بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘Facebook’

۶٫۸% از ترافیک اینترنت شرکتها به فیسبوک میرسد

۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۲ دیدگاه

اگر مطلب آیا باید در محل کار به سوشیال نتورکها دسترسی داشت؟ را مطالعه کرده باشید، حتما متوجه شده اید که پیدایش شبکه های اجتماعی موضوع جدیدی برای شرکتها و مدیران IT مطرح کرده اند و آنها را دچار چالشی جدید نموده اند. ظاهرا بحث جدی در این خصوص راه افتاده و گروهی از مدیران عقیده دارند که دسترسی به این سایتها باید محدود شود و عده ای هم از آزادی دسترسی به این سایتها حمایت می کنند.

اما گزارش جدیدی منتشر شده که نشان می دهد ۶٫۸% درصد از آدرسهای اینترنتی در شرکتها به فیس بوک ختم می شود و ۱۰% از کل پهنای باند اینترنت در شرکتها برای دسترسی به یوتیوب صرف می شود. این گزارش بر اساس آنالیز ۱۳بیلیون آدرس اینترنتی که در ترافیک اینترنتی شرکتها ثبت شده، تهیه گردیده است. این گزارش نشان می دهد که مجموعه استفاده از فیس بوک و یوتیوب از مجموع استفاده از گوگل و یاهو بیشتر است.

در کل ۳٫۴% از آدرسهای اینترنتی توسط کاربران شرکتی به گوگل می رسد، ۲٫۸% به سرویس تصویری یاهو و ۲٫۴% به سایت یاهو. همچنین ۱٫۷% از آدرسهای اینترنتی ناشی از کلیک بر روی بنرهای تبلیغاتی سایتها است.

در طبقه بندی میزان پهنای باند صرف شده اینترنت در شرکتها هم شرایط اینگونه است:

فیسبوک ۴٫۵%

سرویس ویندوز آپدیت ۳٫۳%

سرویس عکس یاهو ۲٫۷%

گوگل ۲٫۵%

آیا باید در محل کار به سوشیال نتورکها دسترسی داشت؟

۲۸ فروردین ۱۳۸۹ امیر مهرانی بدون دیدگاه
Social Media ban

Social Media ban

ظاهرا این مطلب در گوگل ریدر درست نمایش داده نمیشه. شاید بخاطر وجود قسمت نقل قول باشه. اگر در خواندن این مطلب دچار مشکل شده اید از شما عذرخواهی می کنم و خواهش می کنم مطلب اصلی را در صفحه بلاگ بخوانید.

داشتم این مطلب رو می خوندم درباره اینکه چرا اعمال محدودیت دسترسی به سایتهای سوشیال مدیا مشکلی را حل نمیکنه و برعکس بیشتر افراد را تحریک به استفاده می کنه. در این مطلب به دو گزارش خیلی جالب اشاره شده بود که بیشتر از خود مطلب این گزارشها نظرم را جلب کردند.

گزارش اول درباره سیاستهای دسترسی به Facebook، Twitter، Myspace و LinkedIn در سازمانها است. بر اساس این گزارش ۵۴% از شرکتها دسترسی به این سایتها را برای کارکنانشان محدود کرده اند. ۱۹% از شرکتها استفاده از این سایتها را تنها در زمینه موضوع فعالیت کاری مجاز می دانند و ۱۶% هم اجازه استفاده محدود شخصی از این سایتها به کارکنانشان می دهند و تنها ۱۰% از شرکتها استفاده از چنین سرویسهایی را برای کارکنانشان آزاد گذاشته اند. آنچه که Dave Willmer مدیر موسسه Robert Half Technology که یک موسسه کاریابی در زمینه IT است و این تحقیق را انجام داده مطرح می کند اینگونه است:

استفاده از سایتهای سوشیال نتورک باعث می شود توجه کارکنان از کار اصلی منحرف شود و این منطقی است که دسترسی به چنین سایتهایی محدود شود. اگرچه این نکته را هم باید در نظر داشت که این سایتها برای بعضی از شرکتها ابزار کسب و کار است.

اما در همین زمینه گزارش دیگری مشخص می کنه که در شرکتهایی که دسترسی کامل به سوشیال نتورکها دارند گاهی پرسنل بیش از ۲ ساعت از زمان کاری خود را در این سایتها صرف می کنند. اما محدود کردن کامل دسترسی هم باعث می شود تا افراد زمان بیشتری برای دور زدن سیاستهای محدود کننده شرکت صرف کنند.

گزارش دوم هم اما جالب است. در این گزارش مشخص شده که دسترسی به سایتهایی مثل Facebook در تصمیم گیری کارکنان برای انتخاب کار در یک شرکت تاثیر دارد. بر اساس این گزارش ۳۹% از کارکنان بین ۱۸ تا ۲۴ سال حتی به دلیل عدم دسترسی به این سایتها محیط کار خود را تغییر می دهند. ۲۱% از افراد در این فاصله سنی از محدودیتهای در این زمینه ناراحت هستند. اما در سنین بالاتر، کمتر به این موضوع اهمیت می دهند.

بیشتر شرکتها به دو دلیل زیر دسترسی به سوشیال نتورکها را محدود کنند:

  • از بین رفتن تمرکز کارکنان
  • مصرف شدن پهنای باند اینترنت شرکت بخصوص در شرایطی که استفاده از ویدئو و دانلود آن مطرح شود

نکته جالب در این گزارشها اینست که بسیاری از کارکنان شرکتها عقیده دارند اگر محدود کردن دسترسی به این سرویسها، باعث افزایش کیفیت دیگر خدمات مبتنی بر شبکه شود، آنها هم از این سیاست استقبال خواهند کرد.

مطلب بعدی راجع به سیاستهای دسترسی به اینترنت در شرکتهای ایرانی خواهد بود. از دست ندهید!

پی نوشت:

  • درباره گزارش دوم توییت کردم، یکی از دوستان گفت حالا باید تحقیق کرد که عدم دسترسی به فیسبوک چقدر باعث مهاجرت از کشور میشه!

بازنگری مفاهیم وب۲

۱۲ فروردین ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۴ دیدگاه
وب 2

وب ۲

اوایل که تازه مفهوم وب ۲ مطرح شده بود من خیلی به موضوعهای محدوده وب علاقمند نبودم و بیشتر مشغول کارهای مربوط به شبکه بودم. اما خوب بخاطر دارم که تو هر بلاگی که می رفتم راجع به وب ۲ حرف می زد و شکلی از آیکونهای بزرگ و نوشته های درشت را معرفی می کرد و من واقعا فکر می کردم که وب ۲ یکجور شکل طراحی سایته. اما حالا که موضوع کاری من بیشتر به سمت رسانه اجتماعی و مفاهیم همکاری تیمی معطوف شده به طبع بیشتر مفاهیم این حوزه را دنبال می کنم.

مطلبی در بلاگ آقای مزیدی با موضوع فرومها را به موزه بسپارید و کامنت من برای آن مطلب و نظرات دیگران باعث شد تا فکر کنم شاید بد نباشه حالا که ۴-۵ سالی از مطرح شدن مفهوم وب۲ گذشته، یک بازنگری درباره مفاهیم پایه ای وب۲ داشته باشیم. به نظرم گاهی در تعریفی که از وب۲ داریم دچار اشتباه می شویم.

حقیقت وب۲ چیزی فرای استفاده از تکنولوژی در طراحی وب سایتها است. به نظرم میرسه مفهومی که از وب ۲ در ایران خیلی رایج شده بیشتر به تکنولوژی وابسته شده تا به کاربردهای درست آن. به همین دلیل هم مجموعه ای از سایتهایی را می بینیم که با تکیه بر عنوان وب ۲ شروع به کار می کنند اما قابلیتهای اصلی وب ۲ را ندارند.

یکی از پایه ای ترین مفاهیمی که وب۲ بر آن تاکید دارد، قدرت بخشیدن به افراد است. یعنی بجای اینکه سیستمها بصورت متمرکز مدیریت شوند و یک یا چند نفر سیاست گذاری باشند یا تولید محتوا کنند و بازدیدکننده ها فقط وظیفه بازدید را داشته باشند، این سیستمها امکاناتی را در اختیار افراد قرار می دهند تا بوسیله این امکانات آنها قدرت تولید محتوا یا مشارکت در تولید محتوا را بدست آورند. این جنبه Social وب ۲ است: قدرت بخشیدن به افراد برای مشارکت در فعالیتها. عمده سایتها مثل فیس بوک، توییتر، گوگل ویو، گوگل رید و یا سایتها اشتراک لینک و … بر همین مبنا فعالیت می کنند.

مورد دیگه در مفهوم وب ۲ بحث طبقه بندی اطلاعات است. در سیستمهای قبل از وب ۲ طراحان به دسته بندی اطلاعات فکر می کردند و آنرا طراحی می کردند که به این کار طراحی Taxonomy می گفتند. اما در سیستمهای وب ۲ Taxonomy به Folksonomy تبدیل شده. Folksonomy طبقه بندی از پیش تعریف شده نیست، بلکه به افراد این امکان را می دهد تا بصورت مشارکتی، اطلاعات را طبقه بندی نمایند. سیستمهای تعریف تگ در سایتها و ابزارهای مختلف از این دسته هستند.

مسئله دیگر در مفهوم وب ۲ بحث سیگنالهاست. یعنی هر سایت دارای سیگنالهایی است که کاربران با دنبال کردن این سیگنالها از تغییرات سایت مورد نظر آگاه می شوند. سیگنالها در قالب RSS در سایتها منتشر می شوند. وجود API (Application Programming Interface) از دیگر قبلیتهای وب ۲ است. API ها به توسعه دهندگان نرم افزار این امکان را می دهد تا تا سرویسهای جدید بر اساس دیگر سرویسها وب ۲ ایجاد نمایند. در سایتها فیس بوک و توییتر و موارد دیگر این قابلیتها وجود دارد و بر اساس آن می توان مجموعه ای از نرم افزارها و خدمات جدید را ایجاد کرد. APIها تنها از نظر ایجاد سرویسهای جدید پراهمیت نیستند بلکه APIها این امکان را فراهم می کنند تا کاربران بتوانند هرچه بیشتر و گسترده تر فعالیتهای اجتماعی در سطح وب داشته باشند. بعنوان مثال شما می توانید از روشهای مختلف اکانت توییتر خود را بروز کنید. می توانید چندین سرویس را به هم متصل کنید مثلا با بروز کردن فرند فید، توییتر و فیس بوک هم بروز شوند و مواردی از این دست.

در مطلب بعدی سعی می کنم بررسی کلی درباره سایتهای وب ۲ ایرانی داشته باشم و نقاط ضعف و قوت آنها را بصورت کلی بررسی کنم.

دسته هاوب2 برچسب ها:, , ,

۵ دلیل برای استفاده از ابزارهای مایکروبلاگینگ در سازمان

۱۸ مرداد ۱۳۸۸ امیر مهرانی بدون دیدگاه

اگر بخواهم به تاریخچه مایکروبلاگینگ بپردازیم، ابتدا این موضوع توسط فیس بوک در مارچ ۲۰۰۶ با ایجاد قابلیت Status Update مطرح شد و در جولای همان سال Twitter بعنوان اولین سرویس مایکروبلاگینگ دنیا شروع به فعالیت کرد. مایکروبلاگینگ در ابتدا بعنوان Life Streaming یا شرح وقایع روزانه بصورت کوتاه مورد استفاده قرار می گرفت اما کم کم با مطرح شدن مباحث Web 2.0 و Enterprise 2.0 از حدود یکسال پیش، استفاده از مایکروبلاگینگ به سازمانها هم وارد شده تا بتواند باعث همکاری نزدیک تر بین افراد تیمها در سازمان شود. قبل تر درباره ابزار Yammer نوشته بودم که می توانید اینجا بخوانید.

اما نکاتی که می خواهم مطرح کنم ایده های خودم است که از نتیجه کار با ابزار شیرپوینت و نیازمندی سازمانها در استفاده از ابزارهای همکاری تیمی بدست آورده ام. به نظرم به پنج دلیل زیر مایکروبلاگینگ می تواند آینده همکاری تیمی در سازمانها را دستخوش تغییر کند:

۱ – مایکروبلاگینگ بجای گزارشات روزانه: شاید خیلی از شماها نیز با من هم عقیده باشید که در انجام امور کاری روزانه نوشتن گزارش کار سخت ترین قسمت باشد. نوشتن گزارشات رسمی یا پر کردن قالبهای از پیش تعریف شده گزارشات یا تایم شیتهای پیچیده همیشه افراد را سردرگم می کند و بعنوان یک کار خسته کننده شناخته می شود. مایکروبلاگینگ باعث می شود تا افراد بتوانند فعالیتهای روزانه خود را به شکلی غیر رسمی و با جملاتی که بیشتر با آنها احساس راحتی می کنند ثبت نمایند. مایکروبلاگینگ می تواند یک جایگزین برای گزارشات روزانه باشد.

۲- مایکروبلاگینگ بجای انجمنها و چت: مایکروبلاگینگ را می توان بعنوان نسل بعدی انجمنهای سوال و جواب دانست. با توجه به سادگی مطرح کردن سوالات و ایده ها، مایکروبلاگینگ می تواند بعنوان یک انجمن سوال و جواب همزمان کار کند. بدلیل محدودیت استفاده از کلمات در مایکروبلاگینگ این امکان مانند چت نخواهد بود و تمرکز کاربران را با بکاربردن جملات غیرمرتبط از بین نخواهد برد.

۳- مایکروبلاگینگ و جستجوی سازمانی: ابزارهایی مانند شیرپوینت و یا پورتالهای درون سازمانی عموما دارای قابلیت جستجو در اطلاعات و منابع مختلف در سازمان را دارا می باشند. گسترش قابلیت جستجو در سیستم مایکروبلاگینگ می تواند این بستر را بعنوان یک محیط ذخیره دانش مطرح نماید. امکان تخصیص برچسب به موضوعات مطرح شده می تواند نمایانگر موضوعات داغ در سازمان باشد.

۴- مایرکوبلاگینک و مدیریت فعالیتها: ممکنه این سوال برای شما مطرح بشه که من از ابزارهای مدیریت فعالیتها استفاده می کنم چه دلیلی داره که درباره فعالیتم از مایکروبلاگینگ استفاده کنم؟ وجود این دو موضوع هیچ منافاتی با هم ندارند و می توانند تکمیل کننده یکدیگر باشند. همانطور که در مورد اول ذکر کردم مایکروبلاگینگ می تواند تبدیل به بستر گزارشات سازمانی شود. نوشتن ایده ها و فعالیتها در لحظه باعث می شود تا بتوان ایده های دیگران را نیز جذب کرد و از عقاید آنها در خصوص کاری که انجام می شود بهره مند شد. در متدولوژی های مدیریت پروژه مثل PRINCE2 و یا راه کارهای PMBOK، قالبهای مستنداتی برای ثبت تجربیات پروژه وجود دارد. تجربیات پروژه معمولا بعد از خاتمه یک فاز یا تحویل یک محصول ثبت می گردند. حال تصور کنید یک ابزار با نام مایکروبلاگینگ در لحظه تولد یک تجربه امکان ثبت آن را می دهد.

۵- مایکروبلاگینگ و قوانین سازمانی: مثل استفاده از دیگر تکنولوژیها سیاست گذاری و وضع قوانین برای استفاده از مایکروبلاگینگ یک الزام می باشد. مایکروبلاگینک باعث نزدیکی افراد به یکدیگر می شود که این به معنی تاثیر پذیری بیشتر افراد از یکدیگر نیز می باشد. مطرح کردن احساسات و مسائل شخصی می تواند یک تهدید برای مایکروبلاگینگ  و در نهایت برای سازمان به حساب آید. همچنین منتشر کردن مباحث سری و یا انتقادهای مستقیم می تواند نتیجه های منفی در بر داشته باشد.

مطالب مرتبط:

یک تصویر از تاریخچه مایکروبلاگینگ

بلاگ Geek & Poke با کارتونهای گیکی

توییتر یا قاتل بلاگ

بچه ای که اوباما را رئیس جمهور کرد

۶ خرداد ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۲ دیدگاه

 

 

بعد از پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به مطلبی برخورد کردم با همین عنوان بچه ای که اوباما را رئیس جمهور کرد. اینجا سعی کردم خلاصه ای از آن مطلب را با تاکید بر اینکه چطور شبکه های اجتماعی در زمان حاضر می تواند نقشی حیاتی در حرکت جریانات سیاسی داشته باشند را منعکس نمایم. شرایط این تاثیر را همین حالا که به انتخابات خودمان نزدیک می شویم هم می توانیم ببینیم.

فیلتر شدن Facebook نشانه نقش این سایت در روند جریانات انتخاباتی می باشد. هرچند که این نقش ساخت یافته نیست. اهمیت این موضوع چنان بالا گرفت که خبرگزاریهای معروفی چون BBC و CNN اقدام به ارائه گزارشات مختلف درباره چرایی فیلتر شدن Facebook در ایران نمودند.

در انتخابات اخیر آمریکا اتفاقی رخ داد که شاید از دید بسیاری پنهان مانده باشد و آن نقش عمده ای که شبکه های اجتماعی Social Networks در تعیین پیروزی باراک اوباما بازی کردند. بدون شک Facebook یکی از کلیدی ترین سایتهای اینترنتی در این خصوص بوده است. با توجه به حجم بالای کاربران و محبوبیت آن و همچنین معماری این ابزار از دیدگاه فنی، این سایت پتانسیل خوبی برای جذب افراد و در اختیار قرار دادن اطلاعات مورد نظر به آنها را در اختیار قرار داده بود.

اما در پس ماجرای Facebook پسری ۲۵ ساله با نام Chris Hughes قرار دارد که یک ستاره در زمینه تکنولوژی محسوب می شود. ستاره ای که تجارتش مردم هستند. هیوز بعد از پیوستن به دو هم دانشگاهیش یعنی Mark Zuckerberg و Dustin Moskovitz توانست Facebook را در مسیری جدید قرار دهد. حضور در Facebook با عنوان مشاور و سخنگو باعث شد تا مشاوران انتخاباتی اوباما از او برای طراحی بستری که نقشی کلیدی در پیروزی اوباما داشت استفاده نمایند. هیوز با پیوستن به گروه انتخاباتی اوباما طراحی سایت My Obama را به عهده گرفت. این سایت یک Social Network بود که برای اولین بار در یک رخداد سیاسی بکار بسته می شد. طراحی این سایت به شکلی بود که به کاربران اجازه می داد تا دوستان خود را به این سایت دعوت نموده و در یک فعالیت مشارکتی نسبت به برنامه ریزی کمپین های انتخاباتی اوباما در نقاط مختلف اقدام نمایند. این حرکت باعث شد تا برنامه انتخاباتی اوباما در بستری جدید و با اثرگذاری بیشتر حرکت کند.

دیوید پلاف مدیر کمپین انتخاباتی اوباما می گوید: ” تکنولوژی همیشه برای مشارکت دادن مردم در رویدادها و وقایع استفاده شده اما هیچگاه برای سازماندهی آنها مورد استفاده قرار نگرفته است. کریس این امکان را قبل از دیگران دید و بکار بست.” 

هیوز چیزی را ساخت که اوباما انتظار آن را داشت اما هنوز مطمئن نبود که چه اتفاقی می افتد. او یک جامعه مجازی برای رشد و پشتیبانی فعالیتهای گروه ها ایجاد کرد و سپس این جامعه در مسیر مورد نظر حرکت کرد و رئیس خود را انتخاب نمود. موفقیت این سایت تا جایی بود که بیش از دو میلیون نفر در آن ثبت نام کردند، دویست هزار برنامه گردهمایی در آن تنظیم شد، ۳۵۰۰۰ گروه شکل گرفت، ۴۰۰۰۰۰ مطلب در وبلاگها ارسال گردید و سی میلیون دلار از ۷۰۰۰۰ نفر برای فعالیتهای تبلیغاتی جمع آوری شد.

دیوید پلاف می گوید: ” نمی توانیم نقش کریس و این سایت را در پیروزی اوباما انکار کنیم. این سایت ابتدا مثل یک بچه کوچک بود اما بعد از گذشت مدتی کار کریس و همکارانش به یک برگ برنده تبدیل شد. من بسیار خوشحالم که کریس زود به ما پیوست.”

دسته هاعمومی, وب2 برچسب ها:,