بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نکات کاربردی’

چرا شرکتهای ایرانی بلاگ ندارند؟

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت سوم: مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت چهارم: اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

برای اینکه به سوال موضوع این مطلب پاسخ بدم می خواهم که کمی فکر کنید و خودتان را ببرید به زمان تحصیلتان در دوره دبیرستان، راهنمایی یا حتی دبستان. بعد یاد زنگهای انشا بیافتید. آیا اصلا همچین درسی داشته اید؟ آیا زنگهای انشا جزو زنگ تفریح حساب نمی شد؟ آیا برای اینکه انشا بنویسیم از هرجایی سعی می کردیم مطالب را کپی کنیم یا در آخرین لحظه ها، وقتی که زمان زیادی تا شروع کلاس باقی نمانده بود هرچیزی که به کله مان می زد را می نوشتیم؟ بعد بیاید در دوره دانشگاه. وضعیت نوشتن تحقیقها و ارائه مطالب و پروژه ها چطور بوده؟

واقعیت اینست که نوشتن را باید جزو آموخته های یک فرد دانست. در واقع نوشتن، فرقی نمی کند که در زمینه ادبیات باشد یا مطالب فنی، درباره هر موضعی که بخواهید بنویسید باید توانایی  و دانش این کار را داشته باشید. باید بتوانید که افکارتان را در غالب کلمات روی کاغذ بیاورید. باید بدانید که نوشتن هم زمان دوباره یادگیری است. نوشتن مثل بسیاری از کارهای دیگر از روی علاقه و داشتن شور و هیجان این کار شکل می گیرد. شخص باید عقیده داشته باشد که نوشتن مفید است هم برای دیگران و هم برای خودش.

این مقدمه را گفتم تا پاسخ را در موارد زیر بررسی کنم:

۱- کسی برای نوشتن نیست: با توجه به مواردی که گفتم در بسیاری از مواقع کسی وجود ندارد که بتواند در شرکت بنویسد.

۲- بلاگ جای خاطرات شخصی است: شاید وقتی اسم از بلاگ بیاورید بسیاری گمان کنند که منظور همان سایتی است که قرار است در آن از خاطرات و غم و غصه ها و دلمشغولی ها بنویسید. در واقع بسیاری تصور نمی کنند که بلاگ یک نوع ابزار ارتباطی نوین است که می تواند کاربردهای دیگری غیر از مقاصد شخصی هم داشته باشد.

۳- کمبود وقت: معمولا درگیر بودن با کارهای روزمره بهانه خوبی است تا به فعالیتهای دیگر که می تواند مکمل کار ما باشد نرسیم. معمولا در طول روز وقت نمی سازیم چون اصولا وقت را مصرف می کنیم.

۴- هویت شرکتی: اگر شرکت و افرادش دارای هویت نباشند، از دل چنین شرکتی هیچگاه بلاگی متولد نخواهد شد. به شرکتهای ایرانی نگاه کنید! کمتر شرکتی است که یک برچسب مشخص بخاطر ویژگی هایش داشته باشد.

۵- انگیزه: یک نفر که مسئول نوشتن در بلاگ شرکت می شود اول این سوال را می پرسد. من که سرم به اندازه کافی شلوغ هست. اینجا بنویسم که چی؟ این سوال را خودتان باید جواب بدهید.

۶- حقیقت: حقیقت اینه که معمولا در بازار کار، شرکتها اینقدر درگیر فعالیت برای بقا هستند که فرصت پرداختن به نوآوری را ندارند. حقیقت بعدی اینه که چه بخواهیم و چه نخواهیم هنوز خودمان به آن اندازه از بلوغ نرسیده ایم که بتوانیم سطح توقع مخاطب را بالا ببریم. بازار کارمان آنقدر رقابتی نیست که ما را وادار کند از هر روش نوینی برای جذب بیشتر مشتری  و مخاطب استفاده نماییم در نتیجه پایبند روشهای سنتی می مانیم.

۷- حقیقت آخر: یک حقیقت دیگر هم وجود دارد و آن هم اینست که در کشورهای پیشرفته ارزش اطلاع رسانی از طریق اینترنت به اندازه ارزش اطلاع رسانی از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه است. به این دلیل که عموم مردم از اینترنت به عنوان رسانه استفاده می کنند. اما در ایران با توجه به ضریب نفوذ اینترنت و سن مصرف کنندگان اینترنت شرکتها با مخاطبین کمتری روبرو خواهند بود. اگرچه نکته باریکی اینجا وجود دارد و آن اینکه همان مخاطب محدود خود می تواند عامل انتقال بسیار موثری به جامعه ای بزرگتر از مخاطبان باشد.

موارد دیگری( حقایقی) اگر هست شما اضافه کنید. تمام نظرات در مورد این مجموعه مطالب در یک مطلب دیگر منتشر خواهد شد.

اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

۲۶ بهمن ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۱ دیدگاه
اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت سوم: مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

مواردی که در این مطلب ذکر می کنم اشتباهاتی است که ارتکاب به آنها شما و سازمانتان و بلاگ سازمانتان را دچار چالش خواهد کرد. قصد ندارم خیلی موضوع را حاد جلوه بدهم اما باید توجه داشت که خوانندگان بلاگ شما غیر از مشتریان و علاقه مندان محصولات و خدمات شما، رقبایتان نیز هستند. بنابراین قبل از ایجاد بلاگ موارد زیر را در نظر داشته باشید.

۱- ایجاد بلاگ سازمانی بر روی سرویسهای رایگان

اگر خاطرتان باشد یکی از ارزشهای ایجاد بلاگ سازمانی، جذب ترافیک بیشتر به سایتتان بوده است. پس بزرگترین اشتباه استراتژیک این است که این ترافیک را که شما برای جذبش زحمت می کشید به سمت یک سایت دیگر هدایت کنید. راه اندازی یک بلاگ اختصاصی روی هاست اصلی شرکت هزینه زیادی در بر نخواهد داشت.

۲- استفاده از بلاگ بعنوان بستر تبلیغاتی

وبلاگ سازمان شما محل تبلیغ مستقیم برای محصولات و خدمات شما نیست. اگر چه جایی برای معرفی شرکت شما، محولات و خدماتتان است اما صحبت زیاد از محصولات و خدماتتان عملا بلاگ را از شکل بلاگ، به شکل صفحه خدمات و محصولات سایت اصلی شرکتتان تبدیل خواهد کرد. بلاگ نویسی درباره موضوعهای مورد علاقه مخاطبین بلاگ شما است نه درباره تعریف و تمجید از خودتان. نوشتن درباره شرکتتان، محصولاتتان و خدماتتان باید بسیار هوشمندانه باشد. معمولا پرداختن به موضوع های مرتبط با زمینه فعالیت شما بهتر خواهد بود تا پرداختن مستقیم به خودتان.

۳- سیاره ای ناشناخته به نام بلاگ سازمانی

ممکن است این ذهنیت پیش بیاید که چون بلاگی که بروز رسانی می کنید شرکتی است، پس دلیلی وجود ندارد که در بلاگهای دیگر نظر دهید و در محیط های آنلاین دیگر فعالیت کنید . این موضوع هم یکی دیگر از اشتباهات استراتژیک است که باعث می شود بلاگ شرکت شما ناشناخته بماند. آنچه که در فرهنگ بلاگ نویسی و بلاگ خوانی مشخص است اینست که لینک دادن به دیگر بلاگها شما را مشهور می کند و همینطور نظر دادن در سایتها دیگر.

۴- بلاگ سازمانی یا بولتن اطلاع رسانی

اگر قرار باشد خبری را منتشر کنید از اصلوب نوشتاری و گفتاری خاصی پیروی خواهد کرد. حتما درک می کنید که منظورم چیست. معمولا اخبار جنبه رسمی در لحن و نوشتار دارد. اگر قرار است از چنین ادبیاتی برای نوشتن مطالب بلاگ سازمانی استفاده کنید بهتر است همین حالا این کار را متوقف کنید یا تمرین کنید که رسمی ننویسید. خوانندگان بلاگ دوست دارند که احساس نزدیکی با بلاگ و نویسندگانش کنند پس بهتر است لحن نوشتنتان را طوری انتخاب کنید که مشخص باشد یک انسان مستقیما مطلب می نویسد و مطلب مورد نظر تحت تاثیر قوانین و ادبیات خاصی قرار نگرفته.

۵- عدم وجود صفحه درباره

صفحه درباره بخش مهمی است که معمولا نادیده گرفته می شود. معمولا بازدید کنندگان در اولین بازدیدشان از بلاگ شما دنبال صفحه درباره می گردند. در بلاگهای شخصی معمولا بیوگرافی نویسنده در آن قرار می گیرد، اما در بلاگ سازمانی صفحه درباره می تواند بازگو کننده اهداف بلاگ و محدوده مطالب منتشره باشد. همینطور وجود اطلاعات تماس هم می تواند در این صفحه مفید باشد.

مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

Blogs will change your business

Blogs will change your business

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

ایجاد بلاگ سازمانی مثل بسیاری از فعالیتهای دیگر در یک شرکت نیازمند صرف منابع مالی، زمانی و انسانی است. در واقع یک شرکت نباید تصمیم به ایجاد بلاگ بگیرد چون در حال حاضر داشتن بلاگ بعنوان پرستیژ برای شرکتها مطرح است. کاملا واضح است که اگر در یک شرکت هزینه ای می شود باید دلیلی محکم برای برگشت هزینه وجود داشته باشد. مراحل زیر به شما کمک خواهد کرد تا بلاگ سازمانی خود را ایجاد کنید و بهترین نفع را از وجود آن ببرید.

۱- آیا بلاگ برای شرکت شما مناسب است؟

اولین سوالی که باید از خودتان بپرسید اینست که آیا شرکت شما واقعا نیاز دارد که بلاگ داشته باشد یا نه. پاسخ این سوال برمی گردد به نوع محصول و خدمات شما. بازاری که در آن فعال هستید. سطح دانش مشتریان و مواردی از این دست. اگر مخاطبینی دارید که خیلی با فضای اینترنت سر و کار ندارند زحمت ایجاد بلاگ را به خودتان ندهید.

۲- اهداف بلاگ را مشخص کنید

شما باید هدف یا اهداف ایجاد بلاگ را بطور واضح مشخص کنید. در صورتیکه به سوال اول پاسخ مثبت داده اید چرایی آن را باید در این قسمت ذکر کنید. اینکه هدف اصلی از ایجاد بلاگ آیا آموزش کاربران است یا دریافت بازخورد درباره محصولات و خدمات. آیا می خواهید به شرکت خود یک شخصیت دهید و در فضای آنلاین حضوری پررنگ داشته باشید؟  آیا می خواهید در مواقع بروز مشکل در شرکت به یک ابزار اطلاع رسانی قوی دسترسی داشته باشید؟ ممکن است هدف شما مجموعه ای از موارد فوق باشد. هدف بلاگ بهتر است بصورت یک سند تهیه شود و در اختیار تمام افرادی که با بلاگ شرکت در ارتباط هستند قرار بگیرد. سند اهداف یا استراتژی بلاگ باید در بازه های زمانی مشخص مثلا سالیانه یا هر شش ماه یکبار بازبینی شود و تغییرات لازم اعمال گردند.

۳- انتخاب ابزار مناسب

اینکه از چه برنامه ای بعنوان پلتفرم بلاگ استفاده کنید بسیار مهم است. ابزاری که استفاده می کنید باید کاربری اش برای تمام کاربران آسان باشد. Search Engine Friendly باشد. امکانات مناسبی برای اضافه کردن پلاگین ها و ابزارهای جانبی داشته باشد.

۴- تعیین تیم تحریریه

نوشتن بلاگ سازمانی، نوشتن خاطرات شخصی نیست که بصورت آزاد مطالب در آن وارد شود. کار حرفه ای نیاز به تیم حرفه ای خواهد داشت. معمولا بهترین نقطه برای سیاست گذاری محتویات بلاگ واحد روابط عمومی است. طبیعی است که واحد روابط عمومی در خصوص فعالیت در فضای آنلاین باید آموزش ببیند و با امکانات ابزارهای مختلف بخوبی آشنا باشد. تیم تحریریه می تواند مجموعه ای شامل مدیران و پرسنل باشند که موضوعهای مختلف را پوشش می دهند. همچنین باید یک رویه برای تایید مطالب نوشته شده در نظر گرفت تا مطالب پس از تایید در بلاگ منتشر شوند. اینکه بلاگ سازمان را یک نفر بنویسد یا چند نفر، کاملا وابسته به حجم خدمات، محصولات و اهدافی است که برای بلاگ تعیین می کنید.

۵- تقویم بلاگ و دوره های بروز رسانی

اگر قدمهای قبلی را درست انجام داده اید اما نمی توانید خود و تیم مورد نظر را موظف کنید که در بازه های زمانی مشخص مطالب خود را منتشر کنند بهتر است دست نگه دارید و دیگر ادامه ندهید. نداشتن بلاگ خیلی بهتر است از یک بلاگ مرده یا بی نظم. بعد از اینکه تیم را مشخص کردید باید بازه های زمانی بروز رسانی برای موضوعات مختلف را تعیین کنید. شاید بد نباشد تا جلسات مشخصی برای بررسی روند انجام کارهای مربوط به بلاگ در سازمان تشکیل شود. در این جلسه می توان ایده های نوشتن مطالب را هم به اشتراک گذاشت و در مورد آنها بحث کرد. این موضوع به شما کمک می کند تا همیشه موضوع برای نوشتن داشته باشید. بسته به نوع فعالیت شرکت، اندازه و نفراتی که مسئول بروز رسانی هستند، برای شروع بهتر است از هفته ای حداقل یک مطلب شروع کنید اما دو مطلب برای شروع عالی خواهد بود.

۶- سیاست دریافت نظرات

وقتی شروع به نوشتن درباره شرکت، محصولات و خدماتش کردید باید منتظر دریافت پاسخ هم باشید. البته شما می توانید سیاستی اتخاذ کنید که برای مطالب نظری دریافت نکنید. اگرچه ارزش ایجاد بلاگ سازمانی به دوطرفه بودن آن است. اما باید در نظر بگیرید که همیشه از شما تعریف و تمجید نخواهد شد. ممکن است شما هدف شدیدترین انتقادها قرار بگیرید. باید در هنگام شروع کار بلاگ در نظر بگیرید که چطور می خواهید با چنین شرایطی روبرو شوید. آیا نظرات خوانندگان بلاگ باید بعد از تایید نمایش داده شوند؟ آیا نظرات منفی حذف می شوند؟ آیا نظرات مثبت و منفی منتشر می شوند؟

۷- معرفی بلاگ سازمانی

افراد تا ندانند که بلاگ شما وجود دارد مطالب شما را هم نخواهد خواند. پس باید یک استراتژی درباره معرفی بلاگ شرکت در نظر بگیرید. استفاده از سایتهایی مثل فیس بوک، توییترو فرند فید می تواند موثر باشد. همچنین شما باید وب سایتها، فرومها و بلاگهای دیگر را که در موضوع مرتبط با کار شما می نویسند شناسایی کنید و با برقراری ارتباط با آنها، ثبت نظرات، پاسخ دادن به سوالها، قراردادن بنرهای تبلیغاتی و … بلاگ خود را معرفی کنید.

۸- اندازه گیری پیشرفت

در طول زمان اندازه گیری میزان موفقیت بلاگ شما می تواند در برنامه ریزی های بعدی به شما کمک کند. در نظر گرفتن ترافیک بلاگ، میزان بازدیدها، تعداد نظرات، تعداد عضویت های RSS تعداد لینکهایی که به بلاگ شما داده شده، کلماتی که افراد جستجو کرده اند و به بلاگ شما رسیده اند. همه می تواند برای تصمیم گیری و بهبود اهداف بلاگ موثر باشد.

چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

۱۸ بهمن ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۱۱ دیدگاه
بلاگ سازمانی

بلاگ سازمانی

پیشتر مطلبی با عنوان شرکتهای ایرانی و بلاگ سازمانی نوشته بودم و گفته بودم که به مقوله بلاگ سازمانی بیشتر خواهم پرداخت. این سری از مطالب به ارزشهای داشتن بلاگ سازمانی و نحوه مدیریت آن خواهد پرداخت. بدون هیچ توضیح اضافه دیگری مهمترین دلایل وجود یک بلاگ سازمانی را توضیح می دهم. این مجموعه دلایل شامل نظرات خودم به همراه نطراتی است که در دیگر بلاگها و سایتها یافته ام.

۱- وجود بلاگ یعنی ترافیک بیشتر: اگر بخواهید راجع به محصولات و خدمات مرتبط با شرکتتان در اینترنت تبلیغ کنید بدون شک ساخت یک بلاگ بهترین ابزار است. معمولا سایتهای شرکتها به جز قسمت اخبار، از صفحات با مطالب ثابت تشکیل شده اند. یک بلاگ بصورت یک سیستم مدیریت محتوا فعالیت نموده و با ورود مطالب و اضافه شدن کلمات کلیدی، دسته بندی ها و برچسبها باعث می شود تا مخاطب بیشتری از طریق موتورهای جستجو به بلاگ و در نهایت به سایت شرکت وارد شوند.

۲- بلاگ، شرکت شما را پیشرو نمایش می دهد: نوشتن در حوزه تخصصی فعالیت شرکت باعث می شود تا مجموعه شما به شکل یک شرکت فعال در حوزه تخصصی خود نمایش داده شود. مشتریان پیشین شما دوباره به شما اعتماد می کنند چرا که شما را پیشرو در زمینه کاری مربوط می یابند و مشتریان جدید اعتمادشان جلب می شود چرا که مطمئن می شوند گروهی فعال در شرکت وجود دارد که دانش شرکت را بروز نگه می دارد.

۳- بلاگ سازمانی جایگزین رسانه های سنتی: بدون شک یکی از دلایل اصلی وجود واحد روابط عمومی در سازمانها برقراری ارتباط با رسانه های مختلف است. ایجاد یک بلاگ بعنوان رسانه ای عمل خواهد کرد که با هزینه کمتر و در زمان کوتاه تر می تواند اتفاقات مربوط به شرکت را منتشر کند. چنین امکانی بخصوص برای شرکتهای کوچک و یا متوسط که ممکن است مجموعه کاملی بعنوان دپارتمان روابط عمومی در اختیار نداشته باشند می تواند مفید باشد.

۴- مشارکت مشتریان و مخاطبین: وقتی در بلاگ سازمانی مطلبی منتشر می کنید، خوانندگان و مشتریان را دعوت به نظر دهی می نمایید. از این روش می توانید استفاده کنید و عقاید افراد را درباره نحوه عملکرد شرکت، خدمات و محصولات بدست بیاورید و با ارائه پاسخ به آنها روابط بهتری برقرار کنید.

۵- شخصیت شرکت شما: وجود بلاگ سازمانی کمک می کند تا رابطه شرکت شما با مخاطبین خود از شکلی رسمی و قانونی به شکلی انسانی تبدیل شود. انتشار باورها، افکار و عقاید شرکت باعث می شود تا افراد هویت انسانی را در شرکت شما بازیابند و از این طریق روابط بهتری با شرکت برقرار کنند.

اگر موارد دیگری به ذهنتان می رسد اضافه کنید…

۷ نکته کاربردی در مدیریت زمان

چند روز پیش یک موج تو گوگل ویو ایجاد کردم با عنوان فعالیتهای روزانه تان را چطور مدیریت می کنید؟ دوستان ویوی نظرات مختلفی را داده اند و موارد متفاوتی را مطرح کرده اند. اما موضوعی که در این بحث بیشتر مورد توجه بود استفاده از ابزارهای مختلف مدیریت زمان بوده و برنامه ریزی درست برای مدیریت فعالیتها. همین بحث باعث شد تا یک بررسی کامل انجام بدم بر روی راهکارهای مدیریت زمان و مواردی که اینجا مطرح می کنم جزو مهمترین نکات بوده است.

۱- فعالیتهایتان را ثبت کنید

در تمام راهکارهای مدیریت زمان ثبت کردن فعالیتها اولین کاری است که باید انجام داد. این ثبت کردن می تونه به هر شکلی و با استفاده از هر ابزاری باشه. شما می تونید فعالیتهایتان را در یک دفتر ثبت کنید و یا در نرم افزارهایی مثل Outlook، Google Tasks و یا ابزارهای مشابه کارهایتان را ثبت کنید. اما نوشتن فعالیتهاو گذاشتنشان جلوی چشمتان باعث می شود که بدانید دقیقا چه کاری باید انجام دهید و کاری را فراموش نخواهید کرد.

۲- اولویتها را تعیین کنید

تعیین اولویتها یکی دیگر از موارد مهمی است که در بیشتر راهکارهای مدیریت زمان به آن اشاره شده. تعیین اولویتها به شما یک نظم کاری خواهد داد. درباره تعیین اولویتها در مطلب بعدی یک راهکار عملی معرفی خواهم کرد.

۳- زمانهای موثر خود را بشناسید

منظورم دقیقا از زمان موثر چیست؟ برای هر کسی اتفاق می افته که در ساعاتی از روز پرانرژی تر و با انگیزه تر از دیگر ساعات روز باشد. بعنوان مثال بعضی ها صبح تا قبل از ظهر موثر تر هستند و بعضی ها بعد از ظهر ها. شناختن این زمان به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید بهتر تشخیص دهید که زمان مناسب چه فعالیتی چه موقعی خواهد بود.

۴- میزان زمان هر فعالیت را تخمین بزنید

برآورد زمانی برای هر فعالیت می تواند کمک کند تا تخمین بزنید فعالیتهایتان چع میزان از ساعات روز را به خود اختصاص خواهد داد. این کار می تواند در مدیریت کارهای برنامه ریزی نشده نیز به شما کمک کند. فعالیتها برنامه ریزی نشده بخشی از اتفاقات روز هستند که آگاهی از میزان زمانی که روزانه در اختیار دارید می تواند به برنامه ریزی بهتر برای آنها نیز کمک کند.

۵- فعالیتهای برنامه ریزی نشده را مدیریت کنید

وقتی اتفاق پیش بینی نشده ای رخ می دهد اول درجه اهمیت آن را بررسی کنید. سعی کنید به راه حلها فکر کنید. گاهی باید به چنین کارهایی “نه” گفت و گاهی می توان این کارها را به شخص دیگری واگذار کرد و از کمک دیگران استفاده کرد.

۶- با خودتان ملاقات کنید

در طول روز از طریق ایمیل، تلفن، جلسات حضوری با افراد مختلف برخورد می کنیم. بهتر است زمانی را برای خودتان کنار بگذارید. خودتان از از دنیای آنلاین و برخوردها را جدا کنید و فعالیتهایتان را بازنگری کنید.

۷- توان تمرکز خود را بالا ببرید

مهارت در کنترل تمرکز می تواند نقش مهمی در مدیریت فعالیتهایتان داشته باشد. برای کنترل تمرکز باید عواملی را که باعث از دست رفتن تمرکز می شود شناخت.

مهارتهای کیبردی – حرفه ای باشید!

چند سال پیش قرار شد به یکی از دوستان که رشته اش کامپیوتر نبود مفاهیم شبکه و همان بحثهای MCSE را آموزش بدهم (احتمالا این مطلب را می خواند) . اولین بحثی که با او مطرح کردم این بود که از او خواستم فرض کند کامپیوتر ماوس ندارد و او باید تمام کارها را با استفاده از کیبورد انجام دهد. استفاده از کیبورد و آشنایی با کلیدهای ترکیبی می تواند سرعت عمل را افزایش دهد و از طرفی توانایی تایپ سریع می تواند، هنگامی که پشت کامپیوتر هستید به شما جلوه ای حرفه ای ببخشد. البته مشخص است که منظورم تایپسیت شدن نیست. بلکه هنگامی است که کد نویسی می کنید یا دستورات مختلف را تایپ می کنید. شک نکنید که این توانایی می تواند تاثیر به سزایی در برداشت طرف مقابل از میزان تخصص و تسلط شما بر امور کامپیوتری داشته باشد. تجربیات زیادی از این موضوع داشته ام. با اینکه همیشه سعی کردم این توانایی را در خودم افزایش دهم، اما هنوز هم با افرادی که خیلی سریع کد می نویسند یا دستورات را تایپ می کنند برخورد می کنم، دچار هیجان می شوم. نمونه اش یکی از همکاران که اتفاقا پیانسیت هم هست. انگشتانش که روی کیبرد حرکت می کند انگار که پیانو می زند.

سایت BBC School بازی در چهار مرحله طراحی کرده که به شما تایپ صحیح انگلیسی را آموزش می دهد. (روی تصویر کلیک کنید)

همچنین در سایت رشد می توانید تمرین تایپ فارسی انجام دهید.

نکاتی برای موفقیت در مصاحبه استخدامی

۱۸ آبان ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۱ دیدگاه

اول این مطلب می خواهم اعتراف کنم. یکی از بدترین کارهایی که در طول دوره کاریم انجام می دادم این بوده که با اعتماد به نفس بالا و گاه کاذب در جلسات مصاحبه حاضر می شدم. آنقدر از موضع قدرت با شرکت مورد نظر صحبت می کردم که باعث می شد به راحتی از لیست کاندیداها حذف شوم. بهترین شغلهایم را زمانی توانستم انجام بدهم که ادعایی در مورد توانایی هایم نداشتم.

دوره های به شدت از کار در زمینه آی تی خسته شده بودم و تقریبا حاضر بودم هر کاری انجام بدهم به جز اینکه چشمم به صفحه مانیتور بیافتد. توسط یکی از دوستان که در سازمان ملل ، دفتر تهران کار می کرد اطلاع پیدا کردم که UN برای زلزله بم احتیاج به بیسیم چی دارد. دوستم از من خواسته بود تا اگر کسی را می شناسم معرفی کنم که برای من احتیاجی به فکر کردن نبود و رزومه خودم را ارسال کردم. یک رزومه انگلیسی شکیل مرتب با لوگوی Microsoft Certified System Engineer و سمتها و مسئولیتها، توانایی های فنی و … با توجه به اینکه از بابت مکالمه انگلیسی هم مشکلی نداشتم با امیدواری بالایی به دفتر سازمان ملل رفتم و تصور می کردم که در بم چه اتفاقی می افتد و من چه کار باید انجام دهم و…

موقع مصاحبه شد و بعد از چند نفر نوبت به من رسید. وارد اتاق شدم، یک آقای هندی که مسئول مصاحبه بود رزومه من را ورق می زد و شروع کرد به سوال کردن که چرا می خواهی این کار را انتخاب کنی و … مصاحبه به آخر رسید آقای هندی که روی صندلی پشتی بلندش لم داده بود به من گفت من تعجب می کنم! شما مدیر IT بودید. از مایکروسافت Certificate دارید. چند سال سابقه فعالیت در زمینه آی تی دارید و حالا می خواهید بیسیم چی شوید. از نظر من شما Overqualified شدید. نمی  تونستم درک کنم که این آقای هندی چی می گه…

چند روزی برای یکی از مشتریان، مشغول مصاحبه و بررسی کاندیداهای مناسب بودم. حداقل تجربه من بدلیل شرکت کردن در مصاحبه های مختلف باعث شده تا بتوانم مصاحبه های مناسبی با کاندیداها انجام دهم. در مصاحبه ها سعی می کنم علاوه بر مسائل فنی به مسائل شخصیتی هم بپردازم که معمولا کاندیداها در برخورد با سوالات غیر فنی متعجب می شوند. به نظرم در نظر قراردادن نکات زیر می تواند در مصاحبه استخدامی به کاندیداها کمک نماید:

۱- دقیقا بدانید که چه کاری می خواهید انجام دهید. شما باید بتوانید توانایی خود را بخوبی تعریف کنید. همیشه آچار فرانسه بودن مناسب نیست.

۲- برای آینده خود برنامه داشته باشید. دانستن اینکه در چند سال آینده چه جایگاه کاری می خواهید داشته باشید، قبل از اینکه به کارفرما کمک کند به خود شما در انتخاب کار مناسب کمک خواهد کرد.

۳- در مصاحبه صداقت داشته باشید. بدن شک بیان با صداقت یک ضعف و یا یک نکته منفی بیش از دروغ گفتن به شما کمک خواهد کرد. مطمئن باشید که نتیجه دروغ در دوره آزمایشی کار مشخص می شود.

۴- تعریفی از محیط کار مناسب داشته باشید. برای اینکه بعد از استخدام نه خود و نه کارفرما را با مشکل روبرو نکنید به ویژگی هایی که محیط کار برای شما باید داشته باشد فکر کنید. از نوع افرادی که ترجیح می دهید با آنها همکاری کنید تا شکل میز و صندلی.

۵- قیمت خود را بدانید. نوشتن میزان حقوق درخواستی بسیار مهم است. واگذار کردن عدد به کارفرما می تواند نشانه ضعف شما در برآورد تواناییهایتان باشد. عدد درخواستی شما باید معقول و متناسب با تجربیات شما باشد. برای اینکار بهتر است تحقیق کنید و نرم دریافتی افراد هم ردیف خود را بدست آورید.

۶- توانایی برنامه ریزی خود را افزایش دهید. برای اینکه وظایف محوله تان را بخوبی بتوانید انجام دهید باید بتوانید برای کارهایتان برنامه ریزی کنید. بهتر است با مفاهیم مدیریت اهداف و مدیریت زمان آشنا شوید.

۷- توانایی همکاری تیمی خود را تقویت کنید. در حال حاضر کمتر شرکتی کار غیر تیمی انجام می  دهد. کارها آنقدر گسترده شده اند که برای انجامشان احتیاج به یک تیم باشد. شما باید آگاهی خود را از نحوه همکاری مناسب و تعامل با افراد تیم افزایش دهید. مهارتهای ارتباطی از نکات مهم در مباحث همکاری تیمی است.

۸- رزومه ای گویا داشته باشید. داشتن رزومه مناسب می تواند یک نکته کلیدی برای شما باشد. در رزومه نباید غلو شود و نباید ناقص باشد. شما در قبال آنچه که در رزومه تان می نویسید مسئولید و باید بتوانید توضیح مناسب درباره آن ارائه کنید. این می تواند اولین قدم در نشان دادن صداقتتان باشد.

پی نوشت:

اگر نکات دیگری به ذهنم برسد آنها را هم اضافه خواهم کرد. اگر شما پیشنهادی دارید حتما در میان بگذارید.