۵ دلیل برای استفاده از ابزارهای مایکروبلاگینگ در سازمان

اگر بخواهم به تاریخچه مایکروبلاگینگ بپردازیم، ابتدا این موضوع توسط فیس بوک در مارچ ۲۰۰۶ با ایجاد قابلیت Status Update مطرح شد و در جولای همان سال Twitter بعنوان اولین سرویس مایکروبلاگینگ دنیا شروع به فعالیت کرد. مایکروبلاگینگ در ابتدا بعنوان Life Streaming یا شرح وقایع روزانه بصورت کوتاه مورد استفاده قرار می گرفت اما کم کم با مطرح شدن مباحث Web 2.0 و Enterprise 2.0 از حدود یکسال پیش، استفاده از مایکروبلاگینگ به سازمانها هم وارد شده تا بتواند باعث همکاری نزدیک تر بین افراد تیمها در سازمان شود. قبل تر درباره ابزار Yammer نوشته بودم که می توانید اینجا بخوانید.

اما نکاتی که می خواهم مطرح کنم ایده های خودم است که از نتیجه کار با ابزار شیرپوینت و نیازمندی سازمانها در استفاده از ابزارهای همکاری تیمی بدست آورده ام. به نظرم به پنج دلیل زیر مایکروبلاگینگ می تواند آینده همکاری تیمی در سازمانها را دستخوش تغییر کند:

۱ – مایکروبلاگینگ بجای گزارشات روزانه: شاید خیلی از شماها نیز با من هم عقیده باشید که در انجام امور کاری روزانه نوشتن گزارش کار سخت ترین قسمت باشد. نوشتن گزارشات رسمی یا پر کردن قالبهای از پیش تعریف شده گزارشات یا تایم شیتهای پیچیده همیشه افراد را سردرگم می کند و بعنوان یک کار خسته کننده شناخته می شود. مایکروبلاگینگ باعث می شود تا افراد بتوانند فعالیتهای روزانه خود را به شکلی غیر رسمی و با جملاتی که بیشتر با آنها احساس راحتی می کنند ثبت نمایند. مایکروبلاگینگ می تواند یک جایگزین برای گزارشات روزانه باشد.

۲- مایکروبلاگینگ بجای انجمنها و چت: مایکروبلاگینگ را می توان بعنوان نسل بعدی انجمنهای سوال و جواب دانست. با توجه به سادگی مطرح کردن سوالات و ایده ها، مایکروبلاگینگ می تواند بعنوان یک انجمن سوال و جواب همزمان کار کند. بدلیل محدودیت استفاده از کلمات در مایکروبلاگینگ این امکان مانند چت نخواهد بود و تمرکز کاربران را با بکاربردن جملات غیرمرتبط از بین نخواهد برد.

۳- مایکروبلاگینگ و جستجوی سازمانی: ابزارهایی مانند شیرپوینت و یا پورتالهای درون سازمانی عموما دارای قابلیت جستجو در اطلاعات و منابع مختلف در سازمان را دارا می باشند. گسترش قابلیت جستجو در سیستم مایکروبلاگینگ می تواند این بستر را بعنوان یک محیط ذخیره دانش مطرح نماید. امکان تخصیص برچسب به موضوعات مطرح شده می تواند نمایانگر موضوعات داغ در سازمان باشد.

۴- مایرکوبلاگینک و مدیریت فعالیتها: ممکنه این سوال برای شما مطرح بشه که من از ابزارهای مدیریت فعالیتها استفاده می کنم چه دلیلی داره که درباره فعالیتم از مایکروبلاگینگ استفاده کنم؟ وجود این دو موضوع هیچ منافاتی با هم ندارند و می توانند تکمیل کننده یکدیگر باشند. همانطور که در مورد اول ذکر کردم مایکروبلاگینگ می تواند تبدیل به بستر گزارشات سازمانی شود. نوشتن ایده ها و فعالیتها در لحظه باعث می شود تا بتوان ایده های دیگران را نیز جذب کرد و از عقاید آنها در خصوص کاری که انجام می شود بهره مند شد. در متدولوژی های مدیریت پروژه مثل PRINCE2 و یا راه کارهای PMBOK، قالبهای مستنداتی برای ثبت تجربیات پروژه وجود دارد. تجربیات پروژه معمولا بعد از خاتمه یک فاز یا تحویل یک محصول ثبت می گردند. حال تصور کنید یک ابزار با نام مایکروبلاگینگ در لحظه تولد یک تجربه امکان ثبت آن را می دهد.

۵- مایکروبلاگینگ و قوانین سازمانی: مثل استفاده از دیگر تکنولوژیها سیاست گذاری و وضع قوانین برای استفاده از مایکروبلاگینگ یک الزام می باشد. مایکروبلاگینک باعث نزدیکی افراد به یکدیگر می شود که این به معنی تاثیر پذیری بیشتر افراد از یکدیگر نیز می باشد. مطرح کردن احساسات و مسائل شخصی می تواند یک تهدید برای مایکروبلاگینگ  و در نهایت برای سازمان به حساب آید. همچنین منتشر کردن مباحث سری و یا انتقادهای مستقیم می تواند نتیجه های منفی در بر داشته باشد.

مطالب مرتبط:

یک تصویر از تاریخچه مایکروبلاگینگ

بلاگ Geek & Poke با کارتونهای گیکی

توییتر یا قاتل بلاگ