بایگانی

بایگانی آگوست

Micromanagement یا مدیریت ذره بینی

۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

این روزها در دنیای مدرن اگر به کسی بگن که شکل مدیریتت ذره بینی است مثل این میمونه که فحش و فزاحت رو به اون مدیر کشیده باشن. فکر می کنم عمق مطلب را رسونده باشم. مدیریت ذره بینی شکلی از مدیریت است که در آن مدیر بر جزییات نظارت می کند و ریز کارها را کنترل می نماید. این نوع از مدیریت با سبکی که امروزه راجع به آن صحبت می کنند یعنی مدیر به مثابه مربی (Coaching) کاملا در تضاد است. امروزه وظایف اصلی مدیران اینست که تصویر اهداف را به افراد منتقل کنند و آنها را در رسیدن به اهداف حمایت و رهبری نمایند. این سبک مدیریت، از تغییر نیاز بازار شکل گرفته است و همچنین تغییر موج صنعتی به موج اطلاعاتی. در موج اطلاعاتی بیشتر از نیروی فیزیکی فکر است که کار می کند و مدیریت تفکر قوانین خاص خودش را دارد. به همین دلیل است که مدیران اکنون باید روانشناسان قوی و مشاوران خوبی باشند.

اما به نظرم مهمترین دلیل دچار شدن به مدیریت ذره بینی عدم وجود اعتماد بین مدیر و افراد تحت رهبری اش است. اعتماد به عنوان اولین اصل مدیریت باعث می شود تا مدیر بتواند وظایف را بدرستی بین افراد تقسیم نماید. در صورتیکه مدیر توان تعریف شرح وظایف را نداشته باشد، آنگاه تیم به شدت دچار چالش خواهد شد.

اما مدیران ذره بینی چه ویژگی هایی دارند:

  • در مقابل تعریف کار مقاومت می کنند و یا بدرستی نمی توانند کاری را برای افراد تعریف کنند.
  • با پس زدن افراد خود را درگیر اجرای کار می کنند. (در این مورد مدیریت میمونی را بخوانید.)
  • در بازنگری اولیه کار بجای کنترل اهداف اصلی به سراغ جزییات گاهی حتی بی ارزش می روند و ماهیت کار را زیر سوال می برند. (ایراد تراشی می کنند)
  • قبل از اینکه کاری که واگذار کرده اند خاتمه یابد آن را پس گرفته و اشتباهات را پررنگ می کنند.
  • در تصمیم گیری از کسی نطر نمی خواهند و نظرات دیگران را نادیده می گیرند.

مهمترین مسئله در برخورد با چنین مدیرانی جلب اطمینان آنهاست. افرادی که با چنین مدیرانی برخورد می کنند ممکن است در کار دچار تنش های فراوان شوند. بجای استقبال از تنش باید سعی کرد در آرامش اعتماد چنین مدیرانی را جلب کرد و خیال آنها را از به سرانجام رسیدن کار راحت کرد.

اما مدیریت ذره بینی در شرایطی می تواند مفید هم باشد. بعنوان مثال هنگامی که کارها از زمانبندی پیش بینی شده عقب افتاده می توان از مدیریت ذره بینی بعنوان یک تکنیک (دقت کنید که بعنوان یک تکنیک) استفاده نمود و ریز فعالیتها را برای برنامه ریزی بهتر آنها مورد بررسی قرار داد.

همانطور که قبلتر هم گفتم در دوران صنعتی بدلیل شرایط کاری این نوع مدیریت شاید بهترین روش آن بود. حال دقت کنید به روشهای مدیریت و تفاوت آن در کشورهای عقب افتاده، در حال توسعه و توسعه یافته. مدیریت ذره بینی می تواند بعنوان یک سندرم برای کشورها در حال توسعه مطرح شود. فکر می کنم اگر ایران را بعنوان یک کشور در حال توسعه فرض کنیم، نمونه های زیادی از مدیریت ذره بینی را خواهیم یافت.

مقاله کاملی در این مورد را اینجا بخوانید.

دسته هامدیریت برچسب ها:

نبایدهای استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه

۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ۷ دیدگاه

بسیاری از افراد وقتی بحث انجام یک پروژه پیش می آید به دنبال استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه می روند. خیلی اتفاق افتاده که دیده ام استفاده از این ابزارها بجای پیشبرد اهداف موجب کندی و سردرگمی شده. این اشتباه را خودم هم مرتکب شده ام. چون گاهی این وسواس را دارم که کار را بر اساس قواعد و اصول و متدولوژی های تعریف شده انجام دهم. اما حقیقت اینجاست که اصول، قواعد و متدولوژی های مواردی است که خود شما تعریف می کنید. به نظرم هیچ متدولوژیی تا با نیازهای ما هماهنگ نشود، کمک که نخواهد کرد هیچ، بلکه باعث بروز وقفه در کار هم خواهد شد. در بحث متدولوژی مفهومی مطرح است با عنوان Tailoring. به این معنی که متدولوژی با نیازها هماهنگ شود و این زمانی است که الگوهای متدولوژی می تواند به ما کمک کند. در واقع متدولوژی بر اساس نیازها سفارشی می شود. ممکن است بعضی از فرآیندها حذف شوند یا به شکلی جدید در آیند.

اما چرا این بحث را مطرح کردم؟ دلیلش این است که استفاده از مفاهیم مدیریت پروژه تبدیل شده به یکی از کارهای روزانه و  باید، باید، باید، امکانات این ابزارها را بر اساس نیازمان انتخاب کنیم. بر حسب اندازه پروژه، زمان و بودجه باید تشخیص بدهیم که به یک ابزار مدیریت پروژه کامل احتیاج است یا تنها به یک ابزار برای ثبت فعالیتها و پیگیری آنها نیاز است. منظور از یک ابزار مدیریت پروژه کامل برنامه هایی مثل Microsoft Project و Primavera می باشند. در ساده ترین حالت استفاده از این ابزارها شما می توانید منابع پروژه، هزینه ها و بودجه و فعالیتها و روابط آنها را تعریف کنید. استفاده از این ابزارها مستلزم آشنایی خوب با امکانات این ابزارها است. موارد زیر به شما کمک می کند تا بهترین تصمیم را برای انتخاب ابزار مناسب بگیرید:

  • آیا از ابزار مدیریت پروژه تنها برای تعریف کردن فعالیتها استفاده می کنید؟ در صورتیکه پاسختان به این سوال مثبت است این ابزار را کنار بگذارید. می توانید فعالیتها را روی وایت بورد بنویسید. خودتان را  گرفتار ابزار نکنید.
  • آیا وقت پروژه شما محدود است؟ محدودیت در زمان پروژه معمولا باعث می شود که از استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه چشم پوشی کنیم. اما استفاده از یک ابزار Task Management ساده می تواند کمک کند.
  • آیا تعداد نفرات حاضر در پروژه محدود است؟ اگر زیر ۱۰ نفر در پروژه فعالیت می کنند سراغ چنین ابزارهایی نروید. استفاده از یک برنامه Task Management ساده می تواند به شما و تیمتان بیشتر کمک کند. ابزارهای مبتنی بر وب مثل Windows Sharepoint Services 3.0 می تواند یک محیط پویا و کاربردی به شما بدهد.
  • آیا کارفرما از شما برنامه دقیق پروژه می خواهد؟ اگر پاسخ منفی است خیلی خود را گرفتار ابزار نکنید.
  • آیا از متدهای Agile در پروژه استفاده می کنید؟ اگر اینطور است بهتر است یکبار برای همیشه قوانین تعریف و تخصیص فعالیتها را برای خود تعریف کنید تا هنگام اجرا دچار حاشیه نشوید. (خیلی با این مورد برخورد کرده ام که در مسیر انجام فعالیتهای پروژه، آنقدر افراد درگیر حاشیه ابزارهای جانبی می شوند که از اصل کار باز می مانند.) ممکن است بعد از تعریف این قوانین به یک الگو برای استفاده از ابزار برسید.
  • آیا در تیم کاریتان متخصص مدیریت پروژه وجود دارد؟ اگر وجود ندارد دلیلی ندارد خود شما در حین کار تبدیل به متخصص مدیریت پروژه شوید و شروع به کشف یک فیلد جدید کنید و در مسیر صحیح و خطا قرارگیرید.
  • آیا تعداد فعالیتهایی که باید انجام دهید محدود است؟ نتیجه پاسخ به این سوال مشخص است.
  • آیا افراد تیم شما با مفاهیم مدیریت پروژه آشنا هستند؟ اگر افراد تیم شما به مفاهیمی مثل Timesheet، وابستگی فعالیتها، نحوع محاسبه پیشرفت کار و … آشنا نیستند، هنگام انجام پروژه از آنها نخواهید که به این موارد بپردازند و درگیر ابزار شوند. سر فرصت به آنها آموزش دهید و بعد به استفاده از ابزار بپردازید. در ضمن نباید انتظار داشت که همه افراد این مفاهیم حتی ساده را هم بدانند.
  • اگر مورد دیگری هست شما اضافه کنید …

اما اگر از ابزارهای مدیریت پروژه استفاده نکنیم چکار کنیم؟ راه هایی وجود دارد که می تواند کار شما را ساده کند.

  • استفاده از وایت بورد و تقسیم بندی عمودی آن به فازهای فعالیت مثل شروع نشده، در دست انجام و پایان یافته می تواند انتخاب اول باشد. تقسیم بندی افقی می تواند بر حسب تاریخ باشد که البته این برای دوره های کوتاه مناسب است. می توانید فعالیتها را روی کاغذ Stick بنویسید و در خانه مربوطه بچسبانید و در صورتیکه وضعیت فعالیت تغییر کرد می توانید کاغذ را جابجا کنید. حتما لازم نیست از آخرین تکنولوژی ها برای انجام کارهای ساده استفاده کرد.
  • استفاده از Windows Sharepoint Services 3.0 که می تواند یک سایت برای تیم شما ایجاد کند و به شما امکان مدیریت فعالیتها، مستندات و … را بدهد. برای آشنایی با امکانات شیرپوینت، اینجا کلیک کنید.
  • می توانید از ابزارهای آنلاین که بصورت رایگان خدمات می دهند استفاده کنید. در مورد این سایتها در مطلب بعدی خواهم نوشت و آنها را معرفی خواهم کرد. استفاده از ابزارها آنلاین می تواند مناسب باشد چراکه اصولا این ابزارها با هدف مدیریت وظایف و مدیریت پروژه تهیه شده اند و دارای شاخ و برگ زیادی نیستند. البته معمولا استفاده رایگان از این ابزارها دارای محدودیت تعداد کاربر و امکانات می باشد.
دسته هامدیریت برچسب ها:

دزدی مطالب

۲۷ مرداد ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

باید بگم بعد از گذشت چند سال از فعال بودن در زمینه بلاگ نویسی و انتشار محتوای اینرنتی، وقتی می بینم مطالبم بدون اجازه و اطلاع خودم سر از سایتها و حتی روزنامه ها در میاره ناراحت می شم. یعنی عصبانی می شم. البته که من مطلب می نویسم که خونده بشه، هرچقدر بیشتر خونده بشه یعنی مطلب من موثر بوده. اما نمی دونم این اخلاق ساده کی می خواد بین ماها جا بیافته که یک اجازه یا حداقل یک ایمیل مختصر ارسال کنیم و اطلاع بدیم که فلان کار را کردیم. قبلا هم دیدم که بلاگرهای دیگه هم از این موضوع به شدت شکایت داشتند. داستان من اما از چاپ شدن مطلبی از من در روزنامه اعتماد شروع شد. بعد که سایت کافه نمایش فعال شد تمام ترجمه ها و مصاحبه ها و مقالات من درباره سینما و تئاتر سر از سایت آفتاب در آورد. اما در تمام این موارد حداقل لطف کرده بودند و اسم من را بعنوان نویسنده پای مطالب زده بودند.

اما چی شد که این مطلب را نوشتم. از اونجا که همیشه آمار سایت را چک می کنم، چون تاثیر زیادی برای تصمیم گیری راجع به مطالب آینده ام دارد، دیدم یک لینک در سایت شرکتی با نام فراگام آسیا به سایت من داده شده. وقتی لینک را دنبال کردم دیدم مطلب مهارت ارائه مطلب (Presentation) را در سایت خودشان قرار داده اند. این شرکت یک شرکت بازاریابی است ظاهرا. تمام مطالب در بخش مقالاتشان هم کپی شده از سایتها و روزنامه هاست. حداقل منبع مطالب را ذکر کرده اند اما از اونجایی که انگار رو پیشونی من نوشته لطفا بدون ذکر منبع از مطالب استفاده کنید، اینها هم همین کار را کردند. رفتم از قسمت تماس براشون پیغام فرستادم اما خبری نشد. نکته جالب اینکه من در این مطلب از لحن شخصی استفاده کردم و لینک به مطالب قبلی داده ام که اینها هم بدون هیچ دقتی همانطور مطلب را کپی کرده اند. خلاصه که هنوز این موضوع ناراحتم می کنه نمی دونم چرا. جالبه همین الان که دنبال مطالبم می گشتم دیدم مقاله ای که برای سایت راهکار مدیریت فرستاده بوده سر از اینجا درآورده. البته باز لطف کرده اند و نام را ذکر کرده اند.

یادم میاد و نمی تونم نگم. یک مطلب نوشته بودم تو همین بلاگ خودم با عنوان بچه ای که اوباما را رئیس جمهور کرد، بعد یکی از دوستا اومد گفت توی یه سایت یه همچین چیزی خوندم خیلی جالب بود. من فقط بهش لبخند زدم.

لیستی از مطالب من در سایتهای مختلف

فقر از ثروت قدیمی تر است – گفتگوی امیرکاستاریکا با دیه گو مارادونا

دو فیلم برای ایووجیما

بیوگرافی امیرکاستاریکا

خیلی زیاده بقیه اش را پیدا کنم حتما لینکشو می ذارم.

در همین رابطه این مطالب را در سایتهای دیگر ببینید:

بلاگ چاردیواری: دزدان مطلب، راهزنان سومالی

کیبرد آزاد: دزدان مطالب وبلاگ ها

سینا.نت: دزدها را معرفی می کنیم!

نارنجی: آقای مجله علم روز لطفا علم تان رو خودتان تهیه کنید!

دسته هاعمومی برچسب ها:

تهدیدی به نام HyperFocus (فرا تمرکز)

۲۴ مرداد ۱۳۸۸ ۱۱ دیدگاه

داشتم درباره دلایل بهم خودرن تمرکز جستجو می کردم که به مفهوم HyperFocus برخورد کردم که نقطه مقابل از دست دادن تمرکز است. مواردی که در این مطلب می نویسم نتیجه جستجوها از سایتها مختلف مثل Wikipedia و About.com است.

شاید شما هم اطراف خود با افراد یا حتی کودکانی برخورد کرده باشید که چنان توجهشان به بازی کامپیوتری جلب می شود که ساعتها بدون وقفه به آن ادامه می دهند بدون آنکه از شرایط اطراف خود باخبر شوند. معطوف شدن به یک کار بطوری که تمام حواس به آن جمع شود بعنوان یک اختلال رفتاری به نام Hyperfocus شناخته می شود که ممکن است آسیبهایی را به شخص وارد نماید. اما با شناخت این نوع رفتار می توان از آن بهره مثبت نیز برد.

به زبان کاملا ساده Hyperfocus اختلال رفتاری است که شخص چنان غرق کاری که به آن پرداخته، می شود که از درک وقایع اطرافش باز می ماند. در واقع این نوع رفتار یا به عبارتی بیماری مسئله توجه بالا به کار یا همان تمرکز بالا نیست بلکه مشکل عدم واکنش به محرکهای اطراف است که بعنوان یک مسئله رفتاری شناخته می شود. این اختلال رفتاری با نام Attention Deficit Disorder (ADD) یا همان کمبود توجه نیز شناخته می شود. این دسته از افراد مشکلات جدی در سازماندهی، برنامه ریزی و به اتمام رساندن کارها دارند. البته باید توجه داشت که این اتفاق ممکن است در مقاطعی برای هرکسی رخ دهد اما تکرار آن بعنوان اختلال رفتاری شناخته می شود. افرادی که به شدت تمایل به سرگرم شدن با یک کار را دارند و دچار Hyprfocus می شوند عمدتا از دیگر فعالیتها باز می مانند و مشکلات جدی در روابط اجتماعی پیدا می کنند. در محیط کار چنین افرادی انعطاف پذیری خود را از دست می دهند و نمی توانند وظایفی که به آنها محول شده را بخوبی انجام دهند. چنین افرادی بیشتر در دنیای خود فرو می روند و کارهایی را انجام می دهند که از نظرشان جذابیت بیشتری دارد که البته الزاما کارهایی با جذابیت بالا، کارهایی نیست که برای زندگی شخص مهم باشد. ذهن این اشخاص بیشتر به کارهایی گرایش دارد که نتیجه آنی در آن حاصل می شود و یا بیشتر کارهایی را انجام می دهند که برای آن پاداش تعیین شده باشد. این نوع اختلال رفتاری هم در کودکان و هم در افراد بالغ دیده می شود. در کودکان ممکن است هنگام انجام بازیهای کامپیوتری و هنگام تماشای تلویزیون این رفتار بروز کند و در بزرگسالان هنگام کار با اینترنت و موقع خرید کردن ممکن است خودنمایی کند.

اما اگر دچار Hyperfocus می شویم و یا افرادی از خانواده یا همکاران دچار این مشکل می شوند چکار باید انجام داد؟

  • با مداخله در کار افرادی که دچار Hyperfocus می شوند می توان توجه آنها را از آن کار منحرف نمود. متخصصان عقیده دارند که تعیین زمان محدود برای انجام یک کار مهمترین روشی است که در برخود با افراد Hyperfocus باید مورد استفاده قرار گیرد.
  • افراد Hyperfocus معمولا تمایل زیادی به بازگشت به کاری که انجام می داده اند دارند. باید سعی کرد تا این افراد را بیشتر در کارهای اجتماعی و گروهی شرکت داد تا زمان کمتری برای برگشت به شرایط Hyperfocus در اختیار داشته باشند.
  • استفاده از نشانه ها و یا عوامل هشدار دهنده مثل زنگ ساعت می تواند مناسب باشد. در صورتیکه دچار Hyperfocus می شوید یک نشانه یا یک زنگ کنار خود داشته باشید تا سرزمان مشخص به شما هشدار دهد تا دست از کارتان بردارید.
  • Hyperfocus می تواند یک نقطه مناسب برای شناخت علاقه مندیها باشد. در واقع افرادی که دچار Hyperfocus می شوند باید سعی کنند کارشان مطابق با علاقه مندیشان باشد. چنین افرادی در این شرایط می توانند بازده فوق العاده ای داشته باشند.

مسئله ای که می خواستم به آن برسم یک نتیجه گیری شخصی است. به نظرم Hyperfocus بعنوان یک تهدید ممکن است گریبانگیر افرادی شود که در حوزه آی تی فعالیت می کنند بخصوص نرم افزاری ها. از آنجا که کار برنامه نویسی یا تحلیل سیستم احتیاج به تمرکز بالا دارد این تهدید برای افراد فعال در این زمینه می تواند بیشتر باشد. خیلی وقتها برای حل کردن یک مسئله ساعتها پشت کامپیوتر می نشینیم و از اطراف خود غافل می شویم. البته باید در نظر داشت که این اختلال در شرایط جدی بدلیل کمبود  دوپامین که یک انتقال دهنده عصبی در مغز است رخ می دهد. دوپامین وظیفه موزون کردن حرکات و احساسات را بر عهده دارد. اما فکر می کنم هر عملی که توسط شخص تکرار می شود پتانسیل تبدیل شدن به عادت را دارد و باید راجع به Hyperfocus نیز مراقب تکرار شدن آن بود.

رفتار سازمانی

۲۲ مرداد ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

رفتار سازمانی یکی از موضوعاتی است که علاقه زیادی به آن دارم. دلیل اصلی علاقه من شاید بدلیل این موضوع باشه که همیشه اجرای پروژه های نرم افزاری یا بصورت کلی تر اجرای پروژه هایی که نتیجه آن بروز تغییر در عادتهای سازمان و در نتیجه تغییر در عادتهایی افراد سازمان می شود با مشکلات فراوان روبرو است. شاید خیلی ها با افرادی در سازمانها مختلف برخورد کرده باشند که ازپذیرفتن امکانات و تکنولوژی های جدید سرباز می زنند و یا در روند اجرای پروژه همکاری نمی کنند و حتی کارشکنی می کنند. این موضوع ربطی به شرایط اکنون و عصر اطلاعات ندارد. از قبل هم به همین صورت بوده. حتی قرارپرفتن ماشین حساب ها با آن شکل و ظاهر اولیه شان روی میز کارکنان اداره ها با مشکلات زیادی روبرو بوده.

اما همیشه این سوال برایم مطرح بود که چرا این اتفاق می افتد؟ دلیل اصلی این اتفاق توجیه نبودن افراد سازمان از اهداف و نتایجی است که از پیاده سازی تکنولوژی جدید حاصل می شود. این عدم آگاهی باعث بوجود آمدن تصوراتی می شود که نتیجه آن رفتارهای غیر متعارف فرد است. اما با این موضوع به همین سادگی ها هم نباید برخورد کرد. وجود باندها در سازمان که همه می دانیم همه جای دنیا وجود دارد، باعث می شود تا افراد از پذیرفتن شرایط جدید خودداری کنند چرا که احتمالا شرایط جدید روالهای عادی آنها را از بین خواهد برد. اما همه این موارد و اتفاقات، مقاومتها، تشکیل باندها و … بدلیل شخصیت افراد سازمان است.

رفتار سازمانی علم مطالعه رفتار افراد سازمان است که در نهایت شخصیت سازمان را شکل می دهند. رفتار سازمانی بر نحوه تغییر رفتار تمرکز نمی کند بلکه بر چگونگی مدیریت رفتارهای مختلف تمرکز می کند. با داشتن دانش شناخت افراد و رفتارهایشان و دسته بندی آنها می توان روشهای مناسبی برای برخورد، ارجاع کار و درخواست نتایج از افراد اتخاذ نمود.

رفتار سازمانی هرروز در مدیریت، نقشی پررنگ تر پیدا می کند. با بروز موج دوم یا همان موج صنعتی، مدیران افرادی بودند که کار تعریف می کردند، تخصیص می دادند و پایش می کردند تا کار درست انجام شود اما هر چه از عمر موج سوم یا عصر اطلاعات گذشت مفهوم مدیریت تغییر کرد و مدیران بیشتر از اینکه شخصیتی ترسناک، خشک و غیر انسانی داشته باشند تبدیل شدند به افرادی که بعنوان مربی (Coach) در سازمان فعالیت می کنند. وظیفه مربی آشنا کردن شخص با تواناییها و اهدافش می باشد و شخص را برای رسیدن به اهداف حمایت می کند. با توجه به این تغییر ماهیت، واضح است که شناخت افراد از جنبه های رفتاری می تواند به مدیریت موثر کمک شایانی نماید.

از این به بعد قصد دارم مطالب بیشتری در زمینه رفتار سازمانی بنویسم.

ساز دهنی، گیتار و مکعب روبیک

۲۰ مرداد ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

۱- مکعب روبیک

چند وقت پیش از میدون هفت تیر رد می شدم. توی پیاده رویی که از قائم مقام می پیچه می ره به سمت پل کریمخان می رفتم که نزدیک ایستگاه اتوبوس یه دفعه یک پسربچه سیاه سوخته با لباسای نه چندان تمیز پرید جلوم و گفت “می خری؟ ” توی دستش نگاه کردم، بجای فال حافظ و اسکاچ ۳-۴ تا مکعب روبیک داشت. جا خوردم چرا که با یک موضوع نامتعارف برخورد کرده بودم. راستش نخریدم چونکه خیلی به ور رفتن با مکعب روبیک علاقه ای ندارم. اما به شدت ذهنمو مشغول کرد. اینکه اصلا این ایده فروختن مکعب روبیک از کجا اومده؟ اگه دقت کرده باشین خیلی وقته که حال و هوای فال حافظ خریدن عوض شده. قبل تر ها یه جور شور خاصی داشت. (نمی دونم شاید برای من اینجوری شده!) اما حالا مطمئن هستیم که هدف اول از خریدن فال حافظ اول پول دادن به گداست، گاهی حتی خلاص شدن از گیردادن هاشون و بعد خود حافظ و فالش. اما اتفاقی که افتاده ذهنمو برد به این سمت که اتفاقا کسانی که این بچه ها را ساماندهی می کنند به خوبی بازار هدفشونو مطالعه می کنند. احتمالا متوجه شدند که باید جایگزینی برای فال حافظ پیدا کنند و می دونند تو چه منظقه ای باید چه چیزی بفروشند و کم کم می رن به سمت اجناسی که دیدن آنها در دست متکدیان تعجب آور باشه. در هر صورت علم تحقیقات بازار هرجا کاربرد خودشو داره. احتمالا این می تونه یکی از کاربردهای عملی هوش تجاری (Business Intelligence) باشه.

۲- سازدهنی و گیتار

دیشب که از دفترم بیرون اومدم، رفتم عابر بانک پول بگیرم. منتظر بودم که ببینم بالاخره عابر بانک لطف می کنه با مرکز شتاب ارتباط برقرار کنه یا نه که صدای موسیقی بسیار زیبایی توجهم را جلب کرد. برگشتم ببینم صدا از چه ماشینی داره بیرون میاد. اما چیزی متوجه نشدم. دستگاه خودپرداز ازم بخاطر عدم امکان برقراری ارتباط عذرخواهی کرد، کارتو برداشتم راهمو ادامه دادم دیدم دو تا پسر جوون ۲۴-۲۵ ساله یکی گیتار می زنه، یکی سازدهنی و نتیجه اش هموم آهنگ زیبا بود. کیس گیتارشون رو هم گذاشته بودند جلوی پایشان که کمترین عدد اسکناس در اون کیس ۱۰۰۰ تومن بود. مردم هم رد می شدند و پول می دادند. که حداقلش هزاری بود. اینهم از اون اتفاقای جالب بود. بعد از نسل آکاردئون، ویولون با صدای گوش خراش و گاهی سازحلبی های افغانی حالا نوبت رسیده بود به گیتار و سازدهنی. البته قبلا کسان دیگه هم بوده اند که سنتور می زدند اما خوب این جنسش فرق می کرد. به نظرم اومد دوتا دانشجو باشند که دستشون خالی شده فکر کردند چی کار می تونن انجام بدند و رسیدن به اینجا. یا شاید موارد دیگر…. چه فرقی می کنه اما شاید باید این دو نفر از نسل اول آدمهایی دونست که این سبک را رواج می دهند.

اینها اتفاقات شهری است که به نظرم کم کم گسترش پیدا خواهد کرد.

پی نوشت:

امروز صبح که از خونه اومدم بیرون دیدم شهرداری پس از مدتهااااا یک سطل آشغال نزدیک خونه گذاشته. نمی تونید تصور کنید چقدر خوشحالم کرد. منتظرم شب بشه که اولین کیسه آشغالو بندازم توش. انگیزه پیدا کردم برای شب آشغال بیرون گذاشتن.

توصیه های یک اقتصاد دان به وبلاگ نویسان مطلبی است که روز یکشنبه ۸۸/۱۸/۵ در صفحه ۲۹ روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شد. مطلب جالبیه!

۵ دلیل برای استفاده از ابزارهای مایکروبلاگینگ در سازمان

۱۸ مرداد ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

اگر بخواهم به تاریخچه مایکروبلاگینگ بپردازیم، ابتدا این موضوع توسط فیس بوک در مارچ ۲۰۰۶ با ایجاد قابلیت Status Update مطرح شد و در جولای همان سال Twitter بعنوان اولین سرویس مایکروبلاگینگ دنیا شروع به فعالیت کرد. مایکروبلاگینگ در ابتدا بعنوان Life Streaming یا شرح وقایع روزانه بصورت کوتاه مورد استفاده قرار می گرفت اما کم کم با مطرح شدن مباحث Web 2.0 و Enterprise 2.0 از حدود یکسال پیش، استفاده از مایکروبلاگینگ به سازمانها هم وارد شده تا بتواند باعث همکاری نزدیک تر بین افراد تیمها در سازمان شود. قبل تر درباره ابزار Yammer نوشته بودم که می توانید اینجا بخوانید.

اما نکاتی که می خواهم مطرح کنم ایده های خودم است که از نتیجه کار با ابزار شیرپوینت و نیازمندی سازمانها در استفاده از ابزارهای همکاری تیمی بدست آورده ام. به نظرم به پنج دلیل زیر مایکروبلاگینگ می تواند آینده همکاری تیمی در سازمانها را دستخوش تغییر کند:

۱ – مایکروبلاگینگ بجای گزارشات روزانه: شاید خیلی از شماها نیز با من هم عقیده باشید که در انجام امور کاری روزانه نوشتن گزارش کار سخت ترین قسمت باشد. نوشتن گزارشات رسمی یا پر کردن قالبهای از پیش تعریف شده گزارشات یا تایم شیتهای پیچیده همیشه افراد را سردرگم می کند و بعنوان یک کار خسته کننده شناخته می شود. مایکروبلاگینگ باعث می شود تا افراد بتوانند فعالیتهای روزانه خود را به شکلی غیر رسمی و با جملاتی که بیشتر با آنها احساس راحتی می کنند ثبت نمایند. مایکروبلاگینگ می تواند یک جایگزین برای گزارشات روزانه باشد.

۲- مایکروبلاگینگ بجای انجمنها و چت: مایکروبلاگینگ را می توان بعنوان نسل بعدی انجمنهای سوال و جواب دانست. با توجه به سادگی مطرح کردن سوالات و ایده ها، مایکروبلاگینگ می تواند بعنوان یک انجمن سوال و جواب همزمان کار کند. بدلیل محدودیت استفاده از کلمات در مایکروبلاگینگ این امکان مانند چت نخواهد بود و تمرکز کاربران را با بکاربردن جملات غیرمرتبط از بین نخواهد برد.

۳- مایکروبلاگینگ و جستجوی سازمانی: ابزارهایی مانند شیرپوینت و یا پورتالهای درون سازمانی عموما دارای قابلیت جستجو در اطلاعات و منابع مختلف در سازمان را دارا می باشند. گسترش قابلیت جستجو در سیستم مایکروبلاگینگ می تواند این بستر را بعنوان یک محیط ذخیره دانش مطرح نماید. امکان تخصیص برچسب به موضوعات مطرح شده می تواند نمایانگر موضوعات داغ در سازمان باشد.

۴- مایرکوبلاگینک و مدیریت فعالیتها: ممکنه این سوال برای شما مطرح بشه که من از ابزارهای مدیریت فعالیتها استفاده می کنم چه دلیلی داره که درباره فعالیتم از مایکروبلاگینگ استفاده کنم؟ وجود این دو موضوع هیچ منافاتی با هم ندارند و می توانند تکمیل کننده یکدیگر باشند. همانطور که در مورد اول ذکر کردم مایکروبلاگینگ می تواند تبدیل به بستر گزارشات سازمانی شود. نوشتن ایده ها و فعالیتها در لحظه باعث می شود تا بتوان ایده های دیگران را نیز جذب کرد و از عقاید آنها در خصوص کاری که انجام می شود بهره مند شد. در متدولوژی های مدیریت پروژه مثل PRINCE2 و یا راه کارهای PMBOK، قالبهای مستنداتی برای ثبت تجربیات پروژه وجود دارد. تجربیات پروژه معمولا بعد از خاتمه یک فاز یا تحویل یک محصول ثبت می گردند. حال تصور کنید یک ابزار با نام مایکروبلاگینگ در لحظه تولد یک تجربه امکان ثبت آن را می دهد.

۵- مایکروبلاگینگ و قوانین سازمانی: مثل استفاده از دیگر تکنولوژیها سیاست گذاری و وضع قوانین برای استفاده از مایکروبلاگینگ یک الزام می باشد. مایکروبلاگینک باعث نزدیکی افراد به یکدیگر می شود که این به معنی تاثیر پذیری بیشتر افراد از یکدیگر نیز می باشد. مطرح کردن احساسات و مسائل شخصی می تواند یک تهدید برای مایکروبلاگینگ  و در نهایت برای سازمان به حساب آید. همچنین منتشر کردن مباحث سری و یا انتقادهای مستقیم می تواند نتیجه های منفی در بر داشته باشد.

مطالب مرتبط:

یک تصویر از تاریخچه مایکروبلاگینگ

بلاگ Geek & Poke با کارتونهای گیکی

توییتر یا قاتل بلاگ