بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘مدیریت دانش’

پست مهمان: درسهایی از شرکت Infosys

۳۱ فروردین ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۱۳ دیدگاه

علی نعمتی شهاب

علی نعمتی شهاب دانش‌آموخته مهندسی صنایع و دانشجوی کارشناسی ارشد MBA در دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. وی دارای ۵ سال سابقه فعالیت در حوزه مشاوره مدیریت و به‌ویژه مشاوره مدیریت فناوری اطلاعات است و در چند پروژه ملی مرتبط با توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات در کشور همکاری داشته است.

چند روز پیش خبری دیدم با این‌ عنوان که Infosys با یک قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری فعالیت‌های مربوط به مدیریت IT را در شرکت معظم مایکروسافت به دست گرفت. این خبر بسیار جالب است؛ از این‌ جهت که Infosys به‌عنوان یک شرکت مشاوره فناوری اطلاعات از یک کشور در حال توسعه توانسته است به سطحی از توانایی برسد که شرکتی هم‌چون مایکروسافت فعالیت‌های مربوط به فرایندهای حاکمیت فناوری اطلاعات خود را به آن بسپارد.

Infosys یک شرکت مشاور فناوری اطلاعات هندی است که در سال ۱۹۸۱ و با سرمایه‌ای برابر ۲۵۰ دلار آمریکا تأسیس شده است. درآمد کنونی این شرکت حدود ۴/۸ میلیارد دلار آمریکا است. این شرکت به صورت تخصصی به ارایه خدمات مشاوره فناوری اطلاعات می‌پردازد که از میان آن‌ها می‌توان به مشاوره کسب و کار، حل مسئله به کمک راه‌حل‌های فناوری اطلاعات، طراحی و پیاده‌سازی نرم‌افزارهای کاربردی (Applicationها)، یکپارچه‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی جزیره‌ای سازمان‌ها، نگهداری سیستم‌های اطلاعاتی و ارایه خدمات برون‌سپاری فرایندهای کسب و کار اشاره نمود. (اطلاعات بیش‌تر این‌جا)

آشنایی من با Infosys به شکلی کاملا اتفاقی رخ داد: یک روز که داشتم برای کارم دنبال مطالبی در زمینه معماری سازمانی می‌گشتم به نتایج پیمایش جالب توجه این شرکت در مورد روندهای روز معماری سازمانی در سراسر جهان رسیدم؛ گزارشی بسیار کامل که به خوبی نشان می‌داد که وضعیت روز معماری سازمانی در دنیا به چه شکل است، چه محرک‌هایی باعث آغاز پروژه‌های معماری می‌شوند، تمرکز پروژه‌های معماری بر چه موضوعاتی است، ابزارهای مورد استفاده در پروژه‌ها چیستند و …

اما چیزی که من را به شناخت بیش‌تر Infosys علاقه‌مند کرد، هندی بودن این شرکت بود. این‌که یک شرکت مشاوره در یک کشور در حال توسعه بتواند چنین بستر تحقیقاتی عظیمی را برای بررسی روندهای یک صنعت بزرگ در جهان ایجاد کند و از آن مهم‌تر این‌که این شرکت بتواند اعتماد و اعتبار لازم را برای انجام چنین تحقیقی در سطح بین‌المللی کسب کند، نکته بسیار جالب توجهی بود. همین موضوع انگیزه‌ای شد تا تلاش کنم شناخت بیش‌تری نسبت به Infosys و فعالیت‌های کسب کنم و از هر از چند گاهی به سایت این شرکت برای کسب اطلاع از فعالیت‌ها و نتایج تحقیقاتی آن سر بزنم.

در مورد شرکت Infosys چند نکته بسیار جالب وجود دارد:

۱٫ توجه بسیار زیاد به تحقیق و توسعه به‌عنوان یک عامل حیاتی در رشد یک شرکت مشاوره به‌ویژه در سطح بین‌المللی: تفاوت بسیار زیادی وجود دارد بین این‌که شما به‌عنوان یک مشاور مزیت رقابتی‌تان را خودتان تولید کنید تا این‌که حداکثر ترکیب مناسبی از نتایج تحقیقات و تجارب دیگران ارایه دهید. Infosys امروز می‌تواند در سطح جهانی رقابت کند؛ چرا که خودش را محدود به مدل‌ها و مفاهیم مطرح در کتاب‌ها و مقالات نکرده است.

۲٫ Infosys سبد بسیار کاملی از محصولات را ارایه می‌دهد: این یکی بسیار نکته مهمی است. Infosys از یک سو خدمات مشاوره کسب و کار و مدیریت فناوری را ارایه می‌کند و از سوی دیگر، راه‌حل‌های تکنولوژیک متناسب آن‌ها را طراحی و پیاده‌سازی می‌کند. این مزیت رقابتی به شدت این شرکت را از شرکت‌های رقیب متمایز می‌کند؛ چرا که اغلب شرکت‌‌های فعال در صنعت فناوری اطلاعات یا صرفا مشاور هستند و یا صرفا کدنویس. تجربه شخصی من نشان‌دهنده وجود یک فاصله قابل تأمل میان دیدگاه‌های این دو گروه شرکت‌ها نسبت به ماهیت مسائل پیش‌روی سازمان‌ها و چگونگی حل آن‌ها با استفاده از قابلیت‌های فناوری اطلاعات (IT Capabilities) است. Infosys برای متمایز کردن خود درست روی این شکاف دست گذاشته و آن را پر کرده است!

۳٫ Infosys خودش را محدود به بازار داخلی نکرده است: هر چند شاید الگوگیری از این رویکرد در اقتصاد بسته ایران چندان آسان نباشد؛ اما در هر حال این موضوع که Infosys خود را محدود به بازار داخلی کشور خود نکرده و برای ورود به بازارهای جدید تلاش کرده است، موضوعی قابل تأمل است. Infosys با این کار هم تجارب جدیدی را در یک محیط اقتصادی پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر کسب کرده (چون طبعا با مشکلات و چالش‌های جدیدی در این محیط جدید مواجه شده است) و در عین حال بر مبنای رقابت شدید موجود در محیط بین‌المللی، بیش از پیش به لزوم توجه به دو عامل اول به‌عنوان مهم‌ترین ابزار بقای خود پی برده است. ضمن این‌که همکاری با شرکت‌های معتبر بین‌المللی و درس گرفتن و الگو گرفتن از شیوه‌های کاری، متدولوژی‌ها و ابزارهای مورد استفاده آن‌ها نیز قطعا تأثیر بسیار زیادی بر توسعه این شرکت داشته است (اگر در ایران کار مشاوره کرده باشید و در همان حوزه کاری‌تان نمونه‌های کار شرکت‌های مشاوره خارجی را دیده باشید درک می‌کنید منظورم چیست!)

Infosys با این ویژگی‌ها یک نمونه بسیار قابل تأمل برای فعالان صنعت مشاوره فناوری اطلاعات در ایران است؛ این‌که شرکتی با سرمایه اولیه ۲۵۰ دلار آمریکا ظرف ۲۰ سال به چنین غولی تبدیل شود می‌تواند درس‌های بسیار زیادی را ـ در مورد این‌که چگونه یک شرکت مشاوره IT را بنا نهیم و آن را توسعه دهیم ـ برای ما در بر داشته باشد. خوشحال می‌شوم که نظرات شما را نیز در مورد درس‌هایی که می‌توان از مطالعه شرکت‌هایی چون Infosys به دست آورد بدانم.

بلاگ سازمانی – جمع بندی نظرات و یک پی نوشت

۲۹ بهمن ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۲ دیدگاه

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت سوم: مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت چهارم: اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت پنجم: چرا شرکتهای ایرانی بلاگ ندارند؟

مطالب مجموعه ای درباره بلاگ سازمانی تمام شد. فکر می کنم این مجموعه مطالب بتواند در راه اندازی بلاگ سازمانی یا حداقل به فکر کردن در مورد راه اندازی بلاگ سازمانی کمی کمک کند. اما درباره همین موضوعها نظراتی هم بود که فکر کردم منتشر شدنشان بعنوان یک مطلب مستقل مفید باشد و در واقع این نظرات تکمیل کننده مواردی بود که من مطرح کرده بودم.

در مطلب چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

مجید آواژ: مطلب بسیار خوبی بود. اما دو کارکرد دیگر را می توان برای بلاگ سازمانی در نظر داشت. اولی به منزله حافظه سازمانی است. بدین صورت که به تدریج وقتی بلاگ از پس سالیان گذشته مطالعه میشود، بسیاری از تفکرات و فرهنگهای سالهای گذشته را یاد آوری می کند که الآن دیگر در سازمان نیستند. کارکرد دیگر را می توان به منزله ارتباطات درون سازمانی نیز در نظر گرفت. گرچه عجیب به نظر می رسد، اما در صورتی که عنصر صداقت در بلاگ رعایت شود، همکاران داخل سازمان یک پست را به مثابه بیانیه ای می دانند که سازمان برای اعلام به دیگران صادر می کند و قطعا در برداشت ها و روحیه های سازمانی نیز تاثیر بسزایی دارد. مثلا وقتی از یک همکار در بلاگ شرکت تشکر می شود، اثرات این تشکر به مراتب از یک سپاسگزاری و تشویق داخلی موثرتر خواهد بود.

آیدین: پیشنهاد می کنم یک بند هم اضافه کنید با این مضمون : شرکتی که دارای وبلاگ است سازمانی زنده و پویا به نظر می رسد، طوری که نسبت به حوادث و اتفاقات پیرامون خود به سرعت واکنش نشان می دهد.

aaaqqss: خیلی ممنون . اما بستر لازم برای اجراش نیست یا زمانبر میشه.

در مطلب چرا شرکتهای ایرانی بلاگ ندارند؟

مهدی علیزاده: به نظر من داشتن توان تدوام خود عامل مهمی است که شاید بعضی را از شروع کار بازدارد. به عبارت دیگر شاید ایجاد وبلاگ کار سختی نباشد اما سرپا نگه داشتن آن هم سخت تر و هم نیازمند داشتن مطالعه، نوآوری، محصول جدید، دانش جدید و خلاصه یک چیز جدید است. در غیر این صورت مثل زن و شوهرهایی که بعد از چند سال حرفهاشون ته میکشه، مطالب هم کم کم ته میکشه و اینجاست که عمر وبلاگ رو به پایان می رود. شاید یکی از دلایلی که کمتر وبلاگی را می بینیم که بیش از یک سال عمر داشته باشد و البته حاوی مطالب ارزشمند مانند اوایل راه اندازی آن همین باشد.

پی نوشت:

از اولین قسمت این سری بلاگهای سازمانی تا آخرین قسمت که نوشته ام در خیلی از سایتها و بلاگها کپی شده. خیلی ها بدون هیچ زحمتی فعالیتهای دیگران را به نام خودشان ثبت می کنند. قبلا که روزنامه ها در این ماجراها پیشرو بودند و یک حرکت بلاگی راه افتاد که جلوی این کار گرفته شود. حالا بلاگرها از هم می دزدند. البته نمی تونم به این افراد بگم بلاگر. ولی در هر صورت ما عادت کرده ایم که مالکیت هر چیز نو را بنام خودمون ثبت کنیم. مثلا حتی محصولات مایکروسافت را بگوییم کار خودمان است. با چشم خودم دیده ام و با گوش خودم شنیده ام! حالا نکته بد ماجرا اینه که این مطالب از جایی سر در میاره که هدفش کسب دوزار درآمد از این تبلیغات کلیکی است. واقعا حس بدیه وقتی می بینم اطراف نوشته ام پره از تبلیغات جومونگو ژل لاغری و دستگاه افزایشی آقایان.

چرا شرکتهای ایرانی بلاگ ندارند؟

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت سوم: مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت چهارم: اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

برای اینکه به سوال موضوع این مطلب پاسخ بدم می خواهم که کمی فکر کنید و خودتان را ببرید به زمان تحصیلتان در دوره دبیرستان، راهنمایی یا حتی دبستان. بعد یاد زنگهای انشا بیافتید. آیا اصلا همچین درسی داشته اید؟ آیا زنگهای انشا جزو زنگ تفریح حساب نمی شد؟ آیا برای اینکه انشا بنویسیم از هرجایی سعی می کردیم مطالب را کپی کنیم یا در آخرین لحظه ها، وقتی که زمان زیادی تا شروع کلاس باقی نمانده بود هرچیزی که به کله مان می زد را می نوشتیم؟ بعد بیاید در دوره دانشگاه. وضعیت نوشتن تحقیقها و ارائه مطالب و پروژه ها چطور بوده؟

واقعیت اینست که نوشتن را باید جزو آموخته های یک فرد دانست. در واقع نوشتن، فرقی نمی کند که در زمینه ادبیات باشد یا مطالب فنی، درباره هر موضعی که بخواهید بنویسید باید توانایی  و دانش این کار را داشته باشید. باید بتوانید که افکارتان را در غالب کلمات روی کاغذ بیاورید. باید بدانید که نوشتن هم زمان دوباره یادگیری است. نوشتن مثل بسیاری از کارهای دیگر از روی علاقه و داشتن شور و هیجان این کار شکل می گیرد. شخص باید عقیده داشته باشد که نوشتن مفید است هم برای دیگران و هم برای خودش.

این مقدمه را گفتم تا پاسخ را در موارد زیر بررسی کنم:

۱- کسی برای نوشتن نیست: با توجه به مواردی که گفتم در بسیاری از مواقع کسی وجود ندارد که بتواند در شرکت بنویسد.

۲- بلاگ جای خاطرات شخصی است: شاید وقتی اسم از بلاگ بیاورید بسیاری گمان کنند که منظور همان سایتی است که قرار است در آن از خاطرات و غم و غصه ها و دلمشغولی ها بنویسید. در واقع بسیاری تصور نمی کنند که بلاگ یک نوع ابزار ارتباطی نوین است که می تواند کاربردهای دیگری غیر از مقاصد شخصی هم داشته باشد.

۳- کمبود وقت: معمولا درگیر بودن با کارهای روزمره بهانه خوبی است تا به فعالیتهای دیگر که می تواند مکمل کار ما باشد نرسیم. معمولا در طول روز وقت نمی سازیم چون اصولا وقت را مصرف می کنیم.

۴- هویت شرکتی: اگر شرکت و افرادش دارای هویت نباشند، از دل چنین شرکتی هیچگاه بلاگی متولد نخواهد شد. به شرکتهای ایرانی نگاه کنید! کمتر شرکتی است که یک برچسب مشخص بخاطر ویژگی هایش داشته باشد.

۵- انگیزه: یک نفر که مسئول نوشتن در بلاگ شرکت می شود اول این سوال را می پرسد. من که سرم به اندازه کافی شلوغ هست. اینجا بنویسم که چی؟ این سوال را خودتان باید جواب بدهید.

۶- حقیقت: حقیقت اینه که معمولا در بازار کار، شرکتها اینقدر درگیر فعالیت برای بقا هستند که فرصت پرداختن به نوآوری را ندارند. حقیقت بعدی اینه که چه بخواهیم و چه نخواهیم هنوز خودمان به آن اندازه از بلوغ نرسیده ایم که بتوانیم سطح توقع مخاطب را بالا ببریم. بازار کارمان آنقدر رقابتی نیست که ما را وادار کند از هر روش نوینی برای جذب بیشتر مشتری  و مخاطب استفاده نماییم در نتیجه پایبند روشهای سنتی می مانیم.

۷- حقیقت آخر: یک حقیقت دیگر هم وجود دارد و آن هم اینست که در کشورهای پیشرفته ارزش اطلاع رسانی از طریق اینترنت به اندازه ارزش اطلاع رسانی از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه است. به این دلیل که عموم مردم از اینترنت به عنوان رسانه استفاده می کنند. اما در ایران با توجه به ضریب نفوذ اینترنت و سن مصرف کنندگان اینترنت شرکتها با مخاطبین کمتری روبرو خواهند بود. اگرچه نکته باریکی اینجا وجود دارد و آن اینکه همان مخاطب محدود خود می تواند عامل انتقال بسیار موثری به جامعه ای بزرگتر از مخاطبان باشد.

موارد دیگری( حقایقی) اگر هست شما اضافه کنید. تمام نظرات در مورد این مجموعه مطالب در یک مطلب دیگر منتشر خواهد شد.

اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

۲۶ بهمن ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۱ دیدگاه
اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

اشتباهات ایجاد بلاگ سازمانی

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت سوم: مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

مواردی که در این مطلب ذکر می کنم اشتباهاتی است که ارتکاب به آنها شما و سازمانتان و بلاگ سازمانتان را دچار چالش خواهد کرد. قصد ندارم خیلی موضوع را حاد جلوه بدهم اما باید توجه داشت که خوانندگان بلاگ شما غیر از مشتریان و علاقه مندان محصولات و خدمات شما، رقبایتان نیز هستند. بنابراین قبل از ایجاد بلاگ موارد زیر را در نظر داشته باشید.

۱- ایجاد بلاگ سازمانی بر روی سرویسهای رایگان

اگر خاطرتان باشد یکی از ارزشهای ایجاد بلاگ سازمانی، جذب ترافیک بیشتر به سایتتان بوده است. پس بزرگترین اشتباه استراتژیک این است که این ترافیک را که شما برای جذبش زحمت می کشید به سمت یک سایت دیگر هدایت کنید. راه اندازی یک بلاگ اختصاصی روی هاست اصلی شرکت هزینه زیادی در بر نخواهد داشت.

۲- استفاده از بلاگ بعنوان بستر تبلیغاتی

وبلاگ سازمان شما محل تبلیغ مستقیم برای محصولات و خدمات شما نیست. اگر چه جایی برای معرفی شرکت شما، محولات و خدماتتان است اما صحبت زیاد از محصولات و خدماتتان عملا بلاگ را از شکل بلاگ، به شکل صفحه خدمات و محصولات سایت اصلی شرکتتان تبدیل خواهد کرد. بلاگ نویسی درباره موضوعهای مورد علاقه مخاطبین بلاگ شما است نه درباره تعریف و تمجید از خودتان. نوشتن درباره شرکتتان، محصولاتتان و خدماتتان باید بسیار هوشمندانه باشد. معمولا پرداختن به موضوع های مرتبط با زمینه فعالیت شما بهتر خواهد بود تا پرداختن مستقیم به خودتان.

۳- سیاره ای ناشناخته به نام بلاگ سازمانی

ممکن است این ذهنیت پیش بیاید که چون بلاگی که بروز رسانی می کنید شرکتی است، پس دلیلی وجود ندارد که در بلاگهای دیگر نظر دهید و در محیط های آنلاین دیگر فعالیت کنید . این موضوع هم یکی دیگر از اشتباهات استراتژیک است که باعث می شود بلاگ شرکت شما ناشناخته بماند. آنچه که در فرهنگ بلاگ نویسی و بلاگ خوانی مشخص است اینست که لینک دادن به دیگر بلاگها شما را مشهور می کند و همینطور نظر دادن در سایتها دیگر.

۴- بلاگ سازمانی یا بولتن اطلاع رسانی

اگر قرار باشد خبری را منتشر کنید از اصلوب نوشتاری و گفتاری خاصی پیروی خواهد کرد. حتما درک می کنید که منظورم چیست. معمولا اخبار جنبه رسمی در لحن و نوشتار دارد. اگر قرار است از چنین ادبیاتی برای نوشتن مطالب بلاگ سازمانی استفاده کنید بهتر است همین حالا این کار را متوقف کنید یا تمرین کنید که رسمی ننویسید. خوانندگان بلاگ دوست دارند که احساس نزدیکی با بلاگ و نویسندگانش کنند پس بهتر است لحن نوشتنتان را طوری انتخاب کنید که مشخص باشد یک انسان مستقیما مطلب می نویسد و مطلب مورد نظر تحت تاثیر قوانین و ادبیات خاصی قرار نگرفته.

۵- عدم وجود صفحه درباره

صفحه درباره بخش مهمی است که معمولا نادیده گرفته می شود. معمولا بازدید کنندگان در اولین بازدیدشان از بلاگ شما دنبال صفحه درباره می گردند. در بلاگهای شخصی معمولا بیوگرافی نویسنده در آن قرار می گیرد، اما در بلاگ سازمانی صفحه درباره می تواند بازگو کننده اهداف بلاگ و محدوده مطالب منتشره باشد. همینطور وجود اطلاعات تماس هم می تواند در این صفحه مفید باشد.

مراحل ایجاد بلاگ سازمانی

Blogs will change your business

Blogs will change your business

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

قسمت دوم: چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

ایجاد بلاگ سازمانی مثل بسیاری از فعالیتهای دیگر در یک شرکت نیازمند صرف منابع مالی، زمانی و انسانی است. در واقع یک شرکت نباید تصمیم به ایجاد بلاگ بگیرد چون در حال حاضر داشتن بلاگ بعنوان پرستیژ برای شرکتها مطرح است. کاملا واضح است که اگر در یک شرکت هزینه ای می شود باید دلیلی محکم برای برگشت هزینه وجود داشته باشد. مراحل زیر به شما کمک خواهد کرد تا بلاگ سازمانی خود را ایجاد کنید و بهترین نفع را از وجود آن ببرید.

۱- آیا بلاگ برای شرکت شما مناسب است؟

اولین سوالی که باید از خودتان بپرسید اینست که آیا شرکت شما واقعا نیاز دارد که بلاگ داشته باشد یا نه. پاسخ این سوال برمی گردد به نوع محصول و خدمات شما. بازاری که در آن فعال هستید. سطح دانش مشتریان و مواردی از این دست. اگر مخاطبینی دارید که خیلی با فضای اینترنت سر و کار ندارند زحمت ایجاد بلاگ را به خودتان ندهید.

۲- اهداف بلاگ را مشخص کنید

شما باید هدف یا اهداف ایجاد بلاگ را بطور واضح مشخص کنید. در صورتیکه به سوال اول پاسخ مثبت داده اید چرایی آن را باید در این قسمت ذکر کنید. اینکه هدف اصلی از ایجاد بلاگ آیا آموزش کاربران است یا دریافت بازخورد درباره محصولات و خدمات. آیا می خواهید به شرکت خود یک شخصیت دهید و در فضای آنلاین حضوری پررنگ داشته باشید؟  آیا می خواهید در مواقع بروز مشکل در شرکت به یک ابزار اطلاع رسانی قوی دسترسی داشته باشید؟ ممکن است هدف شما مجموعه ای از موارد فوق باشد. هدف بلاگ بهتر است بصورت یک سند تهیه شود و در اختیار تمام افرادی که با بلاگ شرکت در ارتباط هستند قرار بگیرد. سند اهداف یا استراتژی بلاگ باید در بازه های زمانی مشخص مثلا سالیانه یا هر شش ماه یکبار بازبینی شود و تغییرات لازم اعمال گردند.

۳- انتخاب ابزار مناسب

اینکه از چه برنامه ای بعنوان پلتفرم بلاگ استفاده کنید بسیار مهم است. ابزاری که استفاده می کنید باید کاربری اش برای تمام کاربران آسان باشد. Search Engine Friendly باشد. امکانات مناسبی برای اضافه کردن پلاگین ها و ابزارهای جانبی داشته باشد.

۴- تعیین تیم تحریریه

نوشتن بلاگ سازمانی، نوشتن خاطرات شخصی نیست که بصورت آزاد مطالب در آن وارد شود. کار حرفه ای نیاز به تیم حرفه ای خواهد داشت. معمولا بهترین نقطه برای سیاست گذاری محتویات بلاگ واحد روابط عمومی است. طبیعی است که واحد روابط عمومی در خصوص فعالیت در فضای آنلاین باید آموزش ببیند و با امکانات ابزارهای مختلف بخوبی آشنا باشد. تیم تحریریه می تواند مجموعه ای شامل مدیران و پرسنل باشند که موضوعهای مختلف را پوشش می دهند. همچنین باید یک رویه برای تایید مطالب نوشته شده در نظر گرفت تا مطالب پس از تایید در بلاگ منتشر شوند. اینکه بلاگ سازمان را یک نفر بنویسد یا چند نفر، کاملا وابسته به حجم خدمات، محصولات و اهدافی است که برای بلاگ تعیین می کنید.

۵- تقویم بلاگ و دوره های بروز رسانی

اگر قدمهای قبلی را درست انجام داده اید اما نمی توانید خود و تیم مورد نظر را موظف کنید که در بازه های زمانی مشخص مطالب خود را منتشر کنند بهتر است دست نگه دارید و دیگر ادامه ندهید. نداشتن بلاگ خیلی بهتر است از یک بلاگ مرده یا بی نظم. بعد از اینکه تیم را مشخص کردید باید بازه های زمانی بروز رسانی برای موضوعات مختلف را تعیین کنید. شاید بد نباشد تا جلسات مشخصی برای بررسی روند انجام کارهای مربوط به بلاگ در سازمان تشکیل شود. در این جلسه می توان ایده های نوشتن مطالب را هم به اشتراک گذاشت و در مورد آنها بحث کرد. این موضوع به شما کمک می کند تا همیشه موضوع برای نوشتن داشته باشید. بسته به نوع فعالیت شرکت، اندازه و نفراتی که مسئول بروز رسانی هستند، برای شروع بهتر است از هفته ای حداقل یک مطلب شروع کنید اما دو مطلب برای شروع عالی خواهد بود.

۶- سیاست دریافت نظرات

وقتی شروع به نوشتن درباره شرکت، محصولات و خدماتش کردید باید منتظر دریافت پاسخ هم باشید. البته شما می توانید سیاستی اتخاذ کنید که برای مطالب نظری دریافت نکنید. اگرچه ارزش ایجاد بلاگ سازمانی به دوطرفه بودن آن است. اما باید در نظر بگیرید که همیشه از شما تعریف و تمجید نخواهد شد. ممکن است شما هدف شدیدترین انتقادها قرار بگیرید. باید در هنگام شروع کار بلاگ در نظر بگیرید که چطور می خواهید با چنین شرایطی روبرو شوید. آیا نظرات خوانندگان بلاگ باید بعد از تایید نمایش داده شوند؟ آیا نظرات منفی حذف می شوند؟ آیا نظرات مثبت و منفی منتشر می شوند؟

۷- معرفی بلاگ سازمانی

افراد تا ندانند که بلاگ شما وجود دارد مطالب شما را هم نخواهد خواند. پس باید یک استراتژی درباره معرفی بلاگ شرکت در نظر بگیرید. استفاده از سایتهایی مثل فیس بوک، توییترو فرند فید می تواند موثر باشد. همچنین شما باید وب سایتها، فرومها و بلاگهای دیگر را که در موضوع مرتبط با کار شما می نویسند شناسایی کنید و با برقراری ارتباط با آنها، ثبت نظرات، پاسخ دادن به سوالها، قراردادن بنرهای تبلیغاتی و … بلاگ خود را معرفی کنید.

۸- اندازه گیری پیشرفت

در طول زمان اندازه گیری میزان موفقیت بلاگ شما می تواند در برنامه ریزی های بعدی به شما کمک کند. در نظر گرفتن ترافیک بلاگ، میزان بازدیدها، تعداد نظرات، تعداد عضویت های RSS تعداد لینکهایی که به بلاگ شما داده شده، کلماتی که افراد جستجو کرده اند و به بلاگ شما رسیده اند. همه می تواند برای تصمیم گیری و بهبود اهداف بلاگ موثر باشد.

چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

اینکه چه کسی بلاگ شرکت را بروز خواهد کرد مسئله مهمی است. بسته به اندازه شرکت این شرایط متفاوت خواهد بود.

۱- شرکتهای کوچک: در شرکتهای کوچک که به طور معمول، توسط یک یا دو نفر تاسیس می شود، صاحبان اصلی همان بلاگرهای شرکت هستند. این بلاگها بیشتر بصورت یک بلاگ شخصی معرفی می شود. از این طریق، خواننده با مدیر شرکت، عقاید شخصی و گاه درد و دلهایش آشنا می شود. همچنین بلاگهای شرکتهای کوچک می تواند بهترین نقطه برای اطلاع رسانی درباره محصولات و خدمات باشد.

۲- شرکتهای متوسط: در شرکتهای متوسط در صورت وجود دپارتمان روابط عمومی، معمولا این واحد است که بر روی موضوعهایی که باید نوشته شود تصمیم گیری می کند و سیاست گذاری می کند. اما در صورتیکه چنین واحدی وجود نداشته باشد، کماکان مدیران شرکت و چند نفری از پرسنل اقدام به نوشتن بلاگ می کنند. در این شرایط مدیران دیگاه های خود در مورد بازار و خدمات و محصولات را ارائه می کنند و پرسنل از تجربیات برخورد با مشتریان، تجربیات فنی و قابلیتهای محصولات و خدمات خواهند نوشت.

۳- شرکتهای بزرگ: در شرکتهای بزرگ، بلاگ سازمانی و مطالبش به اندازه انتشار خبر در روزنامه ها و دیگر رسانه ها اهمیت خواهد داشت. بنابراین باید گروهی مشخص بر اساس سیاستی مدون اقدام به انتشار مطالب کنند. در چنین شرکتهایی گستره فعالیت آنلاین فراتر از بلاگ سازمانی خواهد بود و به بلاگ بعنوان یک ابزار نگاه می شود. در چنین مجموعه هایی پست سازمانی با عنوان Community Manager ایجاد می شود که مسئولیت نظارت و برنامه ریزی فعالیتهای آنلاین شرکت زیر نظر این شخص انجام می شود. در شرکتهای بزرگ ممکن است مدیران هم بلاگ شخصی داشته باشند که چنین بلاگهایی دیدگاه های مدیریتی شرکت را منتقل می کند و بلاگ اصلی سازمان درباره محصولات و خدمات مطلب منتشر خواهد کرد. شرکتهای بزرگ ممکن است بیش از یک بلاگ داشته باشند.

اما درباره بلاگ سازمانی سیاست گذاری امری بسیار مهم و حیاتی است. با توجه به اینکه بلاگ می تواند در طول زمان مخاطبین زیادی را به خود جلب کند، انتشار یک مطلب نامناسب ممکن است به اعتبار شرکت لطمه بزند. بنابراین افراد باید موظف باشند تا طبق قوانین شرکت در بلاگ سازمانی مطلب منتشر نمایند.

چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

۱۸ بهمن ۱۳۸۸ امیر مهرانی ۱۱ دیدگاه
بلاگ سازمانی

بلاگ سازمانی

پیشتر مطلبی با عنوان شرکتهای ایرانی و بلاگ سازمانی نوشته بودم و گفته بودم که به مقوله بلاگ سازمانی بیشتر خواهم پرداخت. این سری از مطالب به ارزشهای داشتن بلاگ سازمانی و نحوه مدیریت آن خواهد پرداخت. بدون هیچ توضیح اضافه دیگری مهمترین دلایل وجود یک بلاگ سازمانی را توضیح می دهم. این مجموعه دلایل شامل نظرات خودم به همراه نطراتی است که در دیگر بلاگها و سایتها یافته ام.

۱- وجود بلاگ یعنی ترافیک بیشتر: اگر بخواهید راجع به محصولات و خدمات مرتبط با شرکتتان در اینترنت تبلیغ کنید بدون شک ساخت یک بلاگ بهترین ابزار است. معمولا سایتهای شرکتها به جز قسمت اخبار، از صفحات با مطالب ثابت تشکیل شده اند. یک بلاگ بصورت یک سیستم مدیریت محتوا فعالیت نموده و با ورود مطالب و اضافه شدن کلمات کلیدی، دسته بندی ها و برچسبها باعث می شود تا مخاطب بیشتری از طریق موتورهای جستجو به بلاگ و در نهایت به سایت شرکت وارد شوند.

۲- بلاگ، شرکت شما را پیشرو نمایش می دهد: نوشتن در حوزه تخصصی فعالیت شرکت باعث می شود تا مجموعه شما به شکل یک شرکت فعال در حوزه تخصصی خود نمایش داده شود. مشتریان پیشین شما دوباره به شما اعتماد می کنند چرا که شما را پیشرو در زمینه کاری مربوط می یابند و مشتریان جدید اعتمادشان جلب می شود چرا که مطمئن می شوند گروهی فعال در شرکت وجود دارد که دانش شرکت را بروز نگه می دارد.

۳- بلاگ سازمانی جایگزین رسانه های سنتی: بدون شک یکی از دلایل اصلی وجود واحد روابط عمومی در سازمانها برقراری ارتباط با رسانه های مختلف است. ایجاد یک بلاگ بعنوان رسانه ای عمل خواهد کرد که با هزینه کمتر و در زمان کوتاه تر می تواند اتفاقات مربوط به شرکت را منتشر کند. چنین امکانی بخصوص برای شرکتهای کوچک و یا متوسط که ممکن است مجموعه کاملی بعنوان دپارتمان روابط عمومی در اختیار نداشته باشند می تواند مفید باشد.

۴- مشارکت مشتریان و مخاطبین: وقتی در بلاگ سازمانی مطلبی منتشر می کنید، خوانندگان و مشتریان را دعوت به نظر دهی می نمایید. از این روش می توانید استفاده کنید و عقاید افراد را درباره نحوه عملکرد شرکت، خدمات و محصولات بدست بیاورید و با ارائه پاسخ به آنها روابط بهتری برقرار کنید.

۵- شخصیت شرکت شما: وجود بلاگ سازمانی کمک می کند تا رابطه شرکت شما با مخاطبین خود از شکلی رسمی و قانونی به شکلی انسانی تبدیل شود. انتشار باورها، افکار و عقاید شرکت باعث می شود تا افراد هویت انسانی را در شرکت شما بازیابند و از این طریق روابط بهتری با شرکت برقرار کنند.

اگر موارد دیگری به ذهنتان می رسد اضافه کنید…