بعد از انتشار اولین ویدئو در این بلاگ، بازخورهای بسیار خوبی گرفتم که به شدت امیدوارم کرد اینکار رو با کیفیت بهتر ادامه بدهم. دوستان بسیاری در کامنت ها، از طریق ایمیل و بصورت شفاهی راجع به ویدئو با من صحبت کرند و نظرات فوق العاده ارزشمندی در این زمینه ارائه نمودند.
علی نعمتی شهاب در بلاگش به این ویدئو اشاره کرده و رضا بهرامی هم مطلبی نوشت با عنوان چگونه ویدئوی بهتری برای بلاگمان بسازیم؟ که توصیه می کنم این مطلب رو مطالعه کنید چراکه نکته هایی است که یک فیلم ساز برای ساخت ویدئو، توصیه می کند. بلاگهای دیگری هم به این ویدئو لینک دادند که بسیار تشکر می کنم. برای ادامه هم حتما سعی می کنم نکاتی که دوستان در مورد بهتر شدن ویدئوها گوشزد کردند را بکار ببندم. ضمن اینکه ماجرای پادکست هم سر جای خودش است و بزودی اولین پادکست را هم منتشر خواهم کرد که به احتمال زیاد درباره موضوعی با عنوان “توهم تکنولوژی یا توهم ابزار” خواهد بود. در این پادکست، قرار است من به همراه مهدی عرب عامری دوست و همکارم در خصوص هیجان استفاده از تکنولوژی و ابزارهای جدید صحبت کنیم. هیجان استفاده از تکنولوژی و ابزار جدید اگر به درستی مدیریت نشود تبدیل به یک عامل بازدارنده در انجام کارها و صرف هزینه بالا از سوی ما خواهد بود.
منتظر باشید!
——————————————————————————————————————————————
در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.
می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.
بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.
خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.
اولین ویدئویی که از قبل گفته بودم رو برای معرفی کتاب رهبر ۳۶۰ درجه نوشته جان ماکسول آماده کردم. اصلا شکی نیست که ایرادهای زیادی داره. حتی اگر خودت تنها باشی و جلوی دوربین بشینی و بخوای نطق کنی بازم سخته. در هر صورت تجربه اوله و برای بعد حتما با کیفیت بهتری ادامه خواهم داد. شما می تونید نسخه ۳gp برای نمایش در موبایل را هم از اینجا دانلود کنید.
معرفی کتاب رهبر ۳۶۰ درجه from Amir Mehrani on Vimeo.
Thecoach.ir Video Series
دیروز با بچه ها تو شرکت صحبت می کردیم و قرار شد سمینارهای داخلی رو بصورت Video Stream برگزار کنیم تا مشکل جمع کردن کلی آدم در یک محل و هماهنگی زمانی بین اونها حذف بشه. بعد همین ماجرا من رو قلقلک داد که اینجا شروع کنم به انتشار ویدئو کست و پادکست. خیلی از مسائلی که راجع بهش خلاصه می نویسم شاید در یک ویدئو یا پادکست ۵ دقفیقه ای بیشتر بشه راجع بهش صحبت کرد. دیشب اولین ویدئو رو رکورد کردم و الان دارم ادیتش می کنم. شاید تا فردا یا پس فردا آماده بشه. هنوز ایده ای ندارم که این کار چقدر می تونه مفید باشه، اما قصد دارم این کار رو انجام بدم و می خوام خواهش کنم که در این زمینه نظراتتون رو بگید. اینکه اصلا همچین کاری ارزشمند هست یا نه؟
برای ویدئو ها و پادکستها ایده های زیادی دارم که اگر بازخوردها خوب باشه حتما انجام خواهم داد.
——————————————————————————————————————————————
در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.
می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.
بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.
خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.
یادم میاد دوره دبیرستان عاشق فیزیک شده بودم. مثلا شیمی نمی خوندم و سعی می کردم ۱۰ بگیرم (گاهی هم با همکاری همکلاسی های با مرام) که فقط قبول بشم و بجاش وقتش رو برای فیزیک می ذاشتم. (که البته این مرام برای شیمی سر امتحان فیزیک و جبر از طرف من برای دوستان جبران میشد) یک معلم داشتیم به نام آقای دهقانی که خیلی دلم می خواد دوباره ببینمش. مرد فوق العاده ای بود و شاید شیوه درس دادنش بود که باعث شده بود من از فیزیک خوشم بیاد. خلاصه اینکه اونوقتا اسم فیزیک کوانتومی رو هم شنیده بودم و یکی دوتا کتاب هم تو کتابخونه مدرسه پیدا کرده بودم و خودم رو باهاشون سرگرم می کردم. عملا چیزی نمی فهمیدم اما برام جذاب بود. انیشتین هم که این وسط اسطوره بود برام. راستش هنوز هم هست. خوندن از انتیشتن هنوز هم برام کار می کنه. شاید همین که انیشتین در درس و دانشگاه موفق نبوده برای من هم بهونه خوبی شده بود که ریاضی کاربردی رو ببوسم بذارم کنار و بچسبم به کار.
این همه مقدمه چینی بخاطر وبلاگ منجوق بود که توسط خانم یاسمن فرزان نوشته میشه و اتفاقا ایشان فیزیکدان هستند. همین که تصمیم گرفتم درباره بلاگ منجوق بنویسم یاد تمام خاطرات کلاسهای فیزیک افتادم. خانم فرزان در دو سالگی بلاگشون مطلبی رو منتشر کرده اند در خصوص دستاوردها و چشم اندازها وبلاگ منجوق که اگر می خواهید بدونید بلاگ نویسی در بلند مدت چه تاثیری داره، حتما این مطلب رو مطالعه کنید. از طرفی ایشان قصد دارند جلساتی رو با خوانندگان بلاگشان برگزار کنند و هدفشون رو در بلاگشون اینطور بیان می کنند:
هدف این جلسات می خواهم جوابگویی به این سئوالاتی از این قبیل باشد: در زندگی دنبال چه هستیم؟ موفقیت در چیست؟ چگونه می توان به موفقیت دست یافت؟ تعادل پایدار بین دنبال مادیات ومعنویت بودن ، سنتی و مدرن بودن، … چیست؟ منظورم صرفا فلسفه بافی یا نقل آرای بزرگان نیست. (هرچند شاید بخشی از بحث این گونه باشد.) اما هدفم بیشتر ایجاد یک ذهنیت عملگرایانه است.
همین نوشته خانم فرزان و برنامه ای که با رضا داریم پیگیری می کنیم برای کارگاه هایی مثل پرسنال برندینگ و جلسات خلاقیت، باعث شد تا به ایشان در مورد همین کارگاه ها ایمیل بزنم و نتیجه شد یک تماس تلفنی و افتخار آشنایی با ایشان. در صحبت تلفنی متوجه شدم که خودکشی حمیدرضا عبدی دانشجوی فیزیک دانشگاه شریف و دارنده مدال نقره المپیاد فیزیک انگیزه ای بوده برای خانم فرزان که بتونن محلی رو ایجاد کنن که دانشجوها بتونن مسائل و فشارهای خودشون رو مطرح کنند. به خصوص که دانشجوهایی که از شهر محل زندگی خودشون دور هستند فشارهای متفاوتی رو تجربه می کنند. اگر تمایل دارید می تونید اطلاعات بیشتر را از طریق بلاگ منجوق دنبال کنید و اگر ایده ای برای برگزاری این جلسات دارید می توانید در میان بگذارید. این جلسات قرار است اوایل پاییز برگزار شود و من امیدوارم که بتونم شرکت کنم.
——————————————————————————————————————————————
در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.
می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.
بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.
خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.
موضوع مرگ واقعی و زندگی آنلاین همیشه در ذهنم بوده. دلیلش هم می تونه این موضوع باشه که شاید دیگه نباید مرزی بین زندگی آنلاین و غیر آنلاین گذاشت. همین زندگی آنلاین از فعالیت در شبکه های اجتماعی تا بلاگ نویسی دیگه بخشی از زندگی روزمره است. اتفاقی که تا چند سال پیش معنی نداشت. اما حالا شاید اگر کسی بمیره که فعالیت آنلاین داره باید آگهی ترحیم آنلاین براش زد، و باید به پروفایلها و دارایی های آنلاینش رسیدگی کرد. اینکه شخص چه سایت یا سایتهایی داره، چه پروفایلهایی در چه شبکه های اجتماعی داره و … همه اینها مهم میشه.
نسل قبل یک وصیت نامه می نوشت در یک پاکت در بسته و تکلیف تمام دارایی اش را مشخص می کرد. حالا ما باید یک سرویسی در اختیار داشته باشیم که بعد از مرگ تکلیف تمام دارایی های آنلاین ما رو روشن کنه. گوگل، فیسبوک، مای اسپیس و اخیرا توییتر این امکان را فراهم کرده اند که در صورت فوت شدن یکی از اعضای این سایتها، دیگران بتوانند موضوع را اطلاع بدهند و این سایتها هم اقدامات لازم را انجام دهند. مثلا فیسبوک امکان Status Update را حذف می کند و پروفایل شخص شکل Memorial به خود می گیرد.
در هر صورت این موضوعیه که باید بهش فکر کرد…
در این دوره همه چیز ۲٫۰ که از وب ۲٫۰ شروع شده، حالا میشه این عدد رو جلوی هر موضوعی گذاشت و اون رو به شکلی جدید تغییر داد.
یکی از موضوعهایی که مدتهاست می خوام درباره اش بنویسم موضوع روابط و پارتی است. این موضوع در فرهنگ ما آنقدر ریشه منفی دارد که فکر می کنم کم کم زمان آن رسیده که در موردش فکر کنیم. راستش خیلی قصد نوشتن مقاله ندارم که بخوام تاریخچه پارتی بازی و رابطه داشتن را بررسی کنم و بعد ابعاد تاریخی اجتماعی فرهنگی این موضوع بپردازم. پس موضوع را در حد یک مطلب بلاگی حفظ می کنم. برای شروع بهتر است کمی به خاطرات و تجربیات خودمان از ارتباطات و پارتی بازی رجوع کنیم. کدام از ما می تواند بگوید که حداقل یکبار برای انجام کاری دست به دامن پارتی و پارتی بازی نشده؟ خوب که فکر کنیم می فهمیم که بسیاری از ما به واسطه آشنایی با افرادی سعی کردیم با استفاده از نفوذ آنها کار خودمان را جلو ببریم. این یک حقیقت انکار ناپذیر است. قدرت ارتباطات نه تنها در ایران که در همه جای دنیا قدرتی برتر است. ساخت ارتباطات قوی با افراد مختلف در همه جای دنیا جزو اولویتهای فردی است که وارد بازار کار حرفه ای می شود.
اما ما در کشور خودمان چه وضعیتی داریم؟
اتفاقهای مختلفی که در کشور ما رخ داده همیشه ما را به این نتیجه می رسونه که ارتباط داشتن بر صلاحیت داشتن اولویت داره. یعنی اگر ارتباط قوی داشته باشی دیگر صلاحیت داشتن یا نداشتن اهمیتی ندارد و بدون در نظر گرفتن سطح دانش و تخصص می توانی وارد کاری شوی. البته این موضوع در گرفتن سمت یا بدست آوردن موقعیتهای ویژه که معمولا دور زدن قانون هم در آن وجود دارد می رسد.
اما من در مورد ارتباط در این سطح صحبت نمی کنم. من درباره آشنا در گمرک داشتن، آشنا در اداره مالیات داشتن، آشنا در دادگستری داشتن صحبت نمی کنم. من در این مورد حرف می زنم که گسترش توانایی شخصی، بعلاوه آشنایی با افراد و به گسترش شبکه ارتباطات با آن چیزیکه به شکلی منفی در ذهن ما شکل گرفته، متفاوت است.
چه نوع ارتباطاتی مفید است؟
با مواردی که تا الان شرح دادم احتمالا تفاوت پارتی بازی با گسترش شبکه ارتباطات رو متوجه شده اید. آن چیزی که در کار مهم است اینست که شما بتوانید ارتباط موثر و سازنده ای با افرادی که ارتباط دارید برقرار کنید. در این شرایط است که شما می توانید از کمکهای آنها در شرایط مناسب بهره مند شوید و همینطور آنها هم از خدمات شما در موقعیت مناسب بهره مند شوند. چنین شرایطی یک رابطه برنده برنده را می سازد که هر دو طرف می توانند از وجود آن راضی باشند. معمولا برای کسانی که تازه وارد کار شده اند، برقراری ارتباط موثر با افراد باتجربه رشته کاریشان باعث می شود تا آنها هم تجربه خوبی کسب کنند. در سطح حرفه ای هم برقراری ارتباط با افراد در رشته های کاری مختلف باعث می شود تا فعالیتهای مناسبی بین افراد شکل بگیرد و موقعیتهای کاری موثری شکل بگیرد.
نتیجه این ارتباطات چه می شود؟
در صورتیکه شما برند خود را بخوبی ساخته باشید، اهرم قوی تری در استفاده از بازوی ارتباطات در دست خواهید داشت. تقویت چنین رابطه هایی باعث افزایش اعتماد بین طرفین می شود و این موقعیت باعث می شود تا کارهای مناسبی بر اساس همین روابط به شما معرفی شود. در این شرایط و با سرمایه گذاری بلند مدت بر روی ارتباطات و نمایش تواناییها و قابلیتها می توان به نقطه ای رسید که دارای اعتبار شوید. این نکته مثل اتفاقی است که در بازار می افتد. در بازار آنچه که بیشتر باعث گسترش تجارت می شود تنها در اختیار داشتن سرمایه زیاد نیست، بلکه خوش حسابی و اعتبار است که باعث می شود تا افراد دیگر در همان صنف علاقه مند به کار با آن شخص شوند. در انجام کارها هم صرف توانایی فنی و دانش کاری باعث موفقیت نمی شود. آنچه که می تواند شرایط کار را برای یک شخص متفاوت کند اینست که به چه میزان بتواند ارتباطات موثری برقرار کند. حتی برقراری ارتباط موثر تا این حد مهم است که ممکن است در شرایط بحرانی شما را نجات دهد.
برقراری ارتباط ممکن است روزانه نباشد. ممکن است شما زمانی با کسی آشنا بشوید و مدتی ارتباطی نداشته باشید، اما تاثیر اولیه شما چنان بوده که آن شخص همیشه شما را بخاطر خواهد داشت.
جمع بندی
به نظرم اگر کسی آشنایی در جایی دارید که به واسطه آن کاری انجام می دهد (البته هیچوقت منظورم من ضایع کردن حق دیگران نیست) که دیگران نمی توانند آن را انجام دهند، قبل از اینکه کل کار طرف مورد نظر را زیر سوال ببریم باید به این فکر کنیم که ما چقدر قدرت برقراری ارتباط داریم. در همه جای دنیا کسانی که می توانند ارتباطات خوبی برقرار کنند، می توانند در پروژه ها برنده شوند، می توانند قراردادهای متفاوت ببندند، کارهای مناسب تر پیدا کنند. این یک قانون است که نمی توان انکارش کرد
این مطلب در زمینه پرسنال برندینگ نوشته شده و شما می توانید همه مطالب مرتبط با این موضوع را اینجا مطالعه کنید.
برای اینکه تصمیم به ترک محیط کاری فعلی بگیریم دلایل زیادی می تونه وجود داشته باشه. از مهاجرت و ادامه تحصیل تا پیدا کردن شرایط کار بهتر. اما هر دلیلی که برای ترک کار وجود داشته باشه (البته غیر از دلایل منفی) این روز، یک روز مهم می تونه باشه. رفتار همکاران و دوستان شما در زمان خداحافظی می تونه نمایانگر عملکرد شما در طول مدت فعالیتتان باشه. یک خداحافظی گرم و گاهی حتی با بغض و دلتنگی نشان خواهد داد که شما فردی مثبت و تاثیرگذار بودید. این روز، روزی خواهد بود که شما می تونید یک ارزیابی از عملکرد یک دوره از زندگی کاری خود داشته باشید.
جدا شدن یکی از همکاران چارگون بخاطر مهاجرت برای ادامه تحصیل باعث شد تا همین چند خط را بنویسم. طرح زیر هم ابتکار جالب همکاران بود که بر روی ماگ چاپ شد تا یادگاری باشه برای ماهان که از شرکت خداحافظی کرد.

تصویر روی ماگ - طراحی مریم کرباسی
——————————————————————————————————————————————
در صفحه بپرسید؟ می توانید سوالات خود را در زمینه مطالبی که در بلاگ می نویسم مطرح کنید تا درباره آنها مطلب بنویسم.
می توانید مشترک فید مطالب این بلاگ بشوید و یا در توییتر من را دنبال کنید.
بلاگ سازمانی خود را ثبت کنید تا در Thecoach.ir به خوانندگان جدید معرفی شود.
خدماتی را که می توانم ارائه بدهم مطالعه کنید و در صورت نیاز با من تماس بگیرید.