بایگانی

بایگانی دسامبر

پروژه های ملی ما و پروژه های دانشجویی آنها

۳۰ آذر ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

عنوان این مطلب برگرفته از این توییت است که چند روز پیش در توییتر نوشتم: “فرق پروژه های ما با پروژه های آنها اینست که ما پروژه ملی تعریف می کنیم و به جایی نمیرسیم، آنها پروژه دانشجویی تعریف می کنند و دنیا را تکان می دهند.

ماجرا هم از اینجا شروع شد که در این چند وقت اخیر مجموعه ای از پروژه های ملی در حال شروع است یا شروع شده است.  به لینکهای زیر نگاه کنید (البته اگر حوصله اش را داشتید چون عنوانها به اندازه کافی گویا هستند):

مسئله قابل تامل درباره این پروژه های اینست که تمام این پروژه ها ریشه دولتی دارند. پروژه های دولتی که مثل سیستم عامل ملی که بعد از گذشت ۸ سال بلاتکلیف است. یا پروژه ایمیل ملی که به گفته خودشان الگو برداری از روسیه است، در شرایطی که خدمات سایتهای Yahoo، Google و Hotmail برای تمام کاربران جا افتاده است. مرکز داده ملی در شرایطی قرار است شروع بکار کند که این هزینه صرف تقویت مراکز داده موجود نمی شود. حال شما مقایسه کنید این پروژه ها را با پروژه های دانشجویی در دیگر کشورها که حمایت شده اند و معروفترین هایشان همین Google، Facebook و Twitter است.

وقتی می ایستیم و از دور به این جریانات نگاه می کنیم، می فهمیم که کاربرد تکنولوژی در دنیا در جهت باز حرکت می کند. یعنی هر کسی می تواند بر بخشی از تکنولوژی که به تخصص و علاقه اش نزدیکتر است متمرکز شود و آن را گسترش دهد و نتیجه آن می تواند در اختیار کل مردم دنیا قرار گیرد. اما شرایط در کشور ما به سمت بسته تر شدن می رود. داریم سعی می کنیم خلاف جهت رودخانه حرکت کنیم. پروژه هایی را بعنوان پروژه های بزرگ و ملی مطرح می کنیم و آنچنان پیشرفتشان را (در واقع ظاهر سازی پیشرفت را) در بوق و کرنا می کنیم که این بزرگترین پروژه ها اندازه متوسط ترین پروژه های دیگر کشورها نیست. با این شرایط کم کم باید منتظر اینترنت ملی باشیم. اینترنت ملی شبکه ای است که گستره اش به اندازه ایران خواهد بود، پشتش مرکز داده ملی است، پرکاربردترین سرویس در آن ایمیل ملی خواهد بود (بازگشت به نسل Web 1.0) . در مرکز داده ملی تنها سایتهای دولتی فعالیت خواهند کرد. مجموعه های خصوصی برای داشتن سایت باید کلی کاغذ بازی کنند و خبری از شبکه های اجتماعی و بلاگها نخواهد بود. برای تولید محتوا باید از چندین وزارتخانه و اداره مجوز داشت.

بدین صورت ما در جزیره خود از ابتدا چرخ را اختراع خواهیم کرد و هیجان زده خودمان را تحسین می کنیم که خودکفا شده ایم.

دسته هامدیریت برچسب ها:

مهارتهای کیبردی – حرفه ای باشید!

چند سال پیش قرار شد به یکی از دوستان که رشته اش کامپیوتر نبود مفاهیم شبکه و همان بحثهای MCSE را آموزش بدهم (احتمالا این مطلب را می خواند) . اولین بحثی که با او مطرح کردم این بود که از او خواستم فرض کند کامپیوتر ماوس ندارد و او باید تمام کارها را با استفاده از کیبورد انجام دهد. استفاده از کیبورد و آشنایی با کلیدهای ترکیبی می تواند سرعت عمل را افزایش دهد و از طرفی توانایی تایپ سریع می تواند، هنگامی که پشت کامپیوتر هستید به شما جلوه ای حرفه ای ببخشد. البته مشخص است که منظورم تایپسیت شدن نیست. بلکه هنگامی است که کد نویسی می کنید یا دستورات مختلف را تایپ می کنید. شک نکنید که این توانایی می تواند تاثیر به سزایی در برداشت طرف مقابل از میزان تخصص و تسلط شما بر امور کامپیوتری داشته باشد. تجربیات زیادی از این موضوع داشته ام. با اینکه همیشه سعی کردم این توانایی را در خودم افزایش دهم، اما هنوز هم با افرادی که خیلی سریع کد می نویسند یا دستورات را تایپ می کنند برخورد می کنم، دچار هیجان می شوم. نمونه اش یکی از همکاران که اتفاقا پیانسیت هم هست. انگشتانش که روی کیبرد حرکت می کند انگار که پیانو می زند.

سایت BBC School بازی در چهار مرحله طراحی کرده که به شما تایپ صحیح انگلیسی را آموزش می دهد. (روی تصویر کلیک کنید)

همچنین در سایت رشد می توانید تمرین تایپ فارسی انجام دهید.

گوگل ویو یا همان شرلوک هلمز خودمان

ظاهرا گوگل ویو متولد نشده، کاربرد گسترده ای پیدا کرده و وارد ماجراهای جنایی پلیسی شده.

ماجرا از این قراره که در واشنگتن یک مرد مضنون به شلیک به چهارافسر پلیس بوده و متواری شده و به همین دلیل جستجوی گسترده ای در تمام ایالت برای پیدا کردن این مرد آغاز شده. این موضوعی کاملا عادی است اما با این تفاوت که اینبار گوگل ویو نقش مهمی در پیشبرد این هدف داشته است. روزنامه سیاتل تایمز با ایجاد یک ویو عمومی به خوانندگان، روزنامه نگاران و افسران پلیس این امکان را داده تا اطلاعات مرتبط با این موضوع که ممکن است منجر به دستگیری این فرد شود را ارسال نمایند.

این ویو شامل تصویر مضنون، اطلاعات مرتبط با وسیله نقلیه، اطلاعات شاهدان ماجرا و گزارشات از بیسیم پلیس بوده است. همچنین سیاتل تایمز یک نقشه گوگل ایجاد کرده که در آن مناطق جغرافیایی که در آن جستجو انجام شده و یا اطلاعات مرتبط در آن وجود دارد مشخص گردیده.

پی نوشت:

به لطف یکی از دوستان گودری چند وقتیه به ویو دعوت شدم و دارم با گوگل ویو سر و کله می زنم. اما اونطور که تو ویدئوی دموی اولیه دیدم جذبم نکرده. شاید به این دلیله که هنوز کاربرد مشخصی براش پیدا نکردم و هنوز تعداد کمی از افراد در ویو وجود دارند. حدود ۳۰ اینوایت دارم که اگر علاقه مند هستید تا دعوتتون کنم در همین مطلب مشخصات خود و آدرس ایمیلتان را بگذارید تا دعوت را برایتان بفرستم. معمولا یکی دو روز بعد از ارسال دعوتنامه شما ایمیلی از طرف گوگل ویو دریافت خواهید کرد.

خداحافظ ایمیل

قصد منفی نویسی ندارم، اما واقعیت اینست که هنوز در بسیاری از سازمانهای ایرانی برای ایمیل بعنوان یکی از پایه ای ترین ابزارهای ارتباطی کاربردی تعریف نشده است و این در حالی است که ایمیل بعنوان یک سرویس پایه ای و زیر ساختی باید در مراحل اولیه تشکیل واحد فناوری اطلاعات راه اندازی گردد. این در حالیست که بسیاری از شرکتها در دیگر نقاط دنیا از مرحله کاربرد ایمیل در حال عبور هستند.

پیشنهاد می کنم قبل از خواندن ادامه این مطلب، مطلب آشنایی با مفاهیم مدیریت دانش را مطالعه نمایید.

یکی از قابلیتهای مهمی که بعد از پیدایش تکنولوژی Web 2.0 در اختیار کاربران اینترنتی قرار گرفت، امکان نشر محتویات و مطالب بود. قابلیتی که بسیاری از وب سایتها را از حالت یکسویه و ایستا به شکلی پویا و مشارکتی تبدیل کرد. با بوجود آمدن چنین قابلیتی مسئله نشر دانش سرعت بالایی گرفت و این موضوع به درون سازمانها نیز کشیده شد. شکل گیری مفهوم Enterprise 2.0 که قبلا اینجا راجع بهش توضیح داده بودم، باعث شد تا کاربرد ثبت و نشر محتویات به درون سازمانها هم کشیده شود. گسترش استفاده از ویکی ها سازمانی و وبلاگهای سازمانی نمونه این نوع فعالیت هستند. اما سوال اینجاست که ایمیل دقیقا کجای سازمان قرار گرفته و چه عاملی باعث می شود که مسئله خداحافظی با ایمیل به بحث داغ در محافل IT مطرح شده است؟

با توجه به اینکه ایمیل بعنوان ابزاری اجتناب ناپذیر در زندگی افراد تبدیل شده، افراد علاقه بیشتری به استفاده از این ابزار در محیط کار خود نیز نشان دهند. این موضوع را نیز نمی توان انکار کرد که در سازمانهای امروزی افراد بعنوان موثرترین و باارزشترین داراییها شناخته می شوند که به تولید دانش و محتوا مشغول می باشند. در چنین شرایطی افرادی که تولید دانش می نمایند، از ایمیل بعنوان بستر انتقال دانش استفاده می کنند. مشخص است که اطلاعات جابجا شده در صندوق پستی هر شخص باقی می ماند و امکان دسترسی عمومی به این بخش فراهم نمی باشد. فرقی نمی کند که شخص از ایمیل سازمانی و یا از سرویسهای عمومی ایمیل استفاده کند، در هر صورت دسترسی محدود است و ممکن است بخشی از اسناد و مدارک و محتویات ارزشمند سازمان بصورت پراکنده در صندوقها باقی بماند.

اینجا مسئله بازیابی محتویات تولید شده نیز مطرح می شود که به دنبالش مفهوم جستجوی اطلاعات سازمانی مطرح می شود. در واقع در چنین شرایطی سازمان نیازمند پیاده سازی ابزاری است تا بتواند محتویات مختلف را برچسب گذاری کند و بر مبنای الگوهای مختلف بتواند آنها را بازیابی نماید. این نوع از داده ها در سازمان در سیستمهای عملیاتی (مالی، منابع انسانی و …) ثبت نمی شوند و بعنوان داده های بدون ساختار (Unstructured Data) شناخته می شوند.

برای چنین شرایطی سازمانها بدنبال استفاده از ابزارهایی هستند که بتوانند این نوع از داده در سازمانها را ثبت و قابل بازیابی نمایند و همچنین کاربران را از سیستم های جدا افتاده و جزیره ای به سمت سیستمها همکاری و مشارکتی سوق دهند. ابزارهایی مثل Google Wave و شیرپوینت ۲۰۱۰ بیشتر بر این موضوع تمرکز دارند و امکاناتی را در اختیار افراد و سازمانها قرار می دهند که بوسیله این امکانات افراد و سازمانها بتوانند با کیفیتی بالاتر فعالیت نمایند.

مشخص است که جایگزینی ایمیل بدلیل گره خوردن با زندگی روزمره افراد بسیار کار مشکلی است و باید توجه داشت که سادگی و آسانی استفاده از ایمیل را نمی توان به راحتی نادیده گرفت، اما پیش بینی می شود که سازمانها برای دستیابی به کیفیت بالاتری مدیریت محتویات و دانش به آرامی سیاستهای جایگزینی استفاده از ایمیل سازمانی را اتخاذ نمایند.

لطفا در نظر سنجی که در همین باره در سایت قرار داده شده است شرکت کنید.

درک رایانش ابری – Cloud Computing

۱۹ آذر ۱۳۸۸ ۴ دیدگاه

می خواستم راجع به رایانش ابری یا همان Cloud Computing مطلب بنویسم که دیدم دوستان بلاگر به اندازه کافی راجع به این موضوع صحبت کرده اند و مطلب نوشته اند. مطالب زیر را می توانید در این مورد مطالعه کنید:

اما این دو موضع زیر هم به درک بهتر از مفهوم Cloud Computing کمک خواهد کرد:

شرکت Appirio هم برای درک بهتر Cloud Computing نقشه ای ایجاد کرده که شما می توانید خدمات Cloud در محدوده های مختلف را از روی این شکل تشخیص دهید. (روی تصویر زیر کلیک کنید.)

همکاری تیمی و ابزارهای آن در سازمان

این مطلب بخشی از مقاله ای است که برای ماهنامه سازمان بنادر و دریانوردی به مناسبت خاتمه یکی از بزرگترین پروژه های این سازمان نوشته ام. با توجه به ویژگیهای پروژه و گستردگی جغرافیایی اجرای پروژه در تمام بنادر، نیاز بود تا با استفاده از ابزارهای مناسب مجموعه ای حدود ۱۲۰ نفر را در یک محیط برای به اشتراک گذاری دانش جمع نمود. ابزار مورد استفاده برای این منظور شیرپوینت ۲۰۰۷ بوده است.

در این مطلب بیشتر به نقش ابزارهای همکاری تیمی و تاثیراتش بر سازمان پرداخته شده است.

۱- یک داستان کوتاه

یکی از دستیاران آلبرت انتیشتین در سال ۱۹۵۲ در دانشگاه پرینستون پس از برگزاری امتحانات پایان ترم سوال کرد: “استاد سوالاتی که شما امسال به دانشجویان دادید همانهایی بود که سال گذشته به دانشجویان ترم قبل ارائه کرده بودید! چطور ممکن است که سوالات تکراری را به دانشجویان بدهید، در حالی که علم نسبت به سال گذشته تغییر کرده؟”

انیشتین احتمالا پیپش را جابجا کرده و نگاهی به دستیارش انداخته وبعد این پاسخ را داده: ” درسته! علم تغییر کرده اما سوالات همان سوالها هستند. این جوابها هستند که تغییر می کنند.”

اگر به شرایط کسب و کار و نیازهای سازمانها در مقاطع مختلف نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که در تمام دوران مختلف، سازمانها با مسائل مشابه ای روبرو بوده اند که با توجه به پیشرفتهای تکنولوژی جوابهای متفاوتی به آن نیازها ارائه شده است. استفاده از نرم افزارها و کامپیوترها و درنگاهی کلان خدمات فناوری اطلاعات خود به مثابه پاسخی است به نیازهای همیشگی سازمانها.

۲- سازمانهای گسترده و مسئله ارتباطات

در بسیاری از سازمانهایی که گستردگی جغرافیایی داشته اند، ارتباطات یا به تعبیری بستر انتقال اطلاعات به یک مطئله همیشگی تبدیل شده است. در سالهای گذشته بحث برقراری ارتباطات زیر ساختی (وجود شبکه یکپارچه) از دغدغه های مدیران بوده است. اما اکنون با تثبیت کم و بیش ارتباطات زیر ساختی در ابعاد جغرافیایی مختلف، سازمانها به موضوع نحوه برقراری ارتباط بین افراد رسیده اند. با توجه به تغییر ماهیت تقاضا از سوی مشتریان و مخاطبان سازمانها به سمت تعریف پروژه هایی می روند که به سرانجام رساندن آنها نیاز به فعالیت افراد با تخصصها و تجربیات متفاوت خواهد داشت. این موضوع تعریف کلاسیک سازمان بر اساس ساختار سازمانی را تا حدودی به چالش می کشد چرا که با تعریف یک پروژه جدید نیاز است تا افراد در غالب یک واحد سازمانی جدید و یا بهتر است بگوییم در غالب یک تیم با هم برای رسیدن به هدف فعالیت نمایند. با ایجاد چنین شرایطی در سازمان لازم است تا با استفاده از راه حلهایی که عموما بر مبنای تکنولوژی های فناوری اطلاعات بنا می شود، امکاناتی در اختیار افراد قرار گیرد تا به شکلی موثر و فرای محدودیتهای جغرافیایی و همچنین محدودیتهای قوانینی، امکان تعامل با یکدیگر را داشته باشند. در این مرحله نیاز به استفاده از ابزارهای همکاری تیمی در سازمان بیش از پیش احساس خواهد شد.

۳- ابزارهای همکاری تیمی

ابزارهای همکاری تیمی شامل مجموعه خدمات نرم افزاری است که سازمان از پیاده سازی آنها به اهداف زیر دست پیدا خواهد کرد:

مدیریت دانش: مدیریت دانش در نگاهی ساده به معنی ایجاد رویه های ثبت، ذخیره سازی و بازیابی دانش تولیدی در سازمان می باشد. شاید این موضوع مهمترین هدف مدیران در سازمان باشد که بتوانند بعنوان مثال تجربیات ایجاد شده در یک پروژه را به نوعی ذخیره نمایند تا در فعالیتهای مشابه مجبور به انجام دوباره کاریها نشوند.

تسهیل ارتباطات: ارتباطات در سازمان معمولا از ضوابط مشخصی پیروی می کند که رعایت این ضوابط گاه وقتگیر می باشد. ماهیت پروژه ها و سرعت عمل مورد نیاز در آنها در بسیاری اوقات با چنین شرایطی در تضاد است پس نیاز به امکاناتی است که علاوه بر ثبت وقایع و ردپای افراد بتوان فرای قوانین محدود کننده اداری و جغرافیایی، اقدامات مورد نظر را پیش برد.

اهداف مشترک: ابزارهای همکاری تیمی اجازه می دهند تا افراد از اهداف مطلع شده و فعالیتهای خود را در جهت نیل به اهداف برنامه ریزی نمایند.

اطلاع رسانی: اطلاع رسانی نیز بعنوان یکی از عوامل حیاتی در تیمها مطرح می شود. بدین معنی که افراد از پیشرفت فعالیتها، تغییرات و وقایع مطلع شده و می توانند به برنامه ریزی موثری برای ادامه کار دست پیدا نمیاند.

مدیریت منابع: مدیریت منابع برای تیم چه از دیدگاه منابع انسانی و چه از دیدگاه مستندات و دیگر موارد بخصوص در تیمهایی که گستردگی جغرافیایی دارند بسیار حائز اهمیت است. یکپارچگی در مستندات تولیدی، کنترل نسخ و دسترسیها، شناخت از افراد فعال در تیم در نقاط مختلف و شناخت تخصصها می تواند نمونه هایی از کاربردهای ابزارهای همکاری تیمی در مدیریت موثر منابع باشد.

خارج از کار!

توی لیست فعالیتهایی که تو Outlook دارم عنوان مطالبی که می خوام اینجا بنویسم را یادداشت کردم. امروز هر چقدر این لیست رو بالا پایین کردم دیدم حوصله مطلب جدید نوشتن و فکر کردن و تحقیق و این چیزا رو ندارم. بخاطر همین رفتم سراغ وبگردی و گودر بازی. این وسط دو سه تا موضوع جالب پیدا کردم که فکر کردم اینجا بذارم.

اولین موضوع مربوط می شه به ساخت یک میز لپ تاپ برای روی تخت. این میز از جای طرفی مدل IKEA ساخته شده. یعنی اگر همچین جای ظرفی در منزل دارید می تونید تبدیلش کنید به میز لپ تاپ. اصل مطلب را اینجا بخوانید.

مورد بعدی ویدئوی است از یک گروه موسیقی که از iPhone به جای ساز استفاده می کنند. با این iPhone دیگه همه کار می شه کرد.

این آخری هم یک موبایله که هیچی راجع بهش نمی گم. خودتون ببینید و قضاوت کنید.

دسته هاسبک کار و زندگی برچسب ها: