بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مدیریت’

Technophobia – ترس از تکنولوژی

Illustration from the frontispiece of the 1831 edition by Theodor von Holst

Illustration from the frontispiece of the Frankstein 1831 edition by Theodor von Holst

ترسهای معمولی وجود دارند که همه ما آنها را می شناسیم و ممکن است حتی خودمان دچارش باشیم. ترس از تاریکی، ارتفاع، هواپیما (که با این وضعیت نقش عزرائیل رو بخوبی بازی می کنه) و… به این لیست ترس از تکنولوژی را نیز اضافه کنید. ترس از تکنولوژی، ترس استفاده از ابزارهایی مثل کامپیوتر است که در افراد شکل می گیرد. اما مسئله Technophobia دامنه ای گسترده تر از افراد را در برمی گیرد و در سطح جامعه مطرح می شود. معمولا ترس از تکنولوژی تقابل استفاده از تکنولوژی و باورهاست. نمونه این موضوع را در بروکراسی اداری ایران می توانید ببینید که بسیاری از کاغذ بازی ها ناشی از باورهایی مثل احراز هویت یا باور وجود تصویر امضا روی نامه هاست.

Technophobia از زمان انقلاب صنعتی ظهور کرده و خیلی هم جدید نیست. شاید در آن زمان که ماشینها جایگزین نیروی انسانی می شدند این نوع ترس و نگرانی بیشتر در سطح جوامع مشهود بوده. این نوع نگرش در واقع مهمترین عاملی است که تا کنون باقی مانده است. بعنوان مثال ترس از تکنولوژی در شرایطی ممکن است رخ دهد که شخص توانایی هماهنگ سازی خودش را با تکنولوژی نداشته باشد. اما در شرایطی که افراد در یک سازمان و یا در یک جامعه احساس خطر کنند که قابلیتهای تکنولوژی ممکن است نتیجه اش از کاربی کار شدن آنها باشد، مقاومت سازمانی شکل می گیرد. این دو نمونه در حال حاضر در جامعه ما بسیار شایع است. بسیاری از افراد در سازمانها در مقابل سیستمهای جدید مقاومت می کنند و از پذیرش آن سرباز می زنند.

اما Technophobia راهش را به هنر هم باز کرده و بسیاری از هنرمندان در این خصوص آثاری را خلق کرده اند. شاید اولین اثر در این زمینه رمان فرانکشتاین اثر ماری شلی باشد که در سال ۱۸۳۱ منتشر شده.  فیلمهای متروپلیس اثر فریتز لنگ و عصر جدید اثر چارلی چاپلین هم نمونه های دیگری در این زمینه هستند. از فیلمهای جدیدتر در این زمینه هم  می توان به i-Robot، سه گانه ماتریکس و انیمیشن Wall -E اشاره کرد.

*منبع این مطلب ویکی پدیا بوده که بصورت خلاصه اینجا آورده ام.

  • Share/Bookmark

مدیران ارشد و تکنولوژی

امروز جلسه ای با مدیرعامل یک مجموعه بزرگ در صنعت برق داشتم که باعث شد بسیار هیجان زده بشم. با احترام به تمام مدیران باید این نکته را عرض کنم که سطح آشنایی مدیران با تکنولوژی چیزی نزدیک به صفر است. بخصوص اگر صنعت مورد مدیریت ارتباطی به دنیای کامپیوتر و نرم افزار و سخت افزار نداشته باشد. که چه بسا مدیران IT هم دیده شده که به مرور زمان اصطلاحاتی را یاد گرفته اند و با همانها کارشان را پیش می برند. (البته این موضوع را در اندازه تجربیات خودم می گم و ممکنه که تجربه من محدود باشه اما خوب گاهی شده تصویری ببینی که مدیر ماوس را دو دستی حرکت می دهد.)

یکی از بزرگترین مشکلات همیشه این است که بخواهی یک نرم افزار را یا بطور کلی یک خدمت مبتنی بر IT را به یک شرکت که مدیر ارشدش آشنایی با کامپیوتر ندارد بفروشی. اینجا باید از تاریخچه چرتکه و سیر تکاملش تا کامپیوترهای لامپی و … را بگویی و با هزار مثال و نمونه سازی توضیح بدهی که دقیقا محصول خودتان چطور دوای درد مدیر است. به همین دلیله که وقتی با مدیری برخورد می کنی که یک مجموعه ۸۰۰-۹۰۰ نفری را اداره می کند و نه تنها تکنولوژی را می شناسد بلکه عقیده دارد که در دوره فعلی کارکنانی که مدام در حال حرکت هستند باید تبدیل شوند به Mobile Users . و بعد در طول جلسه صدای آلارم های Outlook را که یا ایمیل می رسید یا آلارم یادآوری تقویم بود را می شنیدی. بعد که کار می رسه به شیرپوینت می بینی شیرپوینت را بهتر از خودت از دیدگاه مدیریتی می شناسد. چنین شرایطی هیجانی شدن هم داره از بس که ندیدی یه مدیر ارشد امکانات موبالش را درک کنه و حداقل بدونه فعالیتها و جلساتش را می تونه تو Outlook تنظیم کنه. حالا نکته جالب اینجاست که خیلی از مدیرها هم هستند که پسوردشان دست منشی است. مثلا محصول را دمو می کنی و بعد از آن منشی همه کارها را انجام خواهد داد. مدیر فرصت استفاده از کامپیوتر را ندارد اگرچه کامل ترین ست پی سی را می توانی در اتاق مدیر پیدا کنی. البته این مشکل شاید بیشتر برای مدیران قدیمی پیش بیاید. افرادی که عادت به انجام کار به شیوه سنتی دارند که ایرادی هم به این گروه وارد نیست. به طور قطع هم بخش عمده این مشکلات با حصور نسل جوانتر مدیران حذف خواهد شد کما اینکه اکنون مدیران جوان تر را می شود دید که همیشه لپ تاپشان همراهشان است.

اما نکته ای که در این جلسه نظرم را جلب کرد ویژگی های شخص مدیر مذکور بود. فردی با دقت و با ایده یادگیری. آنقدر به جایگاه کاری خودش اشراف داشت و شرح وظایفش را درست می دانست که بخوبی می توانست ابزارهای مورد نیازش برای رسیدن به اهدافش را شناسایی کند. نقاط قوت و ضعف سازمان را بخوبی می شناخت. این مسئله ای است که شاید در بسیاری از سازمانها وجود نداشته باشد و آن اینکه مدیر نمی داند کجای سازمانش درد می کند و حتی بدتر اینکه گاهی فکر می کند تب دارد در حالیکه سلولهای سرطانی در تمام سازمان پخش شده اند.

  • Share/Bookmark

پیش بینی هایی برای شرایط کار در سال ۲۰۱۰

بحران اقتصادی سال ۲۰۰۹ باعث شد تا شرکتهای بسیاری برای کاهش هزینه ها کارمندان خود را اخراج نمایند. اما راه حل مسئله کاهش هزینه ها تنها اخراج نیروی کار نیست. شرکتها برای مدیریت بهینه هزینه ها سعی می کنند تا زمان کار کارمندان خود را بهینه کنند. اتخاذ چنین استراتژی از جانب شرکتها بصورت طبیعی باعث می شود تا افرادی که جویای کار هستند نیز تصمیماتی برای حفظ حاشیه امنیت کاری خود بگیرند. پنج مورد زیر، نکاتی است که در سایت Harvard Business Review بعنوان پیش بینی شرایط کار در سال ۲۰۱۰ مطرح شده است:

۱- دو شغله بودن : با توجه با شرایط پیش آمده در سال ۲۰۰۹ و ناپایداری شرایط کاری، افراد تصمیم می گیرند تا در بیش از یک شغل فعال شوند. این شرایط افراد را از مزایای کار ثابت در یک شرکت محروم می کند اما افراد ترجیح خواهند داد تا پشتیبانی برای کار خود داشته باشند. چنین شرایطی برای کسانی که در شغلهای دانش محور فعال هستند بیشتر رخ خواهد داد . چنین افرادی بیشتر به سمت کارآفرینی خواهند رفت.

۲- کاهش زمان کار : با توجه به رشد امکانات ارتباطی و چند ملیتی بودن بسیاری از شرکتها، مفهوم ساعت کار و محل کار نسبت به سالهای گذشته کم رنگ تر شده است. از طرفی چند شغله شدن افراد باعث خواهد شد تا متوسط زمان کاری که یک نفر برای یک شرکت صرف می کند کاهش یابد.

۳- افزایش رقابت و اهمیت تواناییهای انسانی : برای موفق بودن و حفظ جایگاه کاری در سازمان، مدیران بیشتر به تواناییهای اضافه کارمندان توجه خواهند کرد. انجام کار بصورت یکنواخت و محدود توسط کارمندان در شرکتها مورد پسند مدیران نیست و افرادی که تواناییهای همکاری تیمی، مشارکت و خلاقیت بالا خواهند داشت می توانند در تصاحب موقعیتهای کاری و یا تثبیت جایگاه کاری خود موفق تر باشند.

۴- ترکیبهای کاری متنوع : پیش بینی می شود از سال ۲۰۱۰ شکل کار شرکتها و کارمندان تنوع بیشتری خواهد داشت و شرکتها از شرایط سنتی استخدام نیروی کار عبور خواهند کرد. این تنوع بسته به توع تخصص، خصیصه های کاری کارمندان و نگرش مدیران متفاوت خواهد بود. در سال ۲۰۱۰ فضاهای کاری مجازی بیشتر مورد اقبال شرکتها خواهد بود.

۵- تشکیل جوامع درون سازمانی مشارکتی کارکنان : تاکنون شرکتها الگوهای مشخص برای تعریف قوانین کار داشته اند و کارکنان در هر شرکتی ملزم به پذیرش این قوانین بودند. اما سال ۲۰۱۰ سالی خواهد بود که قوانین کاری بیشتر بر اساس ویژگی های افراد تعریف می شود. در چنین شرایطی افراد در جوامع اطلاعاتی درون سازمانی (شبکه های اجتماعی درون سازمانی) می توانند نظرات و پیشنهادات خود را به اشتراک بگذارند و از این طریق انتخابهای بیشتری برای ایجاد شرایط بهینه کاری در اختیار داشته باشند.

  • Share/Bookmark

آیا باید شرکت خودمان را داشته باشیم؟

خیلی وقتها پیش میاد که از خودم می پرسم آیا اینکه شرکت تاسیس کردم و خواستم که برای خودم کار کنم تصمیم درستی بوده یا نه؟ از خودم می پرسم آیا انجام اینکار ارزش تحمل این همه فشار را داشته یا نه؟

سوال امین محمودیان در گوگل ویو باعث شد تا این مطلب را بنویسم. موضوع تاسیس شرکت برای کسانی که در زمینه IT فعالیت می کنند شاید بیشتر از رشته های دیگه مطرح باشه چراکه با امکانات به نسبت کم هم می توان پروژه های نرم افزاری انجام داد و البته کسب توانایی فنی باعث می شه تا وسوسه تاسیس شرکت افزایش پیدا کند. اما موضوع شرکت داری ورای تواناییهای فنی و انجام پروژه هاست. نکات زیر مواردی است که به نظرم رسیده و برای کسانی مناسب است که تصمیم دارند که اکنون یا در آینده شرکت تاسیس کنند و باید آنها را مد نظر قرار دهند.

۱- آیا شما کار آفرین هستید؟ این سوال را باید در ابتدای کار از خودتان بپرسید. منظورم از کارآفرینی آنچه که امروزه در جامعه با تعریف شده و برایش رشته دانشگاهی هم تشکیل شده نیست. کارآفرینی یک روحیه است. افراد کارآفرین همیشه برنامه های بلند مدت دارند و می توانند راه کارهای خلاقانه برای مسائل روزمره بدست آورند. افراد کارآفرین توانایی فعالیتها تیمی بالا دارند و می توانند افراد را در رسیدن به اهداف مورد نظر هدایت کنند.

۲- آیا شما فروشنده خوبی هستید؟ برای تاسیس شرکت مهمتر از محصولات و خدماتش وجود مشتریان است. شما اگر یک لیست از مشتریان بالقوه داشته باشید و اگر فروشنده باشید هر چیزی را می توانید بفروشید. چه محصولات نرم افزاری باشد چه لوازم آرایشی و بهداشتی. توانایی فروش یک علم است که باید فراگرفته شود.

۳- آیا شما با مفاهیم مدیریت مالی آشنا هستید؟ چقدر می توانید منابع مالی موجود را کنترل کنید؟ چطور می توانید متوجه شوید که در کار خود سود می کنید یا ضرر؟ داشتن دانش مالی در تصمیم گیری به شما کمک می کند. خرید یک میز با یک کامپیوتر شاید امری ساده باشد اما اگر با مفاهیم مدیریت مالی آشنا باشید می توانید تصمیم بگیرید که بهترین زمان و بهترین شیوه تهیه این ملزومات چه موقع و چگونه است.

۴- آیا ارتباطات قوی دارید؟ طبیعی است که در بدو تاسیس یک شرکت مشتریان اولیه شما از دایره افرادی خواهند بود که با شما آشنایی دارند. پس هرچقدر این دایره ارتباطات قوی تر باشد امکان سپری کردن دوران اولیه شرکت داری آسان تر خواهد بود. (البته در کشور ما پس از طی دوران اولیه شرکت داری که دوران سختی است کماکان ارتباطات است که مسیر پیشرفت شرکت را باز می کند.)

۵- چقدر در کار خود تجربه دارید؟ در فرهنگ کسب و کار سنتی ما اینطور است که شخصی که قرار است وارد بازار شود، فعالیت خود را از پایین ترین سطوح (پادویی) آغاز می کند. آشنایی با انواع تکنولوژی ها و حرفه ای بودن در کار یک بخش است. داشتن تجربه کار در شرایط گوناگون و آشنا شدن با چم و خم کار یک بخش دیگر. شرکت داری هم به همین گونه است. بهتر است مسیر مستقل شدن از پادویی شروع شود. تنها در این شرایط است که شما می توانید با آگاهی کامل مطلع شوید که خون چطور در رگهای شرکتتان می چرخد. عدم آگاهی از شرایط کار باعث می شود شرایط کار کارشناس را درک نکنید. حرف مشتری را نفهمید. نیاز بازار را اشتباه تشخیص دهید و در نهایت به این نتیجه برسید که شما فقط یک محل فیزیکی با یک عنوان در اختیار دارید و دیگر هیچ.

۶- چند سالتان است؟ مسئله سن یک حقیقت است. مدیران و مشتریان علاقه دارند که با افراد جا افتاده کار کنند و بتوانند بصورت کاملا حرفه ای ارتباط برقرار کنند. معمولا قرار گرفتن یک مدیر عامل بسیار جوان در راس شرکت باعث می شود تا بخشی از اعتبار شرکت از بین برود. (البته این حرف همیشه صادق نیست اما می تواند موردی تاثیر گذار باشد.) به همین دلیل اگر زیر ۳۰ سال هستید تاسیس شرکت را توصیه نمی کنم. هرچقدر که شما به عنوان یک کارشناس خبره جوان دارای اعتبار باشید، بعنوان یک مدیر عامل اعتبار نخواهید داشت. (باز هم تاکید می کنم که این نکته همیشه صادق نیست و افرادی هستند و یا کسب و کارهایی هستند که موضوع سن در آنها اهمیت چندانی ندارند.)

۷- چقدر از رهبری و مدیریت می دانید؟ شرکت داری یعنی مدیریت کردن منابع. منابع مالی و انسانی. پس آگاهی از مفاهیم مدیریتی در بخشها و موضوعات مختلف یک الزام بی چون و چراست. اگر شما توان مدیریت نداشته باشید خیلی زود از صحنه شرکت خود حذف خواهید شد.

۸- آیا شرایط اقتصادی را سنجیده اید؟ بدون شک شرایط تاسیس یک شرکت وابسته به شرایط اقتصادی است. عدم آگاهی از شرایط اقتصادی برای شروع کسب و کار جدید شما را با چالش جدی در پوشش هزینه های ثابت مواجه خواهد کرد. قبل از شروع کار باید بخوبی از شرایط اقتصادی جامعه آگاه شد.

واضح است که غیر از مواردی که من اینجا نوشته ام بسیار موارد دیگر هم وجود دارند که باید آنها را مد نظر داشت. فعلا همین ها به ذهنم آمد.

  • Share/Bookmark

شرکتهای ایرانی و بلاگ سازمانی

از هفته قبل شروع کردم به تحقیق و بررسی درباره شرکتهایی که بلاگ سازمانی دارند. برعکس بسیاری از شرکتهای خارجی که اکنون حداقل دارای یک وبلاگ هستند شرکت ایرانی را پیدا نکردم که درباره محصولات و خدماتش بلاگ داشته باشد. در حال حاضر تنها دو شرکت را می شناسم که دارای بلاگ هستند. شرکت رادمان که من افتخار آشنایی نزدیک با این مجموعه را ندارم. و شرکت آقای آواژ (بنا به گفته خود آقای آواژ که گاهی بهساد را آواژ می گویند). هدفم از اینکه گفتم شرکت آواژ این بود که بیشتر مشخص کنم که این نوع بلاگ نویسی در همین دو شرکت بیشتر وابسته به تفکر افراد و گردانندگان شرکت است و بخشی از استراتژی ارتباطی شرکت نیست.(یا شاید نبوده و اکنون باشد).

موار دیگری که در این زمینه وجود داشته وبلاگ شرکتی نبوده بلکه اعضا و یا مدیران شرکتهایی هستند که بلاگ شخصی دارند مثل بلاگ آقای غانم زاده. بعضی از شرکتها که بیشتر در زمینه فروش محصولات فعال هستند هم از سرویسهای رایگان بلاگ بعنوان سایت شرکتی یا بلاگ استفاده می کنند. به نظرم استفاده از سرویسهای بلاگ رایگان برای بلاگهای شرکتی یک اشتباه استراتژیک است. چراکه بجای هدایت ترافیک مورد نظر به سایت شرکت برای معرفی هرچه بهتر محصولات و خدمات تمام این ترافیک (دارایی) به سمت سایتهای دیگر می رود.

به نظرم نوشتن بلاگ سازمانی اگر بتواند نمایانگر فرهنگ و طرز فکر سازمان باشد و به افراد کمک کند تا در حوزه های مرتبط به فعالیت شرکت اطلاعات بروز مفید کسب نمایند، در ناخودآگاه مشتریان تاثیر مثبت برای انتخاب خواهد داشت.

پی نوشت:

  • از آقای آواژ بخاطر همفکری و کمک در رابطه با موضوع بلاگ شرکتها تشکر می کنم.
  • این مطلب را خیلی با عجله نوشته ام و فکر می کنم خیلی جسته گریخته شد. از آنجایی که دو پروژه در همین رابطه در دست دارم (و امیدوارم به نتیجه برسد) سعی می کنم در این خصوص بیشتر مطلب بنویسم.
  • در صورتیکه بلاگی در رابطه با موضوع این مطلب می شناسید لطفا آن را معرفی کنید.
  • Share/Bookmark

ماتریس مدیریت زمان

در مطلب قبلی “۷ نکته کاربردی برای مدیریت زمان” توضیح دادم که در خصوص اولویت بندی فعالیتها مطلب اختصاصی خواهم نوشت. در این مطلب ماتریس مدیریت زمان را معرفی می کنم. ماتریس مدیریت زمان توسط استفان کاوی در کتاب First Things First مطرح شده و کاربرد مناسبی برای مدیریت و اولویت بندی فعالیتها داره. بخاطر شکل این ماتریس شما می توانید آن را روی یک مقوا داشته باشید و از Stick Note بر روی آن استفاده کنید یا بر روی یک برگ کاغذ آن را بکشید و با مداد محتویاتش را پر کنید و یا حتی آن را در Excel داشته باشید.

شکل زیر ماتریس مدیریت زمان است (برای مشاهده تصویر بزرگ روی عکس کلیک کنید):

  • بخش یک: تمام فعالیتهایی که در زمان مشخص باید انجام شوند در این قسمت قرار می گیرند.
  • بخش دو: 

    فعالیتهای مهمی که انجامشان الزامیست اما در زمان کوتاه انجام نمی شوند و بیشتر زمانبندی بلندتری دارند.

  • بخش سه: 

    فعالیتهایی که خیلی اهمیتی ندارند اما شما نقشی در بوجود آمدنشان ندارید و باید بتوانید مدیریتشان کنید در غیر اینصورت تبدیل به دامی برای از بین بردن زمان شما خواهند شد.

  • بخش چهار: 

    فعالیتهای بیهوده ایست که خود فرد خودش را درگیر آنها می کند و زمانش را از بین می برد. بخشی از عادات منفی می تواند در این قسمت قرار گیرد.

  • Share/Bookmark

یک جدول SWOT ساده بسازید

تحلیل SWOT مخفف Strenght، Weakness، Opportunities و Threats تکنیکی است که به شما کمک می کند تا نقاط قوت، ضعف، موقعیتها و تهدیدها را در خصوص هدفی مشخص تعیین کنید. تحلیل SWOT معمولا در تصمیم گیری های استراتژیک کاربرد دارد اما می تواند علاوه بر کاربرد در برنامه ریزی برای اهداف تجاری و شرکتی در برنامه ریزی اهداف شخصی نیز کاربرد داشته باشد. دراین باره می توانید مطلب نقشه ذهنی اهداف خود را ترسیم کنید! را بخوانید.

برای ترسیم جدول SWOT معمولا یک برگ کاغذ را به چهار قسمت تقسیم می کنند و در هر بخش یکی از مواردی که در ابتدای مطلب ذکر کردم را می نویسند. اما در شرایطی ممکن است برای اهداف میان مدت یا بند مدت لازم باشد تا تحلیل SWOT جلوی شما باشد و با پیشرفت فعالیتها نقاط ضعف به قدرت و تهدیدها به فرصتها تبدیل شود. بنابراین شما نیاز خواهید داشت تا این جدول را بروز رسانی کنید. بجای نوشتن مجدد جدول می توانید از این روش استفاده کنید:

۱- یک مقوای بزرگ را به چهار قسمت تقسیم کنید.

۲- بالای مقوا ابتدا بنویسید نقاط قوت و روبرویش بنویسید نقاط ضعف.

۳- پایین مقوا فرصتها و روبرویش تهدیدها.

۴- چهاررنگ مختلف از کاغذ چسب دار (Stick) انتخاب نمایید. من از رنگ سبز برای نقاط قوت، از رنگ نارنجی برای نقاط ضعف، از رنگ صورتی برای فرصتها و از رنگ زرد برای تهدیدها استفاده می کنم.

۵- موارد مرتبط با نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها را بر روی کاغذها بنویسید و آنها را در بخش مربوطه بچسبانید.

۶- هرگاه که لازم باشد می توانید یک برچسب جدید به قسمت مورد نظر اضافه کنید و هرگاه که وضعیت یک برچسب تغییر کرد می توانید آن را منتقل نمایید. مثلا یک نقطه ضعف تبدیل شود به نقطه قوت. مزیت این کار این است که علاوه بر اینکه شما همیشه برای اعمال تغییرات دستتان باز است، به دلیل تمایز رنگ می توانید تغییرات در رسیدن به هدف خود را همیشه دنبال کنید.

۷- جدولتان را به دیوار بچسبانید.

نتیجه کارتان باید چیزی شبیه به این عکس باشد:

اگر که ایده های برای طراحی جدول SWOT دارید می توانید در بخش نظرات آن را مطرح کنید.

  • Share/Bookmark