لحاظ می‌شد. آقای کارفرما مانیتورش رو به سمت من چرخوند و گفت آقای مهرانی انتظار من از کار این عکسه. منو باید تو اون حال می‌دیدید. جفت دوازده آورده بودم و به پوستی که قرار بود ازم کنده بشه فکر می‌کردم. جالبیش اینجاست که یک روز که با این آقا جلسه داشتیم برای یادداشت برداری یک خودکار از جامدادی روی میزش برداشتم و چند نکته را سریع یادداشت کردم و بعد که خواستم خودکار را سرجایش بذارم گفت: آقای مهرانی لطفا این خودکار رو با خودتون ببرید و یادتون باشه که دفعه آینده خودتون خودکار داشته باشید. ضایعی شدم غیر قابل وصف. ولی همین حرفش باعث شده همیشه یک خودکار پیشم باشه.

۳- یک بازی بود خیلی وقت پیش‌ها به اسم Rainbow Six. ظاهرا الان نسخه‌های جدیدش هم هست. از همین بازی‌هایی است که باید با ماوس و کی‌بورد بازی کنی و یک گروه راه برای ماموریت هدایت کنی. یعنی بازی First Person بود. من و برادرم دوتایی می‌شستیم پشت کامپیوتر. یکی ماوس را می‌گرفت و یکی کی‌بورد رو. روش مسخره‌ای بود برای بازی اما بهترین روشی بود که هیجان بازی رو با هم داشته باشیم. بعد از مدتی هم حرکتامون با هم هماهنگ شده بود. یک مرحله از این بازی اینجوری بود که باید بدون تیراندازی و دور از چشم نگهبانها سندی رو از اتاقی برمی‌داشتیم و فرار می‌کردیم. نفراتمون رو آورده بودیم تو یک راه رو و کلی صبر کردیم که موقعیت مناسب مهیا بشه چون باید از لای چندتا نگهبان فرار می‌کردیم. خلاصه بعد از کلی صبر کردن فکر کردیم که الان شرایط خوبه و دویدیم که بریم از راهرو بپیچیم بیرون، نگو نگهبانه وایساده اونجا و همین که ما پیچیدیم شکلیک کرد. برادر من از فرط هیجان خودش رو به عقب پرت کرد و با صندلی از عقب برگشت کف اتاق. من ترکیده بودم از خنده و چهره پدرم هم جالب بود که سراسیمه اومده بود تو اتاق ببینه این صدای عجیب چی بود.

۴- اگر حوصله داشتید این خاطره از کمودور داشتن من رو هم بخونید.

برای ادامه این بازی من علی نعمتی شهاب، مهدی عامری، آقای آواژ، آقای واحد و پیمان سپهری را دعوت می‌کنم. البته که بازی محدودیتی نداره و اصولا پیشنهاد می‌کنم هرکسی می تونه و من از قلم انداختم در این مورد اگر دوست داشت بنویسه.

یک روز در الکامپ

۱۹ آبان ۱۳۸۹ ۶ دیدگاه

خیلی ساده و بی تعارف بگم که بازدید از الکامپ برای من یک وقت تلف کردن درست و حسابی بود. حتی شما بگو دریغ از یک برداشت مثبت از حضور در این نمایشگاه. تنها اتفاقی که افتاد این بود که با دوستان قدیمی که در نمایشگاه حضور داشتند، دوباره دیداری داشتم.

وارد که شدم دورتر از من شایان شلیله داشت می رفت. البته من هیچ وقت با شایان برخورد نزدیک نداشتم اما این روزها شناخت آدمها از روی تصاویریشان در شبکه های اجتماعی کار ساده ای است. همین اتفاق در مورد خود من افتاد که درباره اش توضیح می دم. بله شایان شلیله را دیدم اما چون مسیر حرکتم متفاوت از او بود فرصت نشد که حال و احوال کنیم.

کمی که گذشت، آقایی جلو اومد و گفت آقای مهرانی؟ گفتم بله؟ گفت من مهرداد نایب هستم. و همین ماجرای آشنایی از روی عکس ها اتفاق افتاد. احتمالا اگر از دنبال کننده های بلاگهای IT باشید با نوشته های مهرداد آشنا هستید.

بعد از کمی چرخیدن در نمایشگاه و دیدن غرفه های مختلف در غرفه مگفا آقای شهاب محوی مدیر بخش کسب و کار هوشمند مگفا را دیدم که به همراه آقای میرخوان (میرخان) عزیز مدیر IT پتروشیمی باختر بودند. بعد از کمی گپ و گفت دوباره راهمان را گرفتیم (می گویم گرفتیم چون همراه دوستان بودیم) و رفتیم برای صرف نهار در شلوغی نمایشگاه.

اتفاق جالبی که افتاد ملاقات با یکی از دوستان قدیمی بود که حدود سال ۸۱ بعنوان کارآموز شبکه وارد شرکت عصر دانش شد و همکاری حدودا یکساله ای با من داشت و در حال حاضر دارنده یکی از شرکت های خوب IT در تبریز هست که دیدن این پیشرفت واقعا خوشحالم کرد.

دوباره حرکت ما شروع شد و بعد از کمی چرخیدن در غرفه ها با آقای مومنی که در حال حاضر مدیر منابع انسانی شرکت مبین نت هستند ملاقاتی داشتم و در نهایت کار ما در الکامپ به پایان رسید.

یادم افتاد که در همین خصوص سال گذشته هم مطلبی نوشته بودم که می توانید اینجا بخوانید.

دسته هاوب و اینترنت برچسب ها: