بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مدیریت’

نتیجه نظر سنجی: پاورپوینت را چه کسی باید درست کند؟

۳۱ تیر ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۳ دیدگاه

در مورد موضوع مطلب همانطور که در نمودار هم مشاهده میشه، ۸۸% از شرکت کنندگان عقیده داشتند که ساخت پاورپوینت باید توسط خودمان انجام شود.

اما پدرام کامنتی گذاشته بود در زمینه استفاده از کلمه پاورپوینت که اشاره بجایی بود:

البته به نظر من پاورپوینت را کسی نمی‌سازد، بلکه این اسلاید است که ساخته می‌شود! پاورپوینت اسم یک نرم‌افزار است و من همیشه تعجب کرده‌ام که حتی انسانهای باسواد و حتی آی‌تی نویسان ما هم از گفتن کلمه پاورپوینت به جای اسلاید هیچ نگرانی‌ای ندارند!
به نظر من اسلاید را باید حتماً حتماً حتماً خود آدم درست کند…

و پاسخ من در این مورد:

حرفت درسته اما در نظر داشته باش که این نام پاورپوینت تبدیل شده به یک کلمه آشنای محاوره ای. وقتی هم برای عموم می نویسی دلیلی نداره از کلماتی که خودمون می دونیم استفاده کنیم. مثلا اگر تو یک جلسه شرکت کنی می پرسن که پاورپوینت داری برای نمایش؟

این نرم افزار اینقدر عمومی شده که نامش جای اسلاید رو گرفته. بخاطر همین خیلی سخت نگیر. مثل گوگل که تو زبان انگلیسی نمی گن سرچ کن می گن گوگل کن.

هدفم از مطرح کردن این مورد این بود که بگم مسئله عدم آشنایی با کلمه اسلاید و پاورپوینت نیست. اما به نظرم نام این نرم افزار اینقدر مسطلح شده که بتوان بجای اسلاید از آن استفاده کرد.

——————————————————————————————————————————————

در قسمت بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

در ووزلای فناوری می توانید من را دنبال کنید و از اخبار مربوط به Thecoach.ir مطلع شوید.

بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.

خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.

چه کسی برای شما پاورپوینت می سازد؟

۲۹ تیر ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۶ دیدگاه

۱- ماجرا چیه؟

این مطلب را که در سایت مرکز آموزش موسسه همشهری منتشر شده، خواندم و به ذهنم رسید در این مورد نظر خودم را بنویسم. در ابتدای این مطلب این جمله آورده شده:

یکی از کارهایی که مدیران برعهده کارشناسان می‌گذارند تهیه پاورپوینت برای ارائه در جلسات است. این پاورپوینت‌ها بسیار مهم هستند زیرا مدیران دوست دارند ارائه‌هایی تاثیر گذار و اقناعی داشته باشند.

این جمله از آندست جملاتی است که خاص محیطهای کاری ماست. خاص تفکر کاری ما. در تفکر ما، بخصوص در تفکر مدیریت دولتی، مدیر همیشه سرش شلوغ است و باید در تعداد زیادی جلسات متفاوت شرکت کند به همین دلیل هیچگاه زمان انجام کارهای پیش پا افتاده مثل تهیه پاورپوینت را ندارد. اما سوال اینجا مطرح می شود که چطور ممکن است بخواهیم پاورپوینتی بسازیم و آن را به دیگری واگذار کنیم در حالیکه تنها خودمان از جزییات و نحوه ارائه مطلبمان آگاهی داریم. به نظر من Presentation دادن جزو فعالیتهایی است که به شدت با شخصیت افراد رابطه داره. اینکار بر مبنای توانایی های افراد در حرف زدن، انتقال مفاهیم، توانایی سخنرانی و اداره جلسه، زبان بدن و روح و انرژی است که شکل می گیرد. بدون شک واگذار کردن کاری با این ویژگی باعث می شود تا در هنگام ساخت پاورپوینت بخشی از مفاهیم مورد نظر، روح و انرژی که برای ارائه لازم است گم شود.

۲- رویکرد قدرت بخشیدن به افراد کجاست؟

نرم افزارهای نوین که در حال حاضر تولید می شوند و کاربردی عمومی  و نه تخصصی دارند، همه با رویکرد قدرت بخشیدن به افراد و افزایش میزان خلاقیت در استفاده از این ابزارها تولید می شوند. مجموعه Microsoft Office هم که اکنون به اندازه ویندوز اهمیت داره یکی از همین ابزارهاست. ویژگی های که در طراحی این ابزارها وجود دارد باعث می شود که یک کاربر با سطح دانش متوسط در استفاده از این ابزارها، به نیاز خودش پاسخ دهد و اگر لازم داشت فعالیتهای پیچیده تری انجام دهد می تواند با کمی مطالعه بیشتر اینکار را به ثمر برساند. حال در شرایط کاری ما، با واگذاری کارهایمان به دیگران (کارشناسان) بخش خلاقیتمان را برون سپاری می کنیم تا کارشناس خودش و با شکل تفکر خودش بجای ما کار کند.

۳- بعد از واگذار کردن این کار چه اتفاقی میافتد؟

ماجرا خیلی ساده است. شما بعنوان مدیر کار خود را به کارشناس واگذار می کنید. کارشناس بر اساس آنچه از شما شنیده و بر اساس تصورات خودش پاورپوینتی ایجاد می کند و برای شما می آورد. شما کلیات را بررسی می کنید اما در جزییات دچار مشکل می شوید چون هیچگاه نمی توانید جزییات را بخوبی آنچه که خودتان درک کرده اید منتقل کنید. پس به کارشناستان خورده می گیرید و کیفیت کارش را مطلوب نمی دانید. کارشناس هم از اینکه شما اصلا نمی فهمید که چه می گویید از دست شما عصبانی می شود و پیش همکاران خود می گوید که فلانی اصلا زحمت من را نادیده گرفته و فقط ایراد بنی اسرائیلی می گیرد. بعد شما هم دست آخر ناراضی می مانید و با همان پاورپوینت ناقص به جلسه می روید و باقی قضایا…

۴- و در آخر…

من هنوز هم در بعضی از جلسات وقتی می بینم یک مدیر وجود داره که خودش کارهاش رو انجام میده و برای برنامه ریزی جلساتش از Outlook استفاده می کنه، به Word بخوبی تسلط داره و می تونه از نقشه ذهنی استفاده کنه و یک پاورپوینت خوب بسازه، به شکل غیر قابل باوری هیجان زده میشم و تحت تاثیر قرار می گیرم. از طرفی این رفتار ناامید کننده ساخت پاورپوینت برای مدیران رو هم در سازمان های زیادی می بینم و از همه بدتر اینه که این ماجرا جزو خدمات دپارتمان IT هم در بعضی از موارد حساب میشه. یعنی یک کارشناس IT وجود داره که وظیفه اش ساخت پاورپوینته. اما امیدوارم نسل جدید مدیران که با اطلاعات بیشتری رشد می کنند و سطح سواد بیشتری دارند، یادشان نرود که اینکار جزو وظایف خودشان است و نباید بخاطر حفظ وجهه مدیریتی خلاقیت خودشان رو به دیگران برون سپاری کنند.

مطالب مرتبط:

سخنرانی به روش استیو جابز

مهارت ارائه مطلب : Presentation

چرا از پاورپوینت استفاده می کنیم؟

——————————————————————————————————————————————

در قسمت بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.

می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.

بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.

خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.

لطفا زیر تخت مشتری را بگردید!

۱۵ خرداد ۱۳۸۹ امیر مهرانی بدون دیدگاه

توی بحثها و جلساتی که با رضا داشتیم، یکبار ماجرای یک آقای معمار داخلی را تعریف کرد که ویژگی خاصی داشت. آقای ریچارد فیتز جرالد برای ارائه یک طرح معماری جدید، ابتدا فضای داخلی را بخوبی مشاهده می کنه و بعد از وسایل موجود و حتی وسایل کهنه (مثلا وسایلی که در کمد یا زیر تخت خواب ممکنه پیدا بشه)، استفاده می کنه تا طراحی نویی را ارائه بده.

این ماجرا در این چند وقت به شدت ذهنم رو مشغول کرده بود. داشتم دنبال ربط این ماجرا با کارهای خودم و اصولا با حوزه کاری مشاوره می گشتم. البته خیلی هم بی ربط نبوده.در بیشتر مواقع مشاورها و کسانی که قراره برای صورت مسئله های یک مشتری راه حل ارائه بدهند، اینطور عمل می کنند: اول مسئله را مطالعه میکنند و حرفهای مشتری را می شوند، بعد مسائل را با دانش خودشان و تجربیات گذشته مقایسه می کنند و سپس بر اساس این مقایسه راه حل ارائه می کنند که اغلب راه حلهای ارائه شده از خارج از فضای فکری مشتری به فضای فکری مشتری باید وارد شود. به همین دلیل پذیرش آن همیشه سخت خواهد بود. شما خودتان را بگذارید جای مشتری. در چه شرایطی می توانید عادتهای روزانه خودتان را ترک کنید و بجاش یک روش جدید پیش بگیرید؟ بدون شک کار مشکلی است. چقدر تا بحال با کاریکاتورها و کارتونهایی که برای مشاورها درست کرده اند برخورد کرده اید؟ چقدر در این مورد جوک شنیده اید؟ خوب این موضوع به سادگی مشخص می کنه که حتما یکجای کار ایراد داشته که میشه ایراداتش رو به شکل طنز بیان کرد.

اما این کاری که آقای فیتزجرالد انجام میده چه کمکی به ما می کنه؟ اینبار اگر قرار است مشاوره بدهید به روش آقای فیتزجرالد عمل کنید:

۱- به حرفهای مشتری خوب گوش بدهید. بدون شک شما نمی خواهید از آن دسته از پزشکهایی باشید که در ۳۰ ثانیه اول نسخه را دست بیمار بدهید، می خواهید؟

۲- این حقیقت را در نظر بگیرید که مشاور قرار نیست جادو کند. مشاور پروفوسور بالتازار نیست. با چکاندن چند قطره روی زمین نمی توان معجزه کرد.

۳- حقیقت بعدی اینست که شما هرچقدر به حوزه صنعت مورد نظرتان مسلط باشید، باز هم به خوبی مشتری خود از جزییات کار آگاه نیستید و نمی توانید به آن میزان آشنا باشید.

۴- بعد از اینکه حقایق بالا را پذیرفتید، محترمانه زیر تخت خواب مشتری را بگردید. به این موضوع باور داشته باشید که مشتری راه حلها را برای مشکلات خود دارد اما آنقدر درگیر روزمرگی است که نمی تواند راه حلها را بخوبی کنار هم قرار دهد. حتی ممکن است مشتری بدرستی نداند که آنچه که دارد راه حل است. این هنر شماست که به همه جنبه های مشتری سرک بکشید و نشانه ها را پیدا کنید. این کاری است که آقای فیتز جرالد انجام می دهد. ایجاد یک فضای جدید با قطعات آشنا و موجود در خانه.

۵- شما بعنوان مشاور باید سعی کنید مشکلات و راه حلها را مثل قطعات پازل کنار هم بچینید تا مشتری به یک تصویر مطلوب برسد.

مهمترین مزیت اینکار اینست که مشتری با یک موضوع جدید روبرو نمی شود و پذیرش راه حل تا حدی برایش قابل قبول تر خواهد بود.

دسته هامدیریت برچسب ها:

ماجرای یک شرکت ایرانی ۲: رویای پرواز با بالهای خیالی

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۱۰ دیدگاه

مطلب قبل - ماجرای شرکت عصر دانش افزار – هم بحثهای زیادی در بلاگ و خارج از بلاگ داشته هم بازدید بسیار بالایی. اما در این مطلب می خوام کمی عمیق تر با موضوع برخورد کنم. البته بدون شک نظر من درباره عصردانش افزار بر اساس تجربیات من در آن شرکت است و من در آن زمان کارشناس شرکت بودم و شاید از بسیاری از تصمیمات لایه مدیریت بی اطلاع بودم. پس این مطلب بر اساس مشاهدات من است و تجربیاتی که در این چند سال اخیر در کارم کسب کرده ام و مقایسه ای که همیشه بین عصر دانش و دیگر شرکتها داشته ام.

۱- عصر دانش دقیقا چه کاری انجام می داد؟

برای اینکه به پاسخ این سوال برسیم، این سوال را مطرح می کنم: همکاران سیستم چه کاری انجام می دهد؟ پارس آنلاین چطور؟ موضوع اینجاست که عصر دانش افزار در زمینه خاصی تمرکز نکرده بود و تقریبا در هر زمینه ای که مربوط به صنعت IT بود وارد می شد. فعالیتهای عصر دانش گاه موازی انجام می شد. مثلا برای اجرای پروژه های شبکه، شرکت الیسون تاسیس شده بود در حالیکه خود عصر دانش هم دارای تیم طراحی شبکه جداگانه بود. عصر دانش ممکن بود در هر پروژه ای بعنوان پیمانکار، مشاور، مناقصه گذار و … ظاهر شود. این عدم تمرکز و گاه عدم اطلاع از منابع و پتانسیلهای موجود در شرکت باعث اتلاف بیش از حد منابع میشد. اگر این شرایط را با شرکتهایی مثل همکاران سیستم و پارس آنلاین مقایسه کنیم، می بینیم که این شرکتها تعریف مشخصی از کار دارند چه برای خودشان و چه برای مشتریان در صورتی که در عصردانش چنین نبود.

۲- عدم سرمایه گذاری بر روی نقاط قوت

بدون شک تاسیس یک شرکت بر اساس نقاط قوت افراد موسس آن شرکت یا شناسایی یک موقعیت ناب شکل میگیرد. در عصر دانش دو نقطه بسیار ارزشمند وجود داشت که از بین رفت. اول سرمایه گذاری بر روی محصولات Oracle شامل فروش محصول از طریق نمایندگی دوبی، ارائه خدمات راهکارهای مبتنی بر Oracle و پشتیبانی محصولات. حتی برای اینکار افراد بسیار توانمندی یا بکار گرفته شده بود و یا سرمایه گذاری روی منابع انسانی انجام شده بود تا آنها تبدیل به متخصصین Oracle شوند. مورد دوم تمرکز بر محصولات سیسکو بود. فکر می کنم برای این دو مورد عصر دانش زمانی شروع بکار کرد که یا رقیبی در بازار نداشت یا رقبا ضعیف بودند. اما عدم تمرکز عصردانش بر حوزه تخصصی و عدم سرمایه گذاری بر روی توانایی های خود باعث شد تا این مزیتها در طول زمان کمرنگ شوند.

۳- رویای پرواز با بالهای خیالی

زمانی با مدیر یک شرکت تقریبا کوچک در صنعت برق صحبت می کردم که پروژه های بسیار بزرگ انجام می داد. به من گفت هر کس تا موفقیت تنها سه قدم فاصله دارد اما در همین سه قدمی موفقیت آدمها طمع می کنند و همه چیز خراب می شود. شکی نیست که بلند پروازی باید از ویژگیهای یک مدیر و یک رهبر باشد تا بتواند به سازمان شور و هیجان حرکت بدهد. اما برای بلند پروازی باید ابزار مناسب داشت. نمی توان تصور کرد که دارای بال هستی و از بلندی یک صخره به پایین بپری. این بلندپروازی ها در عصر دانش و این حس برتری جویی در زمینه های مختلف نه تنها به شرکت کمک نکرد، بلکه باعث شد تا توان شرکت تحلیل برود و عملا استراتژیها بر اساس رویا شکل بگیرد تا واقعیت. این ضرباهنگ سریع در رشد باعث شد تا شرکت به یکباره دچار توقف شود. کاملا بخاطر دارم که زمانی که عصر دانش مجوز PAP را با رقمی میلیاردی دریافت کرد، پارس آنلاین در حال فروش کارت اینترنت بود. اما اکنون شرایط کاملا معکوس شده.

۴- پروژه ۹۰ روز

تاریخ عصر دانش را باید به قبل و بعد از پروژه ۹۰ روز تقسیم کرد. همانطور که بیژن در نظرات مطلب قبلی گفت، مشکلات شرکت، قبل از پروژه ۹۰ روز شروع شده بود و با اجرای آن همه چیز از بین رفت. اما حقیقت اینه که همانطور که در همان مطلب اشاره کردم تغییر به معنای کلمه با آنچه که در ذهن مدیران شرکت بود، متفاوت بود و این پروژه تغییر بجای موثر بودن تبدیل شد به یک شو. ساری گلین در همان مطلب قبل اشاره کرده که تغییر در یک سازمان از تغییر در تفکر مدیریت شروع می شود، اما این اتفاق نیافتاد. شرکت با همان تفکرات خود به استقبال پروژه تغییر رفت.

۵- تغییرات سیاسی

یکی از بزرگترین مشکلات عصر دانش وقتی در حال تبدیل شدن به یک غول  IT در ایران بود، این بودکه سرمایه گذاری زیادی بر روی ارتباطات خود در دستگاه های مختلف کرده بود که با تغییرات سیاسی، این سرمایه گذاری عملا از بین رفت. اگرچه همه ما می دانیم و می شنویم که ارتباطات نه در ایران که در همه جای دنیا حرف اول را در پیشبرد اهداف و کارها می زند اما محدوده این ارتباطات باید با شرایط محیطی یک جامعه هم سنجیده شود. تکیه بیش از اندازه بر ارتباطات نه تنها کمکی نمی کند بلکه باعث تزلزل هم خواهد شد. پس ممکن است بدون تکیه تمام و کمال بر ارتباطات رشد یک شرکت کندتر شود، اما مطمئن تر خواهد بود.

۶- چهره انسانی

در بحثهای روابط عمومی، همیشه این موضوع مطرح می شود که شرکتها باید بتوانند چهره ای انسانی از خود بسازند. در چنین شرایطی یک مجموعه می تواند همراهی بسیاری را جلب کند و شرایط بحران را می تواند بخوبی و با کمک حامیان انسانی خود پشت سر بگذارد. اما آنچه که درباره عصردانش در آن زمان می گفتند، نمایشگر تصویر منفی این شرکت در بازار بود. عصر دانش پیش همکاران خود چهره ای غیر انسانی داشت و از طرفی پرسنل این شرکت در شرایطی بسیار بد از این شرکت جدا می شدند و اخبار منفی را از شرکت منتقل می کردند. این چهره بیرونی عصر دانش باعث شد تا در زمان بحران کسی از افول این شرکت ناراحت که نشود هیچ بلکه باعث خوشحالی هم بشود.

۷- منابع انسانی

تقریبا بیشتر کسانی که طی سالهای ۸۱ و ۸۲ وارد این شرکت شدند، در اولین مصاحبه ها با توصیف شرایطی از طرف مدیران شرکت روبرو شدند که دورنمای زیبایی داشت. هنگام ورود به شرکت شما داستان موفقیت افرادی را می شنیدید که بعنوان یک کارشناس معمولی وارد شرکت شده اند و اکنون دارای مدارک بین المللی و مسئولیتهای مدیریتی هستند. دورنمای کار اینگونه بود که از آنجایی که ما درحال تبدیل شدن به یک شرکت جهانی هستیم پس شما موقعیت کار در سطح بین المللی را خواهید داشت. برای هرکس بسته به موضوع کار سرابی نمایش داده می شد که شخص بعد از ورود به محیط واقعی کار با شرایطی متفاوت روبرو میشد. از طرفی عصردانش محیطی بسیار مناسب برای کسب تجربه شده بود، به همین دلیل بسیاری از افرادی که روی آنها سرمایه گذاری شده بود، درست در زمان بهره برداری مجموعه را ترک کردند.

پی نوشت:

در مطلب بعدی حتما نظرات خوانندگان عزیز را بررسی خواهم کرد و سعی می کنم آنها را تحلیل کنم.

ماجرای یک شرکت ایرانی: ADA

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۳۹ دیدگاه

پست مهمان علی نعمتی شهاب (+) با عنوان درسهایی از اینفوسیس (+) که به معرفی شرکت اینفوسیس هند و ارائه آن بعنوان یک الگو برای شرکتهای ایرانی پرداخته بود بحثهای زیادی به راه انداخته. پیشنهاد می کنم نظرات خوانندگان این مطلب (+) را دنبال کنید.

مجید تهرانی عزیز که برایم همیشه بعنوان یک استاد و راهنما بوده و پایه بسیاری از تفکراتم را مدیون راهنمایی های بجای او هستم دیدگاه جالبی را درباره موفقیت شرکتهای ایرانی، شرایط سیاسی و اقتصادی ایران برای رشد و نوع نگاه به آینده مطرح کرده و در انتهای آخرین دیدگاهی که نوشته اشاره کرده به شرکت عصر دانش افزار. نمی دونم چرا در این مدت به فکرم نرسیده بود که درباره عصر دانش افزار بعنوان نمونه یک شرکت ایرانی با بلندپروازی های خاص خودش و شکست سنگینش مطلبی را بنویسم.

اما این مطلب را دنبال کنید فکر می کنم این داستان برای خیلی ها جالب توجه باشد.

سال ۸۰ وقتی در یک شرکت کوچک ۱۴-۱۵ نفره کار می کردم درست در طبقه بالای سالنی که غرفه کوچک و خالی شرکت ما قرار داشت با غرفه بزرگ شرکتی با نام اختصاری ADA برخورد کردم که تمام نفرات حاضر در آن غرفه با ترکیب لباس نارنجی و سفید و بسیار تاثیرگذار (برای آن زمان) به مراجعه کنندگان پاسخ می دادند. در کنار غرفه سمینارهایی درباره ORACLE برگزار می شد و من بعنوان یک تازه کار هیجان کار کردن در این شرکت را داشتم. شاید کمتر از یکسال شرایطی پیش آمد که در این شرکت مشغول بکار شدم و آن رویا حقیقی شده بود.

شرکت در زمانی که من وارد آن شدم نزدیک ۲۰۰ نفر پرسنل داشت و تا سال ۸۳ این تعداد به چیزی حدود ۵۵۰نفر (اگر اشتباه نکنم) رسید و بعد مثل یک حباب که بترکد همه چیز از بین رفت. در طول زمان کار در شرکت، هر روز اخبار و اتفاقات جالبی می افتاد. خرید یک شرکت فعال در زمینه IT در فرانسه. قرارداد همکاری با آلکاتل. طرح ویزای الکترونیکی و اتصال تمام سفارتخانه های ایران به یک شبکه. طرح شهر الکترونیک، دولت الکترونیک و انواع و اقسام پروژه های ملی. حتی خوب بخاطر دارم که کارشناسانی از شرکت Wipro هند که جزو قویترین شرکتهای مشاوره در هند و دارای اعتبار بین المللی است به شرکت آمدند و به همراه مدیران شرکت به وزارت امور خارجه رفتیم تا دموی محصول  ERP شرکت Wipro را که فکر می کنم در دولت هند بکارگرفته شده بود به آقای خرازی وزیر وقت امور خارجه ارائه نماییم. در خبرنامه داخلی شرکت تصویر مدیرعامل در کنار رئیس جمهور و شخصیتهای شناخته شده منتشر میشد. دفتر دوبی شرکت با قدرت کار خود را انجام می داد و قرار بود دفتر هند هم راه اندازی شود.

این حباب هرچقدر بزرگتر می شد ساز و کار اداره آن به شکلی سنتی  و تقریبا بدون نظم به کار خود ادامه می داد تا مدیران شرکت تصمیم به راه اندازی پروژه تغییر (Change) با نام پروژه ۹۰ روز گرفتند. برای این کار سه یا چهار نفر از اساتید ایرانی هاروارد و شخصی که معاون تکنولوژی سیسکو بود و اتفاقا ایرانی بود (اسامی را درست بخاطر ندارم) برای اجرای این پروژه و همانند سازی ADA با شرکتهایی مثل سیسکو و مدلهای موفق سیلیکون ولی به ایران دعوت شدند. سمینارها شروع شد و بنا بر این بود که برای کل پرسنل شرکت، تغییر به یک فرهنگ تبدیل شود تا افراد با خروج از شرایط امن خود ویژگیهای کار در محیط جدید را بپذیرند. نفرات دعوت شده با افراد و گروه های مختلف بحث و گفتگو می کردند و مصاحبه هایی را انجام می دادند تا به یک طرح برای شرکت برسند. بعد از ۹۰ روز شرکت که تا آن زمان پستهای سازمانی با عنوان معاونت نداشت دارای چند پست معاونت شد و ساختار درختی آن کامل تغییر کرد. از دید پرسنل تغییر ساختار درختی مترادف شد با تغییر فیزیکی مکان کار و کار با روسای جدید و بعضا ناشناخته در شرکت. (در آن زمان فکر می کنم پرسنل در ۵ ساختمان مستقر بودند) و این اتفاق بلافاصله بعد از تصویب ساختار سازمانی جدید رخ داد. این ماجرای جابجاییهای اجباری تقریبا باعث شد تا خیلی ها انرژی سمینارهای هماهنگی برای پروژه تغییر را فراموش کنند (از جمله خود من) و دچار یک بهم ریختگی کاری شوند. در این بین ماکت یک ساختمان عجیب و غریب که قرار بود بزرگترین ساختمان فناوری اطلاعات خاور میانه در پارک فناوری پردیس باشد هم در دفتر مدیرعامل خودنمایی می کرد. ساختمانی که اگر هم اکنون از تهران به سمت رودهن حرکت کنید و به پارک فناوری پردیس برسید اسکلت بیضی شکل و نیمه کاره آن را مشاهده خواهید کرد.

پایان پروژه ۹۰ روز آغاز مشکلات بود. یک مدل آمریکایی در یک شرکت که عموم فعالیتهایش بر اساس ارتباطات و حرکتهای سیاسی شکل گرفته بود، به اصطلاح Collapse کرد. بعد از تغییرات شرکت در پرداختهای خود دچار مشکل جدید شد. روابط عمومی شرکت سعی در آرام کردن و ارائه توضیح های قانع کننده به پرسنل بود و افراد  هم انگیزه کار را از دست داده بودند. افرادی که با چشم انداز پیشرفت و کار در بزرگترین شرکت فناوری اطلاعات حداقل خاور میانه وارد این شرکت شده بودند.

بالاخره حباب ترکید و از شرکت ۵۵۰ نفره جز چند نفر و یک ساختمان خاک گرفته و خاطره ای برای ما دوستان عصردانشی که بهترین روزهای کاریمان را تجربه کردیم باقی نماند. روزهایی که در کنار سختیهایش بهترین تجربه های کاری را داشتیم. بعدها شنیدم که یکی از مشاوران پروژه ۹۰ روز از طریق ویدئو کنفرانس در سمینار مدیریت ایران سخنرانی می کرده و ماجرای ADA را تعریف کرده و گفته:

ما با شرکتی روبرو بودیم که ادعا می کرد تب دارد در حالی که سرطان داشت.

پی نوشت:

شاید این مطلب کمی احساسی شد. در هر صورت به مدت ۳ سال، جذابترین دوره کاریم را تجربه کردم. در این مطلب قصد نداشتم که دلایل این شکست را آسیب شناسی کنم اما سعی کردم مهمترین وقایع که باعث شکست این شرکت شد را بازگو کنم. بدون شک همکارانی از گذشته هستند که ممکن است این مطلب را بخوانند و نظراتی داشته باشند.

در دومطلب آینده نگاهی عمیق تر به دلایل شکست خواهم داشت و نظرات خوانندگان را هم تحلیل خواهم کرد.

پست مهمان: درسهایی از شرکت Infosys

۳۱ فروردین ۱۳۸۹ امیر مهرانی ۱۳ دیدگاه

علی نعمتی شهاب

علی نعمتی شهاب دانش‌آموخته مهندسی صنایع و دانشجوی کارشناسی ارشد MBA در دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. وی دارای ۵ سال سابقه فعالیت در حوزه مشاوره مدیریت و به‌ویژه مشاوره مدیریت فناوری اطلاعات است و در چند پروژه ملی مرتبط با توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات در کشور همکاری داشته است.

چند روز پیش خبری دیدم با این‌ عنوان که Infosys با یک قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری فعالیت‌های مربوط به مدیریت IT را در شرکت معظم مایکروسافت به دست گرفت. این خبر بسیار جالب است؛ از این‌ جهت که Infosys به‌عنوان یک شرکت مشاوره فناوری اطلاعات از یک کشور در حال توسعه توانسته است به سطحی از توانایی برسد که شرکتی هم‌چون مایکروسافت فعالیت‌های مربوط به فرایندهای حاکمیت فناوری اطلاعات خود را به آن بسپارد.

Infosys یک شرکت مشاور فناوری اطلاعات هندی است که در سال ۱۹۸۱ و با سرمایه‌ای برابر ۲۵۰ دلار آمریکا تأسیس شده است. درآمد کنونی این شرکت حدود ۴/۸ میلیارد دلار آمریکا است. این شرکت به صورت تخصصی به ارایه خدمات مشاوره فناوری اطلاعات می‌پردازد که از میان آن‌ها می‌توان به مشاوره کسب و کار، حل مسئله به کمک راه‌حل‌های فناوری اطلاعات، طراحی و پیاده‌سازی نرم‌افزارهای کاربردی (Applicationها)، یکپارچه‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی جزیره‌ای سازمان‌ها، نگهداری سیستم‌های اطلاعاتی و ارایه خدمات برون‌سپاری فرایندهای کسب و کار اشاره نمود. (اطلاعات بیش‌تر این‌جا)

آشنایی من با Infosys به شکلی کاملا اتفاقی رخ داد: یک روز که داشتم برای کارم دنبال مطالبی در زمینه معماری سازمانی می‌گشتم به نتایج پیمایش جالب توجه این شرکت در مورد روندهای روز معماری سازمانی در سراسر جهان رسیدم؛ گزارشی بسیار کامل که به خوبی نشان می‌داد که وضعیت روز معماری سازمانی در دنیا به چه شکل است، چه محرک‌هایی باعث آغاز پروژه‌های معماری می‌شوند، تمرکز پروژه‌های معماری بر چه موضوعاتی است، ابزارهای مورد استفاده در پروژه‌ها چیستند و …

اما چیزی که من را به شناخت بیش‌تر Infosys علاقه‌مند کرد، هندی بودن این شرکت بود. این‌که یک شرکت مشاوره در یک کشور در حال توسعه بتواند چنین بستر تحقیقاتی عظیمی را برای بررسی روندهای یک صنعت بزرگ در جهان ایجاد کند و از آن مهم‌تر این‌که این شرکت بتواند اعتماد و اعتبار لازم را برای انجام چنین تحقیقی در سطح بین‌المللی کسب کند، نکته بسیار جالب توجهی بود. همین موضوع انگیزه‌ای شد تا تلاش کنم شناخت بیش‌تری نسبت به Infosys و فعالیت‌های کسب کنم و از هر از چند گاهی به سایت این شرکت برای کسب اطلاع از فعالیت‌ها و نتایج تحقیقاتی آن سر بزنم.

در مورد شرکت Infosys چند نکته بسیار جالب وجود دارد:

۱٫ توجه بسیار زیاد به تحقیق و توسعه به‌عنوان یک عامل حیاتی در رشد یک شرکت مشاوره به‌ویژه در سطح بین‌المللی: تفاوت بسیار زیادی وجود دارد بین این‌که شما به‌عنوان یک مشاور مزیت رقابتی‌تان را خودتان تولید کنید تا این‌که حداکثر ترکیب مناسبی از نتایج تحقیقات و تجارب دیگران ارایه دهید. Infosys امروز می‌تواند در سطح جهانی رقابت کند؛ چرا که خودش را محدود به مدل‌ها و مفاهیم مطرح در کتاب‌ها و مقالات نکرده است.

۲٫ Infosys سبد بسیار کاملی از محصولات را ارایه می‌دهد: این یکی بسیار نکته مهمی است. Infosys از یک سو خدمات مشاوره کسب و کار و مدیریت فناوری را ارایه می‌کند و از سوی دیگر، راه‌حل‌های تکنولوژیک متناسب آن‌ها را طراحی و پیاده‌سازی می‌کند. این مزیت رقابتی به شدت این شرکت را از شرکت‌های رقیب متمایز می‌کند؛ چرا که اغلب شرکت‌‌های فعال در صنعت فناوری اطلاعات یا صرفا مشاور هستند و یا صرفا کدنویس. تجربه شخصی من نشان‌دهنده وجود یک فاصله قابل تأمل میان دیدگاه‌های این دو گروه شرکت‌ها نسبت به ماهیت مسائل پیش‌روی سازمان‌ها و چگونگی حل آن‌ها با استفاده از قابلیت‌های فناوری اطلاعات (IT Capabilities) است. Infosys برای متمایز کردن خود درست روی این شکاف دست گذاشته و آن را پر کرده است!

۳٫ Infosys خودش را محدود به بازار داخلی نکرده است: هر چند شاید الگوگیری از این رویکرد در اقتصاد بسته ایران چندان آسان نباشد؛ اما در هر حال این موضوع که Infosys خود را محدود به بازار داخلی کشور خود نکرده و برای ورود به بازارهای جدید تلاش کرده است، موضوعی قابل تأمل است. Infosys با این کار هم تجارب جدیدی را در یک محیط اقتصادی پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر کسب کرده (چون طبعا با مشکلات و چالش‌های جدیدی در این محیط جدید مواجه شده است) و در عین حال بر مبنای رقابت شدید موجود در محیط بین‌المللی، بیش از پیش به لزوم توجه به دو عامل اول به‌عنوان مهم‌ترین ابزار بقای خود پی برده است. ضمن این‌که همکاری با شرکت‌های معتبر بین‌المللی و درس گرفتن و الگو گرفتن از شیوه‌های کاری، متدولوژی‌ها و ابزارهای مورد استفاده آن‌ها نیز قطعا تأثیر بسیار زیادی بر توسعه این شرکت داشته است (اگر در ایران کار مشاوره کرده باشید و در همان حوزه کاری‌تان نمونه‌های کار شرکت‌های مشاوره خارجی را دیده باشید درک می‌کنید منظورم چیست!)

Infosys با این ویژگی‌ها یک نمونه بسیار قابل تأمل برای فعالان صنعت مشاوره فناوری اطلاعات در ایران است؛ این‌که شرکتی با سرمایه اولیه ۲۵۰ دلار آمریکا ظرف ۲۰ سال به چنین غولی تبدیل شود می‌تواند درس‌های بسیار زیادی را ـ در مورد این‌که چگونه یک شرکت مشاوره IT را بنا نهیم و آن را توسعه دهیم ـ برای ما در بر داشته باشد. خوشحال می‌شوم که نظرات شما را نیز در مورد درس‌هایی که می‌توان از مطالعه شرکت‌هایی چون Infosys به دست آورد بدانم.

سیاستهای دسترسی به اینترنت در شرکتهای ایرانی

۲۹ فروردین ۱۳۸۹ امیر مهرانی بدون دیدگاه

در مطلب قبل درباره سیاستهایی که شرکتهای خارجی در خصوص دسترسی به سوشیال نتورکها اتخاذ می کنند توضیح دادم. اما حقیقت اینه که در شرکتهای ایرانی ما یک پله عقب تر قرار داریم و مسئله دسترسی یا عدم دسترسی به سایتهای خاص نیست. بلکه مسئله دسترسی به خود اینترنت است.

با توجه به قوانین اینترنتی در ایران، مدیران ایرانی به هیچ عنوان نیاز نیست دغدغه این مسئله را داشته باشند که کیفیت کار کارکنانشان به دلیل صرف وقت در سایتهای خاصی افت کند. افراد دیگر این موضوع را زودتر فهمیده اند و کلن صورت مسئله در این باره در شرکتهای ایرانی پاک شده.

اما آنچه که باعث می شود تا شرکتهای ایرانی سیاستهای محدود کننده در خصوص استفاده از اینترنت برای کارکنانشان وضع کنند به نظر من می تواند شامل دلایل زیر باشد:

  • اینترنت در بسیاری از شرایط مفهومی تزئینی دارد تا کاربردی
  • بسیاری از کسب و کارهای ایرانی وابستگی به بستر اینترنت ندارند
  • هزینه پهنای باند در ایران نسبت به دیگر کشورها گران تر است
  • از آنجا که دسترسی به اینترنت با کیفیت مطلوب در ایران در اختیار همه افراد نیست پس افراد بیشتر ترغیب خواهند شد تا بخش عمده کارهای شخصی خود را در محل کار خود انجام بدهند. در نتیجه میزان بهم خوردن تمرکز و اتلاف وقت کاری در ایران به نسبت دیگر کشورها بالا می رود.

اگرچه در شرکتهای خارجی دسترسی آزاد به سوشیال نتورکها ممکن است معیار انتخاب کار باشد، در ایران دسترسی به اینترنت یک معیار است. بخصوص برای کارشناسان فنی که در زمینه IT کار می کنند.

وضعیت دسترسی به اینترنت در محل کار شما چطور است؟ آیا دسترسی تمام وقت دارید؟ آیا در ساعات خاصی به اینترنت دسترسی دارید؟ آیا قوانینی خاصی برای دسترسی به اینترنت در محل کار شما وضع شده؟

پی نوشت:

  • شما می توانید در نظر سنجی درباره نحوه دسترسی به اینترنت در محل کار خود که در سایت قرار دارد شرکت کنید.