بایگانی

بایگانی می

خاک صحنه را میل کنید لطفا!

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ ۳ دیدگاه
خسرو شکیبایی در فیلم حکم

مرحوم خسرو شکیبایی در فیلم حکم

چند شب پیش وقتی همسرم از تمرین تئاتر به خانه برگشت، ماجرای تکراری کنار نیامدن اعضای گروه با همدیگه و با کارگردان را مطرح کرد. اتفاقی که در زمان نزدیک به یکسال تمرین به شکلهای مختلف رخ داده بود و تکراری شده بود. بلافاصله اولین موضوعی که به ذهنم آمد همان مشکلات کار تیمی است که خیلی از ما ایرانیها می دانیم که سخت ترین کار دنیاست برایمان. همسرم تعریف کرد که یکی از بازیگران با کارگردان کار، بدلیل زمان اجرای نمایش اختلاف نظر پیدا کرده و در نتیجه گفته که دیگه در این نمایش بازی نخواهد کرد. البته باید این توضیح را بدم که بازیگرای این نمایش از چهره های شناخته شده نیستند و در واقع در ابتدای مسیر بازیگری هستند و به اصطلاح خاک صحنه هنوز نخورده اند. به همین دلیل این سوال برایم مطرح شد که واقعا با این کار چه کسی لطمه می بیند؟ کارگردان یا بازیگر؟ و بعد از تعریف کردن این ماجرا بلافاصله تصویر نمونه های مشابه در محیط کار جلوی چشمم ظاهر شد. یاد تعداد زیاد مصاحبه هایی که داشتم افتادم و حتی یاد مصاحبه هایی که با خودم می شد.

زمانی رسیده بود که فکر کردم در شرکتی که مشغول بکار هستم دیگر پیشرفت نمی کنم و تصمیم گرفتم که محل کارم را تغییر بدهم. یک رزومه پنج، شش صفحه ای با جزییات کار به زبان انگلیسی آماده کردم و برای شرکتهایی که درخواست داده بودند ارسال کردم. یکی از این شرکتها، مجموعه ای بزرگ بود که موقعیت خوبی برای کارکردن داشت و اتفاقا نوع کاری که می خواستند انجام بدهند با تخصص من هم هماهنگی کامل داشت. هنگام مصاحبه، با اعتماد به نفس بسیار بالا وارد شدم چون فکر می کردم که سابقه مدیریتی من در شرکت قبلی جایگاه من را به شدت بالا می برد اما فراموش کردم که این تصویری است که خودم ساخته ام و ممکن است تصویر بیرونی و حتی شکل نوشتن رزومه من چیزی متفاوت از آنچه است که تصور می کنم. خلاصه که مصاحبه انجام شد و من تقریبا به شکل مچاله از مصاحبه بیرون اومدم و تمام تصوراتم به هم ریخته بود. که البته تجربه خوبی بود برام.

در مصاحبه هایی که داشتم، بخصوص با افراد تازه کار متوجه شدم که بسیاری از آنها تصورشان از محیط کار چیزی فراتر از واقعیت است. کسی که از دانشگاه وارد محیط کار می شود به واسطه مهندس بودنش انتظار حقوق بسیار بالا دارد، انتظار اتاق اختصاصی دارد، انتظار کار مدیریتی دارد و ….

از طرفی در بسیاری از موارد مشاهده کرده ام که افراد بیشتر تازه کار در یک شرکت به دلیل وجود مخالفتها با عقایدشان، یا بروز شرایط خاص و به این دلیل که عقیده دارند بهتر از آنها در بازار کار وجود ندارد، به اصطلاح خودمان قهر می کنند یا لج می کنند. این تصور وجود دارد که چون برای شرکت یا برای رئیس کار می کنم وقتی برای انجام کاری لج کنم از این طریق ضربه بزرگی وارد کرده ام. البته این مسئله را باید در شرایط متفاوت بررسی کرد اما کلیت این کار به رئیس یا مجموعه ممکن است در کوتاه مدت ضربه بزند، اما شرکت باقی می ماند و این شخص است که از بین می رود.

مخلص کلام اینکه خواستم این دو نکته را بگم:

۱- شما در هیچ شرایطی کارمند کسی نیستید. قبل از اینکه برای کسی کار کنید، برای خودتان کار می کنید. قبل از اینکه با کسی لج کنید هم با خودتان لج کرده اید. رفتار حرفه ای داشتن، یعنی بررسی کردن منطقی شرایط و تصمیم گیری. رفتار حرفه ای یعنی ارائه راه حل دادن بجای پاک کردن صورت مسئله.

۲- خاک صحنه را میل کنید لطفا! هرچقدر که به تجربه کاریم اضافه می شود بیشتر به این موضوع پی می برم که کسی می تواند در کارش بزرگی کند که از پایین ترین لایه های کاری شروع کرده باشد، سختی ها را دیده باشد و خودش را از میان همه مشکلات به جلو هدایت کند. پرشهای بلند و پشت سر هم باعث می شود زود نفستان بگیرد.

مصاحبه با من در پورتال گروه مدیریت دانشگاه گیلان

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ۴ دیدگاه

عباس قربانی، مصاحبه ای با من انجام داده در زمینه نقش بلاگهای سازمانی و ابزارهای سوشیال در سازمانها که در پورتال گروه مدیریت دانشگاه گیلان منتشر شده می توانید آن را مطالعه کنید. از عباس قربانی عزیز بخاطر این مصاحبه ایمیلی تشکر می کنم.

اولین مطلب بلاگ سازمانی خود را چطور باید شروع کنید؟

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ ۳ دیدگاه

همیشه شروع کردن یک کار سخت است. این شرایط را ممکن است برای نوشتن اولین مطلب بلاگ سازمانی خود تجربه کنید. اولین مطلب در بلاگ سازمانی از این جهت مهم است که تصویر اولیه بلاگ شما را ترسیم خواهد کرد و اهدافتان را برای خوانندگان مشخص خواهد نمود.

حتی خوانندگانی که در آینده به بلاگ شما رجوع خواهند کرد، برایشان جذاب خواهد بود که بدانند شما از کجا و با چه هدفی شروع کرده اید. پس مطلب اول بلاگ شما باید بصورت خلاصه اهداف مورد نظر شما از راه اندازی بلاگ را نمایان کند.

برای نوشتن مطاب جدید دو نکته زیر را در نظر بگیرید:

اهداف بلاگ شما: اینکه چه انگیزه ای باعث شده تا این بلاگ را راه اندازی کنید برای خوانندگان شما اهمیت خواهد داشت. اگر شما هدف بلاگتان را مشخص نکنید احتمالا خودتان هم دچار سردرگمی خواهید شد. هدف بلاگ شما می تواند پاسخ به یک نیاز باشد. می تواند برای بهبود ارتباط با مشتریان باشد یا موارد دیگر.

نحوه ارتباط خوانندگان با شما: اگرچه ممکن است بسیاری از خوانندگان بلاگ شما با امکانات ارتباطی با یک بلاگ مثل اطلاع رسانی ایمیلی، فید و یا نظردهی برای نظرات آگاه باشند، اما همیشه در نظر بگیرید که ممکن است افرادی برای این موضوع نیاز به راهنمایی داشته باشند. بخصوص که در کشور ما ممکن است شما مخاطبهایی را مد نظر قرار دهید که خیلی با مفهوم بلاگ بخصوص از نوع سازمانی آن آشنا نباشند، پس بصورت واضح توضیح دهید که چطور می توانند ارتباطشان را با شما حفظ کنند. قرار دادن صفحاتی مثل فید چیست؟ می تواند بسیار مفید باشد.

معرفی سایت: با Creately دیاگرام بکشید!

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ ۴ دیدگاه
Creately

Creately

اگر معرفی سایت دو هفته پیش را دیده باشید، احتمالا بخاطر دارید که سایت Mindmeister برای کشیدن نقشه های ذهنی طراحی شده بود و مهترین ویژگی آن هم این بود که شما می توانستید نقشه ها را با دیگران به اشتراک بگذارید و یا از آنها دعوت کنید تا در طراحی نقشه مورد نظر شما همکاری کنند.

سایت Creately.com مشابه Mindmester عمل می کند با این تفاوت که شما هر نوع دیاگرامی را می توانید با آن طراحی کنید. در این سایت قالبهای پیش فرضی برای طراحی درنظرگرفته شده. مثلا قالبهای متنوع برای جدول SWOT یا طراحی Flowchart و … همچنین شما می توانید از هیچ قالبی استفاده نکنید و دیاگرام مورد نظر خود را از پایه طراحی کنید.برای طراحی یک دیاگرام می توانید از دیگران دعوت کنید تا با شما همکاری کنند. شما می توانید یک دیارگرام را از طریق ایمیل، ارسال به توییتر و یا Embed کردن در یک صفحه به اشتراک بگذارید. Creately بر اساس Flash کار می کند و بزرگترین ایرادش اینست که هنگام بارگذاری بدلیل سنگین بودن حجم برنامه ممکن است زمان زیادی صرف کند. با این وجود نمی توان از امکانات خوب این سایت چشم پوشی کرد.

مستند کوتاه وب معنایی – وب ۳

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ۶ دیدگاه

ویدئوی زیر در مطلبی با عنوان وب معنایی: چیست و چرا مهم است؟ در سایت Mashable منتشر شده است. یک ویدئوی ۱۵ دقیقه ای درباره نسل جدید تکنولوژی وب یا همان وب ۳٫ اما نکته جالب در این مستند کوتاه نقدهایی است که به این مفهوم شده است. در این مستند آدمهای شناخته شده دنیای وب نظرات خودشان را در مورد وب معنایی ارائه می دهند.

Web 3.0 from Kate Ray on Vimeo.

پی نوشت: محمد عزیز در توضیح که در قسمت نظرات داشت، اشاره کرده که ترجمه بهتر برای Semantic Web وب معنایی است و نه وب مفهومی. به همین دلیل عنوان مطلب را تغییر دادم.

دسته هاوب و اینترنت برچسب ها:,

معرفی بلاگ سازمانی: بانک ملی ایران

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
بلاگ گروهی بانک ملی ایران

بلاگ گروهی بانک ملی ایران

بلاگ بانک ملی ایران یک بلاگ گروهی است که ظاهرا محتویاتش توسط کارکنان بانک ملی بروز می شود. من سعی کردم از طریق کامنتی که در یکی از مطالب گذاشتم با مدیر بلاگ تماس بگیرم اما به نتیجه ای نرسیدم. در خود بلاگ هم نه اطلاعات تماس وجود داشت، نه اطلاعات نویسندگان و نه ….

به همین دلیل این معرفی مثل معرفی های دیگه نیست و فقط جنبه اطلاع رسانی داره.

۷ درسی که از مستند سازی در همین حوالی آموختم

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

یک روز در سال گذشته، شخصی به نام رضا بهرامی نژاد از طریق صفحه تماس سایت با من تماس گرفت و این مطلب را نوشته بود:

جناب آقای مهرانی
من قصد دارم کارآفرینی کوچکی را در زمینه خدمات هنری انجام دهم و مایلم که سایتم دفتر کارم باشد . آیا می توانم از شما مشاوره ای در این زمینه بگیرم؟ چون خودم خیلی آشفته ام و ایده هایم وضوح ندارند.

رضا بهرامی نژاد

رضا بهرامی نژاد

من مثل روال همیشه از طریق ایمیل احتمالا بهش پاسخ دادم و به همراه شماره تلفن، و رضا با من زمانی تماس گرفت که داشتم به همراه همسرم مهمانی می رفتم و ازش عذرخواهی کردم و قرار شد بعدتر تماس بگیره. این زمان بعد شاید حدود یکماه طول کشید. رضا در ابتدا برای من مثل یک مشتری سازمانی بود که قرار بود من زمان و هزینه مشاوره ام را اعلام کنم و او هم در قالب یک مشتری روبروی من بنشیند. انتهای جلسه اول ملاقاتمان در دفترم (که حالا ندارمش و راحت شدم) هرچه سعی کردم نشانه هایی از مشاور بودن خودم و مشتری بودن رضا را پیدا کنم، نشد که نشد. خلاصه که کار ما به صحبتهای جذاب رسید. به چتهای از ساعت دوازده شب تا سه و چهار صبح در تعطیلات عید و به یک رابطه دوستانه انرژی بخش و پر از خلاقیت که اوجش در قرارهای نشر ثالثی با دمنوش بهارنارنج است.

اما اگر قرار بود من چیزی به رضا یاد بدهم فکر می کنم دوبرابرش را به من یاد داد. دیدگاهی که او بعنوان یک فیلمساز داشت، نگاهی تازه بود که من هیچگاه تجربه اش نکرده بودم. این هفت نکته شاید به درد شما هم بخورد:

۱- مشاهده کنید

اتفاقها در اطراف شما می افتند. باید به وقایع اطراف حساس بود و آدمها را دید. همه چیز در قالب سیستم خلاصه نمی شود. زندگی درست مثل زندگی است. جریان دارد.

۲- تحقیق کنید

تحقیق برای من یعنی گوگل، مجموعه ای از ebookها و منابع اطلاعاتی درباره نرم افزارها، سیستمها و سازمانها. تحقیق مستند ساز اما چیزی فراتر از این ماجراهاست. مستند ساز وارد جامعه میشود. تحقیق او یعنی حضور فیزیکی در نقطه ای که برایش ممکن است مفید باشد. یعنی شناختن آدمها و فکرهای جدید.

۳- انرژی داشته باشید

خیلی سخت نیست اگر بابت موضوعی هیجان زده می شوید با انرژی هرچه تمام راجع به آن صحبت کیند و بالا پایین بپرید. می توان همیشه اتو کشیده نبود و افراد را به مثابه سازمان ندید. آدمها آدمند و شما هم آدمید در مقابل آدمهای دیگر.

۴- در کار خود جدیت داشته باشید

دوستی سر جای خودش. اما اگر قرار است کار کنید باید کار کنید. اگر قرار است کار با کیفیت کنید می توانید وقتی دوربین را به سمت دوستتان گرفته اید و فیلمبرداری می کنید و دوستتان ناخودآگاه لبهایش را ورچید (کاری که هر ۱۰۰ سال یکبار می کند و درست همان لحظه مقابل دوربین این اتفاق می افتد) سرش داد بزنید و بگید: لباتو اونجوری نکن (با خشم) بعد دوستتان درجا سکته کند.

۵- همه چیز را شما بلد نیستید

اگر من روزی تصمیم می گرفتم که از قدرت فیلم برای کاری استفاده کنم احتمالا می رفتم و فیلمسازی یاد می گرفتم. اما فیلمساز چون با یک تیم کار می کند و  تخصص هرکس در هر کار را می شناسد، می داند که اگر قرار است سایت داشته باشد، دلیلی ندارد که خودش همه چیز را یاد بگیرد و انجام بدهد.

۶- اجرایی باشید

همیشه نمی توان نشست و مشاوره داد. گاهی باید آستینها را بالا زد، بیل دست گرفت و شروع کرد به کندن زمین. فکر خوب به تنهایی به دردی نمی خورد مگر اینکه فکرتان را در دست بگیرید به اینطرف و آنطرف بروید، نفی بشوید، نادیده گرفته بشوید، گاهی حتی مسخره شوید و باز ادامه بدهید تا زمانی، جایی، بالاخره فکر خوب شما نتیجه بدهد.

۷- به قدرت رسانه ها ایمان داشته باشید

بدون هیچ توضیح اضافه.

پی نوشت:

رضا برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر است و به تازگی سایت شخصی اش را با محوریت بلاگ راه اندازی کرده و در جریان هستم که مطالب جالبی در بلاگش قرار منتشر کنه. تجربه فیلمسازی، روزنامه نگاری، عکاسی، موسیقی و گرافیک فکر می کنم به نقطه جالب توجهی برسه. در سایتش می توانید درباره و نمونه کارهایش را مطالعه کنید.

پروژه مشترکی با رضا شروع کرده ایم که کم کم راجع به آن اطلاع رسانی خواهیم کرد.