درباره من

امیر مهرانی
از کجا شروع کردم؟
فعالیت حرفه ای من از سال ۱۳۷۹ در زمینه راه اندازی و مدیریت شبکه های کامپیوتری آغاز گردید و در سال ۱۹۹۹ مدرک MCSE NT4.0 را دریافت نمودم. در طول این مدت در پروژه های فراوانی در زمینه های مختلف فعال بوده ام و تاکنون بعنوان مشاور و مجری در بخشهای خصوصی و دولتی حضور داشته ام. در حال حاضر به مباحث مرتبط با رسانه های اجتماعی و کاربردهای آن برای شرکتها و سازمانها بسیار علاقمند شده ام و حرکت من بیشتر به سمت تدوین استراتژی های آنلاین برای شرکتها می باشد.
چه کاری انجام می دهم؟
من می توانم در موارد زیر با شما همکاری کنم:
- مشاوره و طراحی پورتالهای سازمانی
- مشاوره در بکارگیری ابزارهای نوین ارتباطی برای سازمانها و شرکتها
- مشاوره در استفاده بهینه از خدمات فناوری اطلاعات در سازمانها
- مشاوره در زمینه مدیریت و رهبری IT
- مشاوره و اجرای راهکارهای همکاری تیمی
- برگزاری سخنرانی و Presentation در زمینه های مشخص شده
- برگزاری دوره های آموزشی
علاقمندیها و زندگی شخصی
معمولا مرزی بین استراحت و کار ندارم. اما اگر سرم در کامپیوتر نباشه، گاهی کمی سه تار می زنم، با همسرم فیلم می بینیم و یا باهم برای دیدن تئاتر، اطرف تئاتر شهر و خانه هنرمندان پرسه می زنیم. آدمهای زیادی مثل خودم را دیده ام که در زمینه آی تی فعالیت می کنند و کارهای هنری هم انجام می دهند. شاید این یک نیاز باشد برای آدمهای این رشته که خودشان را گاهی از فضای منطقی به محیطی احساسی ببرند. من هم شاید به همین دلیل خودم را نمی تونم به یک شاخه هنری محدود کنم و معمولا از برخورد با آثار هنری و گاه ناخنک زدن به آنها لذت می برم. مثلا دوره ه ای داستان کوتاه می نوشتم، حالا هم گاهی این کار را می کنم. به ادبیات داستانی و بخصوص داستان کوتاه بسیار علاقه دارم. از خواندن آثار نویسنده هایی مثل ایتالو کالوینو، ریموند کارور، خولیو کورتاسار، هاروکی موراکامی، شهریار مندنی پور، مصطفی مستور و ریچارد براتیگان لذت می برم. درست به همین اندازه چرخیدن در رستورانها و تست کردن غذاهای آنها برایم لذتبخش است. اگر هم حوصله داشته باشم ممکن است ساندویچهای خوبی درست کنم.
کودکی
من متولد اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران هستم. از کودکی ام چیزهایی به خاطر دارم. بازی مورد علاقه ام لگو بوده که هنوز هم هست. بزرگتر که شدم از ساختن کیتهای الکترونیکی لذت می بردم و سعی می کردم همه چیز را به همه چیز وصل کنم. تنها دستگاه الکترونیکی که جرات نداشتم با پیچ گوشتی بازش کنم تلویزیون بود چون می دونستم که چندین هزار ولت برق آماده است تا پودرم کنه. یک کومودور داشتم که باهاش زندگی می کردم. خاطره ای مربوط به کمودور را اینجا می توانید بخوانید. هیچوقت ذهنم از فکر کردن متوقف نمی شه. از بچگی همینطور بودم. شبها که می خواستم بخوابم، طرح اختراع یک دستگاه جدید را در ذهنم مجسم می کردم و باز شب بعد همین اتفاق می افتاد. حالا همین فکر کردن نیرویی است که مرا به جلو می برد.
نوشته های من در دیگر سایتها
ترجمه گفتگو با رابرت دنیرو درباره آخرین ساخته اش
یازدهمین ساعت به تهیه کنندگی دی کاپریو
فقر از ثروت قدیمی تر است (گفتگوی امیر کاستاریکا و مارادونا)
تعدادی از مشتریانی که با آنها کار کرده ام
![]() سازمان بنادر و دریانوردی |
![]() شرکت ایساکو |
![]() بیمه ایران |
![]() شرکت مهندسی همپا |
![]() شرکت بوتان |
![]() پتروشیمی باختر |








سلام
کاش درباره ی تحصیلاتت هم مینوشتی و همچنین یک خط درباره ی مدرک MCSE NT4.0
خیلی ممنون
موفق باشید.
سلام
زیبا بود
موفق باشید همکار گرامی وب زیبا و مفیدی دارید
ارزومند ارزوهایتان ابی