بایگانی

بایگانی نویسنده

چه کسی در بلاگ شرکت می نویسد؟

قسمت اول: چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

اینکه چه کسی بلاگ شرکت را بروز خواهد کرد مسئله مهمی است. بسته به اندازه شرکت این شرایط متفاوت خواهد بود.

۱- شرکتهای کوچک: در شرکتهای کوچک که به طور معمول، توسط یک یا دو نفر تاسیس می شود، صاحبان اصلی همان بلاگرهای شرکت هستند. این بلاگها بیشتر بصورت یک بلاگ شخصی معرفی می شود. از این طریق، خواننده با مدیر شرکت، عقاید شخصی و گاه درد و دلهایش آشنا می شود. همچنین بلاگهای شرکتهای کوچک می تواند بهترین نقطه برای اطلاع رسانی درباره محصولات و خدمات باشد.

۲- شرکتهای متوسط: در شرکتهای متوسط در صورت وجود دپارتمان روابط عمومی، معمولا این واحد است که بر روی موضوعهایی که باید نوشته شود تصمیم گیری می کند و سیاست گذاری می کند. اما در صورتیکه چنین واحدی وجود نداشته باشد، کماکان مدیران شرکت و چند نفری از پرسنل اقدام به نوشتن بلاگ می کنند. در این شرایط مدیران دیگاه های خود در مورد بازار و خدمات و محصولات را ارائه می کنند و پرسنل از تجربیات برخورد با مشتریان، تجربیات فنی و قابلیتهای محصولات و خدمات خواهند نوشت.

۳- شرکتهای بزرگ: در شرکتهای بزرگ، بلاگ سازمانی و مطالبش به اندازه انتشار خبر در روزنامه ها و دیگر رسانه ها اهمیت خواهد داشت. بنابراین باید گروهی مشخص بر اساس سیاستی مدون اقدام به انتشار مطالب کنند. در چنین شرکتهایی گستره فعالیت آنلاین فراتر از بلاگ سازمانی خواهد بود و به بلاگ بعنوان یک ابزار نگاه می شود. در چنین مجموعه هایی پست سازمانی با عنوان Community Manager ایجاد می شود که مسئولیت نظارت و برنامه ریزی فعالیتهای آنلاین شرکت زیر نظر این شخص انجام می شود. در شرکتهای بزرگ ممکن است مدیران هم بلاگ شخصی داشته باشند که چنین بلاگهایی دیدگاه های مدیریتی شرکت را منتقل می کند و بلاگ اصلی سازمان درباره محصولات و خدمات مطلب منتشر خواهد کرد. شرکتهای بزرگ ممکن است بیش از یک بلاگ داشته باشند.

اما درباره بلاگ سازمانی سیاست گذاری امری بسیار مهم و حیاتی است. با توجه به اینکه بلاگ می تواند در طول زمان مخاطبین زیادی را به خود جلب کند، انتشار یک مطلب نامناسب ممکن است به اعتبار شرکت لطمه بزند. بنابراین افراد باید موظف باشند تا طبق قوانین شرکت در بلاگ سازمانی مطلب منتشر نمایند.

  • Share/Bookmark

چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟

بلاگ سازمانی

بلاگ سازمانی

پیشتر مطلبی با عنوان شرکتهای ایرانی و بلاگ سازمانی نوشته بودم و گفته بودم که به مقوله بلاگ سازمانی بیشتر خواهم پرداخت. این سری از مطالب به ارزشهای داشتن بلاگ سازمانی و نحوه مدیریت آن خواهد پرداخت. بدون هیچ توضیح اضافه دیگری مهمترین دلایل وجود یک بلاگ سازمانی را توضیح می دهم. این مجموعه دلایل شامل نظرات خودم به همراه نطراتی است که در دیگر بلاگها و سایتها یافته ام.

۱- وجود بلاگ یعنی ترافیک بیشتر: اگر بخواهید راجع به محصولات و خدمات مرتبط با شرکتتان در اینترنت تبلیغ کنید بدون شک ساخت یک بلاگ بهترین ابزار است. معمولا سایتهای شرکتها به جز قسمت اخبار، از صفحات با مطالب ثابت تشکیل شده اند. یک بلاگ بصورت یک سیستم مدیریت محتوا فعالیت نموده و با ورود مطالب و اضافه شدن کلمات کلیدی، دسته بندی ها و برچسبها باعث می شود تا مخاطب بیشتری از طریق موتورهای جستجو به بلاگ و در نهایت به سایت شرکت وارد شوند.

۲- بلاگ، شرکت شما را پیشرو نمایش می دهد: نوشتن در حوزه تخصصی فعالیت شرکت باعث می شود تا مجموعه شما به شکل یک شرکت فعال در حوزه تخصصی خود نمایش داده شود. مشتریان پیشین شما دوباره به شما اعتماد می کنند چرا که شما را پیشرو در زمینه کاری مربوط می یابند و مشتریان جدید اعتمادشان جلب می شود چرا که مطمئن می شوند گروهی فعال در شرکت وجود دارد که دانش شرکت را بروز نگه می دارد.

۳- بلاگ سازمانی جایگزین رسانه های سنتی: بدون شک یکی از دلایل اصلی وجود واحد روابط عمومی در سازمانها برقراری ارتباط با رسانه های مختلف است. ایجاد یک بلاگ بعنوان رسانه ای عمل خواهد کرد که با هزینه کمتر و در زمان کوتاه تر می تواند اتفاقات مربوط به شرکت را منتشر کند. چنین امکانی بخصوص برای شرکتهای کوچک و یا متوسط که ممکن است مجموعه کاملی بعنوان دپارتمان روابط عمومی در اختیار نداشته باشند می تواند مفید باشد.

۴- مشارکت مشتریان و مخاطبین: وقتی در بلاگ سازمانی مطلبی منتشر می کنید، خوانندگان و مشتریان را دعوت به نظر دهی می نمایید. از این روش می توانید استفاده کنید و عقاید افراد را درباره نحوه عملکرد شرکت، خدمات و محصولات بدست بیاورید و با ارائه پاسخ به آنها روابط بهتری برقرار کنید.

۵- شخصیت شرکت شما: وجود بلاگ سازمانی کمک می کند تا رابطه شرکت شما با مخاطبین خود از شکلی رسمی و قانونی به شکلی انسانی تبدیل شود. انتشار باورها، افکار و عقاید شرکت باعث می شود تا افراد هویت انسانی را در شرکت شما بازیابند و از این طریق روابط بهتری با شرکت برقرار کنند.

اگر موارد دیگری به ذهنتان می رسد اضافه کنید…

  • Share/Bookmark

چرا باید کتاب نوشت؟

ست گودین

ست گودین

این مطلب برگردان و خلاصه ای است از مطلبی با همین عنوان که ست گودین در بلاگش نوشته است. ست گودین یکی از نویسنده های مشهور در زمینه بازاریابی است که کتابهایش جزو عنوانهای پرفروش در دنیا بوده است. همچنین وی در لیست ۲۵ ستاره مشهور اینترنت که از سوی مجله فوربس اعلام می شود در سال ۲۰۰۷ قرار داشته است.

مطلب را که دیدم متوجه شدم که این سوالی است که مدتها ذهن من را مشغول کرده. چرا باید کتاب نوشت؟ آیا مطالبی که می خواهیم بنویسیم را نمی توانیم در بلاگ و یا سایتهای مرتبط منتشر کنیم و خواننده بیشتری از کتاب جذب کنیم در حالیکه بسیار کم هزینه و آسان خواهد بود؟ ست گودین به این سوال اینطور پاسخ داده:

اگر تا کنون کتاب ننوشته اید (غیر از کتابهای ادبی) دلایل زیادی برای این کار وجود دارد. این کار افکارتان را متمرکز می کند. این کار پروژه ای بزرگ است که نیاز به توجه کامل دارد. اما وقتی که کتابی نوشتید معلوم نیست که این کتاب ارزش انتشار داشته باشد یا نه. بعد از گذر از این مرحله چیزی نزدیک به یکسال زمان نیاز خواهید داشت. افراد زیادی را باید ملاقات کنید. باید نسخه های زیادی چاپ کنید به نقاط زیای بفرستید. باید فریاد بزنید و امیدوار باشید که مردم صدای شما را خواهند شنید، تصمیم بگیرند که این کتاب ارزش پیگیری دارد، آن را بخوانند و به دیگران پیشنهاد دهند.

با توجه به این شرایط آیا راحت تر نیست که یک بلاگ داشته باشیم؟ یا یک نسخه PDF از نوشته درست کنیم و در اینترنت پخشش کنیم؟

بعضی از کتابهای من کوتاه نبوده اند. یکی از کتابهایم کمتر از ۱۰۰ صفحه بوده. بدون شک این کتاب می توانست مجموعه ای از مطالب برای بلاگم باشد. و مطالب بلاگ بدون شک خوانندگان بیشتری از کتاب خواهند داشت. اگر بخواهم بین خوانندگان مطالب بلاگم و کتابهای پرفروشم مقایسه ای انجام دهم ، هر کدام از مطالبم از پرفروش های نیویورک تایمز خواهد بود. مطالب شما هم چنین شرایطی را خواهد داشت. این شرایطی است که برای همه صادق است. کتاب هیچ وقت به این اندازه مخاطب نخواهد داشت.

اما هدف همیشه انتشار یک ایده نیست. گاهی هدف اینست که تغییرات را عملی سازید. کتاب یک نتیجه فیزیکی است، یک نسخه سفت و سخت از ایده شما که در یک شی فیزیکی جمع شده. چیزی که به ایده شما اجازه می دهد به حرکت در بیاید و به نقاط دوردست برسد.

یک توییت ۱۴۰ کارکتری هیچگاه نمی تواند زندگی یک شخص را تغییر دهد. نوشتن مطلب در بلاگ ممکن است این کار را انجام دهد. یک فیلم می تواند این کار را انجام دهد اما بسیاری از فیلمها برای سرگرمی و بدست آوردن درآمد بالا ساخته می شوند اما افراد را تغییر نمی دهند. اما کتاب چطور؟

دلیل اینکه کتاب Linchpin(میل لنگ) را نوشتم این بود: اگر می خواهی آدمها را تغییر دهی، باید به اندازه کافی اهرم برای عملی کردن تغییر داشته باشی.

کتابها هرروزه زندگی آدمها را تغییر می دهند. خواندن کتاب زمان خواهد برد. کتاب با ما را دربر می گیرد، کتاب مسیر خودش را به ما القاء می کند. شما از اول کتاب شروع می کنید با نویسنده همراه می شوید و به پایان می رسید. برعکس رسانه های الکترونیک، کتاب را با سرعت خود و در شرایط مطلوبی که دوست دارید می خوانید.

پی نوشت:

  • به نظرم بلاگ نویسی همیشه تهدید سطحی نویسی را هم به همراه خود دارد. البته این نکته را هم باید در نظر داشت که حوصله خواننده اینترنتی به اندازه مطالب طولانی و توصیفی نیست. برای بلاگر کار بسیار مشکلی خواهد بود که مطالب را خلاصه نگه دارد و در عین حال سطحی ننویسد.
  • Share/Bookmark

مقایسه iPad و کتیبه

در مطلب قبلی درباره یک دلیل مهم از نظر خودم در مورد خرید iPad نوشتم. اما بعد از گذشت چند روز از معرفی iPad و از بین رفتن هیجان معرفی یک محصول جدید از Apple  بیشتر به مطالبی که در این خصوص در بلاگهای مختلف نوشته شده توجه کردم. اینطور که به نظر می رسه، برعکس اون چیزی که انتظار می رفت این محصول به جای اینکه مورد استقبال قرار بگیره و تحصین بشه در حال نقد شدن است و بیشتر معایب آن مورد توجه قرار گرفته. معایبی که استفاده از این دستگاه را زیر سوال می برد.

عدم وجود درگاه USB، عدم نمایش Flash در وب سایتها وعدم Multitask بودن این محصول بزرگترین معایب iPad هستند. عدم وجود دوربین روی iPad را نیز بسیاری بعنوان عیب این دستگاه مطرح کرده اند که به شخصه چنین عقیده ای ندارم. به نظرم وجود یک دوربین روی یک صفحه بزرگ امکان بی استفاده ای است.

مقایسه iPad و کتیبه

مقایسه iPad و کتیبه

iPad vs Kindle & Rock

iPad vs Kindle & Rock

مطالب مرتبط با این موضوع در بلاگهای مختلف:

اپل آی پد و پرسش و پاسخهای موجود!

هشت اشتباه بزرگ در ساخت iPad

حاشیه معرفی محصولات جدید اپل

چرا iPad نخواهم خرید ؟

The iPad provides ultimate browsing experience

iPad vs Netbook

Apple iPad VS. Amazon Kindle Chart

Apple iPad: The niftiest product you won’t buy

Twelve Reasons I won’t buy iPad

iPad is a Huge step backward

  • Share/Bookmark
دسته هافناوری برچسب ها:

یک دلیل برای خرید iPad

معرفی iPad توسط استیو جابز

معرفی iPad توسط استیو جابز

در این دو سه روز اخیر توجه بیشتر بلاگها و سرویسهای خبری در زمینه تکنولوژی به Apple iPad معطوف شده. اگر ویدئوی دموی iPad توسط استیو جابز را دیده باشید، فکر می کنم به اندازه کافی دچار وسوسه خرید شده اید. برای من اما شرایط شاید جور دیگری بود. چند وقتی بود که تو فکر خرید یک eBook Reader بودم و خیلی روی مدلهای مختلف تحقیق کردم تا ببینم کدام را بخرم. حتی با اینکه از مدل Nook محصول Barnes & Noble خوشم اومده بود اما با توجه به کارایی در ایران تصمیم داشتم مدلSony PRS900 را بخرم. اما چند مورد برای وجود داشت. یکی هزینه زیادی که باید برای خرید این دستگاه پرداخت می کردم. با توجه به نوع تکنولوژی این تجهیزات که نوری از صفحه شان منتشر نمی شود برای مطالعه در تاریکی باید یک چراغ اضافی هم خرید که باز به نسبت هزینه اش بالا است. سرعت این دستگاه ها هم خیلی بالا نیست. ورق زدن صفحات کمی کند است. و موارد دیگر. اخباری هم وجود داشت که Ebook Reader های جدید با قابلیتهای بالاتر امسال به بازار خواهند آمد که باعث شد تصمیم بگیرم فعلا صبر کنم.

حالا با معرفی iPad و وجود امکان کتابخوان الکترونیک علاوه بر دیگر امکانات و با توجه به قیمت عرضه $۴۹۹ تصمیم گرفته ام تا احتمالا بعد از دو ماهی که محصول در بازار جهانی عرضه شد، یک iPad بخرم. گزارش کامل از معرفی iPad را می توانید در سایت نارنجی بخوانید.

این کاریکاتور هم حکایت من است:

  • Share/Bookmark

واحدهای IT در سازمانها، سیاست گذار یا تولید کننده

یکی از مشکلاتی که در بسیاری از سازمانها می شه بهش پرداخت اینه که واحدهای IT از استراتژی مشخصی برخوردار نیستند. منظورم از استراتژی تدوین یک سند Master Plan نیست. چرا که تدوین یک سند به خودی خود سند است و ضمانت اجرایی آن بحثی جدا است. اما همانطور که از موضوع مطلب مشخص است موضوع اینست که آیا واحدهای IT در سازمانها باید سیاست گذار باشند و یا تولید کننده؟

از آنجایی که برای اجرای پروژه نرم افزاری نیاز به بکارگیری منابع انسانی است، طبیعی است که بسیاری از مدیران وسوسه می شوند تا با به خدمت گرفتن نیروی انسانی بتوانند نیازهای نرم افزاری خود را مرتفع کنند. این نوع تصمیم گیری شاید مهمترین عاملش بدقولی نرم افزاری ها در نجام تعهداتشان بوده. در بسیاری از جلسات شنیده ام که مدیران اذعان داشته اند که نمی توانند خیلی به وعده وعیدهای شرکتهای نرم افزاری اطمینان کنند چرا که یا کار را به موقع انجام نمی دهند یا برداشتشان از نیازی که وجود دارد اشتباه است و درنهایت محصول آنچه که می خواسته اند نبوده. همین موضوع انگیزه بزرگی می شود که شرکتهایی که توانایی دارند پروژه هایشان را خودشان به سرانجام برسانند. در نهایت واحد IT در سازمان از جایگاهی نظارتی به جایگاهی تولیدی تبدیل می شود. از طرفی به دلیل ضعیف بودن توان مالی شرکتهای فعال در زمینه IT و در بسیاری از مواقع عدم توان در تامین بودجه و پوشش هزینه ها، بسیاری از کارشناسان فعال در این حوزه ترجیح می دهند تا جذب واحدهای IT در صنایعی غیر از IT شوند.

در چنین شرایطی برون سپاری حلقه گمشده ای برای سازمانهاست. چنین سازمانهایی می توانند با تمرکز بر تدوین سیاستهای کارا در برون سپاری از پرداخت هزینه های پنهان تولید نرم افزار جلوگیری کنند و سطح کیفی کار خود را ارتقا دهند. این نکته را هم باید بگم که مهمترین اصل در بحث برون سپاری تعامل موثر بین گروه های درگیر در پروژه (کارفرما، ناظر، پیمانکار) است. شاید شرایطی را تجربه کرده باشید که ناظر فقط در جایگاه ایرادتراشی است، کارفرما در جایگاه برده داری و پیمانکار در جایگاه فرار از بردگی.

  • Share/Bookmark
دسته هامدیریت آی تی برچسب ها:

Technophobia – ترس از تکنولوژی

Illustration from the frontispiece of the 1831 edition by Theodor von Holst

Illustration from the frontispiece of the Frankstein 1831 edition by Theodor von Holst

ترسهای معمولی وجود دارند که همه ما آنها را می شناسیم و ممکن است حتی خودمان دچارش باشیم. ترس از تاریکی، ارتفاع، هواپیما (که با این وضعیت نقش عزرائیل رو بخوبی بازی می کنه) و… به این لیست ترس از تکنولوژی را نیز اضافه کنید. ترس از تکنولوژی، ترس استفاده از ابزارهایی مثل کامپیوتر است که در افراد شکل می گیرد. اما مسئله Technophobia دامنه ای گسترده تر از افراد را در برمی گیرد و در سطح جامعه مطرح می شود. معمولا ترس از تکنولوژی تقابل استفاده از تکنولوژی و باورهاست. نمونه این موضوع را در بروکراسی اداری ایران می توانید ببینید که بسیاری از کاغذ بازی ها ناشی از باورهایی مثل احراز هویت یا باور وجود تصویر امضا روی نامه هاست.

Technophobia از زمان انقلاب صنعتی ظهور کرده و خیلی هم جدید نیست. شاید در آن زمان که ماشینها جایگزین نیروی انسانی می شدند این نوع ترس و نگرانی بیشتر در سطح جوامع مشهود بوده. این نوع نگرش در واقع مهمترین عاملی است که تا کنون باقی مانده است. بعنوان مثال ترس از تکنولوژی در شرایطی ممکن است رخ دهد که شخص توانایی هماهنگ سازی خودش را با تکنولوژی نداشته باشد. اما در شرایطی که افراد در یک سازمان و یا در یک جامعه احساس خطر کنند که قابلیتهای تکنولوژی ممکن است نتیجه اش از کاربی کار شدن آنها باشد، مقاومت سازمانی شکل می گیرد. این دو نمونه در حال حاضر در جامعه ما بسیار شایع است. بسیاری از افراد در سازمانها در مقابل سیستمهای جدید مقاومت می کنند و از پذیرش آن سرباز می زنند.

اما Technophobia راهش را به هنر هم باز کرده و بسیاری از هنرمندان در این خصوص آثاری را خلق کرده اند. شاید اولین اثر در این زمینه رمان فرانکشتاین اثر ماری شلی باشد که در سال ۱۸۳۱ منتشر شده.  فیلمهای متروپلیس اثر فریتز لنگ و عصر جدید اثر چارلی چاپلین هم نمونه های دیگری در این زمینه هستند. از فیلمهای جدیدتر در این زمینه هم  می توان به i-Robot، سه گانه ماتریکس و انیمیشن Wall -E اشاره کرد.

*منبع این مطلب ویکی پدیا بوده که بصورت خلاصه اینجا آورده ام.

  • Share/Bookmark